Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف

 

اطلاع‌شناسي. اصطلاح "اطلاع‌شناسي"[1]  نخستين بار در سال 1372 در ايران (394:1-395) و سپس در سال 1994 در روسيه به‌كار رفت (3: مآخذ، شماره 20). دانش اطلاع‌شناسي، به‌عنوان مبحثي بنياني، مي‌كوشد به شناخت اطلاعات، تعيين چارچوب، و تشخيص ابعاد و وجوه آن بپردازد (394:1). مفهوم اطلاع‌شناسي يكي از مفاهيم مربوط به رويكرد سيستمي عمومي[2]  است؛ و با اين مفهوم ـ برخلاف علوم رايانه، سيبرنتيك، و اطلاع‌رساني كه به بررسي مسائل مرتبط با گردآوري، پردازش، ذخيره‌سازي، و مديريت اطلاعات مي‌پردازند ـ آرايش فضاي[3]  اطلاعاتي، انگاره‌هاي ساخت فضاي نظام[4] هاي گوناگون، و به‌طور اخص، فضاي نظام‌هاي اطلاعاتي را مورد مطالعه قرار مي‌دهد (2:3).

مسئله كلي اطلاع‌شناسي مسئله وحدت و مقوله‌بندي دانشي است كه در چارچوب جريان‌هاي علمي كسب مي‌شود و اصول و رويكردهاي متفاوتي را براي مطالعه محيط پيرامون ما ارائه مي‌دهد (25:2)، و هدف كلي آن اين است كه انواع معرفت را معنايي واحد ببخشد (4:3).

مفهوم "فضا" در اطلاع‌شناسي نقشي كليدي دارد. از ديدگاه اين علم، هر شييî يا پديده، "فضا"ي خاصي است و مي‌توان آن را مستقل و در كنار فضاهاي ديگر و با توجه به وضعيت آن و چارچوبي كه بستر آن را تشكيل مي‌دهد باز شناخت. بنابراين، انواع گوناگون حوزه‌ها و نظام‌هاي مادّي، و نيز كليه فرايندهاي طبيعي يا ساختگي، تعامل‌ها، انديشه‌هاي مختلف، و نتايج آنها را مي‌توان با استفاده از منطقي واحد و در بستر معنايي واحد مطالعه كرد (3: فصل 2، ص 2). بدين ترتيب، هر گاه هر شييî يا پديده را "فضا" تلقي كنيم و مجموعه عناصر و خصيصه‌هاي پيراموني و دروني آن را "وضعيت"   [ 5]  آن فضا بدانيم، "اطلاعات" از ديدگاه اطلاع‌شناسي چيزي جز "وضعيت فضا" نيست.

اين تعريف چند مزيت دارد: 1) هر نوع اطلاعات را مي‌توان با استفاده از "فضا"ي آن شناسايي كرد، از قبيل اطلاعات مبنايي، اطلاعات ساختاري، و اطلاعات كاركردي؛ 2) اطلاعات را مي‌توان به تناسب ميزان پيشرفتگي تقسيم كرد، مانند اطلاعات هنجارين (استاندارد) و اطلاعات واقعي؛ و 3) هر نوع اطلاعات را مي‌توان مدلي رياضي دانست و آن را با كمك فرمول‌هاي مربوط رمزگشايي كرد (3: فصل 3-1، ص 1).

بدين ترتيب، مي‌توان مفهوم واحد اطلاعات را شامل دو شاخه دانست: مبناي نخستين شاخه آن است كه اطلاعات را چگونگي آرايش وضعيت فضا بدانيم. طبق اين تعريف، مي‌توان انواع گوناگون مدل‌هاي منطقي و رياضي را به‌عنوان ابزاري براي شناسايي اطلاعات و رمزگشايي آن به‌كار برد؛ در شاخه دوم، اطلاعات به چگونگي محتواي وضعيت فضا تعبير مي‌شود. اين تعبير اجازه مي‌دهد كه از مدل‌هاي منطقي و رياضي فراتر رفته به مدل‌هاي معناشناختي دست يابيم. جمع برخي عناصر اين دو شاخه سبب مي‌شود كه چنين تعريفي به دست آيد: اطلاعات مجموعه‌اي (كليتي) از ويژگي‌هاي محتمل "فضا" و همبستگي دروني آنهاست. كليه تعاريف اطلاعات كه به ويژگي‌هاي ساختاري فضا مربوط مي‌شود متعلق به شاخه نخست و تعاريفي كه به وجه محتوايي فضا مي‌پردازد متعلق به شاخه دوم است (3: فصل 3-1، ص 2).

روش تحليل اطلاع‌شناختي[6] . معمولاً گفته مي‌شود كه "آن كس كه اطلاعات دارد همه چيز دارد"، اما موقعيت‌هاي فراواني را مي‌توان يافت كه در آنها اطلاعات به تنهايي اهميتي تعيين‌كننده ندارد. به‌طور مثال، افزايش حجم اطلاعات سبب نشده است كه بتوان به حلّ مسائل حياتي بشر نايل آمد. بلكه، چگونگي تحليل اطلاعات است كه داراي اهميتي حياتي است. بنابراين، بايد گفت: "آن كس كه روش‌هاي تحليل اطلاعات را مي‌شناسد همه چيز دارد".

روش تحليل اطلاع‌شناختي شامل مجموعه عملياتي است كه مي‌كوشد وضعيت كلي فضاي يك شييî يا پديده را مشخص سازد (3: فصل 4، ص 1). روش تحليل اطلاع‌شناختي، در قياس با ساير روش‌ها، مي‌تواند تصويري از هنجارهاي وضعيت عمومي فضاي يك شييî يا پديده را ترسيم و در نتيجه وضعيت واقعي آن فضا را مشخص كند. به‌طور مثال، براي ارزيابي وضعيت فضاي يك شييî بايد پتانسيل اطلاعاتي[7]  آن را تعيين كرد. پتانسيل اطلاعاتي نوعي سنجش انرژي و ساير شرايط انتقال اطلاعات فضاي شييîاست. هر گاه وضعيت واقعي[8] فضاي شييî با وضعيت هنجارين (استاندارد)[9]  آن منطبق باشد مي‌توان گفت كه پتانسيل اطلاعاتي آن دو، يكي است. مدت زمان انتقال اطلاعات، در واقع، همان پتانسيل اطلاعاتي است. اين پتانسيل عبارت است از: انرژي‌يي مساوي رويدادهاي منفي (موانع) كه همراه مدت زمان انتقال اطلاعات وضعيت فضاي واقعي وجود دارد كه سبب اختلاف آن با وضعيت هنجارين مي‌شود.

ولتاژ اطلاعاتي[10] . در اينجا، مي‌توان با وام‌گيري از اصطلاحات فيزيكي، سخن از ولتاژ اطلاعاتي به ميان آورد. ولتاژ يا اختلاف پتانسيل اطلاعاتي، در واقع، اختلاف ميان مدت زمان واقعي[11]  و مدت زمان هنجارين (استاندارد)[12]  انتقال اطلاعات است. بنابراين، هر چه اختلاف ميان وضعيت واقعي فضا و وضعيت هنجارين آن بيشتر باشد، ولتاژ اطلاعاتي بيشتر است.

روش تحليل اطلاع‌شناختي مي‌كوشد رويدادهاي منفي (موانع) انتقال اطلاعات را بشناسد تا با رفع آنها، وضعيت واقعي و وضعيت هنجارين را به يكديگر نزديك‌تر سازد (3: فصل 4-1، ص 1)؛ زيرا ميان ارزش هر مرحله از ولتاژ اطلاعاتي و رويدادهاي منفي (موانع) موجود بر سر راه انتقال اطلاعات فضاي يك شييî يا پديده، همبستگي پايداري وجود دارد (3: فصل 4-2، ص 1).

اكولوژي اطلاعاتي. از منظر اطلاع‌شناسي، همه سطح زمين را مي‌توان به چند قلمرو اكولوژيكي (بوم‌شناختي) تقسيم كرد، كه هر قلمرو داراي خصيصه‌ها و نظام‌هاي ويژه‌اي است و مجموعه اين قلمروها نظام كلي زمين را تشكيل مي‌دهد. هر يك از اين قلمروها نيز داراي عناصر خاصي است كه، در مجموع، سيماي آن قلمرو را متمايز مي‌كند. از لحاظ اطلاع‌شناسي، هريك از اين قلمروهاي خاص را اكوسيستم اطلاعاتي[13]مي‌خوانند.

از طريق رويكرد سيستمي مي‌توان هر يك از اين قلمروها يا اكوسيستم‌ها را با توجه به عناصر تشكيل‌دهنده آنها شناخت و وجوه افتراق يا اشتراك هر اكوسيستم را با اكوسيستم‌هاي ديگر تشخيص داد و علل تفاوت‌هاي احتمالي را كشف كرد.

مراحل تحليل اطلاع‌شناختي. براي تحليل اطلاع‌شناختي چهار مرحله عمده برشمرده‌اند كه به‌ترتيب عبارتند از: 1) تشخيص علائم اطلاعاتي؛ 2) تعيين فضايي كه وضعيت آن قرار است مطالعه شود؛ 3) سنجش ولتاژ اطلاعاتي وضعيت فضاي مورد بررسي؛ و 4) مطالعه قلمرو يا اكوسيستم اطلاعاتي آن فضا (3: فصل 4-5، ص 1-2).

كاربردها. اطلاع‌شناسان معتقدند كه روش تحليل اطلاع‌شناختي را مي‌توان در حوزه‌هاي مختلف علوم و فن‌آوري براي حل مسائل گوناگون آنها به‌كار برد. با توجه به نگرش اكوسيستم اطلاع‌شناسي، مي‌توان با استفاده از مدل‌هاي اطلاع‌شناختي به امكان ايجاد اطلاع‌شناسي فيزيكي، شيميايي، پزشكي، زمين‌شناسي، نجوم، و زيست‌محيطي پرداخت. در حال حاضر، فعاليت‌هايي در زمينه‌هايي چون اطلاع‌شناسي اقتصاد، تعليم و تربيت، و زيست‌شناسي آغاز شده است (3: نتيجه‌گيري، ص 3).

 

مآخذ: 1) حُرّي، عباس. "اطلاع‌شناسي". فصلنامه كتاب. دوره چهارم، 3 (پاييز 1372): 393-395؛

2) Mokiy, V.S. "Problems of Economic Informology". International Scientific-Practical Conference (Moscow, 16-18 Dec. 1994); 3) Mokiy, V.S.; Zhamborova, A.O.; and Shegay, O.E. "Theory of Informology", 2000 [On- Line]. Available: http://www. ininin.org/ book-e. html.

 عباس حُرّي

 


[1]. Informology

[2]. General systems approach

[3]. Space

[4]. System

[5]. State

[6]. Informological analysis method

[7]. Information potential

[8]. Actual state

[9]. Standard state

[10]. Information voltage

[11]. Actual time

[12]. Standard time

[13]. Ecoinformsystem

 

بازگشت به فهرست مقالات الف