Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات آ

 

آموزش کتابداری و اطلاع‏رسانی در ایران. در نخستین بخش این مقاله نویسنده به تحلیل زمینه تاریخی پیدایش برنامه‌های آموزش علوم غربی در ایران، از جمله کتابداری، می‌پردازد. در بخش بعد آموزش کتابداری پیشدانشگاهی را در فاصله سال‌های 1316 تا 1346 روایت می‌کند. در بخش سوم زمینه‌های شکل‌گیری نخستین گروه آموزش کتابداری در ایران در دانشگاه تهران تشریح می‌شود. در بخش‌های بعد توسعه و تحول‌های آموزش کتابداری در سال‌های بعد از انقلاب روایت می‌شود.

زمینه: انقلاب مشروطیت ( 1285ش/1906) و جریان روشنفکری، این ایده را به ایرانیان تجددگرا و بسیاری سیاستمداران آن القا کرد که برای رسیدن به قافله تمدن مدرن و نوسازی جامعه باید دست به اقدامات همه جانبه بزنند. در دوره زمامداری شاهان قاجار ( 1174-1304 ش/1795-1925م) جز ساختن مدرسه دارالفنون، چند دانشکده تخصصی کوچک، و یک کتابخانه سلطنتی و چند مجموعه شخصی در این باره اقدامی صورت نگرفت. حرکت به سوی کشوری مدرن، نیازمند زیر ساخت‌های ارتباطی، سامانه‌های قضائی، اداری، مالی، نظامی، درمانی، آموزش و پرورش عمومی، و آموزش عالی بود. پیشرفت جدی به سوی تجدد عمدتا بعد از سال 1304 آغاز شد. دوره نخست آن تا پیروزی انقلاب اسلامی سال 1358ادامه یافت.

دوره‏ رضاشاه ( 1304-1320/1925-1941) واجد همه آن چیزهائی که پایه‏گذاران انقلاب مشروطیت برای برون رفت از عقب ماندگی و ایجاد تحول در ذهن پرورانده بودند – ازجمله مردم سالاری- نبود؛ ولی ره‌آورد آن ساختن مؤسسات مهم ملی بود که پایۀ توسعه و نوسازی به حساب می‏آیند و هنوز توسعه کشور بر مدار آنها می‏چرخد. در این دوران که به جنگ جهانی دوم ختم شد، دولت مدرن با نهادهای مدرن قضائی، اداری، مالی، ارتباطاتی در ایران تأسیس شد.

این تأسیسات نیاز به نیروی انسانی کارآمد داشت که ایران فاقد آن بود. تامین نیروی انسانی در کوتاه مدت از طریق استخدام مستشاران خارجی، اعزام دانشجو به خارج از کشور ممکن بود. در بلندمدت اما، تحول در نظام آموزشی و تربیت نیروی انسانی ماهر در داخل کشور لازم بود تا این نیاز برآورده شود. تأسیس شورای عالی آموزش به منظور برپائی نظام آموزش عمومی یکسان در سراسر کشور و دادن مشاوره در زمینه‌های تخصصی بود، تأسیس مدارس و دانشکده‏های فنی به منظور تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز برنامه‏های توسعه با بهره‏گیری از مشاورانی از کشورهای آلمان و فرانسه، صورت گرفت. تحول در نظام آموزش عالی با تأسیس دانشگاه تهران بر مبنای طرح محمود حسابی در سال 1313 به سبک دانشگاه‌های فرانسه که توسعه کتابداری نوین ایران بر بالهای آن قرار داشت، از شمار این اقدام‌ها بود. تأسیس فرهنگستان زبان فارسی (1313ش) و تأسیس کتابخانه ملی ایران (1316ش) اقدام‌های تأثیرگذار دیگر به شمار می‌آید (۱: ۵۱).

آموزش‌های پیشادانشگاهی کتابداری در ایران. در دوران مدیریت مهدی بیانی بر کتابخانه ملی ایران (1316-1341)، یک دوره دو ماهه آموزش کتابداری در دانش‏سرای‏عالی تهران به سال 1318، نخستین ابتکار برای آموزش کتابداری در دوران مدرن بود. این دوره برای آموزش کارهای ساده و روزمره در کتابخانه‏ها برگزار شد. علاوه بر بیانی، محسن صبا، نخستین کتابدار حرفه‏ای ایران و دانش‌آموخته کتابداری در فرانسه با چند تن دیگر در این کلاس‌ها درس می‌دادند.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم تعداد کتابخانه‏ها در ایران به سرعت افزایش یافت؛ به‌گونه‏ای که در پایان دهه 1320 تعداد آنها، اعم از تخصصی و دانشکده‏ای به 79 رسید. چند کتابخانه خصوصی بازمانده از زمان قاجار، مانند کتابخانه ملک نیز به عنوان کتابخانه عمومی، در‏هایشان را به روی عموم باز کردند.

در فاصله سال‌های 1325 تا 1344 چندین مؤسسه خارجی، مانند شورای فرهنگی بریتانیا و انجمن‏های ایران و آمریکا در تهران و دیگر شهرها نیز کتابخانه‌هائی تأسیس کردند. درهمه این کتابخانه‏ها کتابداران حرفه‏ای انگلیسی و آمریکائی کار می‏کردند ولی کمک‌کتابداران آنها ایرانی ‏بودند. یکی از آنها در تهران، لیلی ایمن (آهی) در کتابخانه آبراهام لینکلن (کتابخانه خدمات اطلاعاتی ایالات متحده) بود که در سال‌های بعد در دوره فوق لیسانس کتابداری دانشگاه تهران ادبیات و کتابداری کودک درس داد و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک در کنار توران میرهادی، نوش‏آفرین انصاری و فرنگیس امید هم بود.

مشاهده تفاوت‌های خدمات کتابخانه‏های قدیمی ایران و کتابخانه‏های آمریکائی و انگلیسی، برخی کارکنان کتابخانه‏های ایرانی را بر آن داشت که به آموختن کتابداری مدرن علاقه‌مند شوند. ناصر شریفی و فرنگیس امید، به ترتیب معاون وقت و کتابدار کتابخانه ملی برای آموختن کتابداری راهی خارج از کشور شدند.

در نبود دوره‏های دانشگاهی برای آموزش کتابداری جدید، کسب و کار برگزاری دوره‏های کوتاه‏مدت پر رونق شد. در فاصله سال‌های 1331 تا 1344 کتابداران خارجی و ایرانی دوره‏های متعدد برگزار کردند. از جمله دوره‏ای بود که با حمایت مالی یونسکو برگزار شد و جوزف استامول[1] اتریشی و مری گیور[2] آمریکائی در آن تدریس کردند. کتابداران خارجی دیگری مانند زیگموند فون فراندورفر[3] مشاوره کتابداری یونسکو، سوزان اِیکرز[4]، مدرس کتابداری از آمریکا، و هربرت اَنجِل[5]، متخصص آرشیو از آمریکا نیز در دوره‏های کوتاه مدت تدریس کردند. حمایت مالی این دوره‏ها را یونسکو و مؤسسات آمریکائی برعهده داشتند (۱: ۱۴۹).

مؤسسات ایرانی مانند وزارت آموزش و پرورش و دانشسرایعالی تربیت معلم نیز دوره‏های کوتاه مدت در تهران برگزار کردند. تدریس در این دوره‌ها را کتابداران ایرانی، مانند ناصر شریفی (که در این زمان دکترای خود را در رشته کتابداری از دانشگاه کلمبیا دریافت کرده و به ایران بازگشته بود)، ایرج افشار، نوش‏آفرین انصاری، مهین تفضلی و شهلا سپهری برعهده داشتند.

برگزاری دوره‏های کوتاه مدت، به خصوص آنهایی که مدرسان خارجی برگزار می‌کردند، بی مشکل نبود. از جمله آنها مشکل به کار بستن آموخته‌ها از مدرسان خارجی، به خصوص آمریکائی، در کتابخانه‏های ایران بود. به علاوه، کیفیت دوره‏ها و دانش‌آموختگان آنها در حدی نبود که بتوانند کتابخانه‏های دانشگاهی تازه تأسیس را مدیریت کنند. از این رو، این اندیشه قوت گرفت که در کنار اعزام دانشجو به خارج برای تحصیل کتابداری، دانشکده‏‏ای در ایران تأسیس شود.

پیش‏درآمدهای دانشگاهی شدن آموزش کتابداری. در سال‌های 1320 تا 1357در طی پنج برنامه عمرانی کشوری. دانشگاه‌های تهران و تبریز گسترش یافتند و دانشگاه شیراز، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشگاه شهید بهشتی (آن زمان: ملی)، دانشگاه صنعتی شریف (آن زمان: آریامهر) تأسیس شدند. حتی بنیان‌ دانشگاه‏هائی مانند دانشگاه پیام نور نیز در این دوره گذاشته شد. برنامه‏های عمرانی به مؤسسات، ایرانی چه دولتی و چه خصوصی، اجازه می‌دادند به ابتکار خود طرح‌های توسعه پیشنهاد و اجرا کننده مشروط بر این که با برنامه‏های توسعه‏ دولت منافات نداشته باشد. این فرصتی بود برای دانشگاه‌های شیراز و تهران که طرح‌های خود را برای اصلاح نظام آموزشی مطالعه و اجرا کنند. برنامه‏های آنها برای مشتاقان ایجاد دوره‌های آموزش کتابداری فرصت خوب و امیدوارکننده‌ای بود.

دانشگاه شیراز، که برنامه اصلاح نظام اداری و آموزشی خود را با همکاری دانشگاه پنسیلوانیا آغاز کرده بود، به توصیه مشاوران دانشگاه پنسیلوانیا برای توسعه کتابخانه‌های خود اچ. ویل دیل[6]، یکی از استادان کتابداری آمریکائی را در سال 1344 به عنوان مشاور استخدام کرد. علاوه بر او، دو کتابدار حرفه‏ای آمریکائی را نیز به استخدام خود درآورد. این دو کتابدار دیل را متقاعد کردند که توسعه خدمات کتابخانه‏ای در دانشگاه نیاز به کتابداران حرفه‏ای ایرانی دارد. دیل نظر مشاوران دانشگاه پنسیلوانیا را به این پیشنهاد جلب کرد. برنامه آموزشی دانشکده را، شامل یک دوره کارشناسی و یک دوره کارشناسی ارشد نیز تهیه و ارسال کرد . با پایان گرفتن دوره خدمتش، دیل شیراز را ترک کرد و دانشگاه نیز تأسیس دانشکده کتابداری را موکول به آینده کرد. بدین ترتیب، بخت نصیب دانشگاه تهران ‏شد که نخستین دانشکده یا گروه آموزش کتابداری را تأسیس کند.

در سال 1337 دانشگاه تهران برای تبدیل شدن به یک دانشگاه جامع و مدرن، از هیئت آمریکائی ماوراء بحار مستقر در ایران (یو. اس. اُ. ام)‌[7] درخواست کمک کرد. هیئت مذکور مسئول نظارت بر طرح‌های آموزشی بود که با بودجه دولت آمریکا در ایران اجرا می‏‏شد. به دانشگاه تهران اطلاع داده ‏شد که تیمی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مأمور آن بررسی است. در اردیبهشت سال 1337 تیم شش نفره متخصصان از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی وارد تهران شد. گزارش آنها درباره مدیریت دانشگاه، روش‌های آموزش و برنامه‏های درسی، خدمات دانشکده‏ای و هیئت علمی بود. در هر قسمت توصیه‏های جامع و اساسی ارائه شده بود. در میان توصیه‏ها مواردی وجود داشت که به توسعه خدمات کتابخانه‏ای، شامل تأسیس یک کتابخانه مرکزی، گسترش مجموعه، و ارتقا خدمات کتابخانه‏ای می‏پرداخت. این گزارش همچنین استخدام کتابداران حرفه‏ای واجد شرایط، هم‌طراز با اعضای هیئت علمی دانشگاه را توصیه می‏کرد. برنامه آموزش کتابداری نیز برای کارکنان کتابخانه توصیه شده بود. اجرای پیشنهاد مذکور تا 1344 که مارگرت هاپکینز[8]، کتابدار متخصص آمریکائی با حمایت مالی برنامه فولبرایت برای کمک به تأسیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وارد کشور شد به تعویق افتاد (۱: ۱۵۸).

آغاز آموزش در دانشگاه. در آذر ماه سال 1344، با همکاری کتابداران ایرانی فرنگیس امید، لیلی امیر ارجمند، مهین تفضلی، شهلا سپهری، و اِولین[9] وارطانی، مارگرت هاپکینز گزارشی از وضعیت کتابخانه‏ها تقدیم دانشگاه تهران کرد. در این گزارش تأسیس یک مدرسه کتابداری در دانشگاه تهران برای تربیت کتابدار حرفه‏ای توصیه شده بود. تهیه کنندگان گزارش می‌دانستند ایرج افشار، ناظر ساخت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، از توصیه اخیر پشتیبانی خواهد کرد و چنین هم شد. هاپکینز همچنین توصیه کرده بود که بنیاد فولبرایت در ایران، از اعزام سه مدرس کتابداری به مدت دو سال، برای تدریس در دانشکده جدید حمایت مالی کند. در تابستان 1345دانشگاه تهران موافقت کرد گروه کتابداری به عنوان یکی از گروه‏های دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی کار خود را در این سال آغاز کند. دانشکده‏ای که با ریاست دکتر منوچهر افضل و فرنگیس امید به عنوان رئیس کتابخانه نمونه این دانشکده مکان بسیار مناسبی برای این گروه تازه تأسیس بود. کمیسیون برنامه فولبرایت نیز پذیرفت که سالانه یک مدرس کتابداری برای مدیریت و تدریس در اختیار دانشگاه قرار دهد. بدین طریق راه پرزحمت کتابداری ایالات متحده آمریکا برای راهیابی به دانشگاه‏، برای آموزش کتابداری ایران به سادگی و سهولت طی شد (2: 56).

برای تأسیس و راه‏اندازی دوره در نیم‏سال اول سال تحصیلی 1345، پروفسور آلیس لورِر[10] از دانشگاه ایلینویز، که تجربه تأسیس چنین دوره‏ای را در تایلند داشت، با حمایت برنامه فولبرایت به ایران آمد و برنامه دوره را تقدیم دانشگاه تهران کرد. هدف این برنامه درسی 36 واحدی در سطح کارشناسی ارشد، آموزش کتابداران حرفه‏ای برای کار در کتابخانه‏های دانشگاهی، آموزشگاهی و عمومی بود. برنامه درسی همه جنبه‏های کتابداری نوین را در بر می‏گرفت و علاوه بر این حاوی یک برنامه کارآموزی و نوشتن یک گزارش پژوهشی معادل یک پایان نامه کارشناسی ارشد بود. برای حمایت از برنامه‏های دولت برای ترویج سوادآموزی و کتاب‏خوانی میان کودکان ایرانی (که به خاطر آن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تأسیس شده بود) پروفسور لورِر در برنامه درسی توجه خاصی به کتابداری ویژه کودکان نشان داد که تخصص خود او نیز بود.

علاوه بر پروفسور لورِر و مارگرت هاپکینز گروهی از کتابداران حرفه‏ای ایرانی که همگی در دانشگاه‏های آمریکا و انگلیس تحصیل کرده بودند مانند هوشنگ ابرامی، علی سینائی، مهین تفضلی،شهلا سپهری، لیلی امیر ارجمند و اِولین وارطانی دراین دوره تدریس کردند. همین گروه کتابداران ایرانی و آمریکائی فکر تأسیس انجمن کتابداران ایران را مطرح کردند؛ انجمنی که با الهام از انجمن کتابداران آمریکا تأسیس شد. در بعد آموزش کتابداری، انجمن چندین دوره کوتاه مدت در اقصا نقاط ایران به همت نوش‏آفرین انصاری، مسئول کمیته آموزش انجمن برگزار کرد.

با پایان یافتن ماموریت یک ساله پروفسور لورِر، در شهریور ماه سال 1346 جان هاروی[11]، رئیس دانشکده کتابداری دانشگاه درِکسِل[12] آمریکا در یک مأموریت یک ساله از سوی برنامه فولبرایت جانشین او ‏شد. جان هاروی در زمان ماُموریتش در گروه کتابداری دانشگاه تهران علاوه بر مدیریت گروه و تدریس در آن، کمیته‏ای برای بررسی برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد تشکیل داد و روش آموزش را بهبود ‏بخشید. او همچنین برنامه‏ای بنام "کهاد کتابداری" در سطح کارشناسی تأسیس کرد که به طور عمده دانشجویان رشته علوم تربیتی در آن شرکت می‏کردند. برنامه‏ شامل 24 واحد درسی بود که هدف آن بیشتر تربیت افراد برای انجام کارهای مربوط به خدمات کتابخانه‏ای در کتابخانه‏های آموزشگاهی و عمومی بود. این برنامه مورد موافقت دانشکده قرار گرفت و از ابتدای سال تحصیلی 1347/ 1348 اجرا شد (۱: ۱۶۹).

از راه کمیته برنامه درسی، هاروی تغییرات زیادی در برنامه دوره کارشناسی ارشد به وجود آورد و آن را تا حد ممکن با نیازهای کتابخانه‏ها و جامعه ایران تطبیق داد. او همچنین برای اطمینان از این که دانشجویان بهره کافی از دوره ببرند و درک درستی از کتابداری جدید به دست ‏آورند روش‌های آموزش را نیز بهبود بخشید. بازدید از کتابخانه‌ها، نوشتن گزارش پژوهشی، استفاده از مواد دیداری-شنیداری، بحث گروهی، و دعوت از سخنرانان را او وارد برنامه آموزشی کرد. دانشجویان تشویق می‏شدند گزارش‏های شفاهی خود را به زبان انگلیسی ارائه دهند. هاروی همچنین یک سرویس کاریابی برای دانش‌آموختگان دوره کارشناسی ارشد در گروه به راه انداخت و کتابخانه‏ها و سازمان‌ها را تشویق به استخدام دانش‌آموختگان کرد.

اما دانش‌آموختگان این دوره کفاف نیازهای کشور را نمی‏داد. از این رو، وزارتخانه‏های آموزش و پرورش برای کتابخانه‏های مدارس، و وزارت فرهنگ و هنر که مسئولیت تأسیس و توسعه کتابخانه‏های عمومی را بر عهده داشت متقاضی برگزاری دوره‏های کوتاه مدت آموزش کتابداری شدند و کتابداران حرفه‏ای که در این زمان تعداد آنها زیاد شده بود برای آنها دوره‌های آموزشی برگزار کردند. برنامه "کهاد کتابداری" هاروی ابتکاری برای رفع این کمبود بود.

بعد از خاتمه مأموریت هاروی، مایلز جکسون[13]، رئیس کتابخانه‏های دانشگاه آتلانتا آمریکا برای یک مأموریت یک‏ساله تحت برنامه فولبرایت به گروه کتابداری دانشگاه تهران پیوست. اما هاروی در ایران ماند زیرا او در زمان تصدی‌اش بر گروه کتابداری دانشگاه تهران دو طرح برای تأسیس مرکز خدمات کتابداری تهران (تِبراک[14]) و مرکز اسناد علمی ایران (ایرانداک[15]) به وزارت علوم و آموزش عالی ارائه کرده بود. این طرح‌ها که تحول عمده‏ در کتابداری نوین ایران بوجود آوردند، مورد موافقت وزیر دانشمند آموزش عالی، مجید رهنما قرار گرفت و از سال 1347 اجرا شدند. وزارت آموزش عالی از هاروی خواست بعد از پایان مأموریت یکساله‌اش در ایران بماند و اجرای این دو طرح‌ را هدایت کند. هر دو مرکز زیربخش‌های مؤسسه برنامه‏ریزی علمی و آموزشی قرار‏ گرفتند. مؤسسه مذکور را وزارت علوم و آموزش عالی برای کمک به توسعه شتابان مؤسسات آموزشی و پژوهشی کشور در دهه 1340 تأسیس کرده بود. به این دو باید تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را نیز افزود که در سال 1344 تأسیس شد.

تِبراک و ایرانداک همه امکانات خود، اعم از نیروی انسانی متخصص وامکانات فنی و فیزیکی را برای توسعه آموزش کتابداری نوین در ایران، به خصوص در دانشگاه‌های تهران، تبریز، و در مدرسه عالی ایران زمین به کار گرفتند. تبراک به رهبری پوری سلطانی دورۀ یک ‏ماهۀ آموزش کتابداری را راه ‏اندازی کرد که شهرت و محبوبیت فراوان یافت. ایرانداک حلقه اتصال ایران به سازمان‌های بین ‏المللی اطلاع‎‏رسانی شد. ایرانداک درس‌های اطلاع‏رسانی را به برنامه‏های دوره کارشناسی ارشدکتابداری دانشگاه تهران افزود. اعتباری که این دو نهاد در اندک زمان پس از تأسیس تا سال 1357 پیدا کردند موجب جذب جوانان بسیار به حرفه کتابداری شد (1: فصل 7).

علی‏رغم مخالفت‏های اولیه، دانشگاه تهران در سال 1351 تأسیس دورۀ کارشناسی کتابداری را پذیرفت و موافقت کرد که از سال تحصیلی 1353/1354 از طریق کنکور سراسری دانشجو پذیرفته شود. برنامۀ این دوره بالغ بر 140 واحد درسی، و هدف آن تربیت کتابدار برای کتابخانه‏های کوچک و عمومی بود. تأسیس این دوره بدون توجه به تقاضا در بازار کار صورت گرفت، چون اغلب کتابخانه‏هایی که می‏بایست دانش‌آموختگان آن را به استخدام در آورند یا قبلا از طریق استخدام دانش‌آموختگان دوره کهاد کتابداری یا از طریق شرکت دادن کارکنانشان در دوره‏های کوتاه‏مدت کتابداری نیاز خود را تأمین کرده بودند. اما، با فارغ‏التحصیل شدن دانشجویان دوره کارشناسی کتابداری تمایل مدیران کتابخانه‏ها به استخدام این گروه‏ نیز افزایش یافت.

در سال 1354، کمیته برنامه درسی گروه کتابداری دانشگاه تهران به منظور رفع هم‏پوشانی میان برنامه‏های دوره کارشناسی ارشد و دوره کارشناسی و ارتقا برنامه درسی کهاد کتابداری جلساتی تشکیل داد. اعضای کمیته درسی عبارت بودند از: نوش‏آفرین انصاری رئیس گروه، ، پروفسور آلیس لورِر که برای هدایت دوره کارشناسی کتابداری کتابخانه‏های آموزشگاهی مدرسه عالی ایران ‏زمین به تهران آمده بود و با دعوت دانشگاه تهران سمت مشاور رئیس گروه کتابداری و مدرس دوره کارشناسی ارشد را بر عهده گرفته بود، دکتر باد گمبی[16]، از دانشگاه کارولینای شمالی که با حمایت مالی برنامه فولبرایت به مدت یک‏سال (1353/1354) به عنوان استاد مدعو با گروه کتابداری همکاری می‏کردند، و فرخنده سعیدی که برای جمع‏آوری داده برای پایان‏نامه دوره دکتری خود در دانشگاه کیس‏وسترن رزرو در تهران بسر می‏برد. کمیته سه درس از درس‌های دوره کارشناسی ارشد را از گروه درس‌های اصلی حذف و آنها را جزو درس‌های پیشن‏نیاز قرارداد. به جای درس‌های مذکور درس‌های جدیدی به برنامه این دوره اضافه شد.

در سال 1356، گروه کتابداری دانشگاه تهران از استادان ایرانی و آمریکائی تمام وقت و پاره وقت و 220 دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد تشکیل می‌شد. عباس حری یکی از اعضای هیئت علمی گروه بود که در آن زمان در دوره دکتری در دانشگاه کِیس وِستِرن رِیزِرو در آمریکا تحصیل می‌کرد. چهار نفر دیگر (فرخنده سعیدی، نوش‏آفرین انصاری، طاهره علومی، و شیرین رهبری) که برای ادامه تحصیل به دانشگاه‏های آمریکا و کانادا رفته بودند. آنها پس از تکمیل تحصیلات به ایران برگشتند. فرخنده سعیدی که با مدرک دکتری قبل از انقلاب به ایران برگشته بود و به گروه پیوست. پوری سلطانی و زهره علوی از تبراک، و حسین دانشی و علی سینائی از ایرانداک استادان نیمه وقت بودند. استادان آمریکائی نیز پروفسور آلیس لورِر و دکتر رابرت ئی بروان[17] از دانشگاه ایلینویز آمریکا بودند. پروفسور لورِر به صورت تمام وقت درس‏های اصلی دوره کارشناسی ارشد را تدریس می‏کرد و دکتر براون به‌صورت پاره وقت با گروه همکاری داشت و درگیر ساخت دانشکده کتابداری پزشکی در مرکز پزشکی‌ای بود که امروزه دانشگاه علوم پزشکی ایران خوانده می‌شود. استادان آمریکائی یک سال قبل از انقلاب کشور را ترک کردند (1: 178-179).

آموزش کتابداری در دیگر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی. علی رغم مشکلات اقتصادی ناشی از افت و خیز قیمت نفت در بازار بین‏المللی، دولت سیاست افزایش شمار مؤسسات آموزش عالی را با هدف برآوردن نیاز برنامه‏های توسعه، پیش گرفت. در نتیجه شمار مؤسسات آموزش عالی به 244 در سال 1357. و شمار دانشگاه‏ها نیز به 26 رسید. ساخت کتابخانه‏های مدرن در برنامه نوسازی و توسعه این دانشگاه‌ها بود، اما گروه کتابداری دانشگاه تهران به تنهائی قادر نبود نیاز آنها به کتابداران حرفه‏ای را برآوَرَد. برخی دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزشی مستقر در تهران و شهرستان‌ها برای تأمین نیازهای خود به تأسیس دانشکده، گروه، یا بخش کتابداری دست زدند: دانشگاه تبریز (1347)، مدرسه عالی ایران زمین (1348)، دانشگاه شیراز (1353)، دانشگاه اصفهان (1354)، دانشگاه علوم پزشکی ایران (1356)، دانشگاه الزهرا (1356)، دانشگاه فردوسی مشهد (1356) و دانشگاه جندی‏شاپور (1356).

در دانشگاه تبریز، بر خلاف دانشگاه تهران، برنامه از دوره کارشناسی آغاز و به دست تبراک طراحی شد. در این دانشگاه بعد از پذیرش اولین دوره دانشجو، هیئت عملی استخدام شد. این دانشگاه به جای استادان آمریکائی، به سراغ استادان پاکستانی و هندی رفت. سید رشید طیّب پاکستانی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد از کانادا برای تدریس درس‏های تخصصی کتابداری استخدام شد. غلام‏حسین تسبیحی دانش‌آموخته کارشناسی ارشد کتابداری از دانشگاه تهران، و پی. ‏بی. مانگلا[18] (با قرارداد دوساله) از هند به آن پیوستند. در نیمه‌راه نخستین دوره کارشناسی، گروه، برنامه‏ 32 واحدی کارشناسی ارشد خود را آغاز کرد. سید جلال‏الدین حیدر پاکستانی نیز که به تازگی استخدام شده بود، رئیس گروه شد. گروه به این نیز قانع نشد و در سال 1350 دوره شبانه کارشناسی کتابداری را راه‏اندازی کرد. مانگلا و طیّب در پایان قراردادشان گروه را ترک کردند و گروه به ناچار برنامه دوره کارشناسی ارشد خود را متوقف کرد. غلام‏حسین تسبیحی در سال 1356 با مدرک دکتری از انگلستان به گروه بازگشت اما نتوانست رئیس گروه شود.

مدرسه عالی ایران‏زمین مؤسسه‌ای خصوصی بود که در سال 1348 دوره فوق‏دیپلم کتابداری را با هدایت ناصر مظاهری، دانش‏آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه بلفاست، در تهران برای کارهای فنی کتابخانه‏ها به راه انداخت. در اینجا نیز برنامه‌ریزی درسی و تدریس را کارشناسان تبراک و ایرانداک بر عهده داشتند. بعدها دانش‌آموختگان کارشناسی ارشد کتابداری به استخدام آن درآمدند و در 1356 گروه دو عضو ثابت و چهار عضو نیمه وقت داشت. برنامه ایران‏زمین چندان با اقبال رو به رو نشد و بسیاری از دانشجویان، تحصیل در آن را در نیمه‌راه رها کردند زیرا نه چشم‌انداز شغلی و نه وجهۀ اجتماعی خود را مساعد می‌دیدند. ایران‏زمین ناچار کاردانی خود را به کارشناسی ارتقا داد (1354)؛ ایران زمین پروفسور آلیس لورِر را استخدام کرد و به ایران آورد، ولی چنان که دیدیم، لورِر خیلی زود به گروه کتابداری دانشگاه تهران پیوست. امکانات آموزشی ایران‏زمین خیلی کم بود. مواد آموزشی عموما به‌صورت پلی‏کپی در اختیار دانشجویان قرار می‏گرفت. استفاده از منابع درسی به زبان انگلیسی که در دوره کارشناسی ارشد کتابداری دانشگاه تهران بسیار رایج بود در میان دانشجویان مدرسه عالی ایران‏زمین معمول نبود (۱: ۱۸۸- ۱۹۰).

دانشگاه شیراز در نخسین خیز برای تأسیس گروه کتابداری در سال 1344 ناکام شد، اما به دومین خیز در سال 1350 امید بسیار داشت، چون هوشنگ ابرامی با درجه دکتری از دانشگاه پیتسبورگ، در شیراز بود و کتابخانه ملاصدرا ساخته شده بود که پشتوانه‏ آموزش کتابداری شمرده می‌شد. ابرامی پیشنهاد تأسیس "بخش علوم کتابداری" را در سطح کارشناسی به دانشگاه ارائه کرد. دانشگاه روی خوش نشان داد ولی نه به دوره کارشناسی، و از ابرامی خواست که دوره کارشناسی ارشد برایش طراحی کند و او چنین کرد. وزارت علوم و آموزش عالی نیز پس از دانشگاه، طرح ابرامی را در 1352 تصویب کرد. شرط ورود به دوره، علاوه بر گذراندن آزمون ورودی، داشتن معدل 3 از 4 یا 15 از 20، دانستن زبان انگلیسی به حد کافی از نظر گروه، و آشنائی با زبان بین‏المللی دوم بود. شرط گذراندن امتحان جامع به شرایط دانش‌آموختگی افزوده شد.

دانشگاه شیراز، در مقام دانشگاهی با اعتبار بین‏المللی، برای استخدام هیئت علمی در بخش کتابداری به نشریات بین‏المللی روی آورد و به همین شیوه بود که بِوِرلی بروستِر[19]، دکتری از دانشگاه پیتسبورگ و همکار سابق تبراک را به خدمت گرفت. در پائیز 1353 بخش با ابرامی و بروستر، و دو کتابدار حرفه‏ای دانشگاه، شهلا محلاتی (رئیس کتابخانه دانشکده مهندسی) و مهوش کشمیری (رئیس کتابخانه ملاصدرا)، هر دو نفر فارغ‏التحصیل دانشگاه‏های آمریکا، کار خود را آغاز کرد (1: 190- ۱۹۹).

دانشگاه آزاد ایران را دولت برای در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همه مردم تأسیس کرده بود. دانشگاه آزاد طرحی را با همکاری سازمان رادیو- تلویزیون مرکز فارس به نام کلاس‏های آزاد رادیو تلویزیونی به اجرا گذاشت و دانشگاه شیراز تقاضا برای همکاری با این برنامه را پذیرفت. این دوره کاردانی کتابداری بود که از پائیز سال 1354 در شیراز آغاز شد و دارندگان دیپلم دبیرستانی از آن به گرمی استقبال کردند به‌گونه‌ای که در اولین دوره 560 نفر ثبت‏نام کردند. کلاس‏ها از طریق برنامه‏های رادیو و تلویزیون مرکز شیراز با برنامۀ منظم برگزار می‏شد.

برای بهبود کیفیت آموزش در بخش تازه تأسیس کتابداری و رساندن آن به سطح سایر بخش‏ها، دانشگاه شیراز در سال 1355 اف. لورن کارول[20] و ای. رابرت راجرز[21]را به ترتیب از دانشگاه‌های اکلاهما و کِنت آمریکا استخدام کرد. همچنین کی. ستی اوماپتی[22]، دکتر در کتابداری، را از دانشگاه پیتسبورگ به بخش افزود. اوماپتی در سال 1356، بعد از کوچ ابرامی به تهران، ریاست بخش را بر عهده گرفت. در نیمسال دوم 1356/1357، راجرز و کارول با خاتمه قراردادشان به آمریکا برگشتند و بخش به‏جای آنها هارولد هالند[23] از دانشگاه میسوری آمریکا، ام. حسین خان[24] پاکستانی و آر. آر. گوپتا[25] را از هند جایگزین ایشان کرد. در این زمان، رکن‏الدین احمدی لاری و ابوالقاسم خوشخو، بورسیه‏های دانشگاه شیراز، پس از پایان دوره کارشناسی ارشد کتابداری در دانشگاه‏های آمریکا، به شیراز بازگشتند و به بخش پیوستند. با آغاز ناآرامی‏های انقلاب اعضای خارجی شیراز را ترک کردند و بخش علوم کتابداری در حالی‌که فاقد اعضای هیئت علمی واجد شرایط با مدرک دکتری برای تدریس در دوره کارشناسی ارشد شده بود با 11 دانشجو به دوران پسا انقلاب وارد شدن (۱: ۱۹۹).

مرکز پزشکی ایران (که در آن هنگام "شاهنشاهی" خوانده می‌شد و بعد از انقلاب به دانشگاه علوم پزشکی ایران تغییر نام داد) به عنوان یک مرکز پزشکی نمونه که قرار بود علاوه بر ایران، به کشورهای خاورمیانه خدمات پزشکی پیشرفته ارائه دهد، در تهران ساخته شد. خیلی زود این مرکز توجه سازمان بهداشت جهانی را به خود جلب کرد و قرار شد با حمیت سازمان اخیر یک دانشکده پزشکی با کارکرد منطقه‏ای ساخته شود. در طرح آن یک دانشکده کتابداری پزشکی نیز منظور شده بود. به خاطر وجود فناوری‏های پیشرفته در مرکز، سازمان بهداشت جهانی تقبل کرد دسترسی دانشکده کتابداری پزشکی به فناوری‏های جدید، از جمله سرویس مدلاین، تأمین شود. طرح تأسیس دانشکده کتابداری پزشکی و مدیریت آن نیز در سال 1356 به دانشگاه ایلینویز آمریکا سپرده شد.

زبان تدریس در دانشکده کتابداری پزشکی انگلیسی بود. این زبان طبعاً برای دانشجویانی که قرار بود از کتابخانه‏های پزشکی کشورهای خاورمیانه جذب شوند، زبان بین‏المللی دوم بود. برای تدریس درس‌های دانشکده سه استاد آمریکائی به نام‏های جین اُوِن براون، رابرت ای. براون، و فرد شلیف[26] به ایران آمدند و تا دیماه 1358 در ایران ماندند و تدریس‏کردند. دانشجویان این دانشکده تنها یک نیمسال تحصیلی ۱۳۵۷-۱۳۵۸ را گذرانده بودند که کلاس‏های درس به خاطر انقلاب فرهنگی تعطیل شد.

در دانشگاه جندی‏شاپور (اینک: دانشگاه شهید چمران) یک گروه کتابداری از سال 1350 تا سال 1356 درس "شیوه بهره‏گیری از کتابخانه‏ها" را به همه دانشجویان ارائه و دوره‏های کوتاه مدت کتابداری برای کارکنان کتابخانه‏ها برگزار می‌کرد. دوره‏های کوتاه مدت را فخری ناظمی، فارغ‏التحصیل دوره کارشناسی ارشد کتابداری دانشگاه تهران، محمدحسین دیانی که او هم فارغ‏التحصیل دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تهران بود و بعدها برای ادامه تحصیل در دوره دکتری به دانشگاه راتگرز در آمریکا رفت و بعد از اتمام تحصیلات به این دانشگاه برگشت و یک امریکائی به نام لری بار[27] تدریس کردند. در سال تحصیلی ۱۳۵۶-۱۳۵۷، این دانشگاه برای تأسیس گروه کتابداری و راه‏اندازی دوره کارشناسی ارشد لَری و جَنِت بار[28]، استادان آمریکائی از دانشگاه تکزاس را به خدمت درآورد. همراه با خانواده بار، دانشگاه چهار مربی به عنوان کارکنان پاره وقت در بخش کتابداری استخدام کرد. برنامه درسی 45 واحدی که خانواده بار تهیه کرد بودند دارای چهار زمینه تخصصی اطلاع‏رسانی، کتابشناسی، انواع کتابخانه‏ها و تاریخ کتابداری بود. دانشجویان می‏توانستند یکی از آنها را انتخاب کنند. نخستین گروه از دانشجویان در نیمسال دوم تحصیلی ۱۳۵۶-۱۳۵۷ پذیرفته شدند. این گروه از دانشجویان در نیم‏سال دوم درس می‏خواندند که حوادث انقلاب کلاس‏های درس را به تعطیلی کشاند و خانواده بار هم اهواز را به قصد آمریکا ترک کردند.

دانشگاه دخترانه الزهرا (آنگاه: دانشگاه دختران/فرح پهلوی) با نوریه موسوی فارغ التحصیل دوره دکتری دانشگاه پیتسبورگ در"شامگاه انقلاب" در سال 1357، گروه کتابداری خود را تأسیس کرد. این دانشگاه همچنین جان هاروی و دو نفر مربی از دانش‌آموختگان دانشگاه‌های ایران را استخدام کرد. کلاس‏های درس از نیمسال اول سال تحصیلی 1357، شروع نشده، با حوادث ناشی از انقلاب تعطیل شد (1: 203-204).

دانشگاه‏های فردوسی مشهد و اصفهان در سال 1356 دوره‏های کهاد کتابداری به سبک و سیاق دانشگاه تهران را راه‏اندازی کردند تا بنیانی برای تأسیس گروه‏های کتابداری در سال‏های آینده باشند. این دوره‏ها را گروه‏های کوچکی از افراد تشکیل می‏دادند. در دانشگاه فردوسی مشهد سیمین مهاجر با درجه دکتری از ترکیه و جواد یغمائی و امیرعباس مجذوب صفا هر دو با درجه کارشناسی ارشد به ترتیب از آمریکا و دانشگاه تهران درس‏های این دوره را تدریس می‏کردند. در دانشگاه اصفهان یحیی اسدی با درجه دکتری از آمریکا و شهناز خدیوی و مظفرالدین محلاتی، رضا صنیع‏زاده و محمد درب امامیه، و اشرف میرشاهزاده همگی با درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه‏های داخل، ارائه درس‏های این دوره را بر عهده داشتند. برنامه در هر دو دانشگاه، همچون سایر برنامه‏های آموزش کتابداری در ماه‏های پایانی سال 1357 با اوج‏گیری حوادث انقلاب تعطیل شد. بدین ترتیب طفل نوپای آموزش کتابداری نوین ایران که کمی بیش از یک دهه از قدمت آن می‏گذشت و تنها توانسته بود بضاعت اندکی فراهم کند از تب و تاب افتاد.

انقلاب اسلامی 1357 و آموزش دانشگاهی کتابداری. سال‌های 1358 تا 1359تا آغاز انقلاب فرهنگی، دانشگاه‏ها عرصه رقابت‏های گروه‏های مختلف سیاسی اعم از چپ و راست و مذهبی و غیر مذهبی شدند. دست‏یابی به انرژی فعالی که در این مؤسسات آموزشی اعم از دانشجو و استادان جوان وجود داشت و سپس کنترل آن، هدف غائی گروه‏های مختلف سیاسی بود. آموزش کتابداری نیز از تأثیر این فضا مصون نماند به خصوص این که بر پایه الگوی آمریکائی و توسط استادان آمریکائی در دانشگاه‏هایی به سبک غربی راه‏اندازی شده بودند؛ پیشینه‏ای که خیلی به مذاق انقلابیون خوش نمی‏آمد.

چنانکه انتظار می‏رفت نخست، استادان آمریکائی دانشگاه‏ها را ترک کردند و سپس استادان خارجی غیر آمریکائی. در دانشگاه شیراز هنوز اماپاتی[29] از کشور هند به عنوان رئیس بخش حضور داشت. او از دانشگاه در مورد امکان پذیرش دانشجو در دوره کارشناسی ارشد پرسش کرد و عاقبت شنید بخش کتابداری به خاطر کمبود استاد نمی‏تواند دانشجوی جدید بپذیرد. اماپاتی هم ناچار به ترک ایران شد. با رفتن او شرایط برای جعفر مهراد، بورسیه دانشگاه شیراز که در نیمسال دوم تحصیلی ۱۳۵۸-۱۳۵۹پس از اتمام دوره دکتری در دانشگاه کیس وسترن رزرو به شیراز برگشته بود، برای مدیریت بخش فراهم شد. کلاس‏های آزاد رادیو- تلویزیونی که قبل از انقلاب با مشارکت سازمان صدا و سیمای مرکز شیراز برگزار می‏شد علی‏رغم وجود تقاضای زیاد به خاطر کمبود اعضای هیئت علمی متوقف شد.

در گروه کتابداری دانشگاه تهران شرایط بغرنج تر از همه گروه‏ها بود. استادان آمریکائی خیلی وقت بود ایران را ترک کرده بودند. کمبود استاد به خوبی احساس می‏شد. فشارهای سیاسی از سوی دانشجویان و همکاران که اکنون در کمیته‏ها و "شوراهای انقلابی" جا گرفته بودند نیز افزوده شد. نوش‏آفرین انصاری که روزی برای برکشیدن گروه کتابداری و تأمین نیازهای آن به‌صورت مستقیم به رئیس دانشکده علوم تربیتی و رئیس دانشگاه تهران مراجعه می‏کرد و از بیان خواسته‏ها هیچ ابائی نداشت از چشم دانشجویان انقلابی افتاده بود و مورد تایید آنها قرار نگرفت. آنها بر همین منوال از تأیید دکتر فرخنده سعیدی هم سر باز زدند او نیز ایران را ترک کرد. مشکل مدیریت گروه با پذیرش محمود حقیقی فیصله یافت. بخش کتابداری برای دیدن روزهای بهتر در انتظار آمدن دو بورسیه خود، عباس حری و طاهره علومی بود که اولی در دانشگاه کیس وسترن رزرو و دومی در دانشگاه پیتسبورگ در دوره دکتری تحصیل می‌کردند (1: 216-217).

مدرسه عالی ایران‏زمین نیز دست‏خوش تلاطم‏های سیاسی و گروهی قرار گرفت. اسدالله آزاد دانش‌آموخته دکتری از دانشکده کتابداری دانشگاه پیتسبورگ به عنوان رئیس گروه کتابداری انتخاب شد. انتخاب او را انجمن اسلامی دانشکده که در انتخاب‏ها و انتصاب‏ها فعال بود، تأیید نکرد. آزاد کناره‌گیری کرد. بعد از آزاد، نوبت به ناصر مظاهری رسید. او هم مورد تایید همان انجمن قرار نگرفت. در نهایت انجمن با ریاست مدیریت مهرداد نیکنام، از اعضای تبراک، برگروه موافقت کرد. اما دانشکده با پذیرش دانشجوی جدید درگروه کتابداری موافقت نکرد و گروه برای همیشه تعطیل شد.

در گروه کتابداری دانشگاه شهید چمران با از دست دادن اعضای خانواده بار، سرپرست دانشگاه به‌ناچار از گروه کتابداری دانشگاه تهران درخواست کرد دانشجویان دروه کارشناسی ارشد کتابداری خود را پیش از تکمیل تحصیلات به دانشگاه چمران منتقل کند. بدین ترتیب، زاهد بیگدلی، عبدالحسین فرج‏پهلو و فریده عصاره، به این دانشگاه منتقل شدند.

دانشکده کتابداری پزشکی نیز که همۀ استادان آمریکائیش را از دست داده بود، خیلی زود توانست برنامه‏های آموزشی خود را از سر گیرد. در ابتدا نام آن به دانشکده مدیریت، علوم اطلاع‏رسانی و آرشیو پزشکی تغییر کرد و گروه کتابداری بخشی از آن شد.

بازنگری برنامه آموزشی کتابداری پزشکی در سال 1358 به صورت جامع آغاز شد. اعضای تیم بازنگری کننده علی سینائی، پس از استعفا از ایرانداک، حسین داودی‏فر، دانش‌آموخته دکتری تازه بازگشته از دانشکده کتابداری دانشگاه پیتسبورگ و مهرانگیز حریری کارشناسان ایرانداک بودند. در ادامه نقش همین تیم را در برنامه‏ریزی آموزشی کتابداری در سال‌های بعد توضیح خواهم داد.

این تیم در قالب کمیته برنامه‏ریزی کتابداری به سرپرستی طاهره علومی، نقش عمده‏ای در برنامه‏ریزی آموزشی ایفا کرد. آنها علاقه‏مند بودند تجربه‌ها، مشاهدات، و آموخته‌های خود در داخل و خارج کشور را در بازنگری برنامه آموزشی و تدوین برنامه جدید به خدمت بگیرند و برنامه‏ای تدوین کنند که آموزش و تحقیق را ترکیب کند و دانش‌آموختگان بتوانند از آن در خدمت به جامعه مشارکت داشته باشند.

گزارشی که تیم مذکور به دانشکدۀ مدیریت ارائه داد شامل یک بخش مقدماتی انتقادی بود که به بررسی وضع موجود می‏پرداخت. نتیجه توصیه‏ یک برنامه آموزشی برای فارغ التحصیل شدن دانشجویان بازمانده از تحصیل به خاطر انقلاب فرهنگی بود. بخش بعد برنامه‏هائی برای دوره‏های کارشناسی ارشد، فوق‏دیپلم و آموزش مداوم بود. برنامه دوره کارشناسی ارشد شامل دو گرایش کتابداری برای رشته‌های علوم و کتابداری پژوهشی و دکومانتاسیون بود. برنامه هر کدام از دوره‏ها متشکل از برنامه‏های درسی مختلف بود که همان‏طور که قبلا گفته شد نظریه، پژوهش و عمل را با هم در می‏آمیخت. ولی وقوع انقلاب فرهنگی فرصت خیلی زیادی در اختیار تیم سینائی قرار نداد که بتوانند برنامه خود را به صورت کامل و در طولانی مدت اجرا کنند. گروه‏های کتابداری ایران با این داشته‏ها وارد مرحله بعد، انقلاب فرهنگی (1359– 1362) شد.

با اعلام شروع انقلاب فرهنگی در سال 1359 همه فعالیت‏های آموزشی دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی متوقف شد. برای هدایت انقلاب فرهنگی ستاد انقلاب فرهنگی با ترکیب روحانیون و غیر روحانیون که در میان آنها عبدالکریم سروش و علی شریعتمداری که در دوران دولت موقت مقام وزارت هم یافتند حضور داشتند. حضور آنها در ستاد انقلاب فرهنگی که خود از دانش‌آموختگان دانشگاه‏های انگلیس و آمریکا بودند موجب تلطیف سیاست‌ها و تصمیم‌های انقلابی و ناگهانی می‏شد.

ستاد انقلاب فرهنگی در نبود مدلی برای دانشگاه اسلامی ناچار شد تعریف جدیدی از اسلامی کردن ارائه کند. این تعریف آشنا کردن دانشجویان با ارزش‏ها و اخلاق اسلامی و خارج کردن مواد آموزشی مروج فرهنگ غربی بود. بدین ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی توانست برنامه‏ای عملیاتی برای اجرای انقلاب فرهنگی در آموزش عالی تدوین کند. در این راستا چند کمیته تشکیل شد که عبارت بودند از: کمیته پاکسازی، کمیته فرهنگ اسلامی و کمیته‏های برنامه‏ریزی آموزشی. البته تصمیم‏ها در مورد انحلال یا ادغام دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی نیز در ستاد انقلاب فرهنگی گرفته می‏شد. به وجود آمدن دانشگاه‏هائی مانند تربیت مدرس که قرار بود مدلی برای دانشگاه اسلامی باشد و دانشگاه علامه طباطبائی محصول کنکاش ستاد انقلاب فرهنگی بود.

آشنا کردن دانشجویان با ارزش‏ها و فرهنگ اسلامی و انتقال این مفاهیم به آنها به کمیته فرهنگ اسلامی سپرده شد. این کمیته وظیفه داشت که درس‏هائی که تحت عنوان درس‏های عمومی قرار می‏گرفت طراحی کند که از طریق آنها معارف و فرهنگ اسلامی به دانشجویان تدریس شود. اختیار طراحی این درس‏ها و این که چه درس‏هائی در برنامه آموزشی سطوح مختلف تحصیلی قرار گیرد از وظایف این گروه بود. این کمیته کار تهیه کتاب‏های درسی این گروه از درس‏ها را نیز عهده‏دار شد.

کار تهیه برنامه‏های درسی برای گروه‏های مختلف آموزشی که از نظر تطبیق با اصول و موازین اسلامی مورد تأیید ستاد انقلاب فرهنگی باشد به کمیته برنامه‏ریزی آموزشی سپرده شد. کمیته برنامه‏ریزی که در سال‌های بعد به شورای‏عالی برنامه‏ریزی تغییر نام داد ابتدا به گروه‏های آموزشی مانند پزشکی، هنر، کشاورزی، علوم انسانی و . . . تقسیم می‏شد و هر کدام از گروه‏ها نیز زیر گروه‏هائی داشتند که کمیته نامیده می‏شد. به عنوان مثال کمیته کتابداری زیرشاخه گروه علوم انسانی بود. تعیین سطوح مختلف تحصیلی در هر رشته و تهیه برنامه درسی برای مقاطع مختلف در کمیته‏های مربوط با دعوت از استادان گروه‏های مختلف آموزشی در تهران و شهرستان‌ها انجام می‏شد. البته باید توجه داشت که استادانی که به کمیته‏ها دعوت می‏شدند و عضو آن می‌شدند، بایستی به تایید رئیس گروه می‌رسیدند. کار در کمیته‏های برنامه‏ریزی یک کار تخصصی محسوب می‏شد و سیاست خاصی در جهت اسلامی کردن دانشگاه‏ها در آنها دنبال نمی‏شد.

کمیته پاکسازی استادان و دانشجویان، وظیفه بررسی پرونده‏ها و سوابق استادان و دانشجویان و اخراج آنهایی را برعهده داشت که همان سوابق نشان می‏داد با ارزش‌های اسلامی و ایده‏آل‌های نظام سیاسی سازگاری ندارند. دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی پس از کوچ استادان خارجی، با موجی از اخراج استادان توسط کمیته‏های پاکسازی مواجه شدند.

در کشاکش انقلاب فرهنگی و ‏نگرانی از سرنوشت رشته‏های دانشگاهی، از جمله کتابداری که بر اساس مدل آمریکائی پا گرفته بود و استادان آمریکائی زیادی در آن فعالیت کرده بودند، سمیناری در اردیبهشت ماه سال 1360 در شهر مشهد برگزار شد. این سمینار، به‌رغم بی توجهی جامعه دانشگاهی کتابداری به آن، بر آینده رشته کتابداری و عبور آن از بحران‌ها، به خصوص بحران‏ انقلاب فرهنگی، تأثیر عمیقی نهاد.

در این کنفرانس وزیر علوم و آموزش عالی، رئیس گروه علوم انسانی که کمیته برنامه‏ریزی کتابداری زیر گروه آن بود، طاهره علومی، رئیس کمیته برنامه‏ریزی کتابداری که بعدا تشکیل شد، و تعداد زیادی از استادان دانشگاه‏ها و علمای مذهبی شرکت داشتند. دستور کار این کنفرانس بررسی مجموعه کتابخانه‏ها، ماهیت سازمان کتابخانه‏ها و اصول کتابداری، با توجه به ماهیت آمریکائی آن بود. کنفرانس در پی پاسخ به این سئوال بود که آیا مناسب است استفاده از مدل کتابداری آمریکائی و اصول آن در کتابداری ایران ادامه یابد؟ سمینار همچنین نحوه استفاده از کتابداران حرفه‏ای در کتابخانه‏ها و مجموعه‏سازی بر مبنای اصول اسلامی را نیز مورد بحث قرار داد. گرچه سمینار بررسی آموزش کتابداری را در دستور کار خود نداشت ولی مباحث مطرح شده و بیانیه نهائی سمینار تأثیر عمیقی بر آینده آن داشت.

سمینار، روند موجود کتابداری ایران را تایید و توصیه کرد دولت اسلامی از کتابخانه‏ها پشتیبانی کند. کتابخانه‏ها به خصوص کتابخانه‏های دانشگاهی مجاز شدند از رده‏بندی‏های آمریکائی استفاده کنند. گرچه رده‏بندی دهدهی دیوئی به مذاق بعضی از روحانیون بیشتر از رده‏بندی کتابخانه کنگره خوش می‏آمد. بیانیه سمینار فرصت بی‏مانندی در اختیار کمیته کتابداری و گروه علوم انسانی ستاد انقلاب فرهنگی نهاد تا بدون ترس، برای حال و فردای کتابداری کشور برنامه‏ریزی کنند (1: 232-233).

در شهریور ماه سال 1361، نخستین جلسه کمیته کتابداری در ستاد انقلاب فرهنگی در تهران با شرکت نوش‏آفرین انصاری، طاهره علومی از دانشگاه تهران، غلامحسین تسبیحی از دانشگاه تبریز، و جعفر مهراد از دانشگاه شیراز تشکیل شد. بعدها حسین داوودی‏فر، علی سینائی، و مهرانگیز حریری از دانشگاه علوم پزشکی ایران به آن پیوستند. گر‏چه کمیته در صورت نیاز می‏توانست از افراد دیگری برای شرکت در جلسات دعوت کند.

کمیته کتابداری در شروع کار با چند مسئله روبرو بود. نخستین آن، ناکارائی گروه‏های کوچک و پراکنده کتابداری در سطح کشور و امکان ادغام آنها در یک دانشکده در تهران بود. در نهایت، اما، کمیته به خاطر دشواری‏های موجود و ناتوانی در ردکردن موانع اداری، از دستور کار خارج، و بحث در باره آن را به آینده‏ای نامعلوم موکول کرد. مسئله دوم، تعیین سطح و مقطع‌های آموزش‌ای بود که تأمین نیاز کشور به کتابداران حرفه‏ای باید با آن شروع می‌شد.

با اطلاع از برنامه‏های وزیران فرهنگ ارشاد اسلامی و جهاد سازندگی برای ساخت کتابخانه‏های عمومی و روستائی به تعداد زیاد، و ناتوانایی گروه‏های آموزشیِ هیئت علمی از دست داده، کمیته تصمیم گرفت، بر خلاف گذشته آموزش کتابداری را از پائین‏ترین سطح یعنی کاردانی شروع کند که در ایران سابقه نداشت؛ با این باور که شروع آموزش در مقطع کاردانی به گروه‏های آموزشی فرصت می‏داد به بازسازی خود بپردازند و برای کار در مقاطع بالاتر، که نوید آن داده می‏شد، آمادگی بیشتر یابند. کمیته کتابداری برای راه ‏اندازی آن داشتن پنج عضو هیئت علمی تمام وقت و یک کتابخانه نمونه در دانشگاه با منابع و امکانات فنی مورد نیاز برای پشتیبانی از دوره را شرط کرده بود.

کمیته کتابداری برنامه‏ درسی این دوره را 82 واحد تعیین کرد و در فروردین ماه سال 1361 به تصویب ستاد انقلاب فرهنگی رساند. برنامه شامل درس‌های عمومی، پایه و تخصصی بود. دانشجویان بایست یک دوره کارآموزی را هم می‏گذراندند. سال تجدید نظر در برنامه کاردانی رخ داد و عمدتا با کاستن از درس‌های عمومی به 75 واحد کاهش یافت. برنامه دوره کاردانی بر کارهای فنی و روزمره کتابخانه‏ تمرکز داشت (۱: ۲۳۷).

انقلاب فرهنگی و روند کند کارها در ستاد انقلاب فرهنگی، رفته رفته نارضایتی عمومی به‌خصوص خانواده‏های دانشجویان بازمانده از تحصیل را بر انگیخت. شروع جنگ و احتمال اعزام دانشجویان از تحصیل بازمانده به جبهه‏های جنگ، خانواده‏ها را بسیار نگران کرده بود. از این رو، ستاد انقلاب فرهنگی که به‌تدریج در قبال خواسته‏های اجتماعی ملاحظه‌کارتر شده بود، برای حل این مشکل شورائی به نام شورای هماهنگی انتقال را تشکیل داد. تشکیل این شورا نه به معنای خاتمه انقلاب فرهنگی، بلکه برای حل مشکل دانشجویان بازمانده از تحصیل و رفع نگرانی خانواده‏ها بود. دانشجویان کتابداری بازمانده از تحصیل، شامل دانشجویان دوره کارشناسی در دانشگاه‏های تهران، تبریز، مدرسه عالی ایران زمین، و دانشجویان دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه‏های تهران، شیراز، الزهرا، کتابداری پزشکی و اهواز می‏شدند.

به خاطر ناتوانی گروه‏های کتابداری برای فارغ‏التحصیل کردن دانشجویان بازمانده از تحصیل، کمیتۀ کتابداری رفع مشکل دانشجویان دوره کارشناسی را در دستور کار خود قرار داد. چون اجرای برنامه درسی گذشته دوره به خاطر نداشتن تأیید ستاد انقلاب فرهنگی امکان نداشت، کمیته کتابداری برنامه‏ای با الهام از برنامه‏های گذشته در 140 واحد، شامل درس‌های عمومی، پایه و تخصصی تهیه کرد. ابتکار کمیته در تدوین این برنامه، اختصاص واحدهای بیشتر به تدریس زبان انگلیسی در درس‏های پایه و تخصصی بود. بر اساس مصوبه شورای هماهنگی انتقال، دانشجویانی می‏توانستند با این برنامه فارغ‏التحصیل شوند که بیش از 25 واحد برای فراغت از تحصیل نداشتند. ره‏آورد انقلاب فرهنگی در طول سه سال عمر آن برای رشته کتابداری و گروه‏های کتابداری جز دستیابی به یک برنامه کاردانی به جای کارشناسی ارشد، که با آن کار خود را در قبل از انقلاب شروع کرده بودند چیز بیشتری نبود. بدین ترتیب دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در انتظار اعلام پایان انقلاب فرهنگی و مرحله بازگشائی ‏ماندند.

پس از انقلاب فرهنگی. در سال1363 ستاد انقلاب فرهنگی به شورای‏عالی انقلاب فرهنگی با اعضای جدید ارتقا داده می‏شود و کار برنامه‏ریزی رشته‏های دانشگاهی و سیاست‏گذاری برای آنها به شورای‏عالی برنامه‏ریزی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که توانسته بود احترامی برای خود دست و پا کند محول می‏شود. از این زمان به بعد، این شورای‏عالی برنامه‏ریزی و گروه‏ها و کمیته‏های آن بودند که منشأ تغیر و تحول در نظام آموزش عالی ایران هستند و نه دانشگاه‏ها و گروه‏های آموزشی آنها که به جز اجرای مصوبات این شورا نقش دیگری در سیاست‏گذاری به آنها داده نمی‏شود.

در دوره‏ای که از 1362 شروع و به سال 1367 ختم می‏شود، کمیته کتابداری دو برنامه برای دوره کارشناسی ارشد تدوین می‏کند. یک برنامه برای دانشجویان بازمانده از تحصیل به خاطر وقوع انقلاب فرهنگی و دیگری برای دوره‏هایی است که باید بعد از 1362 در دانشگاه‌ها نوگشایی شوند. همچنین برنامه جدیدی برای دوره کارشناسی در سال 1367تدوین می‏شود که یک سال بعد برای آن دانشجو پذیرفته می‏شود. البته در همین دوران دانشگاه آزاد اسلامی و وزارت بهداشت و آموزش پزشکی تأسیس و شروع به کار می‏کنند که هر کدام از آنها دارای تاثیراتی برای آموزش عالی کشور و بخش‏های مختلف آن هستند.

برای راه‏انداری دوره کاردانی کتابداری در سال 1362، ابتدا باید دانشگاه‏هائی که می‏توانستند برای این دوره دانشجو بپذیرند مشخص می‏شد و این کار در کمیته کتابداری انجام شد و گروه‏های کتابداری دانشگاه تهران، تبریز، شیراز، الزهرا، اصفهان، و شهید چمران اهواز برای پذیرش دانشجوی کاردانی مشخص شدند. اتفاقی که در این دوران در پذیرش دانشجو صورت گرفت و از اختیار کمیته‏ها و شورای‏عالی برنامه‏ریزی خارج بود اختصاص سهیمه در پذیرش دانشجو به مناطق محروم، رزمندگان جنگ، خانواده شهدا و آزادگان و ایثارگران بود.

در سال 1363، شورای‏عالی برنامه‏ریزی مصوبه‏ای صادر کرد که بر مبنای آن دانشگاه‏ها می‏توانستند نسبت به ادامه تحصیل دانشجویان دوره کارشناسی ارشد که از تحصیل بازمانده‏ بودند و همچنین تأسیس دوره‏های جدید کارشناسی ارشد اقدام کنند. بر مبنای این مصوبه، کمیته کتابداری ابتدا به تهیه برنامه درسی برای دانشجویان بازمانده از تحصیل دوره کارشناسی ارشد پرداخت و برنامه‏ای 48 واحدی با چهار گرایش کتابخانه‏های دانشگاهی، کتابخانه‏های آموزشگاهی، کتابخانه‏های عمومی، و اطلاع رسانی برای دانشجویان بازمانده از تحصیل تهیه شد. عجب این که همه گروه‏های کتابداری و دانشجویان برآمده از انقلاب، خواهان گرایش اطلاع رسانی شدند. درسال تحصیلی ۱۳۶۴-۱۳۶۵ دانشجویان دوره کارشناسی ارشد بازمانده از تحصیل به دانشگاه‏های مربوط مراجعه و تحصیل خود را تا اتمام دوره ادامه دادند. گروه‏های کتابداری مانند دانشگاه الزهرا و شهید چمران اهواز که همه کادر هیئت علمی خود را از دست داده بودند بر اساس تصمیم وزارتخانه به دانشگاه تهران منتقل شدند. کتابداری پزشکی با تأسیس وزارت بهداست، درمان و آموزش پزشکی در سال 1365 به این وزارتخانه منتقل شد و راهی مستقل در پیش گرفت.

کمیته کتابداری در سال 1365 در برنامه دوره کارشناسی ارشد را بازنگری کرد. گرچه هدف کمیته تهیۀ برنامه مناسب برای این دوره بود ولی تغییراتی که در آن داد زیاد نبود. اما تعداد واحدهای مورد نیاز برای فارغ‏التحصیلی به 38 واحد کاهش یافت. دانشجویانی که با مدرک کارشناسی سایر رشته‏ها وارد این دوره می‏شدند باید هفت واحد به عنوان درس‌های کمبود می‏گذراندند.

نخستین گروهی که پذیرش دانشجو کارشناسی ارشد را با برنامه فوق شروع کرد، گروه کتابداری دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۳۶۶-۱۳۶۷ بود. به دنبال آن دانشگاه‏های تهران و تربیت مدرس نیز به پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد آغاز کردند. گروه کتابداری دانشگاه تهران با وجود برنامه دوره کارشناسی ارشد مصوب شورای‏عالی برنامه‏ریزی، به تدریس برنامه‏ای دست زد که خود تدوین کرده بود و تفاوت‏هائی با برنامه مصوب داشت. دانشگاه تربیت مدرس، به عنوان یک دانشگاه نمونه اسلامی، جز اعطای امتیاز استخدام به عنوان عضو هیئت علمی به دانش‌آموختگان آن، تفاوتی با سایر دانشگاه‏ها نیافت.

دانش‌آموختگان نخستین دوره کاردانی کتابداری در حالی در سال 1364 فارغ‏التحصیل شدند که در بازار کار شغلی برای آنها پیش‌بینی نشده‏ بود. با فراگیر شدن دوره‏های کاردانی و افزایش تعداد دانشجویان و فارغ‏التحصیلان، آنها خواستار ادامه تحصیل در دوره کارشناسی یا تغییر مقطع تحصیلی‏شان به کارشناسی شدند. گروه‌های آموزشی آنان نیز به مصلحت خود می‌دیدند از آنان حمایت ‏کنند. طومارهای دانشجویان راهی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری نیز شد. در نهایت شورای‏عالی برنامه‏ریزی موضوع را به کمیته کتابداری فرستاد. کمیته نیز به‌رغم خواست خود، به آن تن درداد. از آنجا که در آن هنگام برنامه مصوبی برای دوره کارشناسی وجود نداشت، کمیته تصمیم گرفت پیش از هر چیز، برنامه‏ای برای این دوره تدوین کند.

در حالی که هنوز مسئله دانشجویان دوره‏های کاردانی روی میز کمیته کتابداری گشوده بود، دانشگاه آزاد اسلامی، در یکی از واحدهای تهران خود و با بهره گرفتن از کتابداران حرفه‏ای دانشگاه تهران دوره کارشناسی کتابداری تأسیس کرد و برای آن دانشجو پذیرفت. اقدام دانشگاه آزاد اسلامی هشداری به شورای‏عالی برنامه‏ریزی بود که اگر به تقاضای دانشجویان پاسخ مثبت داده نشود، دوره کارشناسی ممکن است بدون ضابطه و کیفیت ارائه شود.

کمیته برنامه‏ریزی کتابداری ابتدا برنامه‏ای 145 واحدی در دو شاخه علوم انسانی و اجتماعی و علوم پایه برای دوره کارشناسی پیوسته تهیه کرد. ولی شورای سرپرستان گروه‏ها قبل از ارسال این برنامه به شورای‏عالی برنامه‏ریزی پیشنهاد کرد که تربیت کتابدار برای همه گروه‏های موضوعی موجود در شورای‏عالی برنامه‏ریزی مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب شاخه‏های موضوعی دیگر مانند کشاورزی، پزشکی، فنی و مهندسی و هنر نیز به برنامه دوره کارشناسی اضافه شد . برنامه‏ریزی درسی شاخه‏های موضوعی به جز برای شاخه پزشکی که در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید صورت می‏گرفت، در کمیته برنامه‏ریزی کتابداری انجام شد. اکثر گروه‏های آموزشی، به جز اندکی که به شاخه علوم پایه روی آوردند، شاخه علوم انسانی و اجتماعی را انتخاب کردند. این برنامه با اتکا به ظرفیت اکثر نزدیک به همه دانشگاه‏ها تهیه و در سال 1367 برای اجرا به دانشگاه‏های تهران، شیراز، شهید چمران، و تبریز ابلاغ شد. اما، گروه‏های آموزشی مجری برنامه دوره کارشناسی پیوسته کتابداری، از حداقل استانداردها نیز برخوردار نبودند. هنوز این برنامه نمی‏توانست خواست دانش‌آموختگان کاردانی برای ادامه تحصیل را تامین کند. کمیته، از این رو، برنامه‏ای هشتاد و سه واحدی تهیه کرد که دانش‌‌آموختگان کاردانی پس از پذیرش در آزمون کارشناسی ناپیوسته می‏توانستند با گذراندن آنها مدرک کارشناسی کتابداری دریافت کنند (۱: ۲۹۶).

با تأسیس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، و جدا شدن آموزش پزشکی از وزارت علوم و تأسیس دانشگاه‏های علوم پزشکی در سراسر کشور، نیاز به کتابدار پزشکی افزایش یافت. اولین دانشکده مدیریت، اطلاع‏رسانی، و مدارک پزشکی در سال 1368 در تهران با یک دوره کارشناسی ارشد آغاز به کار کرد. سپس دانشگاه‏های علوم پزشکی اصفهان، کرمان و تبریز نیز دوره‏ خود را راه ‏انداخت. برنامه درسی مصوب شورای‏عالی برنامه‌ریزی را دانش‌آموختگان دانشکده مدیریت اجرا می‌کردند.

دانشگاه آزاد اسلامی بعد از تأسیس دوره کارشناسی کتابداری، یک دوره کارشناسی ارشد در واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه در تهران راه‏اندازی کرد. این دوره بیشتر دانش‌آموختگان کارشناسی کتابداری خود را پذیرفت.

دانشگاه‏های شیراز و شهید چمران اهواز به ترتیب در سال‌های 1372 و 1374 به دنبال پیوستن چهار دانش‌آموخته دکتری بورسیه آن از دانشگاه نیوساوث ویلز[30] استرالیا، بار دیگر پذیرش دانشجو در دوره کارشناسی ارشد را آغاز کرد. به گروه دانشگاه شیراز نیز دانش‌آموخته‌ای از دکتری دانشگاه لافبورو[31] انگلستان پیوست.

دوره های دکتری. در سال 1368 شورای‏ عالی برنامه‏ریزی بخشنامه‏ای صادر کرد که ضوابط کلی تأسیس دوره‏های دکتری را تعیین می‏کرد. ضوابط تأسیس دوره دکتری شباهت خیلی زیادی با شرایط برگزاری این دوره‏ها در دانشگاه‏های آمریکا داشت، مانند اختصاص دو سال اول دوره به گذراندن درس‏های دوره، شرکت در آزمون جامع و نوشتن رساله در دو سال آخر دوره. هدف عمده تأسیس دوره‏های دکتری، تربیت استاد برای دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی داخلی بود.

در تأسیس دوره دکتری به مانند دوره کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی گوی سبقت را ربود. در سال 1368 واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه در تهران قصد خود برای تأسیس دکتری کتابداری را اعلام کرد، با وجود آن که هنوز استاد تمام وقت برای این دوره نداشت. دانشگاه آزاد اسلامی، مانند همیشه، از سیاست "راه بنداز جا بنداز" استفاده کرد و علی شکوئی استادیار گروه کتابداری دانشگاه تهران را به صورت پاره وقت به عنوان مدیر و مجری دوره به خدمت گرفت. مدرسان این دوره نیز به طور عمده اعضای گروه کتابداری دانشگاه تهران بودند. عاقبت در سال 1370 آزمون دوره دکتری برگزار شد و چهار داوطلب پذیرفته ‏شدند و سال بعد به کلاس‏های درس رفتند (1: 307-308).

کمیتۀ کتابداری در سال 1370، راه‏اندازی دوره دکتری را به خاطر کمبود استاد واجد شرایط و کمبود منابع درسی به زبان فارسی و امکانات مناسب نمی‏دانست. اما پس از صدور بخشنامه شواری‏عالی برنامه‏ریزی، و پیوستن گروه کتابداری دانشگاه تهران به جمع خواستاران، به ناچار تهیه برنامه آن را آغاز کرد. برنامه شامل شرایط کلی تأسیس دوره و 45 واحد درسی در سال 1373 تهیه و به تصویب شورای‏عالی برنامه‌ریزی رسید و به دانشگاه‏ها ابلاغ شد (1: 309).

در حال حاضر (1396) به‏ جز واحد علوم و تحقیقات در تهران، تعداد زیادی از دانشگاه ها، از جمله دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه اهواز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز، دانشگاه پیام نور مشهد دارای دوره دکتری کتابداری و اطلاع رسانی هستند که البته امروزه "علم اطلاعات و دانش شناسی" خوانده می شود. آخرین دانشگاه نیز که دروه دکتری به راه انداخته است، دانشگاه آزاد اسلامی واحد است.

کمیته کتابداری در سال 1371، پس از عمل به خواست شورای‏عالی برنامه‌ریزی برای کاستن از واحدهای درسی تمامی مقاطع – کاردانی تا دکتری - ‏مأموریت خود را پایان یافته دانست و تا تشکیل با ترکیبی جدید در سال 1386، تعطیل شد.

بازنگری در برنامه آموزش کتابداری. در سال‌های 1382 و1383 شورای‏عالی برنامه‏ریزی دست به اقدام بی‌سابقه‌ای زد، بدین معنی که بدون آگاهی گروه‏های آموزشی دیگر، دو گروه آموزشی کتابداری دانشگاه شهید چمران و دانشگاه فردوسی مشهد را در قالب دو "طرح پژوهشی" مأمور بازنگری و تهیه برنامه‏های آموزشی به‌ترتیب برای دوره‏های کارشناسی و کارشناسی ارشد کرد. مجریان طرح های مذکور در دانشگاه شهید چمران اهواز فریده عصاره و در دانشگاه فردوسی مشهد رحمت‏الله فتاحی بودند. یافته‏های طرح‏های مذکور، جز در دانشگاه‏های مجری، به صورت رسمی به کسی اعلام نشد. در مورد عاقبت این دو برنامه محمدحسین دیانی  می‏نویسد: "گرچه اعضای این گروه (دانشگاه شهید چمران) در تلاش برای تنظیم برنامه جدید بودند، اما در عمل اقدامات آنان به نتیجه‏ای قابل لمس یا قابل اجرا نرسید" (3: 82). او در مورد برنامه تهیه شده در دانشگاه فردوسی مشهد می‌نویسد: "علی‏رغم این که این برنامه رسما مورد تایید دانشگاه فردوسی قرار گرفته است، اما به دلیل برخی ناهمواری‏ها در گروه، این برنامه به اجرا در نیامد (3: 131).

در سال 1386 کمیته کتابداری به سرپرستی جعفر مهراد، استاد دانشگاه شیراز، با اعضای جدید از میان هیئت علمی دانشگاه‏های دولتی تشکیل شد. در نخستین بازنگری، برنامه‏ای در 132 واحد تدوین شد که غیر از واحدهای عمومی، شامل درس‌های پایه، تخصصی اجباری و تخصصی اختیاری، شامل 41، 60 و 20 می‌شد. از میان واحدهای اخیر دانشجو ده واحد را نیاز داشت برگزیند و بگذراند. کمیته همچنین شاخه‏های موضوعی، به جز شاخه پزشکی را از برنامه دوره کارشناسی حذف و آن را تبدیل به یک برنامه عمومی کرد که ترکیبی از درس‏های قدیم و جدید در حد آشنائی با مفاهیم نو بود. این برنامه در خرداد ماه 1388 به تصویت شورای‏عالی برنامه‏ریزی رسید و به دانشگاه‏ها ابلاغ شد (3: 83-86)

تغییر نام. در سال 1390 کمیته، برنامه خود برای تغییر نام رشته کتابداری و اطلاع‏رسانی را کلید زد تا در سال‌های آینده آن را به نتیجه برساند و به این منظور به بازنگری برنامه‏های دوره‏های کارشناسی ارشد و دکتری و تأسیس رشته‏ها و گرایش‌های نو پرداخت تا بازارهای جدیدی به روی دانش‌آموختگان بگشاید.

بار دیگر در سال 1393، برنامه دوره کارشناسی، جانشین برنامه‏ بازنگری شده سال 1388 شد؛ برنامه‏ای با 132 واحد شامل درس‏های عمومی (21 واحد)، درس‏های پایه (38 واحد)، درس‏های تخصصی اجباری (63 واحد) و درس‏های تخصصی اختیاری (24 واحد، با حق انتخاب 10 واحد. برنامه‌نویسان به‌قول خود (4: 48 – 50) در تدوین برنامه به بازار کار توجه داشتند و به خاطر کیفیت و شرایط بازار کار دانش‌آموختگان این دوره است که برنامه سرشار از درس‏های مربوط به فن‏آوری اطلاعات است.

به رغم ادعای برنامه‏نویسان شورای‏عالی برنامه‏ریزی، پیش‏بینی بازارهای کار جدید برای دانش‌آموختگان دوره کارشناسی رشته، هنوز به­طور عمده کتابخانه‏ها (شامل مراکز اطلاع رسانی) هستند. در سال‌های اخیر کارفرمای دانش‌آموختگان این دوره‏ها، جز موارد معدود، نهاد کتابخانه‏های عمومی بوده ‏است.

بعد از فراغت از بازنگری در برنامه درسی دوره کارشناسی، نوبت به برنامه دوره کارشناسی ارشد رسید. کمیته کتابداری در برنامه‏ریزی درسی این دوره دو رویکرد را دنبال کرد: یکی آنکه ضمن حفظ کلیت رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی رشته‏های جدیدی در درون آن تأسیس کند. این رویکرد به تدوین و تصویب چهار رشته علم‌سنجی، دانشنامه‏نگاری، مدیریت و سازماندهی نسخه‏های خطی، و مطالعات آرشیو منجر شد.

آنچه که در این رویکرد نامشخص است تعریف "رشته" از دیدگاه کمیته برنامه‏ریزی، چگونگی شکل‏گیری هم‏زمان یک رشته در درون رشته دیگر، توانائی علم‏سنجی و دانشنامه‏نگاری برای تبدیل شدن به رشته‏های مستقل، و هم‏پوشانی فوق‏العاده زیاد میان مدیریت و سازماندهی نسخه‏های خطی و مطالعات آرشیوی است. تدوین و تصویب برنامه‏های مذکور در طول سال‌های 1389 تا 1390 انجام شد.

رویکرد دوم نوسازی و بهسازی گرایش‏های موجود در برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد بود. گرایش‏های مذکور عبارت بودند از: مطالعات کتابخانه‏های عمومی، مدیریت کتابخانه‏های دانشگاهی، کتابداری کودکان و نوجوانان و مدیریت اطلاعات. از میان گرایش‏های مذکور گرایش‏های مطالعات کتابخانه‏های عمومی، مدیریت کتابخانه‏های دانشگاهی و مدیریت اطلاعات در فواصل سال‌های 1390 و 1391 به تصویب رسیدند. گرایش دیگری به نام "مدیریت کتابخانه‏های دیجیتال" در سال 1391 پس از تصویب شورای‏عالی برنامه‏ریزی به جمع گرایش‏های دوره کارشناسی ارشد اضافه شد. بی آن‌که این نوع کتابخانه‏ به مفهوم واقعی در ایران وجود داشته باشد یا بتوان تأسیس آن را در آینده نزدیک پیش‏بینی کرد. آن‏چه که تاکنون ساخته شده و به نام کتابخانه دیجیتال معرفی می‏شود در واقع نسخه‏های الکترونیکی یا دیجیتالی شده کتاب‌ها و مدارک موجود در تعدادی از کتابخانه‏هاست که وارد نرم‏افزارهای تجاری شده‏است. آیا چنین کتابخانه‏هایی که بیشتر شبیه یک پایگاه مدارک یا درگاه هستند نیازی به کتابدار دارند؟ اگر دارند به چه تعداد (۵:449).

بازنگری در برنامه درسی دوره دکتری را کمیته کتابداری در سال 1390، شروع کرد. سیاست کمیته برنامه‏ریزی مانند آنچه که در برنامه‏های دوره کارشناسی ارشد انجام داده بود میل به ایجاد گرایش بر اساس ابتکارات شخصی اعضای کمیته برنامه‏ریزی بود. عاقبت گرایشی که به کمیته پیشنهاد شد و به تصویب رسید گرایش "بازیابی اطلاعات و دانش " تحت عنوان "دوره دکتری علم اطلاعات و دانش‏شناسی: گرایش بازیابی اطلاعات و دانش" در سال 1392 به تصویب شورای‏عالی برنامه‏ریزی نیز رسید. این برنامه بار دیگر بازنگری و برنامه دیگری در سال 1393 جایگزین آن شد. کمیته برنامه‏ریزی همچنین کار ایجاد گرایش‏های دیگری را در دوره دکتری با نام‌های مدیریت دانش و اقتصاد اطلاعات آغاز کرد که از این میان گرایش مدیریت دانش با افزوده شدن کلمه اطلاعات به آن با نام "دوره دکتری علم اطلاعات و دانش‏شناسی: گرایش مدیریت اطلاعات و دانش" در سال 1393 به تصویب رسید (6).

تأسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران "دانشکده علم اطلاعات و دانش‏شناسی" به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش‏شناسی و کمیته برنامه‏ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه‌کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقه بالای باشگاه دانشگاه تأسیس شد. او می‌خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته‏های جدید شورای ‏عالی برنامه‏ریزی را راه اندازد. این ایده قبلا در دوران انقلاب فرهنگی مطرح، و به دلائلی که پبش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنانکه خود به یک منتقد گفته بود خواسته بود از سیاست "راه بنداز جا بنداز" استفاده کند (7). اما کار آنچنان که وی فکر می‏کرد پیش نرفت و دانشگاه تهران را راضی نکرد (8). در نتیجه، کوتاه زمانی بعد از تأسیس، دانشکده تعطیل و به گروه فروکاسته شد و به دانشکده مدیریت بازگشت.

تغییر نام. در سال 1391، کمیته برنامه‏ریزی به استناد نظرخواهی‌ها از دانشجویان رشته کتابداری و استادان آنها از نام کتابداری، و این باور که این نام در جامعه شناخته نیست و موجب تنزل وِجهۀ دانشجویان و دانش‌آموختگان آن می شود، در ادامه تلاشی که در سال 1390 آغاز کرده بود، تصمیم به تغییر نام رشته گرفت. پس، از رؤسای گروه‏های کتابداری دعوت کرد تا از میان سه نام برگزیده کمیته برنامه‏ریزی: "علم اطلاعات"، "مدیریت اطلاعات" و "علم اطلاعات و دانش‏شناسی" یکی را انتخاب کنند. ایشان نیز به نمایندگی از همکاران و دانشجویان خود نام "علم اطلاعات و دانش شناسی" را زیبنده دانستند و به اتفاق آرا آن را به تصویب رساندند. نام مذکور در اوائل سال 1392 به تصویب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رسید" (5: 209). به هر حال، برای پی بردن به تاثیر این اقدام باید در انتظار نتایج نظرسنجی‌های سال‌های آینده ماند تا میزان رضایت کتابداران و استادان از شغل و حرفه‏شان و ارتقای وجهۀ اجتماعی آنها را تحت تأثیر نام جدید، دریافت. البته، مانند دیگر دانشکده‌ها یا گروه‌های آموزشی در جهان، گروه‌های آموزشی کتابداری واطلاع‌رسانی در ایران نیز می‏توانند نام خود را انتخاب کنند، ولی اینکه آیا مجاز و مختارند نام رشته خود را نیز تغییر دهند، موضوعی قابل بحث است.

 

مـآخذ:

Z. Hayati. An Examination of Aspects Of The History Of Librarianship And Library Education In Iran. Sydney, The University of New South Wales, 1996 (Ph. D Thesis)1

(بخش عمده این مقاله برگرفته از اثر بالا از نویسنده است)

2) هورُکس، نورمن (1381). آموزش کتابداری و و اطلاع‌‏رسانی.  دائره المعارف کتابداری و اطلاع‌‏رسانی. تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛  دیانی،‌ محمدحسین (1389). تاریخچه آموزش کتابداری و اطلاع‏رسانی در ایران. مشهد: کتابخانه رایانه‏ای؛ 3) مهراد، جعفر و حسن‏زاده، محمد (1390). راهبردهائی برای کمیته برنامه‏ریزی کتابداری و اطلاع‏رسانی (1390 – 1394 ه.ش). شیراز، مرکز منطقه‏ای اطلاع‏رسانی علوم و فناوری؛ 4) فتاحی، رحمت‏ الله، رجبعلی بگلو، رضا، آخشیک، سمیه سادات (1393). گذری و نظری بر گذشته، حال و آینده کتابداری و اطلاع‏رسانی در ایران. شیراز: مرکز منطقه‏ای اطلاع‏رسانی علوم و فناوری؛ 5) نگاه کنید به:http://prog.msrt.ir/fa/grid/113  (13/11/1396)؛ 6) گفتگوی غلامرضا فدائی و ابراهیم افشار (راوی)؛ 7) "سرپرست دانشکده علوم اطلاعات و دانش‏شناسی معرفی شد". در Ut. acirfa/ news (12/8/2017).

 



 

 

[1]Joseph Stummvol

[2]Mary V. Gaver

[3]Sigmund Von Frauendorfer

[4]Susan Akers

[5]Herbert Angel

[6]H. Vail Deale

[7]US Overseas Mission (USOM)

[8]Margaret Hopkins

[9] Evlin

[10]Alice Lohrer

[11]John Harvey

[12]Drexel University

[13]Miles Jackson

[14]Tehran Book Processing Center (TEBROC)

[15]IRANDOC

[16]Budd Gambi

[17]Robert E. Brown

[18]P. B. Mangla

[19]Beverly Brewster

[20]F. Laverne Carroll

[21]A. Robert Rogers

[22]K. SettyUmapathy

[23]Harold Holland

[24]M. Hussein Khan

[25]R. R. Gupta

[26]Jeane Owen Brown, Robert E. Brown, Fred Schlipf

[27] Larry Barr

[28]Larry and Janet Barr

[29] دکتر اماپاتی قبل از انقلاب به استخدام دانشگاه شیراز در آمده بود و به خاطر نبود حساسیت به حضور استادان خارجی غیرآمریکائی در دانشگاه‏ها از جمله دانشگاه شیراز، توانسته بود به کار خود در این دانشگاه ادامه دهد.

[30] University of New South Wales

[31] Loughborough University

 

زهیر حیاتی

بازگشت به فهرست مقالات آ