Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

قائم مقام فراهاني، ميرزا ابوالقاسم (1193-1251ه ق)، مشهور به قائم مقام، وزير، ديواني، و صدراعظم دورة قاجار، متولد «هزاوه» فراهان. پس از فراگيري دانش‌هاي معاني بيان و عروض، لغت عرب، عرفان، رياضي، اخلاق و...1 به واسطة پدرش ميرزا عيسي (ميرزا بزرگ قائم مقام) در دستگاه حاجي ابراهيم‌خان كلانتر راه يافت. در ابتدا منشأت دولتي را مي‌نگاشت و به حمايت حاجي ابراهيم خان در سلك خدمتگزاران ديوان درآمد.2 قائم مقام تا سال 1226ق در تهران به خدمات ديواني اشتغال داشت. پس از مرگ برادرش ميرزا حسن كه پيشكاري عباس ميرزا نايب‌السلطنه را داشت به درخواست پدرش به تبريز آمد و به جاي برادرش پيشكاري عباس ميرزا را عهده‌دار شد و در سفر و حضر ملازمت خدمت عباس ميرزا را داشت.3 پس از فوت پدر مشاغل و وظايف او را به دست آورد، او را سيد الوزراء نيز گفته‌اند. در سال 1238ق لقب قائم مقام به وي اعطا شد.4 به سعايت معاندان، عباس ميرزا از فتحعلي شاه خواست او را عزل كند. فتحعلي شاه او را به تهران احضار كرد و اين انفصال دو سال به طول انجاميد.5 قائم مقام در اوائل جنگ‌هاي دوم ايران و روس مجدداً به خدمت عباس ميرزا در آمد.6 در سال 1241ق با دختر فتحعلي‌شاه گوهر ملك خانم ازدواج كرد.7 با شروع مرحلة دوم جنگ‌هاي ايران و روس او مخالف شروع جنگ بود.8 در قرارداد تركمانچاي جزو هيأت اعزامي ايران بود.9 پس از شروع اغتشاشات داخلي در يزد، كرمان، خراسان، به دستور فتحعلي شاه، عباس ميرزا به سركوبي اين شورش اعزام شد و قائم مقام نيز همراه وليعهد بود. پس از سركوبي آنها به همراه عباس ميرزا به تهران آمد.10 در سال 1248ق عباس ميرزا مأمور حمله به هرات شد اما به علت كسالت، پسرش محمدميرزا عهده‌دار جنگ شد و قائم مقام نيز با سپاهي به حمايت وي اعزام شد.11 با مرگ عباس ميرزا، قائم مقام از وليعهدي محمدميرزا حمايت كرد، وليعهد نيز او را به سمت وزارت خود انتخاب كرد.12 پس از مرگ فتحعلي شاه، محمد ميرزا با حمايت قائم مقام توانست بر ساير مدعيان سلطنت غالب آيد و به پادشاهي برسد، و مقام صدارت عُظمي را به قائم مقام واگذار كند.

قائم مقام با دخالت بيگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبير امور مملكت تا آنجا پيش رفت كه بدون اعتنا به شاه به ادارة امور مي‌پرداخت و حتي گزارش‌هاي روزانة خود را به شاه ارائه نمي‌كرد. مخالفان وي كه عبارت بودند از درباريان، سفارت‌هاي خارجي و شاهزادگان كه هر يك از وي كينه داشتند اين امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه اين مطلب را القاء كردند كه قائم مقام قصد تغيير تاج و تخت را دارد.13 سرانجام محمدشاه مخفيانه دستور قتل او را داد و مأموران وي را شبانه خفه كردند (30 صفر 1251ق). او را در حرم عبدالعظيم(ع) دفن كردند.14

 

مآخذ:

  1. فائقي. ابراهيم. آشنايي با قائم مقام فراهاني. بي جا. انتشارات زرقلم، 1373، ص 37.
  2. اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌خان. صدرالتواريخ. به اهتمام محمد مشيري، تهران: سازمان انتشارات وحيد، 1349، ص 145.
  3. پناهي سمناني. قائم مقام فراهاني چهرة درخشان ادب و سياست. تهران: نشر ندا، 1376، ص 64.
  4. همان، ص 123-122.
  5. علي قلي ميرزا. اكسيرالتواريخ. به اهتمام جمشيد كيانفر، تهران: انتشارات سمن، 1370، ص 398.
  6. فلسفي، بهرام. قائم مقام در آيينة زمان. بي جا، ناشر كتاب آخرين، 1373، ص 164.
  7. پناهي سمناني. قائم مقام فراهاني چهرة درخشان ادب و سياست. تهران: نشر ندا، 1376، ص 71.
  8. نفيسي، سعيد. تاريخ اجتماعي و سياسي در دورة قاجار. تهران: بنياد، 1345، ج 1.
  9. هوشنگ مهدوي، عبدالرضا. تاريخ روابط خارجي ايران. تهران: اميركبير، 1349، ص 236.
  10. فائقي. ابراهيم. آشنايي با قائم مقام فراهاني. بي جا. انتشارات زرقلم، 1373، ص 88-77.
  11. لسان‌الملك سپهر، محمدتقي. ناسخالتواريخ. به اهتمام جمشيد كيانفر، تهران: اساطير، 1377، ج 1، ص 504-500.
  12. ساساني، خان‌ملك. سياستگران دورة قاجار. تهران: هدايت، 1338، ص 48-47.
  13. محمود، محمود. تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در قرن نوزدهم. تهران: اقبال، 1367، ج 1، ص 340.
  14. شميم، علي اصغر. ايران در دورة سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1375، ص 128.
اکبر فلاحی