Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

کفالت، در حقوق مدني عقدي است مبتني بر تعهد شخصی به دیگری، برای احضار شخص ثالث. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول‌له می‌گویند.1

کفالت، در لغت تازی، از ریشة «کَفَلَ» به معنای تعهد، ذمه‌داری، ضمانت، عهده‌داری، سرپرستی، نگهداری، شفاعت، قیمومت و خصانت آمده است.2 صاحب جواهر، کفالت را عقدی می‌داند که برای تعهد به نفس قانونگذاری شده است.3 در صحت کفالت، تنها رضای کفیل و مکفول‌له، شرط است.4 دربارة تعیین مکفولٌ عنه در عقد کفالت، صاحب جواهرالکلام معتقد است، شخص مکفول، معیّن باشد.5 کفالت، به اعتبار تعیین زمان، به دو نوع مطلق و موقت، تقسیم شده است؛ کفالت مطلق عبارت است از کفالتی که زمان معینی برای انجام آن تعیین نشده باشد؛ کفالت موقت، کفالتی است که مدت آن معلوم نباشد. مجهول بودن مدت، موجب بطلان عقد است.6 کفالت، به اعتبار موضوع، بر دو نوع است؛ کفالت به نفس، که در آن شخص عهده‌دار نفس، روح، جان و تن دیگری است؛ کفالت به مال، که تعهد شخص در آن مالی است.7 شروط کفالت عبارتند از: 1)‌ماهیت کفیل؛ 2) توانایی اصیل به تسلیم مکفولٌ به؛ 3) شناخته شده بودن اصیل؛ 4) مکفولٌ‌له معلوم باشد؛ 5) حضور مکفولٌ‌له؛ 6) مکفولٌ به، بر عهدة اصیل باشد. اگر کسی تعهدی نداشته باشد، کفالت او مفهومی نخواهد داشت؛ 7) کفیل بتواند مکفولٌ‌به را استیفاء کند؛ 8) دین لازم و صریح باشد.8

 

مآخذ:

  1. مادة 734ق.م.
  2. تهذیب اللغة. 9/166؛ مجمع البحرین. 411-414؛ فرهنگ لاروس. 2/1722؛ المنجد. 2/1601.
  3. نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام. 26/185.
  4. همان. 186.
  5. جواهرالکلام. 26/200.
  6. مادة 737ق.م.
  7. انصاری، مسعود؛ طاهری، محمدعلی. دانشنامة حقوق خصوصی. تهران: محراب فکر، 3/1613.
  8. همان.
    اسدالله معظمی گودرزی