Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

  

 

اَنْجامه. اين اصطلاح، در نسخه‌شناسي، به شناسنامه‌اي گفته مي‌شود كه نسخه‌نويس (كاتب) پس از اتمام كتابت مي‌نوشته و پايان كتاب را توسط آن اعلام و  نام و نشان كتاب و مؤلف و زمان و مكان خود را نشان مي‌داده است. اين اصطلاح معادل "ختم‌الكتاب" در زبان عربي و "كُلوفون"[1]  در زبان انگليسي است. انجامه در زبان فارسي واژه‌اي جديد است و در گذشته به جاي آن "تَرْقيمه*" به‌كار مي‌رفته است. البته ترقيمه از واژه‌هاي عربي تبارِ باز ساخته فارسي زبانان است كه در حوزه كتابت و نسخه‌نويسي با ديگر مشتقات آن مانند رقم (خط، نوشته)، راقم، و رقم‌زن (كاتب، محور) رواج داشته است (6: ذيل "انجامه"؛ 124:12). در برخي انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي، كاتبان به جاي اين واژه‌ها از كلمات مشابهي همچون "مختومه" بهره برده‌اند (175:3).

پيشينه انجامه در زبان‌هاي فارسي و عربي كم‌وبيش با رواج استنساخ* كتاب همراه است. در قديم‌ترين نسخه‌هاي خطي عربي، انجامه كاتب ديده مي‌شود (98:5). كهن‌ترين نسخه موجود از نگارش‌هاي فارسي ـ كه داراي تاريخ است (447 ق.) و به‌دست اسدي طوسي (شاعر مشهور قرن پنجم قمري) كتابت شده ـ نيز متضمن انجامه‌اي تقريباً كامل به‌صورت زير است:

تَمَّت، و الحمدُللهِ ربِّ العالمين و صلواتهُ علي نَبيّهِ محمّدٍ و آلهِ الطاهرين و حَسْبُناالله و نِعْمَ‌الوكيل. و كَتَبَ علي بن احمد الاسدي الطوسي الشّاعر في شهرِ شوال مِنْ سنةِِ سَبْع و اربعينَ و اَربعمائةِِ لِلهجرةِِ النّبيِ صلّي‌اللهُ عليه، خجسته باد بر خداوندش (348:17).

انجامه‌هاي كاتبان در دوره‌ها و گونه‌هاي نسخه‌نويسي متفاوت بوده است و گاه با نوشتن كلمه "تَمّ" و "تَمَّت"، يا عبارت آهنگين "تَمَّت الكتاب بعون المَلِكِ الوهّاب"، برگزار مي‌شده است.

اما، انجامه كامل كه نسخه‌نويس از سر ذوق و حوصله مي‌نوشته بر نكته‌هاي زير اشاره داشته است:

1. اعلام پايان يافتن كتاب، كه عموماً با واژه‌هاي "تمّ"، "تمّت"، "قَد فَرَغ"، و "قَد اِتّفقَ الفِراغ" در عربي، و تعبيرات فعلي "تمام شد"، "پايان يافت"، "سپري شد"، و مانند آن در فارسي نشان داده مي‌شده است؛

2. ضبط نام اثر استنساخ شده، كه چون عموماً نام كتاب را بر ظَهْرِ نسخه مي‌نوشته‌اند، در انجامه به واژه‌هاي "هذاالكتاب" بسنده مي‌شده است؛

3. درج نام  مؤلف كتاب كه با جمله و عبارت دعايي همراه بوده است؛

 

 

 

 

 

