Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

پوشاك بختياري‌ها و لرها، لباس بختياري‌ها و لرهاي ايران را كه در بخش‌هاي جنوب غربي ايران و در استان‌هاي خوزستان، لرستان، ايلام، چهارمحال و بختياري و كهگيلويه و بويراحمد زندگي مي‌كنند، در دو بخش لباس مردانه و لباس زنانه، بررسي مي‌كند.1

لباس مردانه: كلاه نمدي نيم گرد سياه متداول‌ترين سرپوش است اما رنگ‌هاي قهوه‌اي، زرد و بژ نيز به كار مي‌رود، اين كلاه به شُوكلَه معروف است. گاه بزرگان نوعي از اين كلاه را كه بلندتر و استوانه‌اي‌تر و رنگ سياه و يا سفيد داشت، به كار مي‌بردند. پيراهن ساده‌اي به نام جومه كه يقه‌اي صاف و در پهلو دگمه دارد، بر تن كرده، جليقه‌اي بر آن مي‌پوشند. مشخصه لباس آنان غير از كلاه، شلوار گشاد و چوقاي بلندشان است. تُمبون يا دبيت شلوار گشاد و سياهي است كه تا پايين پا را مي‌پوشاند، و دور پاچه آن گاه تا يك متر مي‌رسد. گاه زير اين شلوار، زيرشولار (زيرشلوار)ي كرباسي به پا مي كنند. روي دبيت اغلب كمربند بسيار پهني از چرم قرمز يا سياه كه سگكي فلزي و بزرگ در جلو دارد، بسته مي‌شود، و البته و به ندرت به جاي كمربند، گاه شال بزرگ و سفيدي به كار مي‌رود. چوقا مشخص‌ترين لباس مردان است. بهترين نوع چوقا را روستايي در 50 كيلومتري شمال شرقي دزفول به نام ليوس مي‌بافد كه به چوقاي ليوسي معروف است. چوقاي ليوسي از شش تكه بافته شده دو تا در پشت و چهارتا در جلو، تشكيل مي‌شود، كه در محل كمر به هم دوخته شده‌اند. چوقاهاي ليوسي زمينه سفيد دارند و قسمت پايين آنها اغلب و نه هميشه، بدون نقش است اما قسمت بالايي چوقا داراي خطوطي عمودي و پلكاني سياه و سفيد است كه برخي معتقدند نشان دهنده نقش زيگورات‌هاي طبقه طبقه‌اي ايران باستان (دوران ايلاميان) است كه هم اكنون يكي از آنها به نام زيگورات چُغازنبيل در منطقه شوش پابرجاست. چوقاهاي نواحي ديگرايران اغلب ساده و پشمي‌اند. برخي از چوقاها دو حلقه يا سوراخ براي گذراندن دست‌ها دارند، تا بتوان آنها را پوشيد، اما اغلب، چوقا را نپوشيده بلكه آن را بر دوش مي‌اندازند.2 گاه نيز بالاپوشي نمدين به نام فِرِج يا فِرِجي كه يك تكه و بدون برش است بر تن مي‌كنند. رنگ اين بالاپوش اغلب خاكستري روشن با اندكي قهوه‌اي با آستين‌هايي بلند و كيسه‌اي شكل است، كه انتهاي آنها با بندي خفت و بسته شده است. در اين آستين‌ها، در زير بغل شكافي و كمي بالاتر از مچ دست، سوراخي قرار دارد. شكاف زير بغل براي تهويه، و سوراخ نزديك مچ براي بيرون آوردن دست از آستين بسته است. آنان به ندرت از پوستين‌هاي گوسفندي، استفاده مي‌كنند.

لباس زنانه: تنها و مهم‌ترين سرپوش آنان سربندهايي است كه دور سر و گيسوان خود مي‌بندند. در نواحي شمالي‌تر، نوعي روسري به نام ترا، روي سر قرار گرفته سپس دور آن را با سربند و يا شال مانندي كوتاه مي‌بندند. اما در نواحي جنوبي‌تر، لچك مانندي بر سر گذاشته، كه به آن يك توري به نام مينا، سنجاق شده است. گيسوي آنان هميشه از فرق وسط باز شده و به شكل دو گيس بافته شده درآمده، روي شقيقه‌ها را گرفته، سپس زيرچانه به هم مي‌رسند. پيراهني تا زانوان كه چاك‌هايي در پهلو دارد، با آستين‌هاي بلند و به نام جومه (جُوِه) بر تن مي‌كنند. روي زير شلواري، دامني پُرچين و بلند و رنگارنگ را كه در كمر جمع شده و تُمبون زَنونه نام دارد به پا مي‌كنند. در فصل سرما خفتاني مخملي كه بَلكان مي‌گويند و يا گونه‌اي ديگر از آن كه كلجا (كليجه) نام دارد، مي‌پوشند. جز در سوگواري‌ها، در باقي موارد لباس‌هايشان رنگارنگ است. اين كه امروزه آنان اغلب در لباس‌هايي سياه ديده مي‌شوند، از تاثيرات پس از انقلاب و جنگ 8 ساله است.2

 

مآخذ :

  1. يادداشت مولف.
  2. Digard, J.P.La Parure chez les Baxtŷri, 1971, Pp.117-132; Idam, Note sur quelques vêtements Baxtŷri, DAFI, VI, 1976, Pp. 117-128; Idam, Clothing, Encyclopaedia Iranica, ed, E. Yarshater, California, 1992, sec XXV.
  3.  فيلبرگ، ايل پاپي. كوچ‌نشينان غربي ايران. ترجمه اصغركريمي، تهران: 1369، ص 201-204، ش 102، 104. 
محمدرضا چیت‌ساز