Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

قرب، در لغت به معنی نزدیکی است و در اصطلاح تصوف آن است که سالک نزدیکی خدا را به دل مشاهده کند و بکوشد تا به حق تقرب جوید. مراقبه، مقدمة قرب است و چون سالک به مراقبه رسيد، قرب حق را احساس می‌کند1 که خود فرمود: «وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ مِن حَبْلِ الْوَریدِ» و ما از رگ گردن به او (انسان) نزدیک‌تریم.2

قرب شامل سه مرحله است:

الف) مرحلة ابتدایی: قربِ متقرّبان: قرب کسانی است که می‌کوشند تا با انواع طاعات خود را به حق نزدیک سازند.

ب) مرحلة متوسط: قربِ متحققان: قرب کسانی است که به هر چه می‌نگرند خدا را بدان نزدیک می‌بینند.

ج) مرحلة نهایی: قربِ منتهیان: قرب کسانی است که چنان از خود بیخود گشته و به حق متوجه‌اند که قرب خود را هم نمی‌بینند.3

 

مآخذ:

  1. سراج نیشابوری. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص56.
  2. سوره ق/ 50/16.
  3. سراج نیشابوری. ص57.
    اصغر دادبه