Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

مطبوعات ايران از 1332 تا 1357ش: بعد از اشغال ايران توسط نيروهاي انگليس، شوروي و آمريكا در شهريور 20 و به قدرت رسيدن محمدرضا شاه كه جوان بود و تجربة سياسي كافي نداشت، مطبوعات فضاي گشوده‌اي يافتند كه توانستند قريب دوازده سال در آن قلم بزنند. در اين ميان رشد و تحول احزاب، جناح‌بندي‌هاي سياسي ناشي از آن و نيز فضاي باز موجود زمينه را براي نقد و بحث جرايد از اوضاع و گفتگوهاي مختلف فراهم ساخت. همچنين تسريع در تسهيل وسايل چاپ، آسان‌گيري اعطاي امتياز نشريات  وفور و تنوع مطبوعات اين دوره ممكن گرديد از نكات قابل توجه اين دوره اعطاي امتياز نشريه به زنان بود كه البته تا حدي مرهون محافل سياسي چپ در ايران است. هم در همين زمان است كه جرايد توانستند هسته‌اي مطبوعاتي ـ صنفي به نام «اتحادية مطبوعات» در اواخر 1320 را رسميت دهند. فضاي به‌وجود آمدة مطبوعاتي حتي با تخلية ايران از قواي بيگانه كماكان به كار خود ادامه مي‌دهد و ناظر بر مسائل مختلف كه اهم آن سياست داخلي و خارجي ايران از جمله خروج انگليس از صحنة سياست ايران و ورود آمريكا به اين صحنه، مسئلة نفت و ملي شدن آن است. گرچه سال‌هاي 32- 1320 دومين دورة پرجنجال و هيجان مطبوعات ايران پس از انقلاب مشروطه به حساب مي‌آيد، اما پس از آن ـ بالاخص پس از كودتاي 28 مرداد 1332 ـ تعداد عناوين مطبوعات كه به بيش از 2500 عنوان رسيده بود، به سرعت روندي نزولي طي كرد. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، ج2، ص626- 637؛ نيز به: شناسنامة مطبوعات ايران از 1357- 1215ش، صفحات مختلف). «اتحادية مطبوعات» كه مدتي به علت رقابت جناح‌هاي مختلف سياسي و مطبوعاتي و با استفاده از فضاي باز سياسي موجود، فعاليتي جدي و چشمگير را آغاز كرده بود، پس از اين دوره، به دليل رقابت جبهه‌هاي مختلف مطبوعاتي نتوانست كنترل اوضاع را در حيطة مطبوعات به دست گيرد و در نهايت تحت نظارت قرار گرفت و دولت توانست كه پس از وقايع 1332 دو بار در مطبوعات تصفيه ايجاد كند. چنان‌كه در 1332 امتياز 92 نشريه لغو شد و مجدداً در 1353 تعداد 64 نشريه توقيف و تعطيل شد. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، ج2، ص637- 652؛ شناسنامة مطبوعات ايران از 1357- 1215ش، صفحات مختلف). اما با تثبيت قدرت محمدرضا شاه و اقتدارگرايي نظامي ـ پس از كودتاي 28 مرداد 1332 ـ كه عكس‌العمل‌هاي اولية آن با ايجاد ممنوعيت فعاليت احزاب و كنترل و توقيف نشريات بود، همان‌طور كه گفته شد 92 عنوان نشريه توقيف و تقريباً نيمي از اين تعداد نشريات به حدود 750 عنوان كاهش يافت. البته بايد توجه داشت كه از عناوين باقيمانده ارگان مؤسسات و سازمان‌هاي دولتي يا وابسته به آن بودند. (نگاه كنيد به: مطبوعات عصر پهلوي كتاب اول تهران مصور، مقدمه؛ تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، ج2، ص637- 652). نكته‌اي كه بايد مد نظر قرار گيرد، آن است كه مطبوعات در اين دوره جنبة سياسي و تحليلي نداشت و جنبة خبر رساني به خود گرفته بود. اين امر از جهتي حائز اهميت و مثبت و از جهت ديگر منفي است. جنبة مثبت گرايش‌ به متخصص و حرفه‌اي شدن مطبوعات كه تا اين زمان كمتر بدان توجه مي‌شد. چنان‌‌چه تا اين زمان مراكز آموزش حرفة روزنامه‌نگاري چندان جدي تلقي نمي‌شد، يا شايد بتوان گفت كه بحران‌ها و مسائل سياسي موجود شرايط و فراغت بال را براي آكادميك شدن اين رشته و دست‌اندركاران آن به وجود نياورده بود. نكتة مهم ديگر گرايش مطبوعات به اطلاع و خبر رساني كه هم براي عامه جذاب‌تر و هم تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب داشت كه تا قبل از اين چندان بدان توجه نشده بود و آن آكادميك شدن اين رشته در دانشگاه‌هاي كشور بود. شايد بتوان گفت علت اساسي غفلت مطبوعات از علمي شدن اين رشته در دانشگاه، درگيري مطبوعات به عالم جذاب سياست و مسائل پيرامون آن از يك طرف، اهميت و حساسيت رخدادهاي سياسي اين دوره از زمان چه در ايران و خارج از آن از طرف ديگر و از بعدي ديگر جناح‌بندي‌هاي ايدئولوژي و تئوريكي مختلف مطبوعاتي و جدال‌هاي موجود در آن بود كه توجه به تخصصي شدن اين رشته را كمتر مورد توجه قرار مي‌داد. به هر ترتيب در 1334ش با يأس و سرخوردگي مطبوعات از شرايط و فضاي موجود، توجه دست‌اندركاران اين حرفه به ضرورت آموزش و ايجاد رشتة روزنامه‌نگاري به عنوان يك رشتة دانشگاهي معطوف گرديد و پس از مكاتبه با چند دانشگاه خارجي خبر گشايش اين رشته با عنوان دورة روزنامه‌نگاري در دانشگاه تهران در روزنامة اطلاعات اين زمان منتشر و كلاس‌هاي اين رشته در روز 5/8/1335 در محل دانشكدة حقوق با حضور پروفسور ويلسن و همچنين با حضور آقاي ابوالفضل مرعشي ـ رئيس ادارة اطلاعات و تبليغات دانشگاه ـ تشكيل شد. پس از اين زمان اين رشته به عنوان يكي از رشته‌هاي دانشگاهي در ايران به ثبت رسيد. (رك: روزنامة اطلاعات، 29 مهر و 3 آبان 1335) گرايش مطبوعات به مرور به سوي مسائل تخصصي حرفه‌هاي پزشكي، علمي، اقتصادي، فرهنگي و ادبي كشيده مي‌شد كه مي‌توان گفت كه تا حدي زمينة «مطبوعات حرفه‌اي» را فراهم مي‌كرد. در واقع پس از وقايع 28 مرداد 1332 مطبوعات كه به علت منع جدل و بحث در مطبوعات، به مرحلة «گذار يا انتقال مطبوعات از وظيفة ايدئولوژيكي به وظيفة حرفه‌اي» گام نهاده و تجربة جديدي را محك زدند. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، جلد اول، ص341- 408)

به طور كلي مشكلات مطبوعات در اين دوره عبارتند از مسائل مالي؛ افزايش قيمت كاغذ و وسائل چاپ و نشر؛ نارسائي سيستم توزيع در سطح كشور؛ كم‌سوادي كادر مطبوعاتي بخصوص در بخش روزنامه‌هاي كثيرالانتشار؛ گسترش شبكة راديو و تلويزيون و گرايش مردم به وسايل ارتباط جمعي ديداري و شنيداري كه كمتر سواد را مي‌طلبيد و براي عامه سرگرم كننده‌تر و جذاب‌ نيز بود؛ كنترل مطبوعات توسط «ادارة مطبوعات» توسط فرمانداري نظامي پس از 28 مرداد؛ عدم امنيت حريم مطبوعات و توقيف جرايد به علت درج برخي مطالب؛ انتقال كنترل مطبوعات از «ادارة مطبوعات» به سازمان اطلاعات و امنيت كشور. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، جلد دوم، ص637- 652) البته بايد اذعان داشت كه برخي از مطبوعات كماكان علي رغم شرايط موجود توانستند روية خود را پيش برده و تا مدت‌ها به انتشار خود ادامه دهند، از جمله مي‌توان از روزنامة كاريكاتوري و طنز توفيق* ـ به صاحب‌امتيازي حسين توفيق كه بين 50 ـ 1337 منتشر گرديد و نيز نشرية تهران مصور* ـ به صاحب امتيازي عبدالله والا ـ كه دورة سوم آن بين 53- 1330 منتشر گرديد نام برد. (روزنامة توفيق و كاكا توفيق، 50-1337، شماره‌هاي مختلف؛ نيز رك: تهران مصور، 53-1330، شماره‌هاي مختلف).

بين 57- 1332 تنها دوره‌اي كه مطبوعات تا حدي فضاي بازي براي بيان انديشة خود را يافت، در فاصلة 41- 1339، دورة نخست‌وزيري علي اميني بود. اما با روي كار آمدن اسدالله علم و تصويب مصوبة مورخ 25 اسفند 1341 در هيأت وزيران كه امتياز كلية روزنامه‌ها و مجلاتي كه تيراژ آن‌ها به ترتيب كمتر از 5000 و 3000 نسخه بود را لغو مي‌كرد، نشريات بسياري تعطيل شدند. شايد بتوان دهة 40 را دهة تشكل سنديكاهاي مختلف مطبوعات در ايران نام نهاد، زيرا در همين دهه است كه «سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات ايران» تشكيل گرديد و نام آن در وزارت كار و امور اجتماعي 1341 به ثبت رسيد. (رك: بولتن سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات ايران، سال اول، شمارة اول). همچنين سنديكاهاي نويسندگان و خبرنگاران در استان‌هاي خوزستان، خراسان، فارس و اصفهان تشكيل و به دنبال آن تشكيل سنديكاي‌هاي مختلف تعاوني مسكن، توزيع و فروش، كارگران چاپ و كاركنان اداري وسايل ارتباط جمعي را مشاهده كرد. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، جلد دوم، ص642). همچنين در همين دهه و به دو علت، يكي ايجاد فضاي مناسب براي فعاليت مطبوعات در دورة نخست وزيري علي اميني (در فاصلة 41-1339) و شايد به دليل صنفي شدن مطبوعات از طرف ديگر بود كه مطبوعات توانستند دوباره شروع به نوشتن مطالب انتقادي كنند كه با به قدرت رسيدن اسدالله علم در 1341 و تصويب لايحة لغو امتياز روزنامه‌ها و مجله‌ها در هيأت وزيران در 25/12/1341 اين امكان نيز از دست مي‌رود و در فروردين 1342 امتياز 91 نشريه به علت كم تيراژ بودن لغو مي‌گردد. (رك: تاريخ روزنامه‌نگاري ايران، فريد قاسمي، جلد دوم، ص641 و 642 و نيز: مطبوعات عصر پهلوي كتاب اول تهران مصور، مقدمه). در فاصلة 9- 1342 دورة سكون و سكوت نشريات بود، و روند مطبوعات سيري خبر رساني و حرفه‌اي را طي كرد، تا اين‌كه مجدداً با توقيف روزنامة خاك و خون در 1349، روزنامة توفيق 1350 و انفجار دفتر مجلة اين هفته در 1351 كه هم‌زمان با جنبش احزاب چپ و راست مخالف ـ كه با مشي جنبش مسلحانه همراه بود ـ روية ديگري آغاز شد، اما ديري نپائيد كه غالب افراد اين جنبش‌ها دستگير، حبس و تيرباران گرديدند و مجدد دستور توقيف 64 نشريه به شيوة تلفني صادر شد. (روزنامة توفيق و كاكا توفيق، فريده توفيق، ص215ـ 214؛ نيز رك: تهران مصور، 53- 1330، شماره‌هاي مختلف).

مآخذ:   

روز شمار تاريخ ايران. جلد اول، عاقلي، باقر. نشر گفتار، تهران: 1372.

تاريخ روزنامه‌نگاري ايران. فريد قاسمي، 2 جلد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

شناسنامة مطبوعات ايران از 1357- 1215ش. مسعود برزين. انتشارات بهجت، تهران: 1371.

روزنامة توفيق. 50- 1337. شماره‌ مختلف.

تهران مصور. سال‌هاي مختلف.

روزنامة توفيق و كاكا توفيق. فريده توفيق. نشر آبي، تهران: 1383.

مطبوعات عصر پهلوي. كتاب اول تهران مصور، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، تهران: 1379.

بولتن سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات ايران. سال اول، شمارة اول.

روزنامة اطلاعات. 29 مهر و 3 آبان 1335.

 سعاد پیرا