Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

 

كهگيلويه‌اي/ Kohgiluye?:/، (← لري) از گويش‌هاي لُر بزرگ و از زبان‌هاي ايراني شاخة جنوب غربي.1 كهگيلويه شامل سه ايل بزرگ آقاجري، باوي و جاكي بوده است.2 امروزه استان كهگيلويه و بويراحمد* از آغاز ورود آرياييان تاكنون يكي از مناطق لُر نشين بوده و هم اكنون 6 ايل در آن زندگي مي‌كنند (← كهگيلويه و بويراحمد) كه مردمان آن‌ها لر هستند.3 براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375 جمعيت استان 544356 نفر بوده است.4 گويش مردم در اين استان به لري بويراحمدي (← بويراحمدي، ايل) معروف است و با تفاوت‌هاي جزئي در سراسر استان رواج دارد.5 گويش لري اين استان قرابت و هم‌ريشگي با فارسي دري دارد و آكنده از لغات و ريشه‌هاي افعال پهلوي ساساني است.6 در عين حال كه با فارسي نو نيز پيوند نزديك دارد، داراي ويژگي‌هاي آوايي مخصوص خود بوده كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

وجود همخوان‌هاي /r/ (لرزشي، واك‌دار، چند زنشي/، /γ/ (سايشي، واك‌دار، نرمكامي) مانند: kæřæ «ديوار سنگي» و kæræ «كز» و γælæ (غلّه) و وجود انسدادي‌هاي نرمكامي (بي‌واك و واك‌دار) در مقابل انسدادي‌هاي كامي. تقابل اين دو واج در كلمات زير ديده مي‌شود: /kelæ/ «دست بريده» ~ /celæ/ «گوش بريده» و /gelæ/ «گلوله» ~ /Jelæ/ «گله، شكايت»7 اين واج‌ها در منطقة وسيعي از استان فارس رايج است.8 در اين گويش همخوان‌هاي /h/ و/?/ بعد از واكه‌هاي /æ/، /e/ و /o/ به طور نامحسوسي شنيده مي‌شوند. اگر كشش مصوت‌هاي فوق را پيش از دو همخوان /h/ و/?/ به صورت /æ:/، /e:/ و /o:/ در نظر بگيريم به علت نامحسوس بودن اين دو همخوان، واكه‌هاي ساده و كشيده تمايز معنايي ايجاد مي‌كنند: /kæ:ræ/ كره و /kæ:ræ/ (بزغاله).9 در آرايش واج‌ها تفاوت لري بويراحمد با فارسي در وجود خوشه‌هاي صامت آغازي در اين گويش است. اين خوشه‌ها منحصر به تركيب /t، d، k، g/ با /w/ است چنانكه در كلمات dwær/ (دختر)، /twær/ (تبر) ديده مي‌شود. البته در اين مورد توافق نظر وجود ندارد و اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا اين خوشه‌ها صامت‌هاي انسدادي لبي شده نيستند؟10 نشانة جمع در كهگيلويه‌اي yæl11 - (بعد از واكه) و –al مي‌باشد: bæče-y-æl (بچه‌ها)، merd- æl  مردان.12 نحو اين گويش، نظير ساير گويش‌هاي لُري همانند فارسي مي‌باشد و ترتيب كلمات svo است.13

 

مآخذ:

  1. Grimes, Barbara. (ed.) Ethnologue: Languages of the world. (12th edition). Texas: Summer Institute. 1992, p. 641.
    و نيز: لكوك، پير. «گويش هاي جنوب غربي ايران»، راهنماي زبان‌هاي ايراني. ترجمه زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1382، جلد دوم، ص563.
  2. Minorsky, v. "LUR", Encyclopeadia of Islam, LEIDEN: E. J. BRILL. 1986, vol V, p. 822.
    و نيز: حبيبي مهلياني، حسن. ممسني در گذرگاه تاريخ. شيراز: انتشارات نويد شيراز، 1371، ص35.
  3. امان‌الهي بهاروند، سكندر. قوم لُر. ص203.
  4. زنده دل، حسن و دستياران. راهنماي جامع ايرانگردي. ص32.
  5. مقيمي، افضل. بررسي گويش بويراحمد و كهگيلويه. شيراز: نويد، 1373، ص7.
  6. اقتداري، احمد. خوزستان، كهگيلويه و ممسني. ص839.
  7. مقيمي، افضل. بررسي گويش بويراحمد و كهگيلويه . ص19.
  8. صادقي، علي‌اشرف. «نقد و معرفي كتاب « بررسي گويش بويراحمد و گهگيلويه»، مجلة زبان‌شناسي. س چهاردهم، ش اول و دوم، 1378، ص144- 142.
  9. مقيمي، افضل. ص30.
  10. صادقي، علي‌اشرف. مجلة زبان‌شناسي. ص144- 142؛ و نيز: مقيمي، افضل. ص24.
  11. لكوك، پير. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص586.
  12. مقيمي، افضل. ص44 و 45.
  13. لكوك، پير. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص؟.
    آتوسا رستم‌بیک تفرشی