Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

مطبوعات از آغاز تا مشروطه: پيش از انتشار و رواج روزنامه در ايران تعدادي نشرية فارسي زبان در هند و ساير كشورها منتشر مي‌گرديد. برخي از اين‌ها دو زبانه و به فارسي و انگليسي بودند. نخستين روزنامة فارسي كه در هند شروع به انتشار كرد نام «مرآت‌الاحوال» داشت كه از 1224ق/ 1820م به وسيلة شخصي به نام «راماموهان روي» مصلح مذهبي هند در كلكته منتشر مي‌شد. سپس برخي جرائد آن كشور قسمت‌هايي از مندرجات خود را به فارسي نگاشته و به چاپ مي‌رساندند. از جمله روزنامة «معلم شفيق» به زبان اردو بود كه گاه سرمقاله‌هاي خود را به فارسي مي‌نوشت. (محيط طباطبائي، ص16). در ايران اولين روزنامه به همت ميرزا صالح شيرازي در 1253ق/ 1837م تأسيس شد. ميرزا صالح كه بايد او را پدر روزنامه‌نويسي ايران به شمار آورد و در زمرة‌ دانشجويان اعزامي عباس ميرزا به انگلستان بود او در آن كشور درس خواند و با روزنامه و به قول خودش كاغذ اخبار آشنا  شد. (پروين، 1/124). روزنامة ميرزا صالح كه نخستين شمارة آن در 25 محرم 1253ق / 1837م در تهران منتشر شد نخست نام معيني نداشت. اما پس از آن، نام «كاغذ اخبار» بر آن نهاده شد. كاغذ اخبار در دورة محدودي به چاپ سنگي رسيد. پيش از آن‌كه انتشار رسمي اين جريده آغاز گردد اعلاميه‌اي در رمضان 1252ق در تهران منتشر و خبر انتشار روزنامه به اطلاع همگان رسيد. (آرين‌پور، 1/235- 236؛ پروين، 1/128). ميرزا صالح به زبان‌هاي انگليسي و فرانسه و لاتين تسلط داشت و در روزنامة او علاوه بر اخبار داخلي، برخي خبرها مربوط به كشورهاي خارجي هم به چاپ مي‌رسيد. چون ناصرالدين شاه به پادشاهي رسيد، با آن‌كه در دو سه سال نخست پادشاهي او روزنامه‌اي در ايران منتشر نمي‌‌شد اما مردم به تدريج به خواندن روزنامه‌ها علاقه پيدا مي‌كردند. برخي جرائد فارسي خارج به ايران وارد مي‌شد و خود شاه هم با فراگيري زبان فرانسه به جرائد علاقة بيشتر نشان مي‌داد. چنان‌كه بعدها در دربار سلطنتي رسماً منصبي به نام «روزنامه‌خوان» برقرار كرد كه اين وظيفه را بيشتر اوقات اعتمادالسلطنه* برعهده داشت. دومين روزنامة منتشره در ايران «زاهريردباهرا» [پرتو روشنايي] نام داشت كه به  زبان آسوري در اورميه منتشر مي‌شد. اولين شمارة آن در ذيحجة 1265ق/ برابر ميلادي سيزده سال پس از كاغذ اخبار ميرزا صالح منتشر گرديد. اين روزنامه ارگان هيئت آمريكائي بوستون بود و انتشار آن 69 سال به طول انجاميد. (پروين، 1/135- 136). وقايع‌ اتفاقيه* سومين روزنامة چاپ ايران است كه در سال سوم پادشاهي ناصرالدين شاه انتشار آن به طور مرتب به دستور ميرزا تقي‌خان اميركبير به طور هفتگي آغاز گرديد. انتشار اين نشريه با اين نام ده سال به درازا كشيد. شمارة نخست وقايع اتفاقيه در 5 ربيع‌الثاني 1267 منتشر شد و نام خاصي نداشت از شمارة دوم نام وقايع‌ اتفاقيه