Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

اداره انطباعات. اين اداره يكي از سازمانهاي مستقل فرهنگي ايران در دوره ناصرالدين شاه قاجار بود كه كار نظارت بر تدوين و انتشار و مجموعهسازي كتابهاي درسي و غيردرسي و مطبوعات كشور را برعهده داشت؛ و پس از آن، نام يكي از ادارات وزارت معارف شد. اين اداره در سالهاي تحول خود با نامهايي چون دارالطّباعه، دايره انطباعات، اداره انطباعات، وزارت انطباعات، اداره كل انطباعات، و اداره كل نگارش به انجام وظيفه ميپرداخت.

اداره انطباعات ظاهراً با چاپ نخستين روزنامه دولتي در ايران بنيان گرفت. ميرزا جبّارخان ناظمالمهام نخستين مدير اين روزنامه بود (374:1). در سال 1277 ق. ميرزا ابوالحسن خان غفّاري به دستور ناصرالدين شاه مأمور سرپرستي دارالطباعه دولتي و چاپ روزنامه شد. وي در اروپا دوره نقاشي ديده بود و در همين زمان به صنيعالملك ملقب گرديد. وي روزنامه دولتي را بهصورت مصوّر چاپ ميكرد و تا سال 1282ق. كه درگذشت به اين كار اشتغال داشت (3: ج1، ص44،  6: ج 1، ص 41-42).

پس از درگذشت صنيعالملك، رياست دارالطباعه دولتي و اداره روزنامه برعهده عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه، وزير علوم، قرار گرفت.

در سال 1288 ق.، مسئوليت انتشار روزنامه رسمي و چاپ كتاب و ديگر نشريات كه مدتي از وظايف وزارت علوم بود به "اداره روزنامجات دولت علّيه و دارالطباعههاي ممالك محروسه و دارالترجمه دولتي" واگذار شد و رياست آن برعهده محمدحسن خان پسر علي حاجبالدوله، كه در همان سال ملقب به صنيعالدوله گرديد، قرار گرفت. وي روزنامه رسمي ايران را نيز از همين زمان منتشر كرد.

يكي از وظايف اين اداره اجراي مقررات سانسور* بود. چنانكه هيچ كتاب و جريده و اعلاني در هيچ يك از مطبعههاي ايران پيش از ملاحظه رئيس اداره دارالطباعه و زدن مهر وي بر آن نبايد به چاپ ميرسيد (3: ج 1، ص 161 ـ162).

به احتمال زياد، نخستين فرمان سانسور مطبوعات در ايران توسط ناصرالدين شاه قاجار صادر شد. متن اين فرمان به اين شرح است:

"العزهلله ـ سلطان ناصرالدين شاه قاجار.

روزنامجات دولت علّيه كه در دارالخلافه به طبع ميرسد، مغاير سليقهها و خالي از نتايج و فوايدي بود كه در هر مملكت از روزنامه حاصل است. محمدحسن خان پيشخدمت و مترجم مخصوص را كه از وضع روزنامجات خارجه و ترتيب اخبار و كيفيت انتشار آن، اطلاعات كامل داشت به اين خدمت مأمور فرموديم كه مطابق تعهدات خود از ابتداي سنه قوي ئيل شروع به انتظام عمل دارالطباعه كرده به قسمي كه مقصود خاطر ماست در ترتيب و تنظيم روزنامجات اهتمامات حسنه مرعي دارد. شهر ذيحجهالحرام 1287" (18: 799ـ801).

وظايف و مسئوليتهاي متعدد و گسترش تشكيلات دارالطباعه دولتي ضرورت ايجاد وزارتخانهاي را پيش آورد و، به اين ترتيب، در سال 1300 ق. وزارت انطباعات به رياست صنيعالدوله تأسيس شد. وي در 1304ق. به اعتمادالسلطنه ملقب گرديد و تا پايان عمر (1313 ق.) در اين منصب باقي بود. اين وزارتخانه تا آغاز مشروطه به كار خود ادامه داد (3: ج 2، ص 719).

وزارت انطباعات داراي تشكيلات وسيعي بود و مسئوليتهاي متنوعي را برعهده داشت. در واقع، همه امور مربوط به چاپ و ترجمه كتاب و روزنامه در سراسر ايران زير نظر اين وزارتخانه انجام ميشد، ضمن اينكه اداره امور باغات و عمارات دولتي نيز از وظايف اين وزارتخانه بود. بهطور كلي، مسئوليتهاي وزارت انطباعات در زمينههاي زير قابل ذكر است:

1. دارالترجمه دولتي. مسئوليت مستقيم اين اداره را اعتمادالسلطنه برعهده داشت و در آن مترجمان ايراني و خارجي به ترجمه متون فرانسوي، انگليسي، و عربي ميپرداختند. اعتمادالسلطنه خود مترجم ويژه شاه بود. ناصرالدين شاه شخصاً ميزان كار اداره را بررسي ميكرد، زيرا بنا به نوشته اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات (9:4) هر چندماه يكبار ترجمهها را به عرض ميرساندند و سالي يكبار يا بيشتر مترجمان را به حضور ميپذيرفت (2: ج ،3 ص 2137-2139؛ 3: ج 1، ص 409 ـ 410).

پيش از تأسيس دارالترجمه، مترجمان وزارت خارجه كار ترجمه را انجام ميدادند و به همين سبب ميرزا سعيدخان مؤتمنالملك، وزير خارجه، با تأسيس دارالترجمه خاصه مخالفت كرد، اما سرانجام اين دارالترجمه در سال 1300 ق. به رياست اعتمادالسلطنه ايجاد شد (3: ج 2، ص 727).

مترجمان دارالترجمه به برگرداندن آثار گوناگون از زبانهاي اروپايي به فارسي ميپرداختند. آثار نويسندگان نامآوري چون مولير، شكسپير، و بوكاچيو، و نيز متوني در موضوع علوم نظامي و فني به زبان فارسي در آمد و مطالب روزنامههاي عثماني و روسيه در دسترس فارسيزبانان قرار گرفت (19: 120-121).

 در اين دارالترجمه مترجماني چون ميرزا محمدحسين فروغي مشهور به "اديب" (ذكاءالملك اول) و مسيو ريشاردخان به كار اشتغال داشتند. 

2. اداره روزنامجات. اعتمادالسلطنه، از سال 1288 ق. كه به رياست دارالطباعه برگزيده شد، روزنامه رسمي ايران را منتشر كرد و پس از آن نيز روزنامههاي مريخ و علمي به چاپ رسيد (16: ج 1، ص 2-3، 305-312). اداره روزنامجات، مسئوليت تنظيم مطالب و انتشار روزنامههاي دولتي در تهران و ساير ولايات را برعهده داشت. ميرزا سيدحسين، مستوفي روزنامجات و دارالطباعه دولتي بود و ميرزا سعيد احمد، كاتب روزنامه ايران و سالنامه بود (2: ج 3، ص 2138).

3. دارالطباعه دولتي. رياست دارالطباعه را ميرزا محمدحسين فروغي برعهده داشت و چاپ كتابهاي گوناگون از جمله كتابهاي مدرسه دارالفنون از وظايف دارالطباعه بود. اعتمادالسلطنه كاركنان دارالطباعه را ميرزا عباس كاتب، استاد حبيبالله استاد مخصوص طبع، ملاّغلامحسين مذهّب، و استاد محمد اسماعيل صحاف ذكر ميكند (2: ج 3، ص 2138-2139).

4. مجلس تأليفنامه دانشوران ناصري. اعتضادالسلطنه، وزير علوم، اين مجلس را براي تأليف كتاب نامه دانشوران در تراجم احوال علماء اسلام ايجاد كرد. پس از درگذشت وي در 1298 ق.، سرپرستي آن به اعتمادالسلطنه واگذار گرديد (3: ج 1، ص 174). ميرزا ابوالفضل ساوجي و ملاّ آقاي قزويني از جمله مؤلفان و مترجمان اين كتاب بودند (2: ج 3، ص 2139).

اداره كردن باغات و عمارات و قنوات دولتي نيز از جمله وظايف وزارت انطباعات بود كه شامل مميّز و باغبانباشي و مقنّي‌باشي و سرايداران ميشد (2: ج 3، ص 2139؛ 3: ج ،1 ص 409-410).

پس از مرگ محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، برادرزادهاش محمدباقر خان اديبالملك با لقب اعتمادالسلطنه جانشين او در وزارت انطباعات شد و، در واقع، همه مسئوليتهاي وي را از 22 شوال 1313 ق. تا سال 1321 ق. برعهده گرفت (5: 78؛ 16: ج 1، ص 7-8).

در دوران سلطنت مظفرالدين شاه (1313-1324ق.)، دو گروه روزنامه در ايران منتشر ميشد: الف) روزنامههاي دولتي ايران و اطلاع كه وزارت انطباعات چاپ ميكرد؛ و ب) روزنامههاي آزاد و غيردولتي كه در شهرهاي گوناگون منتشر ميشد. وزارت انطباعات كه با تشكيلات سابق خود كار ميكرد بر انتشار جرايد غيردولتي نيز نظارت داشت (16: ج ،1 ص 7) و، با پيشنهاد اين وزارتخانه، صدراعظم حكم اجازه انتشار روزنامه يا لغو آن را صادر ميكرد (16: ج 1، ص 6).

پس از باقرخان اديبالملك، ميرزا محمد نديمباشي (نديمالسلطان) به وزارت انطباعات رسيد. وي به هنگام وزارت، چون جوّ سياسي تغيير يافته بود، براي مطبوعات آزادي بيشتري فراهم آورد و نام روزنامه ايران را به ايران سلطاني تغيير داد. اداره و نويسندگي اين روزنامه به ميرزا غلامحسينخان افضلالملك، مورخ عصر قاجار، سپرده شد و نخستين شماره آن در محرم 1321 ق. انتشار يافت. هنگامي كه مظفرالدين شاه از سفر سوم فرنگ بازگشت، در 1324 ق. نديمالسلطان را بركنار كرد (16: ج 1، ص 13، 326ـ 327).

در آستانه مشروطه و اوج فعاليتهاي مطبوعاتي عليه استبداد دولت قاجار، وزارت انطباعات با سانسور شديدي كه براي مطبوعات بهكار گرفت در مقابله با آنها ميكوشيد. جرايد زيادي توقيف و مديران آنها تبعيد شدند. توقيف روزنامههاي ادب و نوروز و تبعيد ميرزا حسن رشديه و مجدالاسلام و اديبالممالك از جمله اقداماتي بود كه ظاهراً به تشخيص وزارت انطباعات انجام شد (16: ج 1، ص 305-312).

پس از انقلاب مشروطه، وزارت انطباعات بهعنوان مركز سانسور شناخته شد و بهشدت مورد انتقاد جرايد و نمايندگان مجلس قرار گرفت، تا اينكه در سال 1325 ق.، به درخواست آنها، وزارت انطباعات منحل شد و بخشي از وظايف آن كه شامل رسيدگي به امور چاپخانهها، روزنامه دولتي، صدور امتيازها، و جرايم مطبوعاتي ميشد برعهده وزارت علوم و معارف نهاده شد (20: ج 2، ص 95).

بر اساس مندرجات سالنامه وزارت معارف در سال 1297 ش.، اداره انطباعات بخشي از يكي از ادارات تشكيلات مركزي معارف بود كه رياست آن را محمد رحيمخان عميدالملك برعهده داشت. مميّز كتب شرعيّه، در اين اداره، شيخ محمديوسف شمسالافاضل بود. وظيفه اداره انطباعات انتشار صورت مجلات ادبي و تهيه آمار چاپخانههاي سربي و سنگي در ايران و كتابهاي چاپشده بود (15: 100-101).

از آن پس، در ميان ادارات وزارت معارف، نامي از اداره انطباعات نيست و وظايف آن، بهطور پراكنده، به ديگر ادارات وزارتخانه واگذار شد. در قانون مطبوعات، مصوب 18 بهمن 1286 ش./ 6 محرم 1326 ق. كه شامل 52 ماده بود، نظارت بر چاپ روزنامه، كتاب، و اعلان برعهده وزارت معارف نهاده شد، بدون اينكه اشارهاي به وجود اداره انطباعات شده باشد (13: 65-68).

به مناسبت نيازي كه به وجود ادارهاي مستقل در تشكيلات وزارت معارف براي نظارت بر امور "تأليفات و نمايشها و مطبوعات" (58:21) بود، در تاريخ 18 بهمن 1312 ش. آييننامه اساسي اداره انطباعات در هيأت وزيران به تصويب رسيد. بر اساس اين آييننامه، اداره انطباعات شامل سه دايره و پنج شعبه به شرح زير بود:

1. دايره مطبوعات. مسئوليت دايره مطبوعات رسيدگي و جمعآوري كتابها، جرايد، و همه مطبوعات چاپشده در كشور براي تحويل به كتابخانه، تصديق اعلانها، صدور امتياز براي جرايد، نظارت بر اجراي قانون مطبوعات، و تنظيم دفتر انحصار چاپ كتابها بوده است.

2. دايره كتابخانه ملي. مسئوليت اين اداره تنظيم و مواظبت از كتابهاي موجود و تدوين فهرست براي آنها؛ گردآوري كتاب‌ها، جرايد، و مجلات داخلي و خارجي؛ انتخاب و تعيين كتابهاي خطي و چاپي براي كتابخانه؛ و اجراي مقررات كتابخانه بوده است.

3. دايره احصائيه و سالنامه. اين تشكل مسئوليت گردآوري آمار و اطلاعات مربوط به وزارت معارف و اوقاف شامل مدارس دولتي و غيردولتي، مدارس ايراني خارج از كشور، شاگردان و معلمان و كليه اعضاي وزارتخانه در تمام ايران، محصلان اعزامي، چاپخانههاي سربي و سنگي، جرايد و مجلات، كتابها و كتابخانهها و كتابفروشيها، مجامع علمي، موقوفات و عايدات آنها، بودجه وزارتخانه، جمعيت كشور، تعداد باسوادان و بيسوادان، و تهيه و چاپ سالنامهها و مبادله آنها با سالنامهها و مجلات خارجي را برعهده داشت.

4. شعبه مجله رسمي. وظيفه آن چاپ مجله تعليم و تربيت يعني مجله تخصصي وزارت معارف بود.

5. شعبه تأليف و ترجمه. اين شعبه در بخشهاي انعقاد قرارداد براي تأليف كتابهاي درسي، فرهنگ فارسي، تصحيح متون، ترجمه كتاب، و انتشار جزوات معلمان مدارس فعاليت ميكرد.

6. شعبه نمايش و سينما و رمان. وظيفه اين شعبه اصلاح و بررسي متن نمايشهايي بود كه درخواست مجوز داشتند و نيز تشويق نويسندگان براي تأليف و ترجمه متنهاي نمايشي اخلاقي ـ اجتماعي، و همچنين جلوگيري از ورود صحنههاي غيراخلاقي در فيلمها و كتابهاي رمان.

7. شعبه نظارت شرعيات. وظيفه آن جلوگيري از چاپ مطالب خلاف مذهب در جرايد و اظهارنظر درباره صدور مجوز چاپ براي كتابهاي ديني بود.

8. شعبه اطلاعات و كتابخانه فني. وظيفه اين شعبه جمعآوري يك نسخه از مجلات و جرايد داخلي، كتابهاي عمومي مفيد، اصل نسخ نمايشها و رمانها، و جرايد و سالنامههاي خارجي و داخلي براي كتابخانه فني بود كه بايد بهعنوان مركز اطلاعات عمومي در اختيار همه باشد (21: 58-60).

پس از تصويب اين آييننامه، اداره انطباعات از سال 1313 فعاليت خود را آغاز كرد. نخستين رئيس اين اداره غلامعلي رعدي آذرخشي بود كه تا سال 1314 نيز همين سمت را داشت (165:7؛ 118:8).

اقدامات اداره انطباعات در طي اين دو سال عبارت بوده است از:

1. قانون حقالطبع كتابها، حقالتأليف، اجازه طبع، اقتباس از كتابها، چاپ ديوانها، و اجازه ورّاث؛

2. جمعآوري مجموعه كاملي از جرايد و مجلات چاپ ايران؛

3. متحدالشكل كردن ساعات؛

4. استفاده از اوزان و مقياسهاي متري؛

5. دستور چاپ كتابهاي مذهبي و درسي با اجازه وزارت معارف؛

6. دريافت اخبار معارفي شهرستانها؛

7. جمعآوري كتابهاي كتابخانههاي مدارس قديم؛

8. نامگذاريهاي جديد براي مدارس؛

9. لغو القاب قديم و ايجاد عناوين جديد براي خطابها؛

10. حذف كلمات بعد از اعداد مانند يك تخته قالي؛

11. تغيير اسامي شهرها؛

12. تغيير لغات نيروي دريايي و شهرباني و برخي لغات ديگر (:25 57-70).

بر اساس نخستين گزارش، اداره انطباعات از شش ماهه اول سال 1313، قرارداد تأليف لغتنامه* با علياكبر دهخدا و نيز تأليف يك دوره تاريخ و يك دوره جغرافيا با عباس اقبال و چندين قرارداد ديگر را منعقد كرد (14: 1-2).

برخي مسئوليتهاي اداره انطباعات پس از تأسيس فرهنگستان ]اول[ به آن اداره محول شد. اقدامات اداره انطباعات در سال 1315 كه كفالت آن را عبدالله رهنما برعهده داشت (180:9) در بخشهاي زير خلاصه ميشود:

1. تأليف و ترجمه و تصحيح كتب، كه در پي آن متوني چون جوامعالحكايات، التفهيم، و گرشاسبنامه تصحيح و چاپ شد؛

2. تكميل كتابخانههاي مؤسسات معارفي؛

3. جمعآوري كتابها و مطبوعات، ارسال كتاب براي كتابخانه فني و كتابخانه عمومي معارف، و نيز ارسال كتابهاي خارجي رسيده؛

4. صدور مجوّز جرايد و مجلات، كه در سال 1315 تعداد 23 مجله و 40 روزنامه در كشور چاپ و امتياز 6 روزنامه و مجله نيز صادر شد؛

5. بررسي نمايشنامههاي پيشنهادي و فيلمهاي سينمايي و صدور اجازه پخش؛

6. تكميل و گسترش كتابخانه، مجموعهسازي و فهرستنويسي كتابها و نشريات و كتابهاي خطي و عكسي، و انتقال كتابهاي چاپي مكرر كتابخانه سلطنتي به كتابخانه عمومي معارف؛

7. تكميل و فهرستنويسي كتابخانه فني معارف و خريداري و جمعآوري كتابهاي تخصصي تعليم و تربيت؛

8. آمار و سالنامه معارفي و جمعآوري مدارك و اطلاعات، از جمله چاپ سالنامه و جمعآوري آمار مؤسسات پرداخت؛

9. نشر مجله تعليم و تربيت كه علاوه بر مقالات پژوهشي در زمينه تعليم و تربيت، نظامنامهها و اساسنامهها و بخشنامه‌هاي معارفي نيز در آن به چاپ رسيده است (22: 29-35).

هيأت وزيران در جلسه 27 مهر 1317 نام وزارت معارف را به وزارت فرهنگ تغيير داد و اين رويداد چند ماه پس از آن بود كه اسماعيل مرآت در پي استعفاي علياصغر حكمت به وزارت فرهنگ برگزيده شده بود (339:26). در همين زمان، نام اداره كل انطباعات به اداره كل نگارش تغيير يافت و عبدالله رهنما همچنان كفالت آن اداره را تا سال 1318 برعهده داشت (10: 160؛ 157:11؛148:12).

گرچه نام اداره تغيير يافته بود، در وظايف اداره كل نگارش تغيير زيادي داده نشد و به سبب آنكه تمركز در تأليف كتب درسي مورد توجه زيادي قرار گرفته بود، قراردادهاي تأليف بسياري براي كتابهاي درسي دوره دبيرستان منعقد گرديد. البته در كنار آن، تأليف و چاپ كتابهاي علمي و ادبي و تصحيح و ترجمه متون نيز مورد توجه بود (24: 26-28).

از جمله گامهاي جديد اداره نگارش در سال 1317 تشكيل دورههاي آموزش كتابداري در تهران براي نخستين بار بود كه در پايان آن به كسي كه اين دوره دو ماهه را ميگذراند گواهينامه داده ميشد. در اين دوره، شيوههاي كتابداري و نگهداري و فهرستنويسي كتابها آموزش داده ميشد (23: 410-412).

پس از عبدالله رهنما، سالهايي چند عليمالملك فرهمندي عهدهدار اداره نگارش بود (تا حوالي 1327). در طول سالهاي فعاليت اداره نگارش، كساني چون حبيبالله مظفري، عليمالملك فرهمندي، حبيب يغمائي، و محمدامين رياحي رياست آن را برعهده داشتند.

اداره نگارش تا سال 1343 كه وزارت فرهنگ به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و هنر تقسيم شد با مسئوليتهايي در همين حدود به كار خود ادامه داد. پس از اين تقسيم، وظايف اداره نگارش ميان دو وزارتخانه تقسيم شد و هنگامي كه در سال 1346 وزارت آموزش و پرورش به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و علوم و آموزش عالي تفكيك گرديد، بار ديگر بخشي از آن مسئوليتها تقسيم شد (20:17ـ21). امروزه، برخي مسئوليتهاي اداره انطباعات را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه مطبوعات و نظارت بر چاپ كتاب و كتابخانههاي عمومي انجام ميدهد. در زمينه تدوين كتابهاي درسي نيز وزارت آموزش و پرورش فعاليت ميكند.

 

مآخذ: 1) آدميت، فريدون. اميركبير و ايران. تهران: خوارزمي، 1355؛ 2) اعتمادالسلطنه، محمدحسن. تاريخ منتظم ناصري. به كوشش محمداسماعيل رضواني. تهران: دنياي كتاب، 1367؛ 3) همو. چهل سال تاريخ ايران در دوره پادشاهي ناصرالدين شاه. به كوشش ايرج افشار. تهران: اساطير، 1363-1368؛ 4) همو. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه. با مقدمه و فهارس به كوشش ايرج افشار. تهران: اميركبير، 1345؛ 5) افضلالملك، غلامحسين. افضلالتواريخ. به كوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي)، سيروس سعدونديان. سلسله انتشارات نشر تاريخ ايران، شماره7؛ مجموعه متون و اسناد تاريخي، كتاب ششم. تهران: نشر تاريخ ايران، 1361؛ 6) بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري. تهران: زوار، 1371؛ 7) جاهد، امير، گردآورنده. سالنامه پارس سال 1314. تهران: شركت طبع، [1315]؛ 8) همو. سالنامه پارس سال .1315 تهران: شركت طبع، [1316]؛ 9) همو. سالنامه پارس سال 1316. تهران: شركت طبع، [1317]؛ 10) همو. سالنامه پارس سال .1317 تهران: شركت طبع، [1318]؛ 11) همو. سالنامه پارس سال .1318 تهران: شركت طبع، [1319]؛ 12) همو. سالنامه پارس سال .1319 تهران: شركت طبع، [1320]؛ 13) ذاكر حسين، عبدالرحيم. مطبوعات سياسي ايران در عصر مشروطيت. تهران: دانشگاه تهران، 1370؛ 14) "راپرت اداره انطباعات". 5/8/1313. سند شماره 51004/252 در سازمان اسناد ملي ايران؛ 15) سالنامه وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه سال .1297 تهران: مطبعه تهران، [1298]؛ 16) صدر هاشمي، محمد. تاريخ جرايد و مطبوعات ايران. تهران: كمال، 1363؛ 17) طوسي، محمدعلي. سازمان اداري كشور و قوانين فرهنگي براي استفاده مديران و معلمان. ]بيجا: بينا[، 1345؛ 18) عقيلي، عبدالله. "اولين فرمان سانسور مطبوعات در ايران". آينده. س. هفدهم، 9-12 (آذر ـ اسفند 1370): 799-801؛ 19) فرمانفرماييان، حافظ. "تاريخنگاري ايران در سدههاي نوزده و بيست". ترجمه يعقوب آژند، در آ.ك.سي. لمبتون. تاريخنگاري در ايران. تهران: گستره، 1360؛ 20) كهن، گوئل. تاريخ سانسور در مطبوعات ايران. تهران: آگاه، 1360ـ 1362؛ 21) "نظامنامه اساسي اداره انطباعات". تعليم و تربيت. س. چهارم، 1 (1313): 58-60؛ 22) وزارت فرهنگ. اداره كل نگارش. دايره آمار. سالنامه و آمار 1314-.1315 تهران :[1316]؛ 23) همو. سالنامه و آمار 1315-1317. تهران :[1318]؛  24) همو. سالنامه و آمار 1317-.1319 تهران :[1320] ؛ 25) وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه. سالنامه و احصائيه 1312-1314. تهران: اداره كل انطباعات و دايره احصائيه، [1315]؛ 26) يغمايي، اقبال. وزيران علوم و معارف و فرهنگ ايران. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1375.

          سوسن اصيلي

 

بازگشت به فهرست مقالات الف