Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

مطبوعات ايران از 1320- 1332، با عطف توجه به حساسيت و اهميت اوضاع ايران در اين مقطع تاريخي كه متعاقب سقوط حكومت پهلوي اول، به جنبش ملي شدن صنعت نفت، سقوط دولت مصدق و سرانجام روي كار آمدن حكومت كودتا انجاميد، بررسي مطبوعات اين دوره به دليل بازتاب وقايع يكي از حساس‌ترين مقاطع تاريخي و سياسي ايران، حائز اهميت است. زيرا با سقوط حكومت رضاشاه پهلوي و باز شدن فضاي سياسي، حوزة مطبوعات مانند بسياري ديگر از حوزه‌ها دگرگون شد، سانسور و كنترل دولتي تقليل يافت، صدها نشريه با تيراژ بالا به جرايد كشور افزوده شد. اشخاصي فعاليت سياسي ـ حزبي خود را در بستر مطبوعات آغاز كردند. و مطبوعات به نوعي صحنة درگيري‌هاي سياسي و رقابت‌هاي دولت‌هاي و حتي متنفذين محلي و غيرمحلي شد. از اين رو در اين دوره با روزنامه‌هايي روبه‌رو هستيم كه نمايندة مواضع افراد، احزاب، دربار و دولت‌هاي بيگانه بودند. در اين مدت دوازده ساله حدوداً 2682 نشريه منتشر شدند. (مطبوعات عصر پهلوي: مجله تهران مصور، مقدمه، ص شش)

در اين بين، نشرياتي كه از سال 1320ـ1326 انتشار يافتند، داراي اهميت خاصي هستند. زيرا در اين دوره 464 نشريه منتشر شدند كه از اين تعداد، 433 عدد به زبان فارسي، 4 عدد به زبان ارمني، 9 عدد به زبان تركي و سه عدد به زبان كردي و 2 عدد به زبان فرانسه و 1 عدد به زبان روسي و 7 عدد به زبان لهستاني بودند. (الول ساتن، ص 231)

هم از اين رو از ويژگي‌هاي شاخص مطبوعات را در اين برهه از زمان گسترش كمّي، تنوع فكري، نظرگاه‌هاي چندگانه و گونه‌گوني انديشه‌گي اشخاص فعال در عرصة مطبوعات مي‌توان به شمار آورد. بازگو كردن صريحانة اخبار و عمدتاً حوادث سياسي و اجتماعي داخلي مانند نشرية «اقدام» و انتقاد شديد از وضعيت دولت وقت و عدم درج اخبار و تفسيرهاي خارجي از خصوصيات مطبوعات اين دوره بود. (نك: اسنادي از مطبوعات ايران (1340ـ1320ش) شش، هفت؛ الول ساتن، ص 232) زيرا با سانسور شديدي كه از سوي سه سفارتخانة انگليس، شوروي و امريكا بر اين مطبوعات تحميل مي‌شد، مسايل خارجي و اوضاع مربوط به جنگ بين‌الملل دوم در مطالب مندرج روزانة آن‌ها بازتابي نداشت. در نهايت متفقين نيز به علت علاقة وافر به استراتژي و ايدئولوژي مطلوب خويش و نشر آن در ستون روزنامه‌هاي آن روز جمعي از مديران مطبوعات را تحت پوشش مالي خويش قرار دادند تا بازتاب دهندة ايدئولوژي و استراتژي آن‌ها باشند. همچنين در اين مقطع افزون بر نشريات دولتي، به جهت تكثر و تعدد احزاب سياسي شاهد ظهور و بروز نشريات چپ‌گرا و راست‌گرا نيز هستيم كه هر يك در راستاي اشاعة افكار مورد پسند دولت متبوع خود تودة مردم را به اعمالي فرا مي‌خواندند كه با اهداف سياسي كلان آنان همسو باشد. شكل‌گيري و گسترش نهادها و تشكلات مطبوعاتي را بايد نمود ديگري از رونق و پويايي مطبوعات ايران در دهة 20 برشمرد. (اسنادي از مطبوعات ايران 1340ـ1320ش، ص شش)

اما در ميان مطالب مطبوعات پس از شهريور 1320، بحث‌هاي سياسي و اقتصادي در درجة اول اهميت قرار داشت و در مراحل بعدي امور مربوط به تشكيل و عملكرد احزاب ظهور و سقوط كابينه‌ها، وضع حكومت، ريخت و پاش ادارات، كاغذ بازي‌ها و ساير نابهنجاري‌هايي كه در اين عرصه پنهان و آشكار صورت مي‌گرفت، حائز اهميت بود. يكي از وقايع تأثير‌گذار بر اين دوره از حيات مطبوعات كشور واقعة 17 آذر 1321ش بود كه توقيف 43 روزة مطبوعات به دستور قوام‌السلطنه را در پي داشت. (الول ساتن، ص 236) در پي رفع اين توقيف دولت «اصلاحية قانون مطبوعات» را در سوم دي‌ماه 1321 از تصويب مجلس شوراي ملي گذراند و آن را در عرصة اجتماع مجري ساخت. (اسناد مطبوعات ايران 1332ـ1320، ج2، ص دوازده)

ويژگي‌ ديگر نشريات آن برهه، انتشار بي‌وقفة آن‌ها پس از توقيف و فعاليت مجدد زير عناوين جديدي بود كه اين عناوين با لطايف الحيل انعكاس دهندة عنوان اول روزنامة توقيف شده را در دل خويش داشت. من باب نمونه «چلنگر» به مدير مسئولي محمدعلي افراشته چون توقيف شد، وي مكرراً آن را با اسامي مختلف منتشر ساخت و در كتيبة روزنامه‌اش اين عبارت طعنه آميز «125 بار به توقيف‌كنندگان چلنگر لعنت» را درج كرد. در معركة اين توقيف‌ها روزنامة «مرد امروز» به مديريت محمد مسعود يكي از شاخص‌ترين قرباني‌ها بود كه فقط يك بار با نام ديگر انتشار يافت. روزنامة «ايران ما»، «رهبر» و «ظفر» (ارگان حزب توده) نيز از سرنوشتي چنيني برخوردار بودند. (الول ساتن، ص 235) در روند چاپ و نشر مطبوعات، نشريات هفتگي نيز مانند «صبا»، «اميد»، «ترقي»، «تهران مصور» با تيراژهاي نسبتاً بالايي به چاپ مي‌رسيدند. مجلة‌ انتقادي «بابا شمل» كه به لحاظ مطالب فكاهي و سياسي اهميت خاصي داشت، در همين مقطع منتشر مي‌شد. در اين دورة دوازده ساله مجلات ادبي وزيني چون «آينده»، «سخن»، «مردم» و «يادگار» نيز شروع به فعاليت و نشر عقايد و افكار خويش نمودند. اگرچه در اين بين مجلات ديگري چون «راه نو»، «جلوه»، «ماد» را نبايد به فراموشي سپرد. اين نشريات عمدتاً مجلاتي علمي و ادبي بودند و خط مشخصي را در معركة سياست بازي آن دوره ايفا نمي‌كردند. به عنوان مجلات رسمي و دولتي كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار بودند بايد از مجلة «آموزش و پرورش» و «كار» ياد كرد. در اين بين براي ترويج و اشاعة مقاصد دولت تابعه، سفارتخانه‌هاي خارجي نيز از قافلة مطبوعات عقب نماندند و نشرياتي مانند مجله ماهانه «ايران و امريكا»، «اخبار روز» به زبان روسي، «رفيق ما»، لهستاني‌ها در ايران»، «كلمه»، «دعوت» به زبان لهستاني را به زبان فارسي و خارجي روانة بازار آن روز ساختند. اهميت روزنامه‌هاي شهرستان‌ها را نيز به لحاظ درج اخبار و مسايل محلي در اين دوره نيز نبايد ناديده انگاشت. در طي همين دوره تنها 30 نشرية زنانه نيز بر نشريات كشور افزوده شد و نشرياتي مانند «بانو»، «بيداري ما»، «نداي زنان»، «حقوق زنان»، «جهان زنان» و «زنان امروز» منتشر گرديد كه از اين ميان سيزده نشريه متعلق به دوران نهضت ملي نفت بود. (ببران، ص 91ـ92)

 

مآخذ:

ابوترابيان، حسين. مطبوعات ايران از شهريور 1320 تا 1326. تهران: اطلاعات، 1366، مقدمه؛ اسنادي از مطبوعات ايران (1340- 1320). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1378، مقدمه؛ الول ـ ساتن، «مطبوعات ايران از سال 1320 تا 1326ش» مندرج در كتاب ادبيات نوين ايران، ترجمه يعقوب آژند، تهران: اميركبير، 1363؛ برزين، مسعود. شناسنامة مطبوعات ايران از 1215 تا 1357. تهران: بهجت، 1371، مقدمه؛ ببران، صديقه. نشريات ويژة زنان. تهران: روشنگران و مطالعات زنان، 1381، ص91- 92؛ روستايي، محسن و سلامي، غلامرضا. اسنادي از مطبوعات ايران از 32- 1320. ج1، تهران: سازمان اسناد ملي، 1374، ج2، 1377، مقدمه.

 نادره جلالی