بر آن نهاده شد. نام اين روزنامه پس از انتشار شمارة 470 تغيير يافت. (آرين‌پور، 1/237- 238؛ پروين، 1/136- 137). چهارمين روزنامة فارسي زبان تحت عنوان «آذربايجان» در 1275 تا 1278ق در تبريز منتشر مي‌شد و نشرية معتبري بود. (آرين‌پور، 2/23). از آن پس كه عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه* وزير علوم شد مسئووليت امور جرائد به او سپرده شد. صنيع‌الملك* نقاش معروف به سبب تبحر در فن نقاشي به عنوان نقاش مطبوعات انتخاب و تصاوير او در همة شماره‌ها به چاپ مي‌رسيد. اداره‌اي هم در 1280 به نام ادارة مطبوعات دولتي در وزارت علوم تشكيل و صنيع‌الملك سرپرست آن گرديد. به تدريج بر تعداد روزنامه‌ها افزوده مي‌شد در ربيع‌‌الاول 1283 ناصرالدين شاه فرمان داد تا چهار نشرية ماهانة ديگر به نام‌هاي روزنامة دولتيِ،* مصور، روزنامة دولتي بدون تصوير، روزنامة ملتي و روزنامة علمي انتشار يابد (← روزنامة دولتي، روزنامة دولت علية ايران، روزنامة علمية دولت علية ايران) . (پروين، 1/141). پس از صنيع‌الملك،* محمدحسن خان اعتمادالسلطنه رئيس ادارة انطباعات شد در اين زمان مطالب زيادي از نشريات فرانسوي ترجمه و در روزنامه‌هاي ايران به چاپ مي‌رسيد. (آرين‌پور، 1/241) تيراژ روزنامه‌ها بيشتر در تهران به فروش مي‌رسيد اما هر شهر و ولايتي سهميه‌اي كه با پست به آن‌جا فرستاده مي‌شد به خصوص حكام ولايات موظف به خريد برخي نشريات بودند. مطالب روزنامه‌ها در عصر ناصرالدين شاه، بيشتر جنبة دولتي و رسمي داشت. اين نشريات همه به هزينة دولت چاپ مي‌شدند، از اين رو از درج نوشته‌ها و مطالب انتقادي خودداري مي‌كردند. اما ترجمة مطالبي كه از فرانسه به فارسي به چاپ مي‌رسيد نقش مؤثري در روشنگري افكار عامه داشتند. با آگاهي ناصرالدين شاه از تأثير روزنامه‌ها، سخت‌گيري او نسبت به ورود روزنامه‌هاي فارسي زبان خارج كشور آغاز شد. بيش از همه نسبت به قانون ملكم‌خان حساسيت وجود داشت. ادارة دارالطباعه به تدريج وسعت گرفت و سپس به وزارت انطباعات تغيير نام داد و محمدحسن خان اعتمادالسلطنه مسئوول آن شد. حتي شخص شاه برخي مطالب را از نظر گذرانده و دستور حذف آن‌ها را مي‌داد. (پروين، 1/181، آرين‌پور، 1/241). در زمان ناصرالدين شاه چند تن از روزنامه‌نگاران برجستة ايران كه فضاي كشور را براي ادامة كار مناسب نديدند به كشورهاي ديگر رفتند. از جمله بايد به مدير روزنامة اختر* اشاره كرد كه در استانبول اين نشريه را منتشر مي‌كرد. (ذاكرحسين، ص41- 42) يا روزنامة قانون* كه پس از قطع روابط ملكم با دربار ايران و سكونت او در انگلستان در آن كشور به زبان فارسي به چاپ مي‌رسيد و در شمار جرائد بسيار متنفذ آن زمان بود. (ذاكرحسين، ص44). همچنين ايجاد روزنامة حبل‌المتين* در كلكته در 1311ق كه انتشار آن مدت 37 سال متوالي ادامه پيدا كرد گام مؤثري در بيداري ايرانيان داشت. (آرين‌پور، 