Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف

 

اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. اين دانشمند، مؤلف، مترجم، و مدير چندين نشريه و روزنامه، سياستمدار برجسته عصر ناصري و چهارمين فرزند حاج علي‌خان اعتمادالسلطنه است كه در 21 شعبان 1259 ق. در تهران متولد شد (9: 169). 

اعضاي خانواده اعتمادالسلطنه از آغاز ظهور قاجاريان همواره جزو صاحب‌منصبان بوده‌اند. حاج علي‌خان كه مدتي در زمان سلطنت محمدشاه مغضوب، زنداني، و تبعيد شد با درگذشت شاه مورد توجّه مهدعليا (مادر ناصرالدين شاه) قرار گرفت و دوباره وارد دربار شده و جزو نزديكان آقاخان نوري و از عناصر اصلي گروه ضد اصلاحات اميركبير گرديد (3: 12، 15-16؛ 169:9).

محمدحسن خان جزو نخستين محصلان دارالفنون بود و در آنجا مدت 12 سال به تحصيل زبان فرانسوي و فنون نظامي پرداخت (1: ج 1، ص 264؛ 8: 29). نشان طلا و درجه ياوري (سرگردي) دوره تحصيل خود را به پايان رساند (1: ج 1، ص 264؛ 13: ج 1، ص 84). از آن پس، وي مدارج ترقّي را در مناصب نظامي و سياسي و فرهنگي طي كرد. در بيست سالگي با سمت وابسته نظامي سفارت ايران رهسپار پاريس شد (1280 ق.)، و با آنكه مدت مأموريتش دو سال بود، چهار سال در آنجا ماند و به ادامه تحصيل پرداخت. وي پس از بازگشت به ايران با دريافت لقب صنيع‌الدوله مترجم مخصوص شاه گرديد (10:4؛ 7:ج 3، ص 331). در 1290 ق. معاون وزير عدليه و مقدم‌السفرا شد، و در 1298 ق. مسئول اداره نامه دانشوران و اداره انطباعات و پس از مرگ اعتضادالسلطنه وزير انطباعات و رئيس دارالترجمه گرديد (1: ج 1، ص 265؛ 7: ج 3، ص 334؛ 171:9).

اعتمادالسلطنه با آنكه روشنفكري منتقد و تجددخواه بوده، جاه‌طلبي‌ها و تلاش مداوم وي در جهت ارتقاي مدارج و مناصب و حفظ امتيازها و منافع شخصي سبب شده بود كه پيوسته جانب محافظه‌كاري را حفظ كند. با اين همه، شخصيت او در هاله‌اي از ابهام بوده است؛ به طوري كه ناصرالدين شاه چندان به وي اعتماد نداشت و از سپردن مناصب و مسئوليت‌هاي مهم به وي پرهيز مي‌كرد. وي يكي از نزديك‌ترين مصاحبان شاه، و به عقيده ظل‌السلطان، رئيس جاسوسان مخفي شاه بود. برخي مورخان مرگ او را به دليل مسموميت وي توسط امين‌السلطان مي‌دانند (7: ج 3، ص 344؛ 11: 236-238).

اعتمادالسلطنه مدت بيست‌وپنج سال همراه و همنشين ناصرالدين شاه بود و در بسياري از سفرهاي داخلي و خارجي از جمله سه سفر شاه به اروپا مصاحب او بوده است. وي همه روزه ساعت‌ها با شاه همنشيني مي‌كرد و او را در جريان آخرين اخبار و رويدادهاي جهان قرار مي‌داد و نشريات فرانسوي را برايش مي‌خواند.

در آن روزگار كه سياست‌پيشگان ايران يا در جبهه روسيه بودند يا انگليس، اعتمادالسلطنه اردوگاه روس‌ها را برگزيد و با آنها روابط پنهاني برقرار كرد و از همين رو، مورد دشمني عوامل انگليس در ايران واقع شد (11: 236-238). وي در خاطراتش به صراحت مي‌گويد كه كشور خود و رونق و استقلال آن را بيش از روسيه دوست دارد (13:4؛ 7: ج 3، ص 345)، با اين همه، اعتقاد داشت كه با توجه به خطر روزافزون انگليس، نزديكي به روسيه است كه استقلال ايران را تأمين مي‌كند (3: 273-281). همين ضديت با انگليس سبب شد كه وي شاه را به دعوت از سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ايران ترغيب كند (6: 128؛ 7: ج 3، ص 338). ستيز وي با انگليس حتي به فعاليت‌هاي فرهنگي و تأليفي او نيز كشيده شد؛ به‌طوري كه عنوان يكي از آثارش را "رذايل مردم انگليس" برگزيد (121:6).

اعتمادالسلطنه را مي‌توان جزو رجال اثرگذار و تحول آفرين آن دوران ناميد. نقش او در امر فرهنگ و انديشه برجسته، و آثار برجاي‌مانده او فراوان است، اما هيچ‌گاه در تاريخ، از اين اتهام كه "بيشتر تأليفاتش در واقع نوشته‌هاي ديگران بود كه به نام او به ثبت رسيده" رهايي نيافت (9: 174-175). محيط طباطبايي او را بزرگ‌ترين استثمارگر علما و فضلاي عصر خويش مي‌داند (1: ج 1، ص 265-266). قزويني درباره وي گفته است كه "فقط زبان فرانسوي مي‌دانست و در دانش‌هاي ديگر كه در آنها تأليفات فراوان داشته، از قبيل تاريخ و علوم اسلامي، بي‌بهره بوده است" (3: 283-292؛ 11:5، 20). خود او در خاطراتش اعتراف مي‌كند كه بعضي از آثارش را ديگران نوشته‌اند، مانند المآثروالآثار كه تأليف شمس‌العلماست (767:4). اما به گفته مينورسكي، افتخار فراهم‌آوردن اين همه كتاب‌هاي متنوع نصيب او شده است، ولو آنكه همه را خود پديد نياورده باشد (2: ج 2، ص 69-70).

از ديگر نقاط تاريك زندگي اعتمادالسلطنه آن است كه او را از بنيان‌گذاران سانسور كتاب و مطبوعات در ايران مي‌دانند. وي در نامه‌اي به ناصرالدين شاه متذكر شد كه تأسيس دستگاهي كه متولي امر سانسور باشد ضروري و در ميان ملل متحد جهان مرسوم است. ظاهراً شاه پيشنهاد او را پذيرفت و دستور تدوين آيين‌نامه مربوط به اين امر را صادر كرد، كه البته خود او از نخستين كساني بود كه گرفتار سانسور گشت و كتاب منطق‌الحمار كه توسط او ترجمه شده بود به دستور شاه توقيف گرديد (3: 296-298).

اعتمادالسلطنه سرانجام در سن 53 سالگي و حدود يك ماه پيش از قتل ناصرالدين شاه در 13 نوروز و پس از بازگشت از زيارت حضرت عبدالعظيم، بر اثر سكته قلبي درگذشت. پيكرش را پس از مدتي به نجف حمل كردند و در وادي‌السلام به خاك سپردند.

آثار. از اعتمادالسلطنه آثار فراواني برجاي مانده كه برخي از شهرت بسياري برخوردار بوده‌اند، امّا همان‌گونه كه اشاره شد ظاهراً بيشتر آنها را زيردستان او در اداره انطباعات و دارالترجمه نگاشته‌اند و او به نام خود عرضه كرده است. به تصريح قزويني، كه پدرش ملاعبدالوهاب از كارمندان اداره انطباعات بود، مطلع‌الشمسين، المآثروالآثار، التدوين في‌احوال جبال شروين، تاريخ منتظم ناصري، مرآت‌البلدان، تاريخ اشكانيان، و تاريخ ساسانيان از جمله آثار ديگران است كه او نام خود را بر آنها گذاشته است (12: ج 8، ص 102-104)، اما دو كتاب معروف روزنامه خاطرات و خلسه را همگان، از آثار خود او دانسته‌اند.

اعتمادالسلطنه، افزون بر آثار متعلق يا منتسب به وي كه به چهل عنوان يا بيشتر مي‌رسد، در زمينه مطبوعات و روزنامه‌نگاري نيز داراي آثار متعددي است و چندين روزنامه و نشريه زير نظر وي منتشر مي‌شده است؛ از جمله روزنامه‌هاي اطلاع و ايران كه شخصاً مديريت آنها را برعهده داشت (10: ج 1، ص 194، 305). از ديگر روزنامه‌ها كه منتشر كرد مي‌توان مريّخ و شرف را نيز نام برد (2: ج 2، ص 697).

 

مآخذ: 1) آرين‌پور، يحيي. از صبا تا نيما. تهران: جيبي؛ فرانكلين، 1355؛ 2) استوري، چارلز آمبروز. ادبيات فارسي بر مبناي تأليف استوري. ترجمه ايو.ا. برگل؛ يحيي آرين‌پور... ]و ديگران[. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1362؛ 3) اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علي. خلسه مشهور به خوابنامه. به كوشش محمود كتيرايي. تهران: طهوري، ؛1348 4) همو. روزنامه خاطرات. به كوشش ايرج افشار. تهران: اميركبير، 1345؛5) همو. مرأت البلدان. به كوشش عبدالحسين نوايي، ميرهاشم محدث. تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1367؛ 6) امين‌الدوله، علي‌بن محمد. خاطرات سياسي ميرزا علي‌خان امين‌الدوله. به كوشش حافظ فرمانفرماييان. تهران: كتاب‌هاي ايران، 1341؛ 7) بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري. تهران: زوار، 1357؛ 8) "جناب جلالت مآب اعتمادالسلطنه". شرف. 81 (1308 ق.): 329-332؛ 9) خان ملك ساساني، احمد. سياستگذاران دوره قاجار. تهران: طهوري، 1338؛ 10) صدرهاشمي، محمد. تاريخ جرايد و مجلات ايران. اصفهان: كمال، 1363؛ 11) صفايي، ابراهيم. اسناد سياسي دوره قاجاريه. تهران: چاپخانه رشديه، ؛1352 12) قزويني، محمد. يادداشت‌ها. به كوشش ايرج افشار. تهران: دانشگاه تهران، 1358؛ 13) مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من، يا، تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه. تهران: زوار،1341.

                محمد ميرسجادي

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف