Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

كُرد، از اقوام ايراني پراكنده در ايران، عراق، تركيه و چند كشور ديگر.

معاني و وجه تسميه، فرهنگ‌هاي فارسي واژة كُرد را بيابانگرد، چوپان، گوسفندچران و چادرنشين و بدوي معنا كرده‌اند.1 برخي واژة كُرد را مأخوذ از واژة گُرد فارسي و به معناي دلير و پهلوان آورده‌اند. بر اساس داستان‌هاي شاهنانه 400 جواني كه از بيم كشته شدن، از دست ضحاك گريخته و به كوهستان‌ها و بيابان پناه برده بودند، كٌرد (= فراري و كوه‌نشين) ناميده شدند.2

اصل و نسب و خاستگاه، برخي اصل و نسب كردها را همان 400 جوان ايراني كه از دست ضحاك به كوهستان گريخته بودند، دانسته‌اند.3 منابع تاريخي دورة اسلامي نيز كردها را ايراني‌الاصل و از نسل كُرد بن اسفنديار بن منوچهر دانسته‌اند.4 در اين باره نظرات ديگري هم وجود دارد: مثلاً برخي كردها را اصلاً عرب مي‌دانند و ادعاي خود را با روايت داستان‌هايي بر مبناي فقه‌اللغة عاميانه توجيه مي‌كنند.5

تقريباً همة منابعي كه به شناسايي تاريخ كهن كردها پرداخته‌اند، كوهستان‌هاي زاگرس و سرزمين‌هاي اطراف آن را از نخستين خاستگاه كردها عنوان كرده‌اند. بنابراين پژوهشگران براي شناسايي خاستگاه نخستين كردها به توصيف تاريخ حكومت‌هاي باستاني سده‌هاي پيش از ميلاد مانند سومر، اكد، آشور و بابل و... مي‌پردازند كه مناطق مختلف و مردم بومي سرزمين‌هاي زاگرس را زير سلطة خود داشتند. مثلاً چون در كتيبة سومري كه قدمتي در حدود 2000 سال قبل از ميلاد دارد از اقوامي به نام كَرْدَكَ يا قَرْدَكَ، ساكن سرزمين‌هاي جنوب درياچة وان، نام برده شده است، پژوهشگران اين اقوام را اصل و نسب كردها و سرزمين آن‌ها را خاستگاه نخستينشان دانسته‌اند.6 همچنين استرابو، به نواحي اطراف دجله كه محل سكونت گروه‌هايي موسوم به كردوئن (گردوئن) كرد وفي بود، اشاره مي‌كند. برخي پژوهشگران كردشناس كردوئن (گردوئن) يا كرد وفي‌ها را همان كردها دانسته‌اند.7 رشيد ياسمي‌بارد همة نظراتي كه دربارة اصل و منشاء كردها وجود دارد، خود نظر تازه‌اي ارائه مي‌كند. همو مي‌نويسد: در زمان‌هاي كهن در ناحية «جزيرة ابن عمر» كنوني منطقه‌اي به نام «قِرْدو» وجود داشت. طوايف ماد و پارس به آن منطقه مهاجرت كردند و آن‌جا را تحت تصرف خود درآوردند و بوميان منطقه زير نفوذ آن‌ها قرار گرفتند. از اين‌رو طوايف ماد و پارس به نام آن محل قِردو (كِردو) يا كٌرد ناميده‌ شدند.8

پيشينة تاريخي، آن‌چه دربارة پيشينة تاريخي كردها در دورة پيش از ورود اسلام به ايران وجود دارد، نظراتي است كه به خاستگاه و اصل و نسب آن‌ها اشاره مي‌كند، كه قسمت‌هايي از آن‌ آورده شد. بنابراين مي‌توان پيشينة تاريخي كردها را از زماني كه نامشان به صورت «اكراد» در متون تاريخي دورة اسلامي ذكر شد، دانست.

براساس متون تاريخي اعراب در 16ق/637م با فتح تكريت و حلوان به سرزمين كردها دست يافتند.9 كردها در سال‌هاي نخست فتوحات اسلامي بارها بر اعراب شوريدند و خواهان تشكيل حكومت مستقل كرد بودند. شورش‌هاي استقلال‌ طلبانة كردها غالباً سركوب مي‌شد. كردها در زمان‌هاي منصور و المعتصم عباسي شورش‌هاي زيادي به پاكردند. همچنين آن‌ها در زمان قيام يعقوب‌ ليث صفاري وي را در لشكركشي به بغداد ياري رساندند.10 نهايتاً كردها توانستند در 348ق به سركردگي حسنويه بن حسين و به ياري آل‌بويه در سر ماج بيستون حكومتي مستقل بنا نهند. حكومت كردان حسنويه با كشته شدن بدر بن حسنويه در 405ق از ميان رفت. در زمان زمامداري سلجوقيان سرزمين‌هاي كردنشين جزء قلمرو سلجوقيان شد و تمام امارت‌هاي كرد كه در دوره‌هاي پيشين اندك استقلالي به دست آورده بودند از ميان رفتند. در زمان سلجوقيان استان كردستان به مركزيت بهار به رسميت شناخته شد.11 چون صلاح‌الدين ايوبي مؤسس و فرمانرواي سلسة ايوبيان از كردان طايفة روادي بود، در دروة حكومت ايوبيان كردها باز هم به امارت رسيدند و در امور حكومت دخالت داده شدند.12

در دوره‌هاي حكومت خوارزمشاهيان و ايلخانيان كردستان عرصة تاخت و تاز مغول‌ها بود. چون كردها از اين حكومت‌ها تبعيت نكردند، شمار زيادي از آن‌ها در سال‌هاي مختلف كشته شدند. در زمان حكومت صفويان، كردستان تا 3 قرن عرصة تاخت و تاز و جنگ ميان پادشاهان صفوي و سلاطين عثماني بود. كردها در زمان نادرشاه افشار زماني به ياري او مي‌شتافتند و زماني از فرمان او سر مي‌تافتند. از اين‌رو بسياري از گروه‌هاي كرد مانند كردهاي چَمُشْگِزَكْ (كه بعدها به زعفرانلو معروف شدند) به نواحي شمالِ شرق و خراسان كوچانده شدند.13

زند را يكي از طايفه‌هاي مهم كرد به شمار آورده‌اند. كريم‌خان زند با پشتيباني چند طايفة كرد حكومت زنديه را تأسيس كرد. در زمان كريم‌خان زند چند طايفة كرد به شيراز مهاجرت كردند.14

در دورة قاجار معاهدة 1346ق/1847م موسوم به ارزروم، ذهاب كردستان به دو قسمت ايراني و عثماني تقسيم شد و سليمانيه به ترك‌ها رسيد.

 با آغاز قرن بيستم بحث تحديد مرزها بين دولت‌هاي تركيه، عراق و ايران مطرح شد. از اين‌رو در 1925م موصل به عراق واگذار شد و طي كنفرانس‌هاي سور و لوزان، صاحب منصبان كُرد متصدي پست‌هاي فرمانداري و رياست دادگستري شدند و در سراسر سرزمين كردستان  زبان رسمي تمام ادارات كردي شد.

در دورة حكومت پهلوي كشورهاي سوريه، لبنان، فلسطين، اردن و عراق از داخل امپراتوري عثماني تأسيس شدند و نظام سلطنتي امپراتوري عثماني برچيده شد و از بقاياي آن كشور تركيه به وجود آمد. از اين جهت كردها درسرزمين‌هاي قطعه قطعه شده و زير سلطة چندين دولت كوچك و بزرگ قرار گرفتند. در اين دوره كردهاي زيادي در جنبش‌هاي استقلال‌طلبانه شركت كردند. كردها اتحاديه‌هاي بومي كُرد را در اين دوره تشكيل دادند. در 1927م كردها اتحادية ملي «خوي‌بون= استقلال) را به فرماندهي احسان نوري پاشا تأسيس كردند. تلاش براي استقلال نهايتاً در 1946م/1325ش نتيجه داد. جمهوري خودمختار كرد به رهبري قاضي محمد در مهاباد تشكيل شد. اين دولت مستقل كرد به وسيلة كمك‌هاي دولت‌هاي خارجي از جمله اتحاد جماهير شوروي سابق تأسيس شد. حكومت‌ پهلوي براي مقابله با اين جمهوري خودمختار با تأسيس شركت توليد نفت توسط روس‌ها در ايران، منافع دولت شوروي را تأمين كرد. از اين‌رو حمايت شوروي از جمهوري مهاباد سلب شد و دولت كرد خودمختار در همان سال سقوط كرد.16

پس از سقوط جمهوري خودمختار كرد تا وقوع انقلاب اسلامي و برچيده‌ شدن حكومت پهلوي كردستان تقريباً در آرامش نسبي بود. با شروع انقلاب اسلامي و شروع جنگ ايران و عراق، احزاب خودمختار فراواني در كردستان تشكيل شد. مانند حزب دموكرات كردستان عراق به رهبري بارزاني كه عليه دولت بغداد مبارزه مي‌كرد و احزات دموكرات كردستان ايران، كومله، اتحادية ميهني كردستان كه مبارزات خود را در جهت ايجاد دولت مستقل از سرگرفتند. از اين‌رو كردستان عرصة جنگ و درگيري‌ ميان ايران و عراق و احزاب كرد موافق و مخالف اين دولت‌ها شد. از وقايع مهم ديگري كه مي‌توان به آن اشاره كرد، كشتار روستائيان كرد حلبچه است. در روزهاي پاياني جنگ ايران و عراق دولت عراق براي سركوب كردهاي روستايي شمال كشورش با بمباران شيميايي قتل عام كرد.

در 1997م ارتش تركيه به كردهاي خاك خود و حمله و آن‌ها را سركوب كرد. در 1998-1997م اختلاف آمريكا و عراق به اوج خود رسيد و دولت عراق با كارشكني در فعاليت‌هاي كميتة نظارت سازمان ملل بر خلع سلاح عراق كارشكني كرد. از اين‌رو آمريكا و برخي دولت‌هاي اروپايي براي از ميان برداشتن رژيم صدام حسين در عراق مصمم شدند. آمريكا با اجراي قانون «آزادسازي عراق» كه در اكتبر 1998م به تصويب سناي آمريكا رسيد كمك‌هاي مالي و نظامي فراواني در اختيار احزاب كٌرد مخالف دولت عراق قرار داد. رهبران دو گروه كُرد عراق يعني اتحادية ميهني كردستان و حزب دموكرات كردستان به آمريكا دعوت شدند و براي ادارة شمال عراق به دست كردها با آمريكا به توافق رسيدند.17

پراكندگي و تقسيم‌بندي قومي، كردها امروزه ميان سرزمين‌هاي چند كشور مانند ايران، تركيه، عراق، ارمنستان، سوريه، اردن، لبنان و... پراكنده هستند. كردهاي ايران اكثراً در مناطق غرب كشور در استان‌هاي كردستان آذربايجان غربي، كرمانشاه و نيز خراسان در شرق ايران سكونت دارند. كردهاي خراسان از زمان شاه تهماسب صفوي و نادرشاه افشار از كردستان به اين نواحي كوچانده شدند.18

كردها به چندين گروه و شاخه تقسيم مي‌شوند. شرفنامه كردها را به چهار شاخة بزرگ كرمانج، لر، كلهر، گوران تقسيم مي‌كند. كه در نواحي درياچة وان، ولايت، اردلان، شمال غربي و جنوبي كرمانشاه به سر مي‌برند.19

سون[1] نيز كردها را به گروه‌هاي عشاير كردستان مركزي يا تركيه (شامل هكاري، بتليس و عشاير كرد ارمنستان)، عشاير كردستان جنوبي يا عراق (شامل بابان و همه‌وند) و عشاير كردستان ايران (شامل مُكري، بني‌اردلان، جاف و كلهر) تقسيم مي‌كند. هر كدام از اين گروه‌ها به شاخه‌ها و تيره و طوايف متعددي تقسيم مي‌شوند كه نهايتاً قوم كرد را تشكيل مي‌دهند.20

جمعيت، از آن‌جا كه در سرشماري نفوس كردها را از ساير اقوام كشورهاي محل سكونتشان جداگانه محاسبه نمي‌كنند، برآورد شمار جمعيت آن‌ها بسيار دشوار است. همچنين شناسايي كردها با ملاك‌ها و ضوابط موجود امري ناقص و سطحي است. يعني نمي‌توانيم فقط مردمي را كه كردي صحبت مي‌كنند يا آن‌هايي كه اصلاً نمي‌توانند تركي صحبت كنند را كرد بدانيم. بنابراين به نظر دانشمندان بايستي تعريف صحيحي از كرد ارائه شود تا بعد شمار جمعيت آن‌ها تخمين زده شود. در هر حال براساس سرشماري نتايج تفصيلي كشورهاي تركيه، عراق و ايران در 1975م، جمعيت كردها به ترتيب 5/6، 5/2، 8/5 ميليون نفر برآورد شده است.21

سوريه نيز در 1975م 000/600 نفر كرد داشته است. دايرةالمعارف بريتانيكا در 2004م جمعيت كردهاي سه كشور تركيه، عراق و ايران را 15 ميليون نفر گزارش كرده است.22

مذهب، به گزارش منابع متعدد كردها پيش از اسلام مانند ديگر ايرانيان پيرو آئين زرتشت بودند. پس از ورود اسلام به ايران مسلمان شدند. اكثر كردها سني شافعي هستند. به غير از اسلام طريقت‌هاي صوفيگري بسياري در سرزمين‌ كردستان به وجود آمده است كه پيروان زيادي دارند. اين طريقت‌ها براساس اصولي عامه‌پسند بنا شده‌اند و اكثر پيروان آن‌ها گروه‌هاي صنعتگر، كشاورز و بي‌سواد‌هاي روستايي هستند. برخي پژوهشگران رواج اين طريقت‌ها را در كردستان از سدة 6ق به بعد دانسته‌اند. طريقت‌هاي قادريه*، نقشبنديه*، اهل حق* و يزيدي‌ها* از جمله مهم‌ترين فرق مذهبي كردستان است.23

 

مآخذ:

  1. معين، محمد. برهان قاطع. 3/1615، فرهنگ معين. 3/2938.
  2. فردوسي. شاهنامه. به كوشش برتلس، مسكو: 19، ص 1/53.

    نيز نك: برهان قاطع. همانجا، نيكيتين، و، كرد و كردستان. ترجمة محمد قاضي، تهران: 1366، ص65.
  3. فردوسي، همانجا؛ دينوري، ابوحنيفه. اخبار الطوال. ترجمة صادق نشأت، تهران: 1346، ص5.
  4. مسعودي، علي بن حسين. التنبيه و الاشراف. ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران: 1349، ص84.
  5. مسعودي. همان. ص85، نيز نك: دهخدا، ذيل «كُرد».
    6. Encyclopedia of Islam,. New edition, Vol v , "kurd , Kurdistan", p , 447.
    7. Strabo, The Geography of strabo, tr, Horace Leonard Jones, London, 1966, vol, VII, 231;
    .همانجا EI2,
  1. ياسمي، رشيد. كرد و پيوستگي‌ نژادي و تاريخي او. تهران: 1363، ص94-95.
  2. مسعودي. مروج الذهب. ج1/676.
  3. ابن‌اثير. الكامل. به كوشش   ، مصر:  ، ج7/264.
  4. همو. 10/374، ص377-426.
  5. همو. 11/34، بدليسي، شرف‌الدين. شرفنامه. به كوشش محمد عباسي، تهران: 1343.
    13. EI2, V/ 455- 458.
    14. EI2, V/ 461;

       بدليسي. همان. 424.
    15. EI1 / V / 461.
  1. ايگلتون، ويليام جونير. جمهوري 1946 كردستان. ترجمة سيد محمد صمدي، آكسفورد: 1963م، سراسر كتاب، احمدي، حميد. قوميت و قوم‌گرايي در ايران. تهران: 1378، ص339.
  2. همو. ص308-317.
  3. بدليسي. همان. ص424-425.
  4. بدليسي. ص23-24.
  5. نيكيتين، واسيلي. كرد و كردستان. ترجمة محمد قاضي، تهران: 1366، ص344-377.
  6. برويين‌سن، مارتين‌وان. جامعه‌شناسي مردم كرد. ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: 1378، ص25-27.
    22. Britanica, 2004.
  1. ادموندز، سيسيل‌جي. كردها، ترك‌ها، عرب‌ها. ترجمة ابراهيم يونسي، تهران: 1367، ص76.
    [1]. soane
  2. معصومه ابراهیمی