Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

وَنْديداد (Vandidād)، نوزدهمين نسك از اوستا و بيشتر حاوي پرسش‌ها و پاسخ‌هايي دربارة تطهير.

صورت‌ تصحيف‌ شدة‌ «ويديوداد»[1] و اصلاً به‌ معني‌ «كسي‌ است‌ كه‌ قانونش‌ جدايي‌ و دوري‌ از ديوان‌» است‌. «ديو» را در اصل‌، خدا ـ آن‌ دسته‌ از خدايان‌ هند و ايراني‌ كه‌ زردشت‌ آنها را مطرود دانسته‌ ـ معناكرده‌اند.1

ونديداد تنها نسك‌ موجود از اوستاي‌ دورة‌ ساساني‌ و در شمار بخش‌ (دادي‌) آن‌ بوده‌است‌. به‌ 22 بخش‌ تقسيم‌ مي‌شود كه‌ هر بخش‌ آن‌ را يك‌ «فرگرد» گويند. مطالب‌ فرگردها به‌ شكل‌پرسشها و پاسخ‌هايي‌ است‌ كه‌ بين‌ زردشت‌ و اورمزد ردّ و بدل‌ مي‌شود.2

پرسشها دربارة‌ قوانين‌ تطهير پس‌ از آلودگي‌ و كفّارة‌ پس‌ از گناه‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، گوشه‌اي‌ از زندگي ‌روزمرة‌ مردان‌ و زناني‌ را كه‌ اين‌ قوانين‌ براي‌ آنها وضع‌ شده‌، نشان‌ مي‌دهد. همچنين‌ شامل‌ چند داستان‌ اسطوره‌اي مانند داستان‌ جم‌ و ساختن‌ قلعه‌ براي‌ نگهداري‌ از آفريده‌هاي‌ اهورا مزدا در برابرطوفان‌ و زردشت‌ كه‌ روح‌ پليد او را اغوا مي‌كند و بخش‌ جغرافيايي‌ مفصلي‌ دربارة‌ سرزمين‌هاي‌مختلف‌ مزدا آفريده‌ است‌.3

تأليف‌ ونديداد را به‌ دورة‌ پس‌ از هخامنشيان‌ نسبت‌ مي‌دهند و احتمالاً مغان‌ غرب‌ ايران‌، پس‌ ازگرويدن‌ به‌ دين‌ زردشت‌ در تدوين‌ آن‌ مشاركت‌ داشته‌اند.4

دستور زبان‌ متن‌ ونديداد غالباً تحريف‌ شده‌ است‌ و در مقايسه‌ با يشت‌ها صورت‌ درستي‌ ندارد.5

 

مآخذ:

  1. تفضّلي‌، احمد. تاريخ‌ ادبيات‌ پيش‌ از اسلام‌. به‌ كوشش‌ ژاله‌ آموزگار، تهران‌: سخن‌، 1376، ص‌60.
  2. راشدمحصل‌، محمدتقي‌. اوستا. تهران‌: دفتر پژوهش‌هاي‌ فرهنگي‌، 1382، ص‌ 27.
  3. زرشناس‌، زهره‌. زبان‌ و ادبيات‌ ايران‌ باستان. تهران‌: دفتر پژوهش‌هاي‌ فرهنگي‌، 1382، ص‌26.
  4. راشدمحصل‌. همانجا.
  5. تفضّلي‌. همان. ص‌61.

    نيز نك‌: ابوالقاسمي‌، محسن‌. راهنماي‌ زبانهاي باستاني ايران‌. تهران‌: سمت‌، 1375، ج‌1، ص‌6.

[1]. vi. daēva. dāta

ابوالقاسم رادفر