Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف 

 

ادواردز، ادوارد[1] . وي از رهبران نهضت كتابخانههاي عمومي انگلستان، كتابدار، نويسنده، و مورخ كتابخانههاست. در 14 دسامبر 1812 در محله استپني[2]  واقع در شرق لندن متولد شد. پدرش، آنتوني، بَنّاي ناموفقي بود و مادرش شارلوت كه از نعمت سواد اندك بهرهاي داشت، نسبت به تربيت و آموزش تنها پسرش سخت كوشا بود. هيچگونه اطلاعي از سوابق تحصيلي ادواردز در مدرسه در دست نيست (186:3). ظاهراً بخش اعظم آموزش ادواردز را نخست مرهون كوششهاي مادرش و سپس عضويت وي در جماعتي مذهبي، و نيز كمك ادوين ابوت[3]، مدير مدرسه زبانشناسي ماريلِبون كه او را فردي با استعداد ميدانست، ميدانند (115:1).

ادواردز در چهارده سالگي شاگردي نزد پدر را آغاز كرد و مدت هفت سال به اين كار اشتغال داشت، و در عين حال از آموزش خود غافل نماند. در بيست سالگي از لحاظ معلومات در مقايسه با همسالانش، كه از تحصيلات رسميتري برخوردار بودند، چيزي كم نداشت (186:3). او را ميتوان عمدتاً فردي خودآموخته دانست كه شيفته كسب معرفت بود.

در 1834 به عضويت كتابخانه موزه بريتانيا*، كه در آن زمان تنها كتابخانه عمومي بزرگ لندن بود، درآمد. از آن پس بهمدت شانزده سال پيوند نزديكي با اين كتابخانه برقرار كرد. در 1839 بهعنوان يكي از دستياران تهيه فهرست جديد كتابخانه موزه بريتانيا منصوب شد. تا 1850 زندگي حرفهاي او در سه زمينه ادامه يافت: نخست در مقام فهرستنويس كتابخانه موزه بريتانيا به كسب تجربيات علمي در حرفه كتابداري پرداخت، سپس در نهضت ايجاد كتابخانههاي عمومي آزاد فعاليت شديدي را آغاز كرد، و پس از آن نيز جزوهها و مقالههاي متعددي را منتشر ساخت.

وي تلاش عمده خود را صرف نهضت تأسيس و اعتلاي كتابخانههاي عمومي بريتانيا كرد و براي نيل به اين هدف آثار متعددي را انتشار داد؛ از جمله، >گفتاري درباره كمبود كتابخانههاي آزاد براي همگان در امپراتوري بريتانيا، به انضمام بررسي كوتاه آماري درباره كتابخانههاي عمومي موجود در ساير كشورهاي اروپايي<[4] (1848)، كه به شكل نامه سرگشادهاي خطاب به ارل الزمير[5]، رئيس كميسيون سلطنتي، كه مأمور رسيدگي به وضع موزه بريتانيا بود، در آمد. در پي انتشار آن، ويليام اوارت[6]، آزاديخواه مترقي و عضو مجلس وام انگلستان كه در هدفهاي روشنفكرانه، پيشگام و فعال بود و از بانيان بسياري از اصلاحات اجتماعي محسوب ميشد، نامهاي به ادواردز نوشت و در آن حمايت خود را از ايجاد كتابخانههاي عمومي آزاد اعلام داشت و او را به ادامه تلاشهايش تشويق كرد (68:1؛ 9:3).

در 1849، مجلس عوام انگلستان كميتهاي را به رياست اوارت مأمور بررسي بهترين روشهاي ايجاد و توسعه كتابخانههاي عمومي آزاد، بهويژه در شهرهاي بزرگ بريتانيا و ايرلند، كرد. اين كميته جلسات خود را در همان سال تشكيل داد و ادواردز بهعنوان نخستين و مؤثرترين شاهد در برابر آن حضور يافت (55:2). وي طي سخنان پرشوري ضرورت و سودمندي ايجاد كتابخانههاي عمومي را ضمن ارائه دلايلي منطقي و شواهدي مستند بيان داشت. هدف او و اوارت اثبات اين نكته بود كه تسهيلات كتابخانههاي عمومي در بريتانيا كافي نيست و ممالك ديگر از اين لحاظ امكانات بهتري دارند. گزارش اين كميته، زمينه را براي تصويب قانون كتابخانههاي عمومي در 1850 فراهم آورد. طبق اين قانون، شوراهاي شهري اين اختيار را يافتند كه در شهرهايي با جمعيت بيش از 10000 نفر، به ميزان نيم پني از ماليات سرانه را صرف ايجاد و تجهيز يك موزه يا يك كتابخانه و نگهداري آن كنند (15:3). در واقع، اين تلاشهاي ادواردز و اوارت بود كه سرانجام به تأسيس كتابخانههاي همگاني و آزاد در بريتانيا انجاميد. در كوششهاي مشترك آن دو بهمنظور تأسيس اين كتابخانهها، اوارت راهكار كلي را طرح ميكرد و ادواردز جزئيات لازم را فراهم ميساخت (12:3).

ادواردز داراي ذهني نيرومند بود و هر كاري را كه متقبل ميشد با مهارت به انجام ميرساند، اما در كارهاي خود انضباط و دقت لازم را نداشت. اين نقص جدي او منجر به ايجاد مشكلاتي در روابطش با ديگران، از جمله با آنتونيوپانيتسي*، كارفرماي او و سرپرست بخش كتابهاي چاپي موزه بريتانيا، شد (116:1). پانيتسي فردي سختگير و مقرراتي و ادواردز كارمندي نامنظم بود و اين امر باعث سوءتفاهم و رنجش مداومي ميان اين دو گرديد (11:3). پانيتسي از وقتناشناسي و بيدقتي او در كار فهرستنويسي شكوه داشت. رويهمرفته، عمر ادواردز در موزه بريتانيا ظاهراً با يك سلسله مشاجرات گذشت. سرانجام، روشن بود كه آنجا يا جاي ادواردز است يا جاي پانيتسي، و در سال 1850، هيأت امنا ادواردز را مرخص كرد (116:1).

در پي اخراج از كتابخانه موزه بريتانيا، در 1851 به سمت نخستين كتابدار كتابخانه عمومي منچستر استخدام شد. در آنجا كتابخانهاي را با چندين شعبه ايجاد و در تجهيز آن به مجموعهاي غني كه در شأن شهري بزرگ باشد تلاش فراوان كرد. مجموعه اين كتابخانه با نظارت او با دقت انتخاب و فراهم شد و براي استفاده مردم شهر آماده گرديد. وي در گردآوري مجموعههاي اين كتابخانه بر موضوعاتي چون تاريخ، سياست، تجارت، و بهويژه علايق محلي بيشتر تأكيد كرد و كتابهاي مربوط به اين زمينهها بيش از نيمي از مجموعه را تشكيل ميداد. اين همان اصلي بود كه بعدها رعايت آن را به ساير كتابداران توصيه ميكرد؛ يعني تمركز اعتبارات محدود كتابخانه بر گردآوري مجموعههايي واقعاً مفيد در زمينههاي مورد نظر (42:3). روابط او با كميته كتابخانه خالي از اشكال نبود. اسراف در بودجه خريد كتاب از يكسو و برخورد تند وي با اعضاي كميته از سوي ديگر به اختلاف ميان او و اين كميته دامن زد. نظارت شديد اعضاي كميته بر فعاليتهاي وي، براي او كه در واقع مبتكر نظام نوين كتابخانههاي عمومي بود، بسيار گران آمد. اين مسائل موجب شد كه كميته در 1858 او را بركنار كند؛ اقدامي كه ابتدا با مخالفت شوراي شهر منچستر مواجه شد، ولي سرانجام مؤثر واقع گرديد (117:1).

پس از اخراج از كتابخانه عمومي منچستر بقيه عمر ادواردز، براي امرار معاش، در مشاغل گوناگون، عمدتاً در آكسفورد گذشت. از 1858 تا 1870 از طريق نويسندگي و روزنامهنگاري و يا هر كار ديگري كه پيش ميآمد گذران زندگي ميكرد. از 1870 تا 1876 در كتابخانه كوئينز كالج[7]  و از 1877 تا 1883 در كتابخانه بودليان* بهعنوان فهرستنويس مشغول شد (186:3).

ادواردز در 1844 با مارگرتا هيوارد كه نُه سال مسنتر از او بود ازدواج كرد. ازدواج آنها نسبتاً موفق و مارگرتا اجتماعيتر و خونگرمتر از شوهرش بود. آنها فرزندي نداشتند و با درگذشت مارگرتا در 1876، ادواردز كاملاً تنها شد و بالاخره در 1886 در نهايت فقر و تنگدستي درگذشت و در گورستان كليسا در نيتون واقع در جزيره وايت به خاك سپرده شد. بعدها انجمن كتابداران انگليس مرمت گور او را برعهده گرفت (187:3).

از ادواردز آثار متعددي برجاي مانده است. مهمترين اثر او >سرگذشت كتابخانهها<[8] ست. اين اثر نخستين كوشش عمده در زمينه بررسي و تفسير تاريخ كتابخانهها محسوب ميشود كه در 1859 منتشر و در 1964 تجديد چاپ شد و از دو بخش تشكيل ميشود. در بخش اول ابتدا به تاريخ كتابخانهها و سرگذشت مشروح رشد كتابخانههاي بزرگ از دوره باستان تا قرون وسطي و از قرون وسطي تا كتابخانه سلطنتي پاريس[9]  در زمان خود ميپردازد. اين بخش در واقع مخزن عظيمي از اطلاعات بهشمار ميرود. در بخش دوم مؤلف به مطالبي ميپردازد كه خود آن را "تدبير كتابخانه" ـ مجموعهسازي، طرح و ساختمان، فهرستنويسي و ردهبندي، مديريت، و خدمات عمومي كتابخانه ـ ناميده است. به اعتقاد ادواردز، تقدم مطالب تاريخي درباره كتابخانهها بر تشريح عملي اصول كتابداري كاملاً منطقي بوده است؛ زيرا بهنظر او كتابداران بايد بر مبناي تجربههاي اسلاف خود به تلاشهايشان ادامه دهند. وي عميقاً از ارزش اين كتاب آگاه بود. حتي در روزگار پيري و تنگدستي، و در زماني كه از يادها رفته بود، باز هم درصدد ارائه ويرايش تازهاي از اين اثر بر آمد؛ اثري كه به گفته خودش دلخوشي عمده بهترين سالهاي زندگي او بود (6:1). در واقع اين اثر مدرك معتبري در اثبات اطلاعات وسيع وي درباره مسائل كتابخانهها بهشمار ميرود.

آثار بعدي او درباره كتابداري عبارتند از :>كتابخانهها و بنيانگذاران آنها<[10] ، 1864؛ >كتابخانههاي آزاد شهر<[11] ، 1869؛ و >زندگينامه بنيانگذاران موزه بريتانيا<[12] ، 1870. علاوه بر كتابهاي مربوط به كتابداري، وي همچنين سرگذشتنامه دو جلدي >سر والتر رالي<[13]  (دريانورد، مورخ، و شاعر دوره اليزابت، 1552-1618)، 1868 را تأليف كرد. بهعلاوه، مقالات متعددي از جمله مقاله "كتابخانهها" را در ويرايش هشتم دايرهالمعارف بريتانيكا نوشت (105:6؛ 264:5).

ادواردز از جمله افرادي است كه بر تحولات اجتماعي عصر خود تأثير شگرفي داشته است. درباره زندگي و فعاليتهاي وي آثار متعددي نوشته شده است كه جامعترين آنها، اثر بزرگ مانفورد با عنوان >ادوارد ادواردز، 1812-1886: تصوير يك كتابدار<[14] است كه برپايه پژوهشي مفصل نگاشته شده و تصوير روشني از زندگي و فعاليتهاي او ارائه ميدهد. در اين اثر، ادواردز بهعنوان پيشگام اصلي نهضت نوين كتابخانههاي عمومي و مؤلف چندين كتاب مهم درباره كتابخانهها و كتابداري و در عين حال آدمي تنها و تكرو معرفي ميشود (105:6-106).

گرچه رفتار ناسازگار و ستيزهجويانه ادواردز در زندگي خصوصي جز سختي برايش ثمري نداشت و با اشتباهات بسيارش دشمنان زيادي براي خود پديدآورد، و علت اصلي بيكاري و فقر و تنگدستي رقتآور سالهاي پاياني عمرش، كه از آن بسيار رنج برد، رفتار خود او بود؛ با اين همه، تصويب قانون كتابخانههاي عمومي در 1850 در انگليس را ميتوان حاصل تلاشهاي وي دانست (104:6). يقيناً او يكي از سختكوشترين و پرشورترين افرادي است كه اين نهضت تاكنون به خود ديده است (59:2).

ادواردز خود پانزده سال پس از تصويب اين قانون، در >كتابخانهها و بنيانگذاران آنها< پيروزمندانه نوشت كه كتابخانههايي كه در نتيجه اين قانون تأسيس شدند مستقل از هر نوع سيطره گروهي يا امتيازات طبقاتي هستند؛ تأسيس آنها ابداً جنبه صدقهاي ندارد و هيچ چيز مانع استفاده افراد از آنها نيست. اين كتابخانهها مختص كارگران، بينوايان، يا پيشهوران نيست؛ بلكه كتابخانه شهر، شهرك، يا بخشي است كه در آن واقع شده است. اين كتابخانهها نه تنها رايگان بلكه دائمي هستند و قلمروي را گسترش ميدهند كه همه طبقات در آن منافع مشترك دارند. آنها ضمن اينكه بر هدايا متكي هستند، تاكنون سخاوتمندانه از سوي آزادگان حمايت شدهاند (69:1-70). اين بيانات نشان دهنده افكار بلند و نظريات صائب فرزانهاي روشنبين است كه به تأثير اصلاحي و نيروي آموزشي كتابخانههاي عمومي ايماني راسخ داشت.

نظر اين كتابدار پيشگام درباره نقش كتابخانه، وظايف كتابدار، و حرفه كتابداري جالب و آموزنده است. وي، كه همواره براي تربيت و آگاهي و پيشرفت و تعالي توده مردم اهميت بسزايي قائل بود، اعتقاد داشت هر گامي كه در جهت غنيتر شدن مجموعه كتابخانهها و نشر افكار بهترين متفكران برداشته شود تعبيه ديناميت ديگري براي انهدام انحرافات اجتماعي است كه از سوي مزدوران شيّاد و مبلّغان گزافهگو در نهادهاي اجتماعي شايع شده است (84:1).

ادواردز عقيده دارد كه وظايف كتابدار در نظر افراد عادي آسانتر از آن چيزي كه هست جلوه ميكند. وي آنچه را اين حرفه براي فرد عرضه ميدارد چنين توصيف ميكند: در اين حرفه هيچكس به ثروت و شهرت نميرسد. چهبسا كه كتابدار در اجتماع بهطور بارزي با بياعتنايي و با عدم درك صحيح مواجه ميشود؛ اما اين حرفه، به مثابه ابزاري مفيد و پايدار، امكاناتي فراهم ميآورد كه از اين لحاظ تنها منبر و مطبوعات بر آن تفوق دارند. كتابدار با تلاش روشنگرانه و مشتاقانه در انجامدادن وظايفش، در واقع بذر محصولات فكري فراواني را ميافشاند، و زمانيكه آن بذرها بارور شوند، چهبسا كه او مدتها در گور خود آرميده باشد (103:1).

ادواردز، در مقام كتابداري بزرگ، كارنامه درخشاني دارد، بهويژه از اين لحاظ كه هدفهايش در جامعه طبقاتي بريتانياي قرن نوزدهم تحقق يافت؛ چون بهندرت ممكن بود در آنجا و در آن دورهها فردي خودآموخته از خانوادهاي فقير با افرادي از طبقات بالا و متوسط و برخوردار از تحصيلات رسمي به راحتي به حشر و نشر بپردازد و افكار خود را به آنان انتقال دهد (4: ج 7، ص 570).

 

مآخذ: 1) تامپسون، جيمز. تاريخ اصول كتابداري. ترجمه محمود حقيقي. تهران: مركز نشر دانشگاهي،1366؛

2) Greenwood, Thomos. Public Libraries: A History of the Movement and a Manual for the Organization and Management of Rate-Supported Libraries. Wales: College of Librarianship Wales, 1971; 3) Kelley, Thomas. A History of Public Libraries in Great Britain, 1845-1965. London: The Library Association, 1973; 4) Munford, W.A. "Edwards, Edward". Encyclopedia of Library and Information Sceience, Vol.7, PP. 569- 570; 5) Greenwood, Thomos. "Edwards, Edward,1812- 1886". World Encyclopedia of Library and Information Services, PP. 262-264; 6) Thornton, John L. Selected Readings in the History of Librarianship. 2nd. ed. London: The Library Association, 1966.

          محمود حقيقي

 

 




[1]. Edwards, Edward

[2]. Stepney

[3]. Edwin Abbot

[4]. Remarks on the Pancity of Libraries Freely Open tothe Public, in the British Empire; Together with aSuccinct Statistical View of the Existing Provision ofPublic Libraries in the Several States of Europe

[5]. Earl of Ellesmere

[6]. William Ewart

[7]. Queen's College Library

[8]. Memoire of libraries

[9]. Parisian Bibliotheque Imperiale

[10]. Libraries and Founders of libraries

[11]. Free Town libraries

[12]. Lives of the Founders of the British Museum

[13]. Sir Walter Raleigh

[14]. Edwrad Edwards, 1812-1886: Portrait of a librarian

 

بازگشت به فهرست مقالات الف