Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

مجير بيلقاني (ـ 586 ق) شاعر

ابوالمكارم مجيرالدين بيلقاني از مردم بيلقان ـ از توابع شوشي ـ بود و از مادري حبشي به دنيا آمد. تحصيلات ادبي خود را در شروان نزد خاقاني به پايان برد، اما چندي بعد او را هجو گفت.1 مجير به دربار اتابكان آذربايجان مانند شمس الدين ايلدگز (حك 555 ـ 568 ق)، نصرةالدين جهان پهلوان محمد بن ايلدگز (حك 568 ـ 581 ق) و قزل ارسلان عثمان بن ايلدگز (حك 581 ـ 587 ق) پيوست و افزون بر آنان ركن الدين ارسلان سلجوقي (حك 555ـ 571ق) و سيف الدين را در اشعار خود ستود.2 در سفري به اصفهان با بي توجّهي بزرگان آن شهر روبه رو شد و به همين سبب دربارة اصفهان هجو گفت. اين هجويه خشم مردم آنجا از جمله شرف الدين شفروه را برانگيخت. به جز خاقاني و شفروه، با جمال الدين اصفهاني، اثير اخسيكتي و جمال اشهري معارضه و رقابت داشت.3 به شهادت برخي از ابياتش به تصوف گراييد. تصوف او به تصوف عمومي به ويژه در سده‌هاي 2 و3 ق و عهد تيموريان نزديك بود. قصايدش در رواني الفاظ و روشني معاني مرتبة والايي داشت و از شاعران پيشين چون فرخي و منوچهري در قصيده تأثير پذيرفته بود.4 ديوان شعر شامل 5000 بيت و سوگندنامه كه حمدالله مستوفي آن را «به تخصيص بي نظير» خوانده است، از آثار او هستند.5 به روايتي، مجير به تعصّب مردم اصفهان به قتل رسيده است.6

مآخذ:

1ـ حكيميان، ‌ابوالفتح. فهرست مشاهير ايران، تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 2، ص 437 و 438.

2ـ صفا، ‌ذبيح الله. تاريخ ادبيات در ايران، تهران: ابن سينا، ‌چ 4، 1347، ج 2، ص 721.

3ـ فقيه، جمال الدين. آتورپاتكان يا آذربايجان و نهضت ادبي، تهران: علمي‌، بي تا، ص 295و 366.

4ـ فروزانفر، بديع الزمان. سخن و سخنوران، تهران: خوارزمي‌، چ 2، 1350، ص 579و 582.

5ـ حكيميان، ‌ابوالفتح. همان، ص438.

6ـ خانلري(كيا)، زهرا. فرهنگ ادبيات فارسي دري، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ‌ص 451.

ابوالقاسم رادفر