Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

پهلوي، رضا شاه (1295ق / 1878م / 1256-1323ش). بنيانگذار و نخستين پادشاه سلسلة سلطنتي پهلوي (حك 1304-1320ش).

در قرية آلاشت سوادكوه مازندران در يك خانوادة نظامي به دنيا آمد. او آخرين فرزند عباسعلي خان ياور (سرگرد) از افسران هنگ سوادكوه و بانو نوش‌آفرين بود كه چند روز پس از تولد با درگذشت پدر به همراه مادرش رهسپار تهران شد و تحت سرپرستي دايي خود قرار گرفت.1

رضا از طريق دايي خود به عنوان پياده قزاق وارد بريگاد قزاق* شد. نخستين منصب او وكيل‌باشي (جانشين) گروهان شصت تير بود كه به تدريج سبب شهرت او به رضا خان شصت تير شد.2

او در 20 سالگي با درجة معادل ستواني افسر قزاق شد و در طول 20 سال خدمت به منظور سركوب شورشيان به اقصي نقاط كشور سفر كرد3 و مدتي نيز مأمور حراست از سفارتخانه‌هاي هلند، آلمان و بلژيك شد. تهور، جسارت و استعداد در زمينة فراگيري امور نظامي عامل اصلي پيشرفت رضا خان بود.4 در جنگ جهاني اول* زماني كه با درجة سرهنگي، فرماندهي گردان پيادة همدان را بر عهده داشت با زمينه‌سازي انگليسي‌ها به عنوان مهره‌اي براي تسوية لشگر قزاق از فرماندهي هواخواه حكومت انقلابي روسيه (سرهنگ كلرژه) [1]وارد عمل شد و ضمن موفقيت در كنار زدن آن‌ها در 1336ق / 1918م / 1296ش به رياست فوج تيراندازان همدان منصوب شد. اين اقدام رضا خان كه نخستين مورد همكاري وي با انگليسي‌ها بود به كودتاي اول رضا خان معروف شد.5

انعقاد قرارداد 1919م بين ايران و انگلستان كه بريتانيا را براي مداخله در امور داخلي ايران كاملاً مختار مي‌ساخت و عملاً از مداخلة ساير قدرت‌ها مانع مي‌گشت، با مخالفت شديد افكار عمومي در داخل (قيام شيخ محمد خياباني* در آذربايجان و نهضت جنگل* در گيلان) و متحدين بريتانيا در جنگ جهاني اول در خارج از كشور مواجه شد.6

بريتانيا با علم به اين كه قرارداد 1919م قابل اجرا نيست و از طرفي خطر نفوذ بلشويك‌ها در ايران جدي است، تصميم گرفت از طريق كودتا به وسيلة يك ايراني قدرتمند، قدرت مركزي تهران را بر سراسر كشور برقرار ساخته و مانع پيشرفت رژيم مستقر در شمال ايران شود. در نتيجه رضا خان با حمايت بريتانيا و بعضي رجال سياسي در سوم حوت (اسفند) 1299ش به همراه 3 هزار قزاق ايراني وارد تهران شد و پس از اشغال پايتخت دولت را سرنگون كرد.7

رهبر سياسي كودتا، سيد ضياءالدين طباطبايي*، روزنامه‌نگار هواخواه بريتانيا پس از كودتا به نخست‌وزيري منصوب شد و رضا خان با دريافت لقب سردار سپه از سوي احمدشاه به درجة سرداري رسيد.8 احراز پست وزارت جنگ در كابينة سيد ضياء زمينة افزايش قدرت رضا خان را فراهم ساخت. او در اندك زماني توانست در 1302ش به مقام نخست‌وزيري برسد و و در اوايل 1302ش  لقب فرماندهي كل قوا را از مجلس دريافت كند. سرانجام مجلس شوراي ملي* در 9 آبان همان سال احمد شاه قاجار را از سلطنت خلع كرد و پس از تشكيل مجلس مؤسسان*، آن مجلس در 21 آذر همان سال سلطنت مشروطة ايران را به رضا شاه تفويض نمود.

او در 4 ارديبهشت 1305ش به عنوان اولين پادشاه سلسلة پهلوي، تاجگذاري كرد.9

رضا شاه به منظور تحكيم و تثبيت قدرت سياسي خود، مجلس را به نهادي مطيع و تشريفاتي تبديل كرد، احزاب سياسي كشور را از بين برد، روزنامه‌هاي مستقل را تعطيل و مصونيت پارلماني نمايندگان را سلب و براي ايجاد يك جامعة شبه غربي اقدام به اصلاحات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كرد.10

رضا خان به منظور حفظ امنيت داخلي اقدام به پايه‌گذاري ارتش نوين و قواي پليس و ايجاد نيروي هوايي و دريايي11 و براي تأمين نيروي لازم اقدام به اجراي قانون سربازگيري اجباري كرد. طبق اين قانون همة مردان جوان مي‌بايست دو سال كامل در خدمت نيروهاي مسلح قرار مي‌گرفتند. اين اقدام با مخالفت افكار عمومي مواجه شد.12 از اقدامات ديگر رضا شاه سركوب و از بين بردن قدرت عشاير و رؤساي آنها و مبارزه با نظام زندگي ايلي به انگيزة جايگزين كردن نظام نوين زندگي اجتماعي بود.13

رضا شاه به دليل تمايل به ارائة تصويري مدرن از يك جامعة اساساً سنتي به اقداماتي نظير: پوشيدن لباس‌هاي مدل غربي به جاي لباس‌هاي محلي سنتي (1307ش) استفاده از نام خانوادگي اروپايي (1304ش)، ايجاد تقويم غيراسلامي، اقدام براي بهبود موقعيت زنان در جامعه (1313ش) و دستور كشف حجاب (1314ش) دست زد.14 از اقدامات او در زمينة توسعة فرهنگي تأسيس دانشگاه تهران در (1313ش)15 اعزام دانشجو به خارج، تأسيس راديو و خبرگزاري پارس*، تغيير نام رسمي كشور از پرشيا به ايران (1313ش) و تأسيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي به منظور خارج كردن كلمات بيگانه از زبان فارسي بود.16 رضا شاه براي تقويت روابط خارجي كشور در اولين سفر سياسي خود در 1313ش عازم تركيه شد. او سپس براي ايجاد يك شبكة ائتلافي با همسايگان خود (تركيه، عراق، افغانستان) قراردادي منعقد كرد كه به پيمان سعدآباد معروف شد.17 امضاي اين قرارداد و قراردادهاي مشابهي كه با كشورهاي ژاپن، شوروي و آلمان منعقد شد، ازدواج وليعهد، محمدرضا (← پهلوي، محمدرضا شاه)، با شاهزاده فوزيه، خواهر ملك فاروق، و در نهايت امضاي منشور سازمان ملل سبب ارتقاء وجهة بين‌المللي ايران شد.18

رضا شاه براي رهايي از آسيب‌پذيري از جانب كشورهاي انگلستان و شوروي با آلمان كه از جمله كشورهاي پيشرفته در زمينة علم و تكنولوژي بود، رابطه برقرار كرد.19

در 1311ش / 1932م به منظور كم‌رنگ كردن حضور بيگانگان در كشور تصميم به لغو امتيازنامة دارسي[2] كه از نظر ايرانيان استثمارگرانه بود، گرفت كه با واكنش تند بريتانيا مواجه شد و ناگزير به عقد قراردادي ديگر با اين كشور شد.20

رضا شاه براي تحقق اهداف خود در زمينة توسعة اقتصادي تصميم به احداث شبكة راه‌آهن* (1305-1317ش) و ساخت جاده‌هاي جديد گرفت. او با اعطاي وام‌هاي كم‌بهره به كارخانه‌داران از طريق بانك ملي و ايجاد انحصارات دولتي و بالا بردن تعرفه‌ها، شمار كارخانه‌هاي صنعتي مدرن را افزايش داد.21 بارزترين نماد صنعتي شدن انحصارهاي دولتي از قبيل كارخانه‌هاي توتون، سيمان و نيروگاه بود.

پس از شروع جنگ جهاني دوم و آغاز حملة آلمان به اتحاد شوروي كه بريتانيا و شوروي را به متفقين زمان جنگ تبديل كرد، حضور چشمگير آلمان‌ها در ايران سوء ظن بريتانيا و شوروي را برانگيخت. واكنش ايران در مقابل وقوع جنگ اعلام بي‌طرفي بود كه اين امر با توجه به وابستگي بريتانيا به نفت ايران و نيز مرز مشترك ايران و شوروي و نياز به استفاده از خط راه‌آهن ايران براي انتقال ادوات جنگي براي اين كشور از سوي بريتانيا پذيرفتني نبود. در نتيجه نيروهاي متفقين در شهريور 1320ش ايران را مورد تهاجم قرار دادند. ناتواني ارتش ايران در دفاع از كشور سبب شد تا ايران تسليم نيروهاي متفقين شود و رضا شاه ناگزير با اعلام جانشيني محمدرضا پهلوي، وليعهد، به عنوان پادشاه ايران از سلطنت استعفا كرد.22

رضا پهلوي پس از استعفا به جزيرة موريس در اقيانوس هند رفت و بعد از مدتي اقامت رهسپار ژوهانسبورگ در افريقاي جنوبي شد و تا زمان مرگش به حالت تبعيد در آنجا ماند.23 در 13 ارديبهشت 1329ش جنازة او را به ايران آوردند و در مقبرة مخصوص دركنار بارگاه حضرت عبدالعظيم به خاك سپردند.24

 

مآخذ:

  1. پهلوان، كيوان. رضا شاه از اشتر تا آلاشت (نياي لُر رضا شاه). تهران: آرون، 1383، ص 245.
  2. بهار، محمدتقي. تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران. تهران: اميركبير، 1357، ج 1، ص 70-71.
  3. طلوعي، محمود. پدر و پسر (ناگفته‌ها از زندگي و روزگار پهلوي‌ها). تهران: علم، 1374، ص 23.
  4. پهلوان. همان. ص 287-288.
  5. همان. ص 391-393.
  6. طلوعي. همان. ص 32-34؛ زونيس، ماروين. شكست شاهانه. ترجمة اسماعيل زند و بتول سعيدي، تهران: نور، 1371، ص 47.
  7. طلوعي. همان. ص 49؛ زونيس. همان. ص 49.
  8. آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة احمد گل‌محمدي و محمدابراهيم فتاحي، تهران: ني، 1377، ص 147.
  9. همان. ص 149 و 150.
  10. همان. ص 172-174.
  11. سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 25؛

    Hambly, G.R. "The Pahlavi Autocracy: Rizāshāh", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge, Cambridge University Press, 1991, PP. 225.
  12. آبراهاميان. همان. ص 164.
  13. پهلوان. همان. ص 683.
  14. آبراهاميان. همان. ص 174، 178، 179؛ پهلوان. همان. ص 535؛ سلسلة پهلوي ... . ص 39.
  15. سلسلة پهلوي ... . همان، ص 36؛ Hambly, ibid, p. 231.
  16. آبراهاميان. همان. ص 177 و 178.
  17. زونيس. همان. ص 51.
  18. سلسلة پهلوي .... همان، ص 51 و 52؛ Hambly, ibid, P. 239-240.
  19. همان. ص 54؛ ibid. P.241.
  20. همان. ص 49؛ ibid. P.238.
  21. آبراهاميان. همان. ص 181-182.
  22. فردوست، حسين. ظهور و سقوط سلسلة پهلوي. تهران: اطلاعات، 1370، ج 1، ص 86-91؛ زونيس. همان. ص 25.
  23. پهلوان. همان. ص 833.
  24. فردوست. همان. ص 97.

[1]. Clerge  

[2]. Darcy  

الهه جواهری