4. ذكر زمان (تاريخ) كتابت، كه گاه به‌صورت دقيق ثبت مي‌شده و متضمن روز (يوم)، شب (ليل)، ماه (شهر)، و سال (سنه، عام) مي‌گرديده، و گاه به‌صورت كلي، كه كاتب صرفاً اشاره به سال كتابت مي‌كرده است. گفتني است كه كاتبان در ثبت تاريخ كتابت به دو شيوه عمل كرده‌اند: الف) در شيوه نخست، كه كاتب از عدد استفاده مي‌كرده است، نسخه‌نويسان پس از سال يك‌هزار قمري گاه يك صفر هزار را مي‌انداخته‌اند، مثلاً به جاي 1029، 129 ثبت مي‌كرده‌اند و گاه صفر را پيش از عدد يك، به‌صورت 0129، مي‌گذارده‌اند؛ ب) در شيوه دوم كاتب، زمان كتابت را با حروف، درج مي‌كرده است. در اين روش، كاتبان شرق جهان اسلام و كشورهايي چون مصر پيش از حروف زمان، واژه "سنه" را به‌كار مي‌برده‌اند و نشانه تأنيث را از عدد حذف مي‌كرده‌اند و مثلاً مي‌نوشته‌اند: سنه ستَّ و ثمانُمائهٍ. اما كاتبان غرب جهان اسلام به جاي واژه "سنه" از كلمه "عام" بهره مي‌برده‌اند و علامت تأنيث را در عدد حفظ مي‌كرده‌اند، و مثلاً مي‌نوشته‌اند: عام ستَّهٍ و ثمانمائهٍ (10: ج 6، ص 252). در صورتي كه كاتب مي‌خواست از روز، شب، و ماهِ كتابت ياد كند، يا اين كه در چه پاسي از روز يا در چه بهره‌اي از شب و در چه بخشي از ماه كتابت را به پايان رسانيده، در نزد آموزه‌نويسان و نظريه‌پردازانِ آداب كتابت، قاعده‌هايي مطرح بوده است كه مي‌بايست كاتبان حين انجامه‌نويسي، آنها را رعايت مي‌كرده‌اند (11: ج 6، ص 244)؛

5. ذكر مكان كتابت، كه در صورت "شهر" بودنِ مكان، با لقبِ آن شهر مي‌آمده و با جمله دعائيه "صِينَت عن الآفات" يا "حميت عن الآفات" و امثال آن درج مي‌شده است؛

6. ذكر نام كاتب، كه عموماً همراه با نام پدر (و گاه جدش) بوده است. كاتبان و نسخه‌نويسان براساس تربيت ديني و در مقام فروتني، پيش از نام خود، صفاتي چون: العبد، الفقير، الحقير، المذنب، العاصي، الراجي، أقلّ العباد، اقلّ الكاتبين، و امثال آن را مي‌آورده‌اند و پس از نامشان جمله‌اي دعائيه نيز مي‌گذارده‌اند و براي خود و پدر و مادر (و احياناً استاد خويش) و براي همه مؤمنان ـ اعم از زن و مرد ـ رحمت و مغفرت مسئلت مي‌كرده‌اند؛

7.ذكر حَمْدَلَه و تَصْله، كه در قسمت پاياني انجامه و گاه در قسمت آغازين آن مي‌آمده است و كاتب خداي را به‌خاطر سرانجام يافتن عمل كتابت شكر مي‌كرده و براي رسول خدا (ص) و آل (خاندان) او صلوات مي‌فرستاده است. اين قسمت از انجامه متضمن آيه‌هاي قرآني و تصليه مي‌شده است؛ مانند: حامدالله تعالي و مُصَلّياً علي نبيّهِ محمّدٍ و آلهِ و سَلّمَ تسليماً كثيراً، يا: الحمدُللهِ ربِّالعالمين و صَلَّاللهُ علي محمّدٍ و صَحْبهِ و آلهِ‌الطاهرين‌َوالطاهرات، و امثال آن. در همين قسمت مؤلفِ صناعةُ‌الكُتّاب و نيز صاحب وَرَقاتٌ في‌الوراقه تأكيد دارند كه كاتبان مي‌بايست با آوردن "حَسْبَله" ـ يعني حَسْبُنااللهُ و نِعْمَ‌الوكيل - انجامه را به پايان برسانند (10:ج 6، ص 226-270). با اين همه، ثبت حَسْبَله در انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي عربي و فارسي به ندرت ديده مي‌شود.

اين نكته‌ها ناظر بر محتواي انجامه‌هاي كامل بوده است كه نسخه‌نويسان با فزوني و كاستي، يا دگرگوني، و يا تقديم و تأخير، موارد آن را در پايان نسخه‌هاي مكتوب خود مي‌آورده‌اند. جز اين موارد، نسخه‌نويسان به نشانه‌هاي لازم و گاه ذوقي ديگري نيز در انجامه‌نويسي نظر داشته‌اند. چنان‌كه اگر نسخه‌نويس بر اثر دستور و يا خواهش كسي نسخه‌اي را استنساخ مي‌كرده و يا نسخه‌اي را به نيت هديه‌دادن به شخصي متشخص تهيه مي‌كرده است، در انجامه آن از تعبيراتي چون "به رسم ..."، "حَسَبُ‌الاشاره..."، "حسب‌الامر..."، "امتثالاً لأمر..."، "بعنايه..."، "بهمّه..."، "لأجل..."، و امثال آن در عربي، و "حسب‌الخواهش..."، "حسب‌الفرموده..."، و امثال آن در فارسي، توأم با ذكر نام و نشان آن شخص، سود مي‌جسته است.

 

 

 437_2.jpg

 اما اگر كاتب نسخه را براي شخصي گمنام و ناشناخته مي‌نوشته، الفاظي چون "بورك لصاحِبه" در عربي و "خجسته باد بر خداوندش" در فارسي در انجامه مي‌افزوده است (تصوير 3 و 11).

 

 

 

 437_3.jpg

  

 

در صورتي كه كاتب از دانش‌پژوهان بوده و نسخه را براي استفاده شخصي خود كتابت كرده باشد، در انجامه نسخه مكتوبش از الفاظي چون "كتبهُ لِنفسهِ" يا "علي يَدِ كاتبهِ و صاحبهِ" استفاده مي‌كرده است (595:9).

 

 

 

437_4.jpg 

 

 

به‌جز اين نشانه‌ها كه در انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي مجال طرح مي‌يافته‌اند، نسخه‌نويساني كه از قريحه شعر و شاعري بهره‌اي داشته‌اند، گاه در گوشه و كنار انجامه بيت‌هايي مي‌گذارده‌اند كه بعضي از آنها تراويده ذهن و زبان خودشان بوده و برخي نيز بيت‌هاي قالبي و كليشه‌اي محسوب مي‌شده كه كاتبان، ضبط آنها را در انجامه نسخه مكتوب خود مفيد مي‌يافته‌اند. اين بيت‌ها عموماً متضمن معاني‌يي از قبيل بي‌وفايي عالم، فناپذيري آدم، و بقاي خط و نوشته به حيث "يادگار" او بوده است؛ مانند: من نمانم خط بماند يادگار.... البته مفهوم برخي بيت‌هاي انجامه‌ها در بردارنده خواهش نسخه‌نويس بوده است كه از خواننده نسخه مكتوبش طلب عفو و چشم‌پوشي از غلط‌هاي احتمالي مي‌كرده يا از خواننده تقاضاي دعاكردن در حق خود داشته است (354:16).

 

 

 437_5.jpg

 

 

437_6.jpg 

تصوير 6. نمونه انجامه اثري چند جلدي

مأخذ: تفسير ابوالفتوح رازي، نسخه شماره 16378 كتابخانه مجلس شوراي اسلامي (شماره )1

 

 

آنچه درباره انجامه گفته شد، از جمله آداب انجامه‌نويسي در نسخه‌هايي از آثار تك‌جلدي است. در نسخه‌هاي چند جلدي، سواي آداب مذكور، نسخه‌نويس در پايان هر يك از اجزا يا جلدهاي كتاب، انجامه‌اي كوتاه مي‌نوشته است. اين روش، جزو آداب نسخه‌نويسي و استنساخ محسوب مي‌شده است (173:2؛ 346:7؛ 369:12؛ 10: ج 1، ص 481؛ 4: ج 1، ص 182). در اين مورد، كاتب وقتي به پايان جزء يا جلد نسخه اثري چند جزئي يا چند جلدي مي‌رسيده، پايان يافتن جزء يا جلد مورد نظر را با انجامه‌اي كوتاه اعلام كرده و خواننده را به جزء بعدي فرا مي‌خوانده، و عنوان جزء بعدي يا بخشي از الفاظ نخستين عبارت جزء يا جلد بعدي را در انجامه مي‌نوشته است.

نسخه‌نويس پس از آنكه همه اجزا يا مجلدات نسخه يك اثر را به سرانجام مي‌رسانده، در انجامه آخرين جزء نسخه مكتوبش، همه جزئيات مربوط به يك انجامه كامل را درج مي‌كرده و علاوه بر آنها، عبارتي چون "تمّ الجزءالفلاني و بتمامه تمّالكتاب" در عربي، و "تمام شد... و به تمام شدن آن تمام شد همه كتاب ..." در فارسي مي‌افزوده است (7: 346؛ 2: 137).

 

 

 

 437_7.jpg

 

 

 

  

تصوير 7. نمونه انجامه آخرين مجلد اثري چند جلدي

مأخذ: نسخه‌اي از ذخيره خوارزمشاهي

 

از انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي عربي و فارسي چنين برمي‌آيد كه كاتب از عمل كتابت خود با واژه‌هاي سَوَّده، مَشَقَه، كَتَبَه، نَمَّقه، و تَحْريره ياد كرده است (تصوير 8).

از تأمل در احوال كاتبان و خطاطان و موقف آنان در زمينه نسخه‌نويسي و خوشنويسي، و نيز تأمل در دقت و تصلّب در عمل كتابت آنان اين نتيجه حاصل مي‌شود كه نسخه‌نويسان بر پايه سنت آموزشي كه در حوزه كتابت و نسخه‌نويسي در ميان خوشنويسان وجود داشته، مي‌بايست مراحل سه‌گانه آموزش خط را طي مي‌كرده‌اند. آنان كه در مرحله نخستين قرار داشته‌اند و هنوز اجازه كتابت از استاد خويش اخذ نكرده بودند، در انجامه نسخه مكتوب خود، اجازه داشته‌اند كه فقط واژه "سَوَّده" را به‌كار گيرند. در مرحله دوم كه مرحله مياني بوده است واژه "مَشَقه" را در انجامه نسخه مكتوب خود ثبت مي‌كرده‌اند، و چون به مرحله كمال در خوشنويسي مي‌رسيده‌اند و در حوزه نسخه‌نويسي خبرويت يافته و اجازه كتابت تحصيل مي‌كرده‌اند واژه‌هاي "كَتَبَه" و "نَمَّقه" را در انجامه نسخه‌هاي مكتوب خود درج مي‌كرده‌اند (14: 158، 572؛ 31:15). اما در مورد واژه "تحرير" بايد گفت كه كاتباني كه نسخه‌اي را بر اثر تقرير كردن و خواندن فرد ديگري مي‌نوشته‌اند، در انجامه نسخه مكتوب خود به ضبط كلمه "تحرير" كه در مقابل "تقرير" است مي‌پرداخته‌اند.

 

 

 

 437_8.jpg

 

 

 

 

تصوير 8. نمونه واژه‌هاي به كار رفته در انجامه

مأخذ: روح الارواح، نسخه شماره  163

كتابخانه آستان قدس رضوي

 

 

 437_9.jpg

 

 

 

 

تصوير .9 نمونه واژه‌هاي به كار رفته در انجامه

مأخذ: الاربعون حديثاً از توران پشتي، نسخه شماره 4416، كتابخانه آيت‌الله مرعشي

 

از جمله آداب استنساخ كتاب، مقابله نسخه مكتوب با نسخه منقولٌ عنه بوده است كه نسخه‌نويس، مي‌بايست پس از پايان يافتنِ كتابتِ نسخه مورد نظر، آن را با نسخه‌اي كه از روي آن نوشته بوده، مقابله مي‌كرده و مي‌سنجيده و غلط‌ها و لغزش‌هاي نسخه مكتوبش را اصلاح مي‌كرده است. كاتبي كه عمل مقابله را انجام مي‌داده، در گوشه‌اي از انجامه‌اش الفاظي چون "قُوبَل" و امثال آن مي‌آورده است.

زبان انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي طبيعتاً مي‌بايست به زبان نسخه اثر مورد نظر كاتب مربوط مي‌شده است. يعني كاتبِ نسخه يك اثر عربي، بايد انجامه‌اش را به زبان عربي مي‌نوشته و كاتب نسخه فارسي انجامه فارسي مي‌پرداخته است، وليكن اين قاعده چندان رواج نداشته و در ميان نسخه‌نويسانِ دوره‌هاي گوناگون عموميت نيافته است. نسخه‌هاي كهنِ نگارش‌هاي فارسي حاكي از آن است كه نسخه‌نويس فارسي زبان در انجامه‌نويسي نسخه فارسي، انجامه‌اي فارسي مي‌نوشته است.

 

 

 

 

 437_10.jpg

 

تصوير 10. نمونه انجامه براي نسخه مقابله شده

مأخذ: فرهنگ عربي ـ فارسي، نسخه شماره 49 كتابخانه ملي پاريس

 

اما از آنجا كه جمله‌هاي ستايشي و دعايي در زبان فارسي، در بيشتر موارد برگفته از عربي بوده و برخي اصطلاح گونه‌هاي نسخه‌نويسيِ زبان فارسي نيز از عربي اخذ شده است و از آنجا كه نسخه‌نويسان و خوشنويسان در تاريخ فرهنگ منطقه متأثر از پسندهاي زباني اهالي مدرسه بوده‌اند و اهل مدرسه نيز در قلمرو زبان فارسي از سده ششم