Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

مزدكي، آئين، آئيني با ريشه‌هاي زرتشتي، داراي گرايش‌هاي پرهيزگارانه و خواستار عدالت اجتماعي كه نهضتي بزرگ در دوران سلطنت قباد ايجاد كرد، ولي به علت سركوب شديد ناموفق ماند. اكثر مورخين اين آئين را به موبدي به نام زرتشت خُرّگان نسبت مي‌دهند كه به جز تفكرات ديني و فلسفي، افكاري اقتصادي و اجتماعي هم داشت.1 از شخصي بوندوس نام نيز به منزلة بنيادگذار اين آئين نام برده شده كه برخي او را با زرتشت خُرّگان يكي دانسته‌اند و برخي ديگر مخالف اين نظرند و مزدك* را بنيانگذار اين جنبش ديني دانسته‌اند.2 آيين مزدكي را مي‌توان نهضتي در درون دين زرتشتي دانست كه به دليل پاية ديني‌اش از كمونيسم و سوسياليسم نو جدا مي‌شود.3 نام ديگر آئين مزدكي «درست ديني» است.

آموزة ديني مزدك بر دو اصل روشني و تاريكي متكي بود. از ديدگاه او نور آگاه و ظلمت كور، حركت نور ارادي و حركت ظلمت غيرارادي است.4 بر اثر برخورد دو نيروي تاريكي و روشنايي مدبّرالخير و مدبّرالشر به وجود آمده است. خداي تعالي بر كرسي در عالم بالا نشسته مانند پادشاهي در اين دنيا، و در پيشگاه او 4 نيروي تمييز، فهم، حافظه و سرور ـ مانند 4 طبقة اجتماعي در دورة ساساني ـ حضور دارند. اين 4 نيرو به كمك 7 وزير كارهاي جهان را اداره و اينان نيز در دايره‌اي از 12 نيروي روحاني عمل مي‌كنند. خداي تعالي به ياري كلام و حروف فرمان مي‌راند.5 مزدك براي جهان روشنايي به سه عنصر اصلي قائل بود: آب، آتش و خاك.6 اين آئين را مي‌توان بدعتي در دين زرتشتي دانست. مزدكيان دعوي رسالت نوين نداشتند بلكه نوآوري‌هاي خود را تأويلات درست اوستا مي‌دانستند،7 لكن عناصر دين مانوي* هم در آن به چشم مي‌خورد.

بعد از سركوب مزدكيان، دنبالة اين آئين را بيش از همه در خرم‌دينان* و سپيدجامگان ادوار بعد مي‌توان يافت كه پيروي بابك و المقنع را مي‌كردند و در اساس نظريات مزدكي در مورد اشتراك مال و عدالت در داشتن همسر را حفظ كرده بودند. قرامطة اعصار بعد نيز به علت عقيده به اشتراك در دارايي و داشتن روحية انقلابي متأثر از مزدكيان بودند.

شايد نقطة اوج تعاليم مزدك در نظر او مبني بر لزوم برپايي مساوات و عدالت اجتماعي قرار داشته باشد. به اعتقاد مزدك و مزدكيان خداوند ارزاق و اموال را در اختيار مردم گذاشته تا آن را به تساوي بين خود تقسيم كنند، اما بعضي (اقويا) بر بعضي ديگر (ضعفا) ستم كردند و بخش بزرگ ثروت را به خود اختصاص دادند، پس لازم است كه بينوايان و ستمديدگان براي اعادة حق خود قيام كنند و سهم برحق خود را بازستانند.8 همچنين شعار اشتراك در زنان به مزدك نسبت داده شده9 كه در حقيقت بايد عدالت در دراختيار گرفتن زنان مورد نظر باشد، تا كساني نتوانند حرمسراهاي خود را پر از زنان كنند و كساني ديگر از اختيار همسر عاجز باشند.

مزدكيان در قيام‌هاي خود در دوران قباد ساساني* در هر دو اين جهات كوشيدند، اما شكست خوردند و پس از كشتار بسيار از ايشان، به حيات مخفي و زيرزميني خود ادامه دادند تا باز در دوران اسلامي با صورت جديد سر بلند كردند.

 

مآخذ:

  1. طبري. تاريخ الرسل و الملوك. به كوشش دخويه، ليدن، بي تا، ج 2، ص 893؛ كريستن سن، آرتور. ايران در زمان ساسانيان. ترجمة رشيد ياسمي، به كوشش حسن رضايي باغ بيدي، تهران: 1378، ص 244؛ همو. سلطنت قباد و ظهور مزدك. ترجمة احمد بيرشك، تهران: طهوري، 1374، ص 106-107؛ مشكور، محمدجواد. "مزدك و كيش او"، نامة باستان. به كوشش سعيد مير محمد صادق و نادره جلالي، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ص 364؛ نولدكه، تئودور. تاريخ ايرانيان و عرب‌ها در زمان ساسانيان. ترجمة عباس زرياب، تهران: 1378، ص 485.
  2. شكي، منصور. "درست دينان"، معارف. فروردين و تير 1372، س دهم، ش 1، ص 33؛ طبري، احسان. برخي بررسي‌ها دربارة جهان‌بيني‌ها و جنبش‌هاي اجتماعي در ايران. بي جا، آلفا، 1358، ص176؛ كريستن سن. ايران... . ص 244-245؛ كليما، اوتاكر. تاريخ جنبش مزدكيان. ترجمة جهانگير فكري ارشاد، تهران: توس، 1359، ص 179؛

    Yarshater, E., "Mazdakism", The Cambridge History of Iran. Vol III(2), ed. E. Yarshater, Cambridge: Cambridge University Press, 1983, vol. III(2), PP. 995-998.
  3. نولدكه. همان. ص 488.
  4. طبري. همان. ص 179.
  5. بهار، مهرداد. اديان آسيايي. تهران: چشمه، 1375، ص 96-98.
  6. كريستن سن. سلطنت... . ص 109.
  7. شكي. همان. ص 39.
  8. ابن بلخي. فارسنامه. به كوشش منصور رستگار فسايي، شيراز: بنياد فارس‌شناسي، 1374، ص 220؛ ثعالبي‌مرغني، حسين. غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم. به كوشش زوتنبرگ، پاريس: ملي، 1900 م، ص 600.
  9. فردوسي. شاهنامه. ج 8، به كوشش رستم علي يف، مسكو: آكادمي علوم، 1970م، ص 46. 
ندا اخوان اقدم