1/202). به اين ترتيب دوران تاريخي انتشار روزنامه قبل از مشروطه را مي‌توان به سه دوره تقسيم كرد: عصر محمدشاهي، عصر ناصري و عصر مظفري، در عصر محمدشاهي فقط روزنامة كاغذ اخبار به چاپ مي‌رسيد، شروع عصر ناصري با انتشار وقايع اتفاقيه همراه است. پس از آن معروف‌ترين روزنامة اين عصر عبارتند از: دولت علية ايران،* علمية دولت علية ايران،* ملت سنية ايران،* ملتي ايران،* وقايع‌عدليه، مريخ، علمي، اختر، فرهنگ، اطلاع، دانش، اردوي همايون و حبل‌المتين (محيط طباطبايي، ص88). در عصر مظفري [از 1314 تا 1324] غير از نشريات فوق، حبل‌المتين و ده‌ها روزنامة ديگر از قبيل تربيت* و ادب* در تهران و تبريز و مشهد منتشر مي‌شدند. درين زمان انجمني به نام انجمن معارف تشكيل شد كه اعضاي آن را نويسندگان معروف تشكيل مي‌دادند. در اين دوره تا پيش از صدور فرمان مشروطه جمعاً سي و يك عنوان نشريه به زبان فارسي انتشار مي‌يافت. كه 11 عنوان آن تخصصي بود. يكي از نشريات اين زمان فلاحت مظفري در زمرة نشريات تخصصي مفيد اين دوره بود. (پروين، 2/396- 397). روزنامة غير دولتي معروف اين دوره تربيت بود كه به سردبيري محمدحسين ذكاء الملك فروغي از رجب 1314ق چاپ آن آغاز شد اين نشرية هفتگي مدتي كوتاه به صورت روزانه انتشار يافت و سپس هفتگي شد. (پروين، 2/400-401). اگر مطبوعات عصر مظفري را كلّاً مورد مقايسه قرار دهيم روزنامه تربيت و ادب در ايران و روزنامة پرورش در مصر در مقام اول از حيث شايستگي و برازندگي قرار دارند. با اين تفاوت كه پرورش به حكم انتشار در محيط آزادتر و نگاشتن مقالات به قلم نويسندگان پر شورتر جالب‌تر بود. (محيط طباطبايي، ص22، آرين‌پور، 1/244/245). با اين همه و به رغم آزادي‌هاي متداول در عصر مظفري، پيشرفت مطبوعات در اين عصر به كندي صورت مي‌گرفت. جدايي روزنامه‌ها و مندرجات آن از زندگاني مردم و وابستگي كلي به دستگاه ديوان و به خصوص شاهان قاجار و اختصاص بيشتر مطالب به ستايش و يا گزارش امور شخصي شاه، مجالي براي نويسندگان مطالب سياسي و اجتماعي باقي نمي‌گذاشت. به اين ترتيب تغييرات بسيار جزئي در امر روزنامه‌نگاري در سال‌هاي فوق صورت گرفت. با وقوع انقلاب مشروطه و انحلال وزارت انطباعات، مطبوعات جديدي پا به عرصة وجود گذاشتند كه تغييرات عمده‌اي را در دگرگوني افكار طبقات مردم موجب گرديدند.

 

مآخذ:

آرين‌پور، يحيي. از صبا تا نيما. تهران: زوار، 1375، ج1/234- 252؛ ج2/21-28، 223- 225؛ پروين، دكتر ناصرالدين. تاريخ روزنامه‌نگاري ايرانيان و ديگر پارسي‌نويسان. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1377، ج1/ 122- 243، ج2/396- 401؛ ذاكرحسين، عبدالرحيم. مطبوعات سياسي ايران در عصر مشروطيت. تهران: دانشگاه تهران، 1368، صفحات مختلف مندرج در مقاله؛ محيط طباطبائي، سيدمحمد. تاريخ تحليلي مطبوعات ايران. تهران: انتشارات بعثت، 1362.

ربابه افلاکی