Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

ابنبوّاب، ابوالحسن عليبن هلال. وي كتابدار، خوشنويس، و مُذَهِّب معروفي بوده است كه منابع متأخر لقب علاءالدين را هم به نام او افزوده‌اند (80:16). زمان و محل تولد او روشن نيست، امّا بيشتر زندگي را در بغداد گذرانده است. پدرش هلال، دربان آل بويه بود (2: ج 4، ص 257) و به همين سبب عليبن هلال، به ابن بواب يا ابن ستري معروف شد (5: ج 3، ص 342).

استادش، در ادب، ابوالفتح عثمانبن جنّي بود و ابوعبدالله مرزباني (6: 203) و ابوالحسين محمدبن سمعون واعظ را نيز از استادان او دانستهاند (3: ج 8، ص 10؛ 7: ج 12، ص 14). ابن بواب خوشنويسي را از محمدبن اسد (5: ج 3، ص 342-343) و محمدبن سمساني آموخت و آنان اين هنر را از ابن مُقله* فراگرفته بودند (13: ج 3، ص 13). قاضي احمد منشي قمي مينويسد كه دختر ابن مقله به عليبن هلال تعليم خوشنويسي داد (12: 17-18).

از شاگردان وي در خوشنويسي نيز محمدبن عبدالملك را ياد كردهاند (13: ج 3، ص 14). ابن بواب، پيش از آنكه خوشنويس شود، به نقاشي و نگارگري خانهها اشتغال داشت؛ سپس به تذهيب كتب پرداخت و سرانجام به كتابت روي آورد (10: ج 17، ص 316). در خوشنويسي به چنان پايهاي رسيد كه يگانه روزگار خويش گرديد؛ بهگونهاي كه نوشتهاند از متقدمان و متأخران كسي را نميتوان يافت كه چون او يا نزديك به او خط بنويسد (5: ج 3، ص 342). ذهبي او را صاحب "خط منسوب" (خطي كه هريك از حروف آن از لحاظ وضع و اندازه با حرف الف متناسب است) خوانده است (11: ج 2، ص 224). اما ابن خلّكان وضع اين خط را به ابن مقله نسبت داده و نوشته است كه ابن بواب به تهذيب و تنقيح اين شيوه پرداخت و به آن زيبايي و جلوهاي خاص بخشيد (5: ج 3، ص 342). به نظر رايس تناسب هندسي حروف خط منسوب را ابن مقله بهوجود آورد اما ابن بواب، كه خود پيش از خوشنويس شدن با هنر تذهيب و نگارگري آشنا بود، با بينش هنرمندانه خود به اين تناسب، زيبايي هنري بخشيد (17: 77-78).

در نسخهاي خطي مربوط به سده نهم به نام رساله في علمالكتابه كه مؤلف آن ناشناخته است، و در برلن نگهداري مي‌شود، مطالبي راجع به ابن بواب آمده كه رايس آنها را نقل كرده است (15: ج 7، ص 1). مؤلف اين رساله مينويسد كه ابن بواب دريافت كه پيش از او خطاطان در اصلاح خط كوفي كوشيدهاند و نيز بنومقله (ابن مقله وزير و برادرش) در بهتر ساختن خطوط توقيع و نسخ كوشش كرده، اما در رساندن آنها به درجه كمال توفيق نيافتهاند؛ از اين رو، خود به تكميل كار آنان پرداخت. همچنين ابن بواب دريافت كه استادش، ابن اسد، اشعار را به خط نسخ شبيه به محقَّق مينويسد. او اين خط را نيز به درجه كمال رساند (17: 78-79). از ديگر خطوطي كه ابن بواب در اتقان و تحسين آنها كوشيد، خطوط نرگس، ريحان، لؤلؤي، مرصّع، وشي، و چند نوع ديگر را نام بردهاند (8: 165).

ابن بواب طبع شعر هم داشت. ياقوت اشعاري از او نقل كرده است (14: ج 15، ص 125-127). قصيده رائيه او در ادوات خوشنويسي، ستايش اديبان را برانگيخته است (4: ج 3، ص 1092 ـ 1094؛ 9: ج 2، ص 1339؛ 15: ج 1، ص 5). ابن بواب در انشا نيز مهارت داشت. ياقوت نامهاي از او را، كه به يكي از رؤسا نوشته بوده، نقل كرده است (14: ج 15، ص 130-132).

هنگامي كه فخرالملك ابوغالب محمدبن خلف وزير از جانب بهاءالدوله ابونصربن عضدالدوله والي عراق شد، ابن بواب را در سلك نديمان خويش درآورد (14: ج 15، ص 121).

ابن بواب مدتي نيز سرپرست كتابخانه بهاءالدوله در شيراز بوده است. در همين كتابخانه بود كه وي 29 جزء قرآن مجيد به خط ابن مقله را ديد و جزء ناقص را چنان با مهارت شبيه خط ابن مقله نوشت كه بهاءالدوله نتوانست آن را تشخيص دهد از اين امر بهخوبي ميتوان دريافت كه ابن بواب در شبيهنويسي، تذهيب، و صحافي بسيار ماهر بوده است (14: ج 15، ص 122-123).

ابن بواب در جامع منصور بغداد موعظه ميكرد (1: ج ،9 ص 324؛ 10: ج 17، ص 316). وي در تعبير رؤيا نيز مهارت داشت و ذهبي نيز داستان جالبي را در اين باره نقل كرده است (10: ج 17، ص 316-317).

افزون بر اشعار او (14: ج 15، ص 125-127)، نسخه كاملي از قرآن به خط نسخ آميخته به ريحان از ابن بواب موجود است كه در كتابخانه چستربيتي نگهداري ميشود. تذهيب اين نسخه را، كه در 391 ق. كتابت شده، كار ابن بواب دانستهاند (17: 84-97). از ديگر آثار منسوب به او دو نسخه از ديوان سلامهبن جندل شاعر جاهلي است كه اولي در توپقاپيسراي استانبول و دومي در موزه آثار ترك و اسلام نگهداري ميشود (17: 97-98، 102) در شرح حال و آثار ابن بواب، رسالهاي به تركي به قلم سهيل انور تأليف شده كه محمد بهجهالاثري و عزيز پناهي آن را به عربي ترجمه كردهاند و با عنوان الخطاطالبغدادي عليبن هلال در بغداد (1371 ق.= 1958 م.) از سوي مؤسسه المجمعالعلميالعراقي چاپ شده است. اين رساله داراي اشتباههاي زيادي است كه در تعليقات بهجهالاثري به آنها اشاره شده است.

ابن بواب ظاهراً در 413 بدرود حيات گفت و در جوار قبر احمدبن حنبل دفن شد (3: ج 8، ص 10؛ 14: ج 15، ص 122).

 

مآخذ: 1) ابن اثير، عليبن محمد. الكامل في التاريخ. بيروت :[بي‌نا[، 1402 ق.= 1360؛ 2) ابن تغري بردي، يوسف‌بن تغري بردي. النجومالزاهره في محاسن مصر و القاهره. قاهره: دارالكتب المصريه، القسم‌الادبي، 1383 ق.= 1341؛ 3) ابن جوزي، عبدالرحمن‌بن علي. المنتظم. حيدرآباد دكن :[مطبعه دايره‌المعارف العثمانيه[، 1359 ق.= 1317؛ 4) ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد. مقدمه. به كوشش علي عبدالواحد وافي. مصر: عبدالرحمان محمد، 1387 ق. = 1345؛ 5) ابن خلكان، احمدبن محمد. وفياتالاعيان. به‌كوشش احسان عباس. بيروت: دارالثقافه، 1971-1972 م. = 1350-1351؛ 6) ابن دمياطي، احمدبن ايبك. المستفاد من ذيل تاريخ بغداد ابن نجار. به‌كوشش قيصر ابوفرح. بيروت :[بي‌نا[، 1391 ق. = 1349؛ 7) ابن كثير، اسماعيل‌بن عمر. البدايه و النهايه. بيروت: دارالكتب‌العلميه، 1409 ق. = 1981 م. = 1367؛ 8) جبوري، تركي عطيه عبود. الخط العربي الاسلامي. به كوشش علي خاقاني. بغداد :[بي‌نا[، 1395 ق. = 1353؛ 9) حاجي خليفه، مصطفي‌بن عبدالله. كشفالظنون. تركيه: مطبعه‌المعارف، 1941 م. = 1362 ق. = 1320؛ 10) ذهبي، محمدبن احمد. سير اعلامالنبلاء. به‌كوشش شعيب الارنؤوط؛ محمد نعيم العرقسوسي. مصر: دايره‌المعارف معهدالمحفوظات عربيه به جامعه‌الدول‌العربيه، 1403 ق. = 1361؛ 11) همو. العبر. بيروت :[بي‌نا[، 1405 ق. = 1363؛ 12) منشي قمي، احمدبن حسين. گلستان هنر. به‌كوشش احمد سهيلي خوانساري. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1352؛ 13) قلقشندي، احمدبن علي. صبحالاعشي. قاهره: مؤسسه‌المصريه‌العامه، 1383 ق. = 1963م. = 1342؛ 14) ياقوت حموي، ياقوت‌بن عبدالله. معجمالادباء. مصر: دارالمأمون، 1355-1357 ق. = 1313-1315؛

15) Ahlwardt, W. Verzeichniss der Arabischen Hands Chriften der KÎniglichen Bibliothek zu Berlin. Berlin, 1887-1899; 16) Huart. Cl. Les Calligraphes et les Miniaturistes de l'Orientlmusulman. Paris, 1908; 17) Rice, D.S. The Unique Ibn Al-Bawwab Manuscript. Dublin, 1955.

محمد آصف فکرت(دابا)

تلخیص نوری السادات شاهنگیان

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف