Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

نثر فارسي، نثر در لغت به معناي پراكنده كردن و در اصطلاح مخالف شعر است. به عبارت ديگر، سخن بي پيرايه و صريحي را كه انسان توسط آن مقاصد خود را در گفتار و نوشتار ادا مي‌كند، ‌نثر گويند.1 سير تكاملي نثر همواره از سادگي و صراحت به سوي پيچيدگي و تصنع بوده تا جايي كه در برخي از انواع خود نظير نثر هدف نويسنده به جاي انتقال صريح و بي واسطة معني به هنرنمايي و زورآزمايي در عرصة كاربرد الفاظ و صناعات خاص نظم تغيير يافته است.2

انواع نثر: نثر كهن به چند دسته تقسيم مي‌شود: 1ـ نثر محاوره، كه در آن لفظ يكسره وظيفه رساندن پيام را به عهده دارد. 2ـ نثر خطابه، كه در آن گوينده / نويسنده با توجه به قدرت فهم مخاطب و با استفاده از معلومات خود در زمينه‌هاي مربوط، سخن خود را به فصيح‌ترين و خوش آهنگ‌ترين شكل بر زبان آورد. 3ـ نثر مرسل، كه در برابر نظم قرار مي‌گيرد و در آن مفاهيم و معاني به روشني و به دور از پيچيدگي و لفظ‌پردازي و با نظمي منطقي بيان مي‌شود. نثر مرسل خود به دو نوع مرسل ساده و مرسل عالي تقسيم مي‌شود. 4ـ نثر فني، كه در آن بيش از ديگر نثرها به لفظ و آرايه‌هاي آن توجه شده و كلام با اطناب و درازگويي بيان مي‌گردد.3

نثر، ‌يعني كلامي كه بتواند در يك رديف قرار گيرد،‌ از لحاظ تاريخي همواره مؤخر از نظم است، البته در اين قياس مراد نثر مكتوب است، زيرا نثر محاوره و نثر خطابه در هر زباني به طور طبيعي بر نظم تقدم دارد. تجربه و ‌آثار موجود در زبان‌هاي گوناگون نشان مي‌دهد كه در ميان اقوام و ملل مختلف، ‌دورة ‌كودكي نثر مصادف با دورة‌ بلوغ و رسايي شعر بوده است.4

دورههاي تاريخي نثر فارسي: نثر فارسي را  از لحاظ سبك وشيوه به چند دورة تاريخي مي‌توان تقسيم كرد: 1ـ دورة‌ساماني، كه از حدود 300 ق/؟م  آغاز مي‌شود و تا 450 ق/؟م ادامه مي‌يابد. نمونه‌اي از اين سبك را كه ساده و موجز و بي صنعت و مرسل بوده در تاريخ بلعمي مي‌توان ديد. 2ـ دورة غزنوي و سلجوقي اول كه از 450 تا 550 ق/ ؟م  رواج داشته و ويژگي آن كاربرد بسيار واژگان عربي در نثر فارسي بوده است، ‌مانند تاريخ بيهقي* و كليله و دمنه*. 3ـ دورة سلجوقي دوم و خوارزمشاهيان كه از 550ـ600ق / ؟م رواج داشته و سبك آن نثر فني و استفاده از موازنه، سجع و تكلف در صنايع بديعي در نثر بوده است، مانند: مقامات حميدي* و مرزبان نامه*. 4ـ دورة نثر صنعتي و تكلفات بديعي كه از 600 ق آغاز شده و تا 1200 ق/ ؟م ادامه داشته است. در اين دوره، نثر فارسي به دليل واژه‌هاي مشكل عربي و اصطلاحات بسيار علمي دشوار گرديد. لباب الالباب* محمد عوفي* و تاريخ جهانگشا* عطاملك جويني* نمونه‌هاي اين نثر هستند. 5ـ دورة بازگشت ادبي كه در فاصلة 1200 تا 1300ق/ ؟م شكل گرفته و دوران تقليد از نثرهاي گلستان* و تاريخ بيهقي بوده است، مانند منشآت قائم مقام . 6ـ دوران سادهنويسي كه 1300 ق آغاز گرديد. رساله‌هاي ملكم و ترجمه حاجي باباي اصفهاني نمونه‌هايي از نثر اين دوره هستند.5

موضوعهاي نثر در ادبيات كهن و ميانه فارسي: در طول تاريخ از نثر فارسي براي بيان موضوع‌هاي گوناگون استفاده شده است. اين موضوع‌ها عبارتند از : 1ـ داستان هاي ملي و پهلواني، كه آغاز آن به سدة 4 ق/م با پيدايش شاهنامه‌ها، به ويژه شاهنامة بزرگ / شاهنامة‌ مؤيدي* اثر ابوالمؤيد بلخي و شاهنامة ابومنصوري* برمي‌گردد. 2ـ رمانها، كه معمولاً موضوع آن‌ها عشق دو نفر نسبت به يكديگر و يا ماجراهاي حادثه‌اي بوده و به نثر و گاه به نظم پديد آمده‌اند. از جملة اين رمان‌هاي سمك عيّار تدوين فرامرز بن خداد در 585 ق/ ؟م و بختيار نامه را مي‌توان ذكر كرد.6قصص و حكايات، كه بيشتر آن‌ها مبتني بر پند و اندرز و مباحث اجتماعي و تعليمي است. از ميان آن‌ها مي‌توان به كتاب كليله و دمنه ترجمه فارسي ابوالمعالي نصرالله منشي* (سدة 6 ق/ ؟م) از روي تحرير عربي ابن مقفع، انوار سهيلي* از كمال‌الدين حسين واعظ كاشفي (و 910 ق/م)؛7تراجم و كتب رجال، كه از سدة 5 ق رواج يافته و شامل كتاب هايي در احوال شاعران، عالمان، مشايخ و بزرگان دين بوده است. كتاب‌هاي قصص انبياء از اسحاق بن ابراهيم نيشابوري در اواسط سدة 5 ق؛ تذكرةالاوليا* از عطار نيشابوري* چهارمقاله* اثر نظامي عروضي* از آن جمله‌اند.8  5ـ تواريخ، كه از ميان مشهورترين آن‌ها مي‌توان به ترجمة تاريخ طبري از ابوعلي محمد بلعمي*؛ جامع التواريخ* تأليف رشيدالدين فضل‌الله همداني* تاريخ بيهقي* از ابوالفضل بيهقي (و 470 ق/ ؟م) اشاره كرد.9 

نثر فارسي در دورة مشروطيت: با آغاز مشروطيت، به طور كلي، گذشته از سادگي و رواني كه به شكل يا لاية بيروني نثر باز مي‌گردد، در محتوا يا لايه‌هاي دروني نثر فارسي نيز تحولي ژرف و تنوعي گسترده و بي سابقه ايجاد شد و در نتيجه اين تحولات، انواع ادبي تازه‌اي پديد آمد كه به تدريج رواج پيدا كرد و سير تكامل خود را پيمود. اما انواع ادبي در نثر اين دوره به چند دسته قابل تقسيم‌اند: 1ـ روزنامهنويسي و طنزنگاري، در اين دوره روزنامه‌نويسي نسبت به دوره‌هاي پيشين رواج و رونق بسياري گرفت. روزنامه‌هاي مشروطه بيشتر به موضوع هاي سياسي، اجتماعي و گاه علمي مي‌پرداختند. از ميان مشهورترين آن‌ها مي‌توان به روزنامة صوراسرافيل* روزنامة فكاهي ـ طنزي نسيم شمال* مجلة بهار* و مجلة دانشكده*، اشاره كرد.10رماننويسي، در اين دوره بيشتر رمان‌ها در زمينه تاريخي نوشته شدند. از جمله رمان‌نويسان مطرح عصر مشروطه مي‌توان محمد باقر ميرزا خسروي نويسندة شمس و طغرا، (1328 ق/ ؟م)، شيخ موسي كبودرآهنگي خالق عشق و سلطنت / فتوحات كورش كبير (1334 ق/ ؟م)، ميرزا حسن خان بديع نويسندة داستان باستان / سرگذشت كورش (1299 ش) و عبدالحسين صنعتي‌زاده كرماني* خالق رمان‌هاي دام گستران / انتقامخواهان مزدك (1299 ش) و داستان ماني نقاش (1305 ش) را نام برد.11نمايشنامهنويسي ،‌تنها نمونه‌هاي ادبيات نمايشي در دورة مشروطه سه نمايشنامه : الف ـ سرگذشت اشرف خان حاكم عربستان، ب ـ طريقة حكومت زمان خان بروجردي و حكايت كربلا رفتن شاهقلي ميرزا هستند كه توسط ميرزا آقا تبريزي در حدود 1287 ق/م نوشته شده و بخشي از آن‌ها در اين عصر انتشار يافته‌اند. 4ـ ترجمه، بيشتر مترجمان ايراني دورة مشروطه به ترجمة رمان‌هاي تاريخي و گاه علمي الكساندر دوما (پدر) روي آوردند. اما مشهورترين ترجمة ‌فارسي اين دوره سرگذشت حاجي باباي اصفهاني* است.12

نثر دورة كودتا (1300 ـ 1320 ق): در دو دهة اول سدة حاضر، چند نوع ادبي نظير: داستان كوتاه، رمان اجتماعي، تحقيقات ادبي و نقد ادبي در نثر فارسي به وجود آمد. جز آن‌ها، انواع ادبي دورة مشروطه نيز در نثر اين دو دهه روز به روز گسترش و تكامل يافت.13 از نمايندگان برجستة نسل اول داستان‌هاي كوتاه مي‌توان محمدعلي جمال‌زاده* مرتضي مشفق كاظمي* صادق هدايت*، ‌صادق چوبك* محمد حجازي* و بزرگ علوي* را نام برد.14 در كنار ادبيات داستاني، نقد و تحقيقات ادبي و تاريخي بسياري نيز در اين دوره به شكل كتاب و مقاله توسط استادان و ادباي بزرگ ايران به نثر و ادب فارسي تقديم گرديد. سبكشناسي از ملك‌الشعرا محمد تقي بهار*؛ تصحيح گلستان سعدي توسط عبدالعظيم قريب ؛ تصحيح كليات شمس و كتاب سخن و سخنوران به وسيلة بديع‌الزمان فروزانفر*؛ آيين سخنوري و سير حكمت در اروپا اثر محمدعلي فروغي*؛ تاريخ ايران باستان از مشيرالدوله پيرنيا*؛ تاريخ پانصد سالة خوزستان اثر احمد كسروي*؛ ماني و دين او از حسن تقي‌زاده* و آثار گوناگوني در زمينة اوستا* به قلم ابراهيم پورداود* از آن جمله‌اند.15

نثر دورة درونگرايي (1332 ـ 1357 ش) : اين دوره از لحاظ انواع ادبي بسيار غني و متنوع بود. افزون بر انواع ادبي دوره‌هاي پيشين، انواع تازه‌اي نظير فيلمنامه ادبي، داستان‌هاي ذهني / جريان سيال ذهن و ادبيات كودكان و نوجوانان در نثر اين دوران پديدار شد كه هريك از آن‌ها مسير تكاملي خود را طي كردند. در نثر اين دوره ادبيات داستاني به ويژه رمان نو و داستان كوتاه از جايگاه والايي برخوردار بوده است.16 رمان مشهور سووشون (1348 ش) از سيمين دانشور، مدير مدرسه (1337‌ش ) از جلال آل‌احمد* مجموعه هاي شكار سايه (1334 ش) از ابراهيم گلستان*؛ مجموعه داستان‌هاي مُهرة مار (1344 ش)، شهر خدا (1349 ش) از محمود اعتمادزاده (به آذين)* و داستان‌هاي شلوارهاي وصله‌دار (1336 ش) از رسول پرويزي* از رمان‌ها و داستان‌هاي كوتاه اين دوره به شمار مي‌روند.17 علي محمد افغاني*، ‌غلامحسين ساعدي*، ‌ايرج پزشكزاد، هوشنگ گلشيري* جمال مير صادقي، بهرام صادقي و محمود دولت‌آبادي نيز از چهره‌هاي درخشان ادبيات داستاني اين عهد هستند.18

جز آنان‌، گروهي ديگر از نويسندگان نيز در اين دوره ظهور كرده و داستان و نمايشنامة فارسي را به فضاي تازه‌تري كشاندند. از جملة آنان مي‌توان احمد محمود، نادر ابراهيمي‌، امين فقيري‌، بهمن فرسي‌، گلي ترقي‌، عباس نعلبنديان، فريدون تنكابني‌، اكبر رادي‌، تقي مدرسي‌، ‌شهرنوش پارسي‌پور، ابراهيم رهبر‌، ناصر تقوايي‌، عدنان غريفي و ديگران را نام برد. گفتني است كه نثر داستاني اين دوره بيشتر به ايجاد فضا و تصويرپردازي اختصاص داشته و نويسندگان به جاي گزينش واژه‌هاي فرنگي و عربي‌، از واژه‌ها و تعبيرهاي فارسي در آثار خود بهره برده‌اند.19 در كنار نويسندگان ادبيات داستاني‌، استادان بزرگ و ادباي نوانديشي هم در اين دوره در عرصة نقد و تحقيقات ادبي و تاريخي به فعاليت پرداخته و آثار چشمگيري براي نثر فارسي به ارمغان آورند. پرويز ناتل خانلري*، محمد معين*، ذبيح‌الله صفا*، عبدالحسين زرين كوب*‌، ‌غلامحسين يوسفي*، ‌محمد ابراهيم باستاني پاريزي، در زمرة اين نويسندگان به شمار مي‌روند.20 در ميان استادان نسل بعدي اين دوره نيز مي‌توان به طور نمونه به تني چند مانند محمدرضا شفيعي كدكني، حسن سادات ناصري مصحح آتشكدة آذر*، ‌رضا براهني، سيروس شميسا، عبدالحسين نوايي مصحح حديقةالشعرا*، محمد جعفر محجوب، عبّاس زرياب خويي، جلال ستاري اشاره كرد.21

نويسندگان دورة انقلاب اسلامي‌: در اين دوره نيز بسياري از نويسندگان با قلم خود آثاري در زمينه‌هاي داستان نويسي‌، مقاله نويسي و روزنامه‌نگاري پديد آورده‌اند كه منير رواني پور نويسندة دو رمان اهل غرق (1368‌ش) و دل فولاد (1369‌ش)، شهرنوش پارسي‌پور خالق طوبي و معناي شب (1368 ش)، محمود كيانوش نويسندة غواص و ماهي (1368 ش)، ‌غزاله عليزاده نويسندة دو منظره (1363 ش) و خانة ادريسيها (1371 ش)، ‌پوران فرخزاد نويسندة جز در پس آينه (1370 ش)، ‌ناصر ايراني خالق زنده باد مرگ (1362 ش)، ‌جعفر مدرس صادقي نويسندة نمايش و بالون مهتا (1368 ش)، ‌جمال ميرصادقي نويسندة كلاغها و آدمها و آتش در آتش، محمد بهمن بيگي خالق بخاراي من ايل من (1368 ش)، خاطره حجازي نويسندة در شب ايلاتي عشق  (1371 ش)، ‌شهريار مندني‌پور نويسندة سايه‌هاي غار (1368 ش) و هشتمين روز زمين (1371 ش)، پرويز دوايي خالق بازگشت يكه سوار (1360 ش) و سبزپري (1372 ش)، فتانه حاج سيد جوادي نويسندة بامداد خمار، رضا رهگذر نويسندة خداحافظ برادر (1361 ش) و احمد احرار خالق افسانة شجاعان (1364 ش) و بهار و خون (1365 ش) از آن جمله‌اند.22

 

مآخذ:

  1. داد، ‌سيما. فرهنگ اصطلاحات ادبي. ويرايش جديد،‌ تهران: مرواريد، چ 1، 1378، ص 458..
  2. همان، ص 459.
  3. عباسپور،   . «نثر»، ‌دانشنامة ادب فارسي (2)، ‌فرهنگنامة ادبي فارسي. به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. چ 1، 1376، ص 1337، 1338.
  4. خطيبي ، حسين. فنّ نثر در ادب پارسي. تهران: زوار، چ 1، 1366 ش، ص 49 ، 50 .
  5. بهار(ملك‌الشعرا)، محمدتقي. سبك شناسي. ‌تهران: كتابهاي پرستو ،‌چ 4، 1356 ش، ج 2، ص 5.
  6. صفا، ذبيح‌الله. نثر فارسي از آغاز تا عهد نظام‌الملك طوسي. تهران: ابن سينا، 1347 ش، ص7، 8، 9، 15، 16.
  7. همان، ص 18 ، 19 ، 20، 26، 29.
  8. همان، ص 31، 33، 37، 39، 41، 45، 47 (به اختصار).
  9. همان، ص 48، 49، 50 ، 51 ، 53، 54، 58، 59، 60، 61، 70، 78، 84، 93، 98، 107 (به اختصار).
  10. رحيميان ،‌هرمز. ادوار نثر فارسي از مشروطيت تا سقوط سلطنت. تهران: سمت ،‌چ 1، 1380 ش، ص 17ـ 18، 37، 38، 40.
  11. قبادي ،‌حسينعلي . بنيادهاي نثر معاصر فارسي. تهران: پژوهشكدة علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي ، چ 1، 1383 ش، ص 178، 181 ، 183 ، 184 ـ 185 (به اختصار).
  12. همان، ص 52، 53، 56، 57، 58 (به اختصار).
  13. همان، ص 79.
  14. كامشاد، حسن. پايه گذاران نثر جديد فارسي. ‌تهران: نشر ني ، چ 1، 1384 ش ، ص 94، 96، 97، 103، 121، 167، 212 (به اختصار).
  15. رحيميان ،‌هرمز. همان، ص 613 ـ 615 (به اختصار).
  16. همان، ص 217، 225.
  17. عبداللهيان، حميد. كارنامة نثر معاصر. ‌تهران: پايا ، چ 1، 1379 ش، ص 72 ، 75 ، 76،‌ 79، 80 ،‌83 ،‌85 (به اختصار).
  18. رحيميان ،‌هرمز. همان،‌ص 237، 239 ، 243 ، 245 ، 246 ، 247 ، 250 (به اختصار).
  19. دستغيب ، عبدالعلي . گرايشهاي متضاد در ادبيات معاصر ايران. تهران: نشر خنيا، چ 1، 1371 ش، ص 153 ـ 154.
  20. رستگار فسايي ،‌منصور. انواع نثر فارسي. تهران: سمت ، چ 1، 1380 ش، ص 615 ـ 617 (به اختصار).
  21. همان، ص 617ـ 618 ، 622 (به اختصار).
  22. همان، ص 623 ـ 628 (به اختصار).
ابوالقاسم رادفر