Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

لباس عزا و سوگواری، سیاه رنگ سوگواری و ماتم بود،1 اما رنگ کبود نیز تقریباً همین معنا را داشت،2 به ویژه زنان، هنگام سوگواری لباس خود را به رنگ نیلی سیر در می‌آوردند.3 هارون‌الرشید خلیفه عباسی با پای برهنه جنازه مادر خود را تشییع کرد.4 اما پسرش مأمون با قبای سفید در حالی که بدون سرپوش و سربرهنه بود در تشییع پیکر امام هشتم شیعیان شرکت جست.5 پس از مرگ امام الحرمین جوینی در نیشابور، تا یک سال مردمان بدون دستار و کلاه، و سر برهنه بودند.6 در تشییع جنازه‌ها اغلب گریبان جامه‌ها را می‌دریدند و سرها را برهنه می‌ساختند و خاک و کاه بر سر و شانه‌های خود می‌ریختند و با پای برهنه به دنبال جنازه حرکت می‌کردند.7 اگرچه فقه و شریعت کفن‌های سفید و بی‌نقش را تأیید می‌کرد، اما افراد مهم را گاه در کفن‌های ابریشمی و نقش‌دار به خاک می‌سپردند. شماری از کفن‌های ابریشمی و دو پودی (منی) بوییان بدست آمده است که نقش عقاب یک سر و دو سر دارند، و نوشته‌های آن‌ها به خط کوفی است.8 دیلمیان جامه سیاه پوشیده و خود را با کیسه‌هایی طبری که برسر و روی خود پیچانده بودند، می‌پوشاندند.9 در دوره حکومت‌های ترک استفاده از لباس سفید در کنار لباس‌های سیاه، وجود داشته است. آنان در سوگواری‌ها دستار سفید بر سر گذاشته، از جامه سفید استفاده می‌کردند. برخی از مردم پاپوش‌های خود را نیز درآورده  و با پای برهنه به سوی مزار درگذشتگان می‌رفتند. یا این‌که نوعی جامه پلاس بر تن می‌کردند.10 در دوره مغولان، جلوی سر را می‌تراشیدند، و یا خاک و کاه بر سر می‌ریختند. مردمان طبقات بالاتر، بیشتر خرقه یا پلاس پاره‌ای سیاه بر سر می‌گذاشتند. 11 خطیبان و قضات عمامه خود را برداشته و شال پشمی سیاهی بر سر می‌گذاشتند.12 برلباس‌های خود، در این‌گونه مراسم، گاهی، جُل چهارپایان و یا نوعی تلیس(گونی) می‌پوشیدند،13 یا این که لباس‌های خود را پشت و رو کرده می‌پوشیدند.14 امیران جامه پشمین نمدی بر تن می‌کردند،15 که گاه با انداختن نمدهایی سیاه در گردن همراه بود.16  شاه اسماعیل صفوی پس از شکست در نبرد چالدران، خرقه سیاه پوشیده، عمامه سیاه برسر نهاد، حتی پرچم‌ها را نیز سیاه کردند.17

 

مآخذ :

  1. ابن خلدون، عبدالرحمن. مقدمه. ترجمة محمد پروین گنابادی، تهران: علمی و فرهنگی، 1369، ج1، ص372.
  2. حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعةالثالثه، 1953م، ج3، ص442- 444.
  3. Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam, 1845, Pp.4-20
  4. ابن‌کثیر، القرشی‌الدمشقی. البدایة و النهایة فی التاریخ. الطبعة الاولی، قاهره: مطبعة السعادة، 1351- 1358ق/ 1939- 1945م، ج10، ص163.
  5. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر، 1960م، ج3، ص180- 181.
  6. سبکی، تاج‌الدین عبدالوهاب. طبقات الشافعیة‌ الکبری. تحقیق محمود محمد الطناجی، عبدالفتاح محمد الحلو، قاهره: عیسی‌البابی الحلبی، 1964- 1976م، ج5، ص181.
  7. یاقوت حموی، شهاب‌الدین. معجم‌البلدان. طبع محمد امین الخانجی، قاهره: 1906م، ج3، ص452.
  8. روح‌فر، زهره. نقش عقاب بر کفن‌های آل‌بویه. مجله باستان‌شناسی و تاریخ. سال دوم، شماره دوم، بهار و تابستان 1367، ص23- 27.
  9. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن:بریل، 1906م، ص369.
  10. عتبی، ابونصر محمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی، شرح منینی. مصر: مطبعه وهبیه، 1286ق، 2جلد، ترجمة ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345، ص424.
  11. ابن بطوطه، شرف‌الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص207.
  12. همانجا، ج1، ص358.
  13. همانجا، ج1، ص207.
  14. داودی، نادر. آثار ایران در موزه متروپولیتن. تهران: سازمان میراث فرهنگی، 1382، ص86، موزه متروپولیتن.
  15. ابن بطوطه، ج1، ص207.
  16. خواندمیر، حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج4، ص214.
  17. فلسفی، نصرالله. زندگانی شاه عباس اول. دانشگاه تهران، 1353، ص121
محمدرضا چیت‌ساز