Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

متعه، عقد زناشويي براي مدت معيّن.

متعه، در لغت، به معني توشة اندك است1 و در معاني مختلف استفاده مي‌شود: 1) نكاح منقطع، عقد زناشويي است كه مدت آن معين2 و متصل به تاريخ عقد است و بايد همراه با ذكر صداق باشد،3 در غير اين صورت، عقد، باطل است. در صورت عدم تعيين مدت، عقد، دائمي محسوب مي‌شود؛ 2) متعة النكاح يا متعة النساء، همان نكاح منقطع است كه نزد عوام، صيغه ناميده مي‌شود4 و در برابر متعة الحج استفاده مي‌شود؛5 3) متعة الحج، زماني است ميان عمره و حج كه براي حج گذار محل مي‌شود و التذاز و انتفاعي كه به سبب احرام بر او ممنوع شده، خصوصاً لذت جنسي، براي او جايز مي‌گردد؛6 4) متعة الطلاق يا مهرالمتعه، مالي است كه مستحب است، زوج، موقع طلاق به زوجه هبه كند.7 مهرالمتعه در نزد علماي اهل سنت به دو گونه است: مهر المتعة واجب، كه به  زني تعلق مي‌گيرد كه تعيين مهر را تفويض كرده و پيش از نزديكي، طلاق داده شده و مهرالمتعة مستحب، براي زني كه بعد از نزديكي، طلاق داده شده است.8 مهرالمتعه در فقه اماميه، حق زني است كه مهر او در هنگام عقد، ذكر نشده و پيش از نزديكي و تعيين مهر، طلاق داده شده است.9 ملاك اصلي در تعيين مهر المتعه، بنا بر رأي مشهور فقهاي شيعة اماميه، وضعيت مالي زوج است.10

 

مآخذ:

  1. يزدي، سيدمحمدكاظم. عروةالوثقي. ج2، ص655.
  2. مادة 1075 و 1076 قانون مدني.
  3. مادة 1087 قانون مدني.
  4. تفسير قرطبي. ج5، ص30- 35؛ همان. ج1، ص321/ 13؛ مجمع‌البحرين. 42؛ همان. 333.
  5. فرهنگنامة حج.
  6. همان؛ تفسير قرطبي. ج2، ص387- ج7، ص397؛ تهذيب اللغة. 2/85/2؛ ابن‌اثير. نهاية. ج4، ص292؛ مجمع‌البحرين. ص333؛ شهيد ثاني. الروضة البهيه في شرح المعة الدمشقيه. قم: انتشارات حوزة علميه، ج2، ص204.
  7. ابن‌اثير. نهاية. 4/292؛ مجمع‌البحرين. ص333.
  8. الجزيري. الفقه علي المذاهب الخمسه. ج4،  ص118 و 119.
  9. نجفي، محمدحسن. جواهر الكلام. ج31، ص58؛ محقق حلي. شرايع الاسلام. ج2، ص547 و 548.
  10. جواهرالكلام. ج31، ص54 و 55.
    اسدالله معظمی گودرزی