Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دانشنامه ایران زمین

كون و فساد، در لغت به معني شدن، پديد آمدن و تباه شدن و در اصطلاح فلسفه، كون، به معني خروج دفعي و ناگهاني شيء از عدم به سوي وجود و فساد، به معني خروج دفعي شيء از وجود به سوي عدم است.1 همچنين از كون به حصول صورت براي ماده و از فساد به زوال صورت از ماده تفسير شده است. بر اين بنياد معناي اين سخن كه پديده‌هاي جسماني، همواره در معرض كون و فساد هستند، آن است كه پيوسته، صورتي از آن‌ها زايل مي‌شود و صورتي براي آن‌ها پديد مي‌آيد.2 [← حركت].

 

مآخذ:

  1. آمدي، سيف‌الدين. كتاب‌المبين. ص355.
  2. سهروردي، يحيي بن حبش. حكمة‌الاشراق. 2/199؛ احمد، نگري. دستورالعلماء. 3/27.
اصغر دادبه