Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

استان چهارمحال و بختياري، نام استاني در جنوب غربي ايران، به مركزيت شهركرد، و در همسايگي لرستان و اصفهان از شمال شرقي و خوزستان و كهكيلويه و بويراحمد، از غرب و جنوب.1

استان چهار محال و بختياري با 16201 كم وسعت كه 1 درصد از مساحت كشور را تشكيل مي‌دهد، بين '09 ˚31 تا '49 ˚32 عرض شمالي و '30 ˚49 تا '26 ˚51 طول شرقي واقع شده است و براساس آخرين تغييرات در تقسيمات كشوري، داراي 6 شهرستان، 26 شهر، 17 بخش، 39 دهستان است.2

اسامي شهرستان‌هاي استان چهار محال و بختياري عبارتند از: كوهرنگ به مركزيت چلگرد در شمال غربي، اردل به مركزيت اردل در غرب، لردگان به مركزيت لردگان در جنوب، بروجن به مركزيت بروجن، و شهركرد به مركزيت شهركرد در جنوب شرقي و شمال شرقي و بالاخره فارسان به مركزيت فارسان در مركز استان.3

استان چهارمحال و بختياري در بخش مركزي رشته كوه‌هاي زاگرس واقع شده است. اين استان ناحيه‌اي كوهستاني است كه رشته كوه زاگرس از شمال غربي به طرف جنوب شرقي آن كشيده شده است. زردكوه بختياري، رشته كوهي در غرب استان است كه داراي قله‌هاي متعدد و مرتفع بسياري است كه بلندي آن غالباً بيش از 3000 م و بلندترين آن قله «كلونچي» به ارتفاع 4225م است.

شاه شهيدان به بلندي 4150م، پنبه گال 4000 م از ديگر قله‌هاي مرتفع زردكوه است.4

در برخي منابع بلندترين نقطه استان را در ناحيه غربي آن و به ارتفاع 4536م5 4548م6 در زردكوه بختياري ذكر كرده‌اند، كه در منبعي ديگر 4287م هم آمده است.7

كوه‌هاي هزاردره به ارتفاع 3862، كوه سالداران به ارتفاع 3621م، كوه زرآب به ارتفاع 3625م در مركز و كوه‌هاي قراول خانه به بلندي 2682م و كوه بيدكان به ارتفاع 2608 در شرق و كوه ريگ به ارتفاع 3661م در جنوب، از جمله ارتفاعات ديگر استان چهارمحال و بختياري هستند.8

اصولاً 79 درصد سطح استان را كوهستان‌ها و 21 درصد را دشت‌ها كه عموماً در شرق استان واقع هستند، تشكيل مي‌دهند و مانند بسياري از نقاط ديگر كشور، اين استان نيز، بر روي گسله‌ها و مناطق پرخطر و زلزله خيز واقع شده است.9

كوه‌هاي استان كه برخي از آنها غالباً پوشيده از برف است، منبع و منشاء رودهاي پرآب و طولاني كارون و زاينده رود هستند كه به ترتيب به سوي خوزستان و اصفهان روان است. رود كارون داراي سرشاخه‌هاي متعددي به نام‌هاي رودخانه‌هاي بهشت آباد، كوهرنگ، سبزكوه، ونك[1]، بازفت[2] و لردگان[3] و زاينده رود نيز داراي سرشاخه‌هاي ديگري به نام‌هاي ديمه، ميان رودان، توف سفيد، نعل اشكانان، تنگزي و خرسانك[4] است. بخشي از سرشاخه‌هاي رود دز نيز از شمال استان چهارمحال و بختياري سرچشمه مي‌گيرد كه پس از عبور از لرستان در خوزستان به كارون مي‌پيوندد. در مجموع در اين استان تعداد 15 رود بزرگ و 953 چشمه دائمي وجود دارد. گرچه استان چهارمحال و بختياري با داشتن 10 درصد از آب كشور يكي از پرآب‌ترين استان‌هاي ايران به شمار مي‌آيد، اما به دليل جريان داشتن آب رودخانه‌ها در عمق درّه‌ها و هزينه سنگين انتقال آب آنها به سطوح بالاتر، اين استان بهره چنداني از منابع آبي خود نداشته و در واقع دشت‌ها و اراضي پست استان‌هاي همجوار از آن بهره‌مند هستند.10

احداث دو سد خاكي، يكي در شرق تالاب چغاخور در محدودۀ شهرستان بروجن، با حجم 40 ميليون متر مكعب و ديگري در جنوب تالاب سولقان در محدودۀ شهرستان اردل با حجم 000/700 متر مكعب، علاوه بر ذخيره‌سازي آب، موجب پديد آمدن درياچه‌هاي زيبايي در پشت آنها شده است؛ به ويژه تالاب چغاخور و پديده‌هاي طبيعي و فرهنگي اطراف آن كه از مهم‌ترين مناطق گردشگري استان محسوب مي‌شود.11 همچنين تونل شماره يك كوهرنگ و مخزن سد انحرافي آن كه از حدود 50 سال پيش مورد بهره‌برداري است و نيز تونل‌هاي شماره 2 و 3 آن، پس از تكميل و بهره‌برداري كامل، حجم عظيمي از آب رود كارون را از سرشاخه‌هاي آن در چلگرد و جنوب آن به زاينده رود و استفاده استان چهارمحال و بختياري و اصفهان منتقل خواهد كرد.12

با توجه به ميانگين سالانه بارش در استان (حدود 700 ميلي متر)، اراضي استان بويژه در قسمت‌هاي شمال غربي آن با ميانگين سالانه بارندگي حدود 1700 تا 1800 ميلي‌متر، داراي پوشش گياهي مناسب (جنگل و مرتع) است. بدين ترتيب نوع معيشت اكثر اهالي استان، بويژه در گذشته با تابعيت از شرايط جغرافيايي طبيعي استان، غالباً دامداري (زندگي عشايري) و كشاورزي (زندگي روستايي) بوده است.

شهرهاي كنوني استان و حتي مركز آن نيز در گذشته‌اي نه چندان دور، داراي هويت روستايي بوده‌اند و حتي عمر روستاهاي استان نيز عمدتاً به نيم قرن اخير و آغاز اسكان عشاير چادرنشين برمي‌گردد.13

با اين حال به دليل موقعيت نسبتاً مساعد طبيعي، ناحيه‌اي كه امروز استان چهارمحال و بختياري نام گرفته، با توجه به آثار و كشفيات باستان شناسي همواره مسكون و بستر زندگي و حيات فرهنگي اقوام مختلفي بوده است. به گونه‌اي كه سابقه سكونت در استان را تا هزار ششم پيش از ميلاد تخمين زده‌اند. پس از اسلام با مهاجرت اقوام مهاجر زندگي عشايري و كوچ‌نشينی در منطقه رواج يافت و به تدريج با قدرت يافتن سران ايل، به ويژه از دوره صفويه به بعد، اين استان به سرزمين لر بختياري شهرت يافت.14

بارتولد در اين باره مي‌نويسد كه اين مسئله هنوز مورد اختلاف است كه اصل لرها و بختياري‌ها از كجا است. زبان اينان به طوري كه از روي اطلاعات موجود معلوم مي‌شود، شبيه كردي است.15 وي سپس مي‌افزايد كه بختياري‌ها سكنه لر بزرگ را تشكيل مي‌دهند. سرزمين آنان از شمال به راه بروجرد به اصفهان و از جنوب به راه دزفول به رامهرمز محدود است و از حيث شيوه زندگي و زبان به لرها شباهت دارند، هر چند كه بختياري‌ها بيش از لرها متمدن و صلح‌طلب محسوب و به مراتب بيشتر مطيع نفوذ تمدن شده‌اند. بارتولد در ادامه مي‌گويد كه قسمت عمده بختياري‌ها زندگي ساكن اختيار كرده‌اند و به دو شاخه عمده چهار لنگ و هفت لنگ تقسيم مي‌شوند.16 استان چهارمحال و بختياري كه از دو قسمت چهارمحال، شامل: لار، كيار، ميزدج و گندمان و بختياري شامل: دهستان‌هاي شوراب شامل: تنگزي، بازفت، دو آب صمصامي، ديناران، اردل و ... تشكيل شده است،17 نخستين بار در 1337 با نام فرمانداري كل، به طور مستقل در نقشه جغرافياي سياسي ايران ظاهر شد و در 1352 با عنوان «استان چهارمحال و بختياري» به مركزيت شهركرد، موجوديت يافت.18

اين استان در سرشماري 1375 داراي 168/761 تن جمعيت بود كه طبق برآوردها، اين تعداد در 1384 به 003/842 تن رسيده است.19

استان چهارمحال و بختياري به دليل طبيعت بكر و زيبا و بهره مندي از جاذبه‌هاي گوناگون طبيعي، اجتماعي و فرهنگي كه استقرار بزرگ‌ترين سازمان‌هاي ايلي كشور در آن، همراه با آداب و سنن و نحوه معيشت عشاير، از جمله آنهاست، همواره مورد توجه گردشگران و پژوهشگران داخلي و خارجي بوده است. در حال حاضر با توجه به احداث راه، فرودگاه و مهمان پذيرها، شرايط نسبتاً بهتري نسبت به گذشته، براي بازديد از اين استان فراهم آمده است.20

 

مآخذ:

  1. سازمان نقشه‌برداري كشور. اطلس نقشه و اطلاعات مكاني (استان چهارمحال و بختياري). تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1384، ص1.
  2. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. اطلس راهنماي استان‌هاي ايران. تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1384، ص21.
  3. اطلس نقشه و اطلاعات مكاني (استان چهار محال و بختياري). همان جا.
  4. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج1، كوه‌ها و كوهنامه ايران. تهران: گيتاشناسي، 1379، ص286.
  5. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي كوه‌هاي كشور. ج2. تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح ، 1379، ص415.
  6. اطلس راهنماي استان‌هاي ايران. همانجا.
  7. سازمان نقشه‌برداري كشور. اطلس زمين‌شناسي (اطلس ملي ايران)، تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، نگارش دوم، 1382، ص 4.
  8. گيتاشناسي (واحد پژوهش و تأليف). اطلس گیتاشناسي استان‌های ايران (اطلس ملي ايران). تهران: گیتاشناسی، 1383، ص101.
  9. سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي. جغرافياي استان چهار محال و بختياري. تهران: شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي ايران، 1383، ص50 و 51.
  10. همان. ص 32، 33 و 39.
  11. همان. ص36 و 38.
  12. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي. جغرافياي استان اصفهان. تهران: شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي ايران، 1381، ص20.
  13. جغرافياي استان چهار محال و بختياري. همان. ص 15، 17.
  14. همان. ص 20 و 21.
  15. بارتولد، و. تذكره جغرافياي تاريخي ايران. ترجمه حمزه سردادور، تهران: توس، 1372، ص196.
  16. همان. ص197.
  17. حقيقت عبدالرفيع. فرهنگ تاريخي و جغرافيايي شهرستان ايران. تهران: كومش، 1376، ص193.
  18. اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1383، ص 97 و 100.
  19. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور)، 1382، ص 85 و 86.
  20. جغرافياي استان چهار محال و بختياري. همان. ص 83 – 72.

[1]. Vanak.

[2]. Bazoft.

[3]. Lordeān.

[4]. Xersānak.

غلامحسین تکمیل‌همایون