Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

فرهنگ نظام، فرهنگ واژگان فارسي به فارسي تأليف سيد محمدعلي داعي‌الاسلام در ميان سال‌هاي (1346 ـ 1358 ق/ 1927 ـ 1939 م).

اين فرهنگ از جمله فرهنگ‌هاي معتبر است كه در شبه قاره به چاپ رسيده است.1 حـ 30000 واژة فارسي را در بر دارد.2 چون اين فرهنگ پنج جلدي با سرماية نظام حيدرآباد (امير عثمان علي خان پادشاه دكن) به چاپ رسيد، به نام او مزيّن شد.3  مؤلف در مقدمة فرهنگ نظام تصريح دارد كه با كمك پادشاه دكن و صدر اعظم اديب و شاعر او، ‌مهاراجه سركشن پرشاد براي تهية فرهنگ جامعي از واژگان فارسي به ايران آمد.4 وي بيش از دو سال در ايران به پژوهش دربارة زبان‌هاي ولايتي پرداخت و در اين امر از ادباي ايراني ياري گرفت. سپس به دكن بازگشت و به تأليف اين فرهنگ پرداخت.5 جلدهاي نخست و پنجم فرهنگ نظام هريك مقدمه‌اي دارد كه به لحاظ روش كار مؤلف، نقد فرهنگ‌هاي فارسي و معرفي برخي از فرهنگ‌هاي تأليف شده در ايران و هندوستان تا حدي قابل اعنتاست. واژگان اين فرهنگ بيشتر فارسي است، ‌اما گاه واژگان عربي و نيز تركي در آن ديده مي‌شود. واژگان آن با حروف اوستايي ضبط شده و به همين سبب از دقت ضبط برخوردار است.6 در نوع خود تازگي دارد و متضمن واژگان فارسي هر سه شعبة زبان، يعني شعر، نثر و تكلم است. از ويژگي‌هاي فرهنگ نظام مي‌توان به: 1- ضبط زبان هر ولايت در ذيل معناي لفظ ولايتي آن. 2- حذف هر لفظ ولايتي فاقد سند شعري. 3- پرهيز از الفاظ زند و پازند و اوستا. 4- حذف الفاظ تكراري و مركب، اشاره كرد.8

 

مآخذ:

  1. نقوي، شهريار. فرهنگ نويسي فارسي در هندو پاكستان. تهران: انتشارات ادارة كل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص27.
  2. قاسم‌نژاد، ‌علي. «فرهنگ نظام»، فرهنگنامة ادبي فارسي، دانشنامة ادب فارسي (2). به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ‌چ1، 1376، ص1404.
  3. دبيرسياقي، محمد. فرهنگهاي فارسي به فارسي به زبانهاي ديگر. ‌تهران : آرا، چ ‌1375، ص192.
  4. داعي‌الاسلام، ‌محمدعلي. فرهنگ نظام. حيدرآباد دكن: اعظم استيم پريس، 1348م، ج1، ص ب (سرآغاز).
  5. نفيسي، سعيد. «فرهنگ نظام»،  مقدمة لغتنامة دهخدا. گروهي از نويسندگان، ‌تهران: دانشگاه تهران، 1338، ص224، 225.
  6. دبيرسياقي، ‌محمد. همان‌جا.
  7. داعي‌الاسلام، ‌محمدعلي. همان، ص38 (ديباچه).
    ابوالقاسم رادفر