Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات الف

 

الاعلانُ بالتّوبيخ لِمَن ذمَّ التّاريخ. اين كتاب نوشته شمس‌الدين محمدبن عبدالرحمان سخاوي (831 - 902 ق.) در دفاع از تاريخنگاري و شامل فهرستي تفصيلي از مشخصات آثاري است كه تا سده 9 ق. در حوزه تاريخ به مفهوم عام آن پديد آمده است. سخاوي تاريخ را به‌عنوان يكي از موضوعات و رشته‌هايي كه در پژوهش‌هاي ديني به‌كار مي‌رود مورد توجه قرار داده و از اين روي، كتاب الاعلان را از منظر ديني تأليف كرده است. مضمون اصلي كتاب دفاع از تاريخ و تاريخنگاري است و نويسنده براي اين كار اهتمام بسياري به آثار و آراء دانشمندان و نويسندگان هم‌عصر يا نزديك به عصر خود نشان داده است؛ در حالي كه به آغاز تاريخنگاري اسلامي و منشأ و شيوه‌ها و انواع و نخستين ثمرات آن عنايت چنداني نكرده است. با توجه به اين نكته كه تاريخنگاري در عصر سخاوي در آغاز انحطاط قرار داشت و شكوفايي اوليه خويش را از دست داده بود، تلاش سخاوي براي نشان دادن اهميت آن و انبوه آثاري كه در قلمرو آن پديد آمده در خور توجه است.

اطلاعاتي كه سخاوي درباره نام و موضوع كتاب‌ها به‌دست داده بسيار گسترده بوده ولي كامل نيست و بايد گفت كه وي نام و نشان بسياري از اين كتاب‌ها را از آثار استاد خود، ابن‌حجر عسقلاني، نقل كرده است؛ ولي پيداست كه بعضي از آنها را ديده و از بسياري از آنها مستقيماً، به‌ويژه در مبحث فوايد تاريخ، مطالبي نقل كرده و اصولاً در زمره معدود كساني است كه اين‌گونه آثار را يكجا گردآورده است.

سخاوي چون نويسنده‌اي نسبتاً پركار بود گاه از خطا و بلكه سطحي‌نگري نيز بر كنار نمانده و در برخي مباحث مطرح شده در كتاب تعمق و غور نكرده است؛ به‌گونه‌اي كه به‌رغم نظم كلي كتاب، گويي وي برحسب اتفاق به اين آثار برخورده و بخش‌هاي كوچكي از آنها را نقل كرده است. نكته ديگر آنكه به‌سبب ديدگاه سخاوي كه تاريخ را در خدمت دين مي‌دانست اطلاعاتي كه درباره اين جنبه از تاريخنگاري و آثار تاريخي ـ كه به هر حال مرتبط با پژوهش‌هاي ديني، اعم از سيره و رجال‌شناسي و تراجم احوال و تاريخ تفسير و غيره است ـ به‌دست داده مفصل‌تر و گسترده‌تر است. البته شايد بتوان گفت كه كتاب فعلي، شكل نهايي كتاب مورد نظر سخاوي نيست و او خود كتاب را به اتمام نرسانده است. اين نكته از برخي اشارات او و نيز مباحثي كه به‌نظر ناتمام مي‌رسد تأييد مي‌گردد.

به هر حال، كتاب با بررسي مفهوم لغوي و اصطلاحي "تاريخ" به روايت مورخان و با استناد به آيات و احاديث نبوي آغاز مي‌گردد. موضوع و فوايد تاريخ در بخش بعدي به تفصيل مورد بحث واقع شده و سخاوي در اينجا همراه با ذكر نام و نشان كتب تاريخي، نظر مورخان را در اين باره يكايك ذكر كرده است. بررسي برخي مفاهيم قرآنيِ تاريخ و آنچه از روايات بر مي‌آيد در همين مبحث مطرح شده است. نويسنده پس از بررسي غايت و هدف علم تاريخ در بخش بعدي، به نكوهش كساني پرداخته كه تاريخ را در زمره علوم قرار نداده و به نقد آن دست زده‌اند و بلكه آن را بي‌فايده خوانده‌اند. در همين زمينه وي به بررسي شرط تاريخنگاري مانند بي‌طرفي علمي و علم و احاطه مورّخ به احوال روزگار از سيرت پيامبران و تطوّر انديشه ديني گرفته تا فضايلي كه مورخ خود بايد به آنها آراسته باشد پرداخته است. سخاوي همچنين در بخش ديگر كتاب به ذكر انواع آثار تاريخي و كتابشناسي موضوعي آن عنايت كرده، و به پيروي از شمس‌الدين محمد ذهبي (673-748 ق.) و تصنيفات متعدد او، چهل موضوع فرعي براي علم تاريخ مانند سيره پيامبر اسلام (ص)، داستان انبيا، تاريخ خلفا، تاريخ وزرا، تاريخ قُرّاء، تاريخ مفسران، تاريخ متكلمان، تاريخ طب و اطبا، تاريخ نسب‌شناسان، تاريخ فرقه‌هاي مذهبي و كلامي، تاريخ ادب، تاريخ مورخان، و بسياري ديگر تعيين كرده است.

بدين بيان، به عقيده او بررسي تطوّر و تكامل كليه دانش‌ها اعم از علوم قرآني و اسلامي به مفهوم خاص آن، تا علوم غيرديني، همه در حوزه علم تاريخ قرار مي‌گيرد. سخاوي در اين كتاب به ذكر نام و نشان انبوه آثاري كه در هريك از مباحث فرعيِ ياد شده پديد آمده اشاره كرده است. به‌طور مثال، در مبحث سيره پيامبر يا داستان انبيا، يا تاريخ فرمانروايان و وزيران، مفسران، حافظان، محدثان، منجمان، و جز آن تمام آثاري را كه در ذيل اين مباحث نگاشته شده و خود مستقيماً يا از طريق آثار ديگر آنها را مي‌شناخته معرفي كرده و بدين طريق كتابشناسي نسبتاً جامعي كه در پژوهش‌هاي مربوط به تاريخ علوم اسلامي بسيار به‌كار مي‌آيد ترتيب داده است. از آنجا كه بسياري از آثار ياد شده در اين كتاب اكنون در دست نيست و اطلاع از اين آثار منحصر به اشارات سخاوي در كتاب الاعلان است، اهميت كتاب بيشتر هويدا مي‌گردد.

از ديدگاه ديگر، كتاب سخاوي را مي‌توان به مثابه ماده و منبع اصلي تحقيقات مفصل‌تري درباره تاريخنگاري اسلامي و آثار مربوط به شاخه‌هاي متعدد آن به‌شمار آورد.

كتاب الاعلان بالتوبيخ نخستين بار در 1349 ق. به‌گونه‌اي مغلوط و ناخوانا به‌چاپ رسيد، سپس فرانتس روزنتال آن را در كتاب علم‌التاريخ عندالمسلمين تصحيح و ترجمه كرد و به‌چاپ رسانيد.

مآخذ: 1) سخاوي، محمدبن عبدالرحمن. الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ. دمشق: مطبعه الترقي، 1349 ق. =1308؛ 2) همو. "الاعلان بالتوبيخ لمن ذمّ التاريخ"، در فرانتس روزنتال. علم التاريخ عند المسلمين. ترجمه صالح احمدالعلي. بيروت: مؤسسه الرساله، 1403 ق.= 1361.

 

                صادق سجادي

 

 

بازگشت به فهرست مقالات الف