Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

وحشي بافقي (  ـ 991 ق/ 1583) متخلص به وحشي، شاعر.

مولانا شمس‌الدين يا كمال‌الدين محمد از مردم بافق ـ شهري ميان يزد و كرمان ـ بود. چون اين شهر گاه تابع حكومت يزد و گاه تابع حكومت كرمان بود، به همين سبب برخي از تذكره‌نويسان او را از مردم يزد و بعضي ديگر وي را از مردم كرمان دانسته‌اند.1 وحشي در بدايت حال چندي در كاشان به مكتبداري روزگار مي‌گذراند.2 سپس به يزد رفت و تا پايان حيات گوشه‌نشيني اختيار كرد و براي گذراندن زندگاني خويش به مدح حكام شهر پرداخت.3 از ممدوحان وحشي مي‌توان شاه طهماسب صفوي و برخي از رجال وي نظير عبدالله خان اعتمادالدوله صدراعظم را نام برد. وحشي سبك خاصي در شعر پديد آورد كه پس از وي شاعران به تقليد از آن برخاستند.4 شهرت وحشي بيشتر مرهون غزل‌هايي است كه به طور غريبي تجربة يك عشق واقعي را بازتاب مي‌دهند.5 او نوپردازي، تازه‌گويي و ساده‌سرايي را در شعر فارسي بنيان نهاد. برخي از سروده‌هاي سعدي و نظامي را تضمين كرده است.6 از آثارش مي‌توان ديوان شعر در 1500 بيت شامل غزليات، ‌قصايد، مسمطات و رباعيات؛ مثنوي خُلد برين در 500 بيت؛ مثنوي فرهاد و شيرين به تقليد از خسرو و شيرين نظامي در 800 بيت و مثنوي ناظر و منظور بر همان وزن و شامل 700 بيت را نام برد.7

 

مآخذ:

1ـ نفيسي، سعيد. تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي، تهران: فروغي، 1344 ش، ج 1، ص 434.

2ـ زرين كوب، عبدالحسين. سيري در شعر فارسي، تهران: نوين، چ 1، 1363 ش، ص 132.

3ـ وحشي بافقي. ديوان وحشي بافقي، ويراستة حسين نخعي، ‌تهران: اميركبير، چ 6، 1356 ش، ص هفده (مقدمه).

4ـ نفيسي، سعيد. همان، ص 435.

5ـ زرين كوب، عبدالحسين. همان جا.

6ـ وحشي بافقي. همان، ص نود و شش، صد (مقدمه).

7ـ حكيميان، ابوالفتح. فهرست مشاهير ايران، تهران: دانشگاه تهران، 1357 ش، ج 2، ص 8.

ابوالقاسم رادفر