Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

هويدا، اميرعباس، (1334ق / 1916م-1358ش)، رجل سياسي و نخست‌وزير.

در تهران به دنيا آمد.1 فرزند حبيب‌الله هويدا (عين‌الملك)، ديپلمات عالي‌رتبة وزارت امور خارجه بود.2 سال‌هاي كودكي و نوجواني را به دليل مأموريت‌هاي پدر در دمشق و بيروت گذراند. تحصيلات ابتدايي را در مدرسة فرانسوي دمشق آغاز كرد و تحصيلات متوسطه را در مدرسة فرانسوي بيروت به پايان رساند.3 در سال 1317ش كه براي ادامة تحصيل عازم اروپا شد، به زبان‌هاي فرانسه و عربي تسلط داشت. از دانشگاه آزاد بروكسل در بلژيك ليسانس علوم سياسي گرفت4 و در 1321ش، پس از 20 سال به ايران بازگشت. براي خدمت سربازي به دانشكدة افسري رفت و در 1322ش به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. پس از پايان دوران خدمت، به عنوان دبير اول سفارت ايران به پاريس رفت و پس از مدتي براي خدمت در دفتر تازه تأسيس كنسولي ايران در اشتوتگارت به آلمان انتقال يافت.5 دوستي‌اش با حسنعلي منصور* در آنجا شكل گرفت و ادامه يافت. در 1329ش به ايران بازگشت و چندي به عنوان معاون دايرة روابط عمومي وزارت خارجه مشغول به كار شد، اما دو سال بعد و همزمان با اوج‌گيري نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران، شغلي در كميسيون پناهندگان سازمان ملل به دست آورد و به ژنو رفت.6 در 1335ش به خدمت وزارت خارجه بازگشت و مدتي دبير اول سفارت ايران در آنكارا بود؛ سپس توسط عبدالله انتظام، رئيس وقت شركت ملي نفت ايران، به عنوان مشاور مخصوص به آنجا انتقال يافت. در شركت نفت نشرية روشنفكري كاوش را منتشر كرد.7 در سال‌هاي پاياني دهة سي و آغازين دهة چهل خورشيدي به همراه حسنعلي منصور گروه كوچكي از همفكران به نام كانون مترقي و سپس «حزب ايران نوين»* را تشكيل دادند و او قائم مقام دبير كل حزب شد.8 با انتصاب منصور به نخست‌وزيري در اواخر 1342ش، وزير دارايي كابينة او شد. پس از ترور و مرگ منصور به شكلي غيرمنتظره به نخست‌وزيري رسيد.9 با وجود اين‌كه تصور مي‌شد دوران صدارتش كوتاه خواهد بود،10 عملاً طولاني‌ترين دورة زمامداري را (12 سال و 6 ماه و 12 روز) در ميان نخست‌وزيران دوران سلطنت مشروطة ايران داشت تا در مرداد 1356ش به خواست شاه كناره‌گيري كرد11 و متصدي وزارت دربار شد. با شعله‌ور شدن آتش انقلاب اسلامي* ايران از اين سمت نيز كنار رفت. در اواسط آبان 1357ش در دولت نظامي ازهاري و به سوداي فرونشاندن خشم مردم بازداشت و زنداني شد.12 پس از پيروزي انقلاب در دادگاهي به رياست صادق خلخالي، رئيس دادگاه انقلاب محاكمه و در پايان جلسة دوم دادگاه، به اتهام فساد في‌الارض به اعدام محكوم شد.13 حكم اعدامش دقايقي پس از پايان جلسة دادگاه، عصر روز 18 فروردين 1358ش اجرا شد.14

 

مآخذ:

  1. ميلاني، عباس. معماي هويدا. تهران: آتيه و اختران، 1380، چ 1، ص 45.
  2. ميلاني. همان. ص 46؛ خلخالي، صادق. خاطرات آيت‌الله خلخالي. تهران: سايه، 1379، چ 1، ص 376.
  3. ميلاني. همان. ص 56-62.
  4. طلوعي، محمود. بازيگران عصر پهلوي؛ از فروغي تا فردوست. تهران: علم، 1374، چ 3، ج 2، ص 505-506.
  5. ميلاني. همان. ص 136؛ صدر، جواد. نگاهي از درون؛ خاطرات سياسي دكتر جواد صدر. به كوشش مرتضي رسولي‌پور. تهران: علم، 1381، ص 385-386.
  6. طلوعي. همان. ص 508؛ ميلاني. همان. ص 146-147.
  7. طلوعي. همان. ص 509؛ ميلاني. همان. ص 155-156.
  8. آباديان، حسين. دو دهة واپسين حكومت پهلوي. تهران: موسسة مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 1383، ص 268 به بعد.
  9. عاقلي، باقر. روزشمار تاريخ ايران؛ از مشروطه تا انقلاب. تهران: گفتار، 1379، ج 2، ص 183.
  10. خاطرات دكتر علينقي عاليخاني. تاريخ شفاهي بنياد مطالعات ايران. تهران: آبي، 1382، چ 2، ص 218.
  11. ميلاني. همان. ص 378؛ عاقلي. همان. ص 323.
  12. پهلوي، محمدرضا. پاسخ به تاريخ. ترجمة حسين ابوترابيان، تهران: 1371، ص 350؛ خاطرات عبدالمجيد مجيدي؛ وزير مشاور و رئيس سازمان برنامه و بودجه 1351-1356. تهران: گام نو، 1382، ص 180-182.
  13. خلخالي. همان. ص 385.
  14. خلخالي. همان. ص 387.
امید پارسانژاد