Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

ابومحمد خازن. عبداللهبن احمد اصفهاني، مشهور به ابومحمد خازن، شاعر، اديب، و كتابدار سده 4 ق. است. از تاريخ تولد، خاندان، زندگي، و استادان وي اطلاع دقيقي در دست نيست؛ اما چون از آغاز جواني نزد صاحببن عبّاد بوده (2: ج 3، ص 321)، احتمال ميرود كه در نيمه اول سده 4 ق. به دنيا آمده باشد. نسبت "اصفهانيِ" شاعر، و نيز اين نكته كه او را در زمره مشاهير اصفهاني شمردهاند (2: ج 3، ص 296 ؛ 31:5)، دلالت بر آن دارد كه اين شهر زادگاه او بوده و او بيشتر عمر خود را در آنجا گذرانده است. در همين شهر بود كه صاحببن عبّاد بساط علم و ادب گسترد و محافل ادبي مشهورش را تشكيل داد. شاعر از جواني به دستگاه او پيوست و، در همان احوال، به تكميل دانش خود در نحو، لغت، تفسير قرآن، حديث، و مانند آن پرداخت و ذوق هنري خود را پرورش داد (62:4). بهسبب استعداد و طبع شاعرانه و دانشهايي كه اندوخته بود اندك اندك نزد صاحببن عبّاد گراميتر شد، تا عاقبت در سلك نديمان و ملازمان او در آمد (2: ج 2، ص 321).

 

شهرت ابومحمد به "خازن" به آن سبب است كه وي كتابدار صاحببن عبّاد بود. اين كتابخانه، كه به گفته اغراقآميز و افسانهگونه ياقوت دويستوشش هزار جلد كتاب داشته (7: ج 13، ص 97)، پيوسته به كتابداري فاضل نيازمند بوده است. بنابر آنچه در منابع آمده، اين كتابدار وظايف ديگري نيز برعهده داشته كه عمدهترين آنها حفظ و جمعآوري رسائل صاحب بوده است (7: ج 6، ص 177). وي، علاوه بر صاحب، با بسياري از بزرگان و اديبان اصفهان نيز مراوده ادبي داشته است (4: 61-62)، اما او خود بيشتر به ابوالعباس احمدبن ابراهيم ضَبّي كه، پس از مرگ صاحب، وزارت فخرالدوله ديلمي را برعهده گرفت، و نيز ابوبكر خوارزمي، خواهرزاده طبريِ مورّخ، اشاره كرده و از اين دو تن با لقب "استاد" نام برده است (2: ج 3، ص 322؛ 6: ج 7، ص 257).

ابومحمد ديرزماني همراه ديگر اديبان در ري، گرگان، و اصفهان در مجالس صاحب حضور داشت (2: ج 3، ص ؛189 3: ج 9، ص 134؛ 7: ج 16، ص 281ـ282)، اما پيوند استوار كتابدار و وزير، به عللي كه بر ما پوشيده است، دچار خلل شد. اين كدورت تا بدان حد رسيد كه صاحب درصدد تأديب و عزل وي برآمد. در نتيجه، ابومحمد از نزد وي گريخت و در سرزمينهاي عراق، شام، و حجاز آواره و سرگردان شد؛ اما ده سال بعد، پس از زيارت كعبه به ديار خود بازگشت.

وي در اصفهان كوشيد تا به وساطت ابوالعباس بار ديگر نظر لطف صاحب را، كه آن هنگام در گرگان بود، به خود جلب كند. از اينرو، با نوشتن نامهاي بلند و زيبا، او را به شفاعت نزد صاحب برانگيخت (2: ج 3، ص 321-323). سرانجام صاحب وي را عفو كرد و مورد عنايت خويش قرار داد (172:1).

ظاهراً ابومحمد، خود، ديواني از اشعارش را گردآوري كرده بود كه به همراه كليه كتابهاي او به غارت رفت. آنچه از اشعار وي برجاي مانده، بالغ بر سيصدوبيست بيت است كه بيشتر آنها را ثعالبي در يتيمهالدهر جمعآوري كرده است. دو قطعه از نثر ابومحمد برجاي مانده كه همه ويژگيهاي نثر آن دوره را در بردارد و بهشدت از نثر صاحببن عبّاد متأثر است (2: ج 3، ص 203، 220ـ221، 324ـ 325).

سرانجامِ كارِ ابومحمد و تاريخ و محل وفات وي نيز به درستي دانسته نيست؛ اما مسلّم است كه تا چند سال پس از وفات صاحب زنده بوده است (52:1).

 

مآخذ: 1) بهمنيار، احمد. صاحببن عبّاد. به كوشش محمد ابراهيم باستاني پاريزي. تهران: دانشگاه تهران، 1344؛ 2) ثعالبي، عبدالملكبن محمد. يتيمه الدهر. بيروت :]بينا: بيتا[؛ 3) صفدي، خليلبن ايبك. الوافي بالوفيات. به كوشش فان اس. بيروت :]بينا[، 1402 ق. = 1360؛ 4) عوفي، محمدبن محمد. تذكره لباب الالباب.به كوشش سعيد نفيسي. ]بيجا: بينا[، 1335؛ 5) مافروخي، مفضلبن سعد. محاسن اصفهان. به كوشش جمالالدين حسيني تهراني. تهران: جلالالدين حسيني طهراني، 1312؛ 6) مدرس، محمدعلي. ريحانه الادب. تبريز: چاپخانه شفق، 1346؛ 7) ياقوت حموي، ياقوت بنعبدالله. معجم الادباء. مصر: دارالمأمون، 1355.

          عزت ملا ابراهيمي (دابا)  

 تلخيص نوريالسادات شاهنگيان

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف