Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    
بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

ابيوردي، ابوالمظفر محمدبن احمد كوفني. وي كتابدار، شاعر، و اديب ايراني بود كه در يكي از روستاهاي خراسان به نام كوفن (محلي ميان ابيورد و نسا) به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت و از اينرو به كوفني نيز شهرت يافت (:9 ج 11، ص 171).

از تاريخ ولادت وي اطلاعي در دست نيست، اما برحسب قراين ميتوان گفت كه وي حدود 440 ق. به دنيا آمده است (:4 ج 1، ص 452).

ابيوردي از آغاز كودكي به فراگيري علم پرداخت زيرا، به گفته خود او، كودكي بيش نبوده كه كتاب البلغه را از حفظ داشته است (:7 ج 19، ص 285، 290). احتمالاً وي تحصيلات مقدماتي را در كوفن گذرانده و سپس براي كسب دانش بيشتر، آنجا را ترك كرده است (:6 69).

در برخي منابع ردّ پاي وي را در نيشابور، ري، و گرگان ميتوان يافت. در گرگان از عبدالقادر جرجاني، در ري از اسماعيلبن مسعده و ابوالفتح شيرازي، و در نظاميه نيشابور از ابوالمعالي جويني امامالحرمين، حديث شنيده است (:7 ج 19، ص 290؛ :8 ج 4، ص 62-63؛ :11 600). از ديگر استادان او ميتوان از احمدبن حسنبن خيرون، ابوبكربن خلف، حسنبن احمد سمرقندي، و مالكبن احمد بانياسي نام برد (:3 ج 9، ص 177؛ :7 ج 19، ص 284؛ :9 ج 12، ص 333؛ :12 ج 17، ص 235-236).

ابيوردي پس از آنكه در لغت، نحو، تاريخ، و انساب شهرت يافت (:7 ج 19، ص 289)، در بغداد، همدان، و چند شهر ديگر شاگرداني چون ابوحفص عمربن عثمان جتري و ابومحمد عبداللهبن نصر مرندي تربيت كرد (:2 281-؛282 :10 76؛ :13 ج 2، ص 132). بهعلاوه، ابوبكربن شهروزي، ابوعلي آدمي، ابوطاهر سلفي، ابوعامر عبدري، ابوالفتوح طايي، و ابن طاهر مقدسي نيز در موصل، اصفهان، همدان، و مرو از او روايت كردهاند (:7 ج 19، ص 284؛ :8 ج 4، ص 62؛ :9 ج 12، ص 333).

ابيوردي از آغاز جواني به سرودن شعر نيز پرداخت. از نخستين ممدوحان او، نظامالملك، وزير ملكشاه سلجوقي است و چنانكه از مدايحش درباره وي برميآيد، نزد او مقام و منزلتي والا داشته است (:4 ج 1، ص 505-508).

ابيوردي در سال 461 ق. به بغداد رفت (:14 ج 4، ص 281) و به جاي ابويوسف يعقوب بن سليمان اسفرايني (ـ 498 ق.) به سمت كتابدار كتابخانه مدرسه نظاميه بغداد منصوب شد (:12 ج 17، ص 237). او در بغداد به تدريس نيز اشتغال داشت و چنانكه در ديوان وي آمده، مجالس و انجمنهايي داشته كه در آنجا با شاعران هم روزگار خود به مبادله اشعار ميپرداخته است (:4 ج 1، ص 541). ابيوردي در بغداد به دربار خلفاي عباسي راه يافت و در زمره مداحان آنان در آمد (:4 ج 1، ص 124-139، 206-214).

در سال 479 ق. كه سيفالدوله صدقهبن منصور به حكومت رسيد (:1 ج 10، ص 151) از ابيوردي دعوت كرد تا نزد وي رود. شاعر با اندكي تأخير به حلّه رفت و مورد استقبال گرم سيفالدوله قرار گرفت (:12 ج 17، ص 263-266).

ابيوردي پس از كشته شدن نظامالملك در 485 ق. تحت حمايت فرزندان او، بهويژه عزّالملك، مؤيد الملك، و ضياءالملك (ابونصر احمد) قرار گرفت (:4 ج 1، ص 531 ـ 533). روابط وي با مؤيدالملك چندان استوار بودكه چون در 488 ق. از وزارت بركيارق بركنار شد (:1 ج 10، ص 252)، ابيوردي نيز از المستظهر و بركيارق كناره گرفت و در جرگه مخالفان بركيارق در آمد (:4 ج 1، ص 372). هنگاميكه بين مؤيدالملك و عميدالدولهبن جهير اختلاف افتاد، مؤيّدالملك از ابيوردي خواست تا عميدالدوله را هجو كند. هجائيه او سبب شد تا عميدالدوله نزد خليفه المستظهر از شاعر سعايت كند و خليفه خونش را مباح سازد. سپس ابيوردي بهناچار از بغداد به همدان گريخت (:12 ج 17، ص 235).

ابيوردي چند سال در اصفهان تعليم فرزندان زينالملك بَرسُق را برعهده داشت تا اينكه دوباره سنقر به ياري وي شتافت و فضل و دانش وي را نزد سلطان محمد باز گفت و سلطان، اشراف مملكت (احتمالاً ديوان اشراف) را به او سپرد و به اين ترتيب، پس از ساليان دراز، به يكي از آرزوهاي ديرين خود نايل آمد و به جمع بزرگان دربار پيوست (:12 ج 17، ص 235).

ابيوردي علاوه بر مدايح بسيار، اشعاري نيز در غزل، هجو، رثا، فخر، و شكايت از روزگار دارد. چنانكه برخي به استناد ابياتي در رثاي امام حسين (ع) (:4 ج 2، ص 152) وي را شيعه مذهب دانستهاند (:5 ج 2، ص 242).

گرچه آثار بسياري به ابيوردي نسبت دادهاند اما علاوه بر ديوان، جز يك نسخه خطي از وي بيشتر در دست نيست كه ظاهراً در دارالكتاب مصر نگهداري ميشود.

او در سال 507 ق. به مرگ ناگهاني درگذشت و در باب دَبره مسجد عتيق اصفهان به خاك سپرده شد (:12 ج 17، ص 235).

 

مآخذ :)1 ابناثير، علي بن محمد. الكامل في‌التاريخ. بيروت: دارالفكر، 1402 ق.=1360؛ )2 ابن انباري، عبدالرحمن بن محمد. نزهه الالباء. به كوشش ابراهيم سامراني. بغداد :]بينا[، 1959 م. = 1379 ق. = 1338؛ )3 ابن جوزي، يوسف بن قز اوغلي. مرآه الزمان. حيدرآباد دكن: ]بينا[، 1951 م.= 1371 ق. =1330؛ 4) ابيوردي، محمدبن احمد. ديوان. به كوشش عمر اسعد. بيروت :]بينا[، 1407 ق. = 1365؛ 5) حرّ عاملي، محمدبن حسن. امل الآمل. به كوشش احمد حسيني. قم: دارالكتاب الاسلامي، 1362؛ 6) حقي، ممدوح. الابيوردي. ممّثل القرن‌الخامس في برلمان الفكرالعربي. دمشق: داراليقظه، ]بيتا[؛ 7) ذهبي، محمدبن احمد. سيراعلام النبلاء. به كوشش شعيب ارنؤوط. بيروت: مؤسسه الرساله، 1405 ق. = 1363؛ 8) سبكي، عبدالوهاب بن علي. طبقات‌الشافعيه‌الكبري. قاهره: ]بينا[، 1324 ق.؛ 9) سمعاني، عبدالكريم بن محمد. الانساب. حيدرآباد دكن :]بينا[، 1400 ق. = 1358؛ 10) سيوطي، عبدالرحمن بن ابيبكر. طبقات‌المفسرين. بيروت: دارالكتب العلميه، ]بيتا[؛ 11) ضيف، شوقي. عصرالدول و الامارات. قاهره: دارالمعارف.]بيتا[؛ 12) ياقوت حموي، ياقوت بن عبدالله. معجم‌الادباء. مصر: دارالمأمون، 1355-1357 ق. =1315-1316؛ 13) همو. معجم‌البلدان.  به كوشش فرديناندو وستنفلد. لايپزيك :]بينا[، 1866-؛1870

  

14) Makdisi, George. "Autograph Diary of an Eleventh - Century Historian of Baghdad", Bulletin of the School of Oriental and African Studies. Vol. XIX.(1957): 281.

 

 

           عنايت الله فاتحي نژاد (دابا

               تلخيص نوريالسادات شاهنگيان

 

بازگشت به فهرست مقالات الف