Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

فصاحت، در علم معاني و بيان روشني در كلمه و كلام يا به عبارت ديگر، گشاده زباني و روشن گويي.1

صراحت لفظ، شيوايي بيان و پاكيزگي سخن از پيچيدگي و دشواري لفظي از لوازم اصلي فصاحت هستند.2 اهل فن در اصطلاح براي فصاحت بر اساس آن‌كه صفت كلمه يا صفت كلام و يا صفت متكلم قرار گيرد، سه نوع تعريف به دست داده‌اند.3 الف) فصاحت كلمه كه بايد از عيوبي چون: 1- تنافر حروف 2- غرابت استعمال 3- كراهت در سمع 4- مخالفت قياس صرفي، خالي باشد. ب) فصاحت كلام كه خالي بودن آن از عيوبي نظير: 1- تنافر در كلمات 2- ضعف تأليف و تعقيد لفظي 3- تقيد معنوي 4- كثرت تكرار و 5- تتابع اضافات، ضروري است. ج) فصاحت متكلم و آن هنگامي است كه آوردن كلمه و كلام فصيح از عادات او باشد و كلمه و كلام فصيح را بدون هر گونه تكلف و تصنع ادا كند.4 از آن‌جا كه كلام بليغ پس از كلام فصيح تحقق مي‌پذيرد، فصاحت را جزو علم معاني به شمار آورده‌اند. بنابراين اگر كلمه يا كلام فصيح نباشد، به دلايل گوناگون نمي‌توان آن را بليغ دانست.5 ارتباط فصاحت و بلاغت* تا بدان پايه است كه برخي از دانشمندان و صاحب نظران علم بلاغت از شيوايي و شكوه الفاظ به عنوان شرط لازم براي تحقق بلاغت ياد كرده‌اند.6

 

مآخذ:

  1. ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. واژه نامة هنر شاعري. تهران: كتاب مهناز، چ 2، 1376، ص193.
  2. عباسپور، هومن. «فصاحت»، فرهنگنامة ادبي فارسي ؛ دانشنامة ادب فارسي (2). به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، 1376، ص 1042.
  3. نصيريان، يدالله. علوم بلاغت و اعجاز قرآن. ‌تهران: سمت، چ 2، 1380، ص 25.
  4. علوي‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معاني و بيان. تهران: سمت، چ 1، 1376، ص 21ـ 25 (به اختصار).
  5. شميسا، سيروس. معاني و بيان (1). تهران: دانشگاه پيام نور، چ 1، 1370، ص 11، 12، 13 (سري انتشارات آزمايشي متون درسي).
  6. رضانژاد (نوشين)، غلامحسين. اصول علم بلاغت در زبان فارسي. تهران: انتشارات الزهراء ، چ 1، 1367، ص 31.
    ابوالقاسم رادفر