Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

كورش، ملقب به كبير و ذوالقرنين، هفتمين شاه پارس و نخستين شاهنشاه و بنيانگذار امپراتوري هخامنشي* (حك 550-530 پ‌م)1. پدرش كمبوجيه و مادرش ماندانا، دختر آستياگ (آژيدهاك) آخرين پادشاه ماد* بود كه برخي در صحت اين موضوع ترديد دارند.2 همزمان با ضعف آستياگ، كورش به عنوان شاه پارس و انشان(559 پ.م) كه خراجگذار مادها بود، در سازش با نبونيد پادشاه بابل و هارپاگ سردار مادي، با شورش عليه شاه ماد در دشت پاسارگاد* بر او چيره شد. (550 پ.م)3 پس از آن كرزوس پادشاه ليديه با اتحاد با مصري‌ها، بابلي‌ها و يونانيان به قلمرو كورش حمله كرد اما به دليل دريافت نكردن كمك‌هاي متحدانش عقب نشست. كورش در زمستان 546 پ.م در طي يورشي غافلگيركننده، شهر سارد پايتخت ليديه را محاصره و تسخير كرد و سارد يكي از ولايت‌هاي تابع امپراتوري پارس شد.4 كورش پس از آن به تسخير و تحت فرمان در آوردن شهر دولت‌هاي يوناني ايونيه پرداخت و آنها را مجبور به پرداخت خراج و تأمين سرباز براي سپاه هخامنشي كرد و سپس با فرو نشاندن شورش‌هاي شرق ايران زمين (545-539 پ.م) در هيركانيا (گرگان)، پرثو، هريوه (هرات)، باختر، زرنگ، سغد، خوارزم و مرو شاهنشاهي هخامنشي را يكپارچه كرد.5 كورش در سال 539 پ.م به بهانة اتحاد نبونيد با كرزوس بابل را فتح كرد و در اين راستا از خشم كاهنان معبد خداي مردوك عليه نبونيد ياري جست. كورش پس از فتح بابل در معبد مردوك تاجگذاري كرد و از سوي اقوام ساكن و تابع بابل به عنوان پادشاه شناخته شد.6 اقدامات مهم كورش در بابل عبارتند از بازگرداندن يهودياني كه از زمان بخت النصر پادشاه بابل (587 پ.م) در اين شهر اسير بودند، به موطنشان در اورشليم و تأمين هزينه بازسازي معبدشان در آنجا و نيز تدوين استوانة حقوق بشر به خط ميخي در بابل.7 كورش از اين پس خود را پادشاه چهارگوشة جهان خواند و سپس فرزند ارشدش كمبوجيه را در رأس سپاهي براي فتح مصر گسيل داشت. قلمرو كورش از مصر، سواحل مديترانه و ليديه در غرب تا سرزمين اربايا (عربايا) در جنوب درياي پارس و تا سواحل سند و سير دريا (سيحون) در شرق امتداد داشت. او سرانجام در جنگ با اقوام ماساگتها در شرق كشته شد و جسد او در آرامگاهش در پاسارگاد قرار داده شد (530 پ.م). پس از او كمبوجيه به پادشاهي هخامنشيان رسيد.8 آنچه كورش را به عنوان يك فرمانروا در دنياي باستان متمايز مي‌سازد سياست صلح و سازش او در مقابل اقوام مغلوب و تابع هخامنشيان بود. مطابق با اين سياست، كورش بر خلاف رسم آن دوران هرگز به سپاهيانش اجازة غارت و چپاول اقوام و شهرهاي تسخير شده را نمي‌داد. علاوه بر اين اقوام مغلوب و تابعش را در انجام مناسك ديني و حفظ افكار و عقايدشان آزاد گذاشته و خود نيز نسبت به ديدگاه‌هاي آنان، به ديدة احترام مي‌نگريست.9 اين موضوع در استوانة حقوق بشر در بابل مشهود است. كورش در برخورد با حكمرانان مغلوب هميشه رعايت آنان را كرده و با آنان با لطف و احترام رفتار مي‌كرد چنانكه اين موضوع در رفتارش با آستياگ، كرزوس و نبونيد آشكار است. اين رويه باعث شده بود كه اقوام و ملت‌ها به ايرانيان با ديدة احترام نگريسته و همواره از او به نيكي ياد كنند، در چند جاي كتاب مقدس و در تفسيري از سورة كهف در قرآن كريم از وي به عنوان پادشاهي دادگر و نيكوكار و با لقب ذوالقرنين نام برده شده است.10 در دورة كورش هنرمندان آثار بسياري از خود به جاي گذاردند كه در روند يادمان‌هاي هنري ايران تأثير فراوان داشت. پاسارگاد پايتخت وي از اين دسته آثار ماندني است.

نيزنك: هخامنشيان، مادها

 

مآخذ:

  1. زرين كوب، عبدالحسين. تاريخ مردم ايران. تهران: اميركبير، 1364، ج 1، ص 114.
  2. هينتس، والتر. داريوش و پارس‌ها. ترجمة عبدالرحمن صدريه، تهران: اميركبير، 1380، ص 105.
  3. بريان، پير. امپراطوري هخامنشي. ترجمة ناهيد فروغان، تهران: انتشارات فرزان، نشر قطره، 1381، ج 1، ص 48.
  4. يسرائيل، ژرار. كورش بزرگ. ترجمة مرتضي ثاقب‌فر، تهران: ققنوس، 1380، ص 135-132.
  5. پيرنيا مشيرالدوله، حسن. ايران باستان. تهران: مجلس، 1311، ج 1، ص 270-480.
  6. شاندور، آلبر. كورش. ترجمة محمد قاضي، تهران: زرين، 1375، ص 281.
  7. ارفعي، عبدالحميد. فرمان كورش بزرگ. تهران: فرهنگستان ادب و هنر ايران، 1356، ص 16.
  8. اومستد، ا. ت. تاريخ شاهنشاهي هخامنشي. ترجمة دكتر محمد مقدم، تهران: ابن سينا، 1340، ص 118.
  9. براي آگاهي بيشتر: شعباني، رضا. كورش كبير. (مجموعة از ايران چه مي‌دانم؟/30) تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1381، ص 45.
  10. آزاد، مولانا ابوالكلام. كورش كبير. ترجمة محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران: كتابخانة ابن سينا، 1344، ص 3.
مهرداد شباهنگ