Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

اِبنحَجَر عَسقلاني. شهابالدين ابوالفضل احمدبن علي معروف به ابنحجر عسقلاني كِناني مصري، از علماي بزرگ حديث و فقه شافعي، مورخ، و كتابدار بود كه در بيست ودوم شعبان سال 773 ق. در قاهره متولد شد (3: ج 6، ص 201؛ 6: ج 2،  ص 36-40). پدر وي عليبن محمد عسقلاني (720-777 ق.) نيز اهل علم بود و نيابت در حكم و قضا را برعهده داشت. ابنحجر پيش از چهار سالگي، پدر خود را از دست داد و سپس يكي از بازرگانان مشهور به نام زكيالدين ابوبكر علي الكارميالخَرّوبي وصايت ابنحجر را بنا به وصيت پدرش برعهده گرفت. ابن حجر در پنج سالگي به مكتب فرستاده شد و در آنجا قرآن را فراگرفت. در يازده سالگي با وصيّ خود به مكه رفت و در آنجا مجاور شد (1: ج 1، ص 174-175؛ ج 2، ص 100-101، 197).

ابنحجر بههنگام مجاورت در مكه (785 ق.)، علم حديث را نزد محمدبن عبداللهبن ظهيره آموخت و كتاب عمده‌ُالاحكام ابن سرور جماعيلي را نزد او خواند و در بازگشت به مصر (786 ق.) باز به فراگرفتن حديث مشغول شد. در مكه نيز صحيح بخاري را از عفيف نشاوري استماع كرد، در هفده سالگي فقه و عربي و حساب را از يكي از اوصياي خود فراگرفت، و نيز در نزد ابومحمد اَبْناسي فقه خواند (5: 75-77؛ 71:7-73).

ابنحجر در سفرهاي متعدد خود به خانه خدا، شام، قدس، يمن، عدن، و اسكندريه هيچگاه از كسب علم غفلت نميكرد و هرجا شيخي و فقيهي مييافت كه ميتوانست از او حديثي بشنود و فايدهاي برگيرد، بيدرنگ به ديدنش ميشتافت (1: ج 4، ص 189، 2: 8؛ 7: 123-125).

برجستهترين شاگرد ابنحجر كه از معتقدان و پيروان او نيز بوده است، محمدبن عبدالرحمن سخاوي است كه شرح حال او را در سه كتاب الضوءاللامع، الذيل علي رفعالاصر، و الجواهر و الدّرر في ترجمه شيخالاسلام ابن حجر به رشته تحرير آورده است.

چون ابنحجر در فقه، حديث، و تفسير تبحّر يافت در مدارس مختلف به تدريس پرداخت. سخاوي نام دروس و مدارسي را كه ابنحجر در آنها تدريس كرده است چنين نام ميبرد: تفسير در حَسَنيّه و منصوريه؛ حديث در بيبر سيّه، جماليّه، زينبيّه، شيخونيّه، جامع طولون و قبه منصوريّه؛ اسماع حديث در محموديّه؛ فقه در خَرّوبيه، فخريه، شيخونيه، صالحيه، صلاحيه، و مؤيّديه (5: 85).

در 811 ق. وظيفه افتاء در دارالعدل به ابنحجر محول گرديد كه ظاهراً چندين سال اين وظيفه را برعهده داشته است (1: ج 7، ص 70؛ 7: 152). ابن حجر علاوه بر فتوي به ايراد خطبه در مساجد مصر نظير جامع الازهر و جامع عمروبنالعاص نيز ميپرداخت (1: ج 8، ص 353؛ 6: ج 9، ص 235).

از جمله وظايف ابنحجر، كتابداري كتابخانه مدرسه محموديه بود كه نفيسترين كتابها را داشت و اين كتابها را قاضي برهانالدين ابراهيمبن عبدالرحيم ابنجماعه جمع كرده و در آن، آثار به خط مؤلفان فراوان بود. بيشتر اين كتابها را پس از او جمالالدين استادار گرفت و آن را وقف مدرسه خود كرد (1: ج 20، ص 293، 294). ابنحجر پس از تصدي كتابداري اين كتابخانه، دو فهرست براي آن تنظيم كرد: فهرستي موضوعي بر طبق علوم و فهرستي بهترتيب حروف الفبا براي اسامي كتابها. ابن حجر هفتهاي يك روز در اين كتابخانه كار ميكرد و توانست كتابهايي را كه پيش از او از اين كتابخانه مفقود شده بود بازگرداند (7: 172).

ابنحجر بهسبب دانش پهناور خود در حديث و فقه شايستگي بيچون و چرايي براي منصب قضا داشت. از اينرو، تقريباً از سال 824 ق. تا پايان عمر بهطور ناپيوسته به امر نيابت در قضا، قضاوت، و سمت قاضيالقضاتي اشتغال داشت. به گفته سخاوي مدت جلوس او بر مسند قضا در سراسر زندگيش كمي بيش از بيستويك سال بود (5: 80-85؛ ا:ج 8، ص 39، 274-283؛ 157:7-158).

ابنحجر يكي از پركارترين مؤلفان جهان اسلام است. تأليفات وي بهطور عمده در حديث، رجال، و تاريخ است. مهمترين كتاب او در حديث، فتحالباري بشرح حديث البخاري و از جمله كتب مهم او در تاريخ، الدُّرَرُالكامنه في اعيانالمائهالثامنه و كتاب اِنباءُالغُمر بابناءِالعمر است. از ديگر آثار مشهور وي، كه شايد مهمترين كتاب در علم رجال باشد، كتاب الاصابه في تمييزالصحابه است. تأليفات ابنحجر بسيار است و بخش قابل ملاحظهاي از آنها به چاپ رسيده است. فهرستي از آثار او در كتابهاي سخاوي و در شَذراتُ‌الذّهب و ديگر كتب شرح حال او آمده است.

ابنحجر در 28 ذيحجه سال 852 ق.، پس از يك ماه بيماري، درگذشت و در گورستان بني الخرّوبي ميان مرقد امام شافعي و شيخ مسلم سُلَمي در برابر جامع ديلمي به خاك سپرده شد (4: 338).

  

مآخذ: 1) ابنحجر عسقلاني، احمدبن علي. انباء الغمر با بناء العمر. حيدرآباد دكن :]بينا[، 1392 ق.= 1350؛ 2) همو. تبصير المنتبه بتحرير المشتبه، به كوشش علي محمد بجاوي، بيروت: المكتبه العلميه، ]تاريخ مقدمه 1964 م.= 1383 ق.= [1343؛ 3) همو. الدرر الكامنه في اعيان المأئه الثامنه. حيدرآباد دكن: 1392 ق. = 1350؛ 4) حسيني، محمدبن علي. "ذيل تذكره الحُفّاظ للذهبي". در لحظ الالحاظ تقي الدين محمدبن فهدالمكي. به كوشش احمد رافع طهطاوي. بيروت: داراحياء التراثالعربي، مؤسسه التاريخالعربي، ]بيتا[؛ 5) سخاوي، محمدبن عبدالرحمن. التبر المسبوك، قاهره: مكتبه الكليات الازهريه، ]بيتا[؛ 6) همو. الذيل علي رفع الاصر، به كوشش جوده هلال و محمد محمود صبح، قاهره :]بينا[، 1966 م. = 1386 ق. = 1345؛ 7) عزالدين، محمد كمالالدين. التاريخ و المنهجالتاريخي لابنحجر، بيروت :]بينا[، 1984 م. = 1405 ق. = 1363.

عباس زرياب خويي (دابا)

            تلخيص و بازنگاري نوري السادات شاهنگيان

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف