Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

نعلین، نوعی کفش کف تخت بود که رو و جلوی پا را نمی‌پوشاند بلکه تنها تسمه‌ها و بند‌هایی از روی آن به دوسوی پا کشیده شده بود. نعلین‌ها اغلب از چرم تهیه می‌شد.1 نعال، ساغری و قبقاب، نام‌های تاریخی و انواع دیگرنعلین هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.1

ایران باستان: یکی از قدیمی‌ترین نعلین‌های بنددار شناخته شده در ایران، مربوط به قبل از آریاییان، و در پای یک حاکم ایلامی است.2 این نعلین‌ها اغلب کف تخت بودند و رو و پشت پای آن‌ها تسمه داشت.3  اما نوعی ازآن‌ها نیز، مانند دمپایی‌های امروزی پشت پا نداشت، اما در عوض، کف تخت آن قدری بلندتر بود.4  گاه از نوعی قبقاب نیزاستفاده می‌کردند. قبقاب (کبکاب) نعلینی بود با کفی چوبی و تسمه‌ای چرمی روی آن، که اغلب سه یا چهار پایه (‌پاشنه) داشت.5

از اسلام تا مغول: ابوالیمن بن عساکر دمشقی در مورد نعلین پیامبر کتابی داشته است.6 پیامبرنعلینی چرمی نیز داشت.7 اغلب بر گردن شترهای قربانی، نعلین‌هایی می‌آویختند.8  از نعلین‌های چوبی یعنی قبقاب نیز استفاده می‌شد.9  اگرچه زاهدان، نعلین می‌پوشیدند،10  اما ایرانیان اغلب از پوشیدن نعلین اکراه داشتند زیرا آن را از رسوم اعراب می‌دانستند.11

از مغول تا قاجار: در این دوره گاه از نعلین‌های پاشنه‌داری که نوک تیزشان به طرف بالا برگشته بود، استفاده می‌شد.12 زنان نعلین‌ها و یا ساغری‌های نوک برگشته‌ای می‌پوشیدند، که روی پا را نمی‌گرفت.13 نعلین‌های زرد رنگ که برای مدت‌ها، پاپوش اغلب روحانیون بود، در ربع قرن اخیر تقریباً به فراموشی سپرده شده است.14

 

مآخذ :

1.  یادداشت مولف.

2.Amiet,P.Glyptique Susienne,Paris,1972,vol I,P.200,vol II,Pl.148,no 1567.

اثر مُهر از شوش.

3.            De Miroschedji,P.Le dieu élamite au serpent et aux eaux jaillissantes, IA,XVI,1981, Pp.1-25, Pl.2, no 5.

سنگ یادمان ایلامی،موزه لوور

4.            Calmeyer,P.Relief bronzen in Babylonischem stil,Munchen, 1973, Pp. 183-184 , Abb.134.

5.            Amiet,vol I,P.290,vol II,Pl.192,no 2266.

اثر مُهر از شوش

6.                      ابن‌رافع، تقی‌الدین الفاسی. منتخب المختار( تاریخ علماء بغداد )، تحقیق عباس عزاوی، بغداد: 1357ق/ 1938م، ص96-98.

7.           نعلین وصله دارپیامبر به خلفای بنی امیه و سپس بنی عباس رسید. ابن‌ایاس در تاریخ مصر و ذیل حوادث سال 843 از یکی از قاضیان مصر نام می‌برد که قطعه‌ای از سندل پیامبر را در اختیار داشته است. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی،اعداد. مکتب تحقیق، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/1994م، الطبعة الاولی، ج 5، ص 89 . ظاهراً یکی از نعلین‌های پیامبر بعدها  به موزه توپکاپی وارد شد. زیدان، جرجی. تاریخ التمدن الاسلامی. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال، 1902- 1906م، ج1، ص93- 94.

8.                      واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. المغازی. تحقیق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بیروت: 1409ق/1989م، ج3، ص 1076، 1090.

9.           ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج11،  ص 485- 486؛  متز، آدام. الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج1، ص18.

10.     اصفهانی. ج 5، ص202- 203.

11.   مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص327-328؛ زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر، 1362، ص462.

12.        Maddison,F;E.S.Smith; Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed,J.Raby, Oxford university press, vol XII, 1997, Pp. 28-29

کپی شاهنامه، ظاهراً دربار مغولان هند، حدود 1204-1205ق (1790م)، مجموعه خلیلی ، Mss 145 f 75a؛  نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس کاری شده، کار اصفهان، مجموعه نخست وزیری، ذکاء، یحیی؛ محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص77.

13.        Otter,J; Voyage en Turquie et en Perse,Paris,1748,Part 47

ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران. از سده سیزدهم تا امروز، تهران: 1336، ص11-21؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، داوری- شیرازی، ص113، مجلس ششم؛ سودآور،ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمة ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص385، شd  155، آب تنی کردن شیرین.

14.     مشاهدات مولف.

محمدرضا چیت‌ساز