Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

اِبن مُقله. ابوعلي محمدبن علي بغدادي، اديب، خوشنويس، مبتكر و مبدع خطوط مختلف، و وزير عباسيان در شوّال 272 ق. در بغداد زاده شد؛ هرچند به نوشته برخي متأخران، اصل خاندان وي از بيضاي فارس بوده است (9: ج 4، ص 5؛ 18: ج 8، ص 227). پدر او ابوالعباس علي‌بن حسين، ملقب به مقله، خطي زيبا داشته و قرآني نوشته كه ابن‌نديم آن را ديده است (6: 12).

ابن مقله نزد كساني چون ابوالعباس ثَعْلَبْ  و ابوبكر ابن دُريْد به كسب دانش پرداخت و در علوم ادبي تبحر يافت (12: ج 25، ص 224-225). وي در شانزده سالگي به دستگاه ابوعبدالله محمدبن داوودبن جرّاح راه يافت و به دبيري پرداخت، اما بعد از هشت ماه از ابن جراح جدا شد (3: ج 9، ص 309؛ 12: ج 5، ص 225). ظاهراً نخستين سمت ديواني او گردآوري ماليات اراضي فارس بود (:4 ج 5، ص 13) و پس از چندي در دستگاه ابوالحسن عليبن محمدبن فُرات سمت دبيري يافت (10: 168) و ابن فرات در حق وي بسيار نيكي كرد و افزون بر شغل دبيري مسئوليتهاي ديگري برعهده او نهاد كه برايش منافعي دربر داشت (21: 208-209).

ابن مقله در نخستين دورة وزارت ابن فرات (296-299 ق.) سمت دبيري و رياست ديوان خاتم را برعهده داشت (13: 135، 198، 237، 340) و در دوره دوم وزارت او (304-306 ق.)، جزو خواص دستگاه وي و عهدهدار دبيري سيّده، مادر المقتدر گرديد. از آنجا كه وي به طمع وزارت در اين دوره با مخالفان ابن فرات همدست شده بود (1: ج 8، ص 140؛ 16: ج 4، ص 28؛ 20: 18-19)، پس از بركناري وي از سوي عليبن عيسي، كه در اين هنگام رياست ديوانها را برعهده داشت، به نظارت امور مالي ناحيه سواد انتخاب گرديد (3: ج 6، ص 309؛ 13: 44).

چون در 311 ق. ابن فرات براي سومين بار به وزارت المقتدر رسيد، ابن مقله را دستگير و بههمراه همدستانش، نخست به بصره، سپس به اهواز، و بعد به شيراز تبعيد كرد. ابن مقله سرانجام در 312 ق. به شيراز رسيد و با آنكه ابن فرات به حاكم شيراز دستور قتل او را داده بود جان سالم بهدر برد (13: 44، 47؛ 17: 113-114؛ 20: 42، 46)، اما در عين حال اموال وي مصادره شد (3: ج 6، ص 309). در 314 ق.، بههنگام وزارت عليبن عيسي، ابن مقله بار ديگر قدرت يافت، اما شغل رسمي پيدا نكرد. وي اخباري را از فردي به حاجب المقتدر ميداده و رضايت خاطر او و خليفه را فراهم ميآورده است و ظاهراً همين امر باعث شد، تا پس از بركناري عليبن عيسي در 316 ق. به توصيه نصر حاجب، المقتدر او را به وزارت برگزيند (5: ج 1، ص 184، 185، 187). نخستين دوره وزارت وي، دو سالوچهار ماه به طول انجاميد (16: ج 4، ص 350) و در سال 318 ق. از وزارت بركنار و زنداني شد و پس از مصادره اموالش بار ديگر به شيراز تبعيد گرديد (4: ج 5، ص 114؛ 20: 37).

پس از درگذشت المقتدر، ابن مقله دو نوبت ديگر به وزارت خلفاي عباسي رسيد. يكبار در زمان خلافت القاهر (320-321 ق.) كه پس از بهدست گرفتن زمام امور، سختگيري بسيار روا داشت و اموال مختلفي از مردم مصادره و آنان را دستگير كرد (5: ج 1، ص 243، 245، 246، 247؛ 17: 185؛ 20: 72، 72). بار ديگر نيز پس از به خلافت رسيدن الراضيبالله (322 ق.) به فرمان او به وزارت منصوب شد و همان سياست گذشته را در مورد مخالفان در پيش گرفت (3: ج 6، ص 309؛ 5: ج 1، ص 318-319؛ 15: 5؛ 20: 83). در سال 323 ق. بهدستور خليفه، براي فرونشاندن شورشِ ابومحمد حسنبن عبدالله ناصرالدوله حمداني، به موصل رفت اما تلاش وي براي سركوب مخالفان به جايي نرسيد و سرانجام مجبور به استعفا گرديد و در 324 ق. دستگير و زنداني شد. در زندان هم كه بود كوشيد تا نظر خليفه را تغيير دهد ولي توفيقي نيافت و چون بيم آن ميرفت كه با نوشتههايش موجب آشوب شود دست راست وي را بريدند (5: ج 1، ص 287، 291، 323، 324، 326، 328، 329، 335، 336؛ 93:21، 94، 98-110).

ابن مقله در علوم و فنون مختلف دست داشت، از جمله در فن بلاغت، حفظ لغت، علم اِعراب، و فنون شعر استاد بود. اشعار وي زيبا و مليح بود و توقيعات او بيمانند  و بسيار زيبا شمرده شده است (17: 135-136). بيشتر شهرت او در هنر خوشنويسي* است. اختراع نوعي خط به نام "خط منسوب" كه بعدها بهدست ابن بوّاب* تكميل شد نيز به او يا برادرش ابوعبدالله حسن منسوب است. ابن نديم مرتبه كمال هنر خوشنويسي را مخصوص اين دو برادر دانسته است (6: 12). ثعالبي نيز ضمن آنكه خط وي را نيكوترين خطوط دنيا و غيرقابل توصيف دانسته به نامهاي اشاره كرده كه در كليساي قسطنطنيه بوده و در جشنها، آن را در حجره ويژهاي از حجرههاي عبادت به نمايش ميگذاشتند و از زيبايي و ملاحت آن در شگفت ميماندند (11: 166-167).

بيشتر كساني كه شرح حال وي را نوشتهاند، او را نخستين مخترع و مبتكر رسمالخط بديع و شيوه جديد خط عربي دانستهاند (4: ج 5، ص 117؛ 12: ج 15، ص 229؛ 21: 208).

او خط نسخ را در 310 ق. در زمان المقتدر عباسي و وزارت ابن فرات اختراع و وضع كرد كه به مناسبت سهولت در تحرير، ناسخ خطوط ديگر شد و از همينرو "نسخ" نام گرفت و از همان زمان در ممالك اسلامي شايع و رايج گرديد. ابن مقله هريك از اين خطوط را براي نوشتن مطلبي مخصوص تعيين كرد (7: 91-94؛ 19: ج 5، ص 73-74)، و الف را مقياس اساسي حروف ميدانست (8: 83).

ابن مقله، اواخر عمر را در زندان الراضيبالله سپري كرد. بهسبب مكاتبات بسيار ابن مقله با افراد، اطرافيان الراضي از وي ايمن نبودند؛ به همين سبب زبانش را هم بريدند و به اين ترتيب زندگي پرتلاطم او پايان يافت (328 ق.) و در بغداد به خاك سپرده شد (3: ج 6، ص 311؛ 4: ج 5، ص 114-115؛ 11: 168؛ 14: ج 4، ص 111).

آثار برجاي مانده از ابن مقله عبارتند از : رساله في علمالخط‌‌والقلم كه در دارالكتب موجود است؛ رساله في ميزانالخط كه در كتابخانه عطارين تونس نگهداري ميشود؛ مرقّعي از خطاطان مختلف كه در كتابخانه سلطنتي (سابق) در تهران موجود است. همچنين از وي چند نامه برجاي مانده كه در مآخذ از آنها ياد شده است (2: ج 3، ص 268-269؛ 5: ج 1، ص 329؛  17: 149-150).

 

 

 

مآخذ :1) ابناثير، عليبن محمد. الكامل فيالتاريخ. بيروت: دارالاحياء التراثالعربي، 1402 ق. = 1360؛ 2) ابن تغري بردي، يوسف بن تغري بردي. النجوم الزاهره في محاسن مصر و القاهره. قاهره :[بي‌نا[، 1383 ق.= 1341؛ 3) ابن جوزي، عبدالرحمن‌بن علي. المنتظم. حيدرآباد دكن: مطبعه دايره‌المعارفالعثمانيه، 1357 ق.؛ 4) ابن خلكان، احمدبن محمد. وفياتالاعيان. به كوشش احسان عباس. بيروت: دارالثقافه، 1971-1972 م. = 1391 ق. = 1350-1351؛ 5) ابن مسكويه، احمدبن محمد. تجاربالامم. به كوشش ه  .ف. آمدرز. قاهره :[بي‌نا[، 1332 ق.= 1280؛ 6) ابن نديم، محمدبن اسحق. الفهرست. به كوشش رضا تجدد. تهران: ابن سينا، 1350؛ 7) ايراني، عبدالمحمد. پيدايش خط و خطاطان. قاهره: چاپخانه چهره‌نما، 1345؛ 8) بابا، كامل. روحالخط العربي. بيروت :[بي‌نا[، 1983 م. = 1404 ق. = ؛1362 9) بياني، مهدي. احوال و آثار خوشنويسان. به كوشش حسين محبوبي اردكاني. تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1358؛ 10) تنوخي، محسن بن علي. نشوارالمحاضره و اخبارالمذاكره. به كوشش د.س. مرگليوث. قاهره :[بي‌نا[، 1927 م. = 1348 ق. = 1306؛ 11) ثعالبي، عبدالملك بن محمد. ثمارالقلوب. قاهره: مطبعه الظاهره، [بي‌تا[؛ 12) ذهبي، محمدبن احمد. سير اعلامالنّبلاء. به كوشش ابراهيم زيبق، شعيب ارنووط. بيروت :[بينا[، 1404 ق.= 1362؛ 13) صابي، هلال بن محسن. الوزراء. به كوشش عبدالستار احمد مزاج. قاهره: دارالاحياء الكتب العربيه، 1958 م. = 1337؛ 14) صفدي، خليل بن ايبك. الوافي بالوفيات. به كوشش هلموت ريتر. تهران: جهان (مركز فروش)، 1381 ق.= 1340؛ 15) صولي، محمدبن يحيي. اخبار الراضي بالله و المتقيلله. به كوشش هيورث دن. مصر: مطبعه الصاوي، 1935 م. = 1313؛ 16) العيون و الحدائق. به كوشش نبيله عبدالمنعم داوود. بغداد :[بي‌نا[، 1973 م.= 1352؛ 17) قرطبي، عريب بن سعد. صله تاريخالطبري. به كوشش دخويه. ليدن: مطبعه بريل، 1897 م. = 1276؛ 18) مدرس، محمد علي. ريحانه الادب. تبريز: چاپخانه شفق، 1349؛ 19) نامه دانشوران. قم: دارالفكر، [بي‌تا[؛ 20) همداني، محمدبن عبدالملك، تكمله تاريخالطبري. به كوشش آلبرت يوسف كنعان. بيروت: المكتبه الشرفيه، 1958 م. = 1337؛ 21) هندوشاه بن سنجر. تجاربالسلف. به كوشش عباس اقبال آشتياني. تهران :[بي‌نا[، 1357.

          علي رفيعي (دابا)           

            تلخيص نوري السادات شاهنگيان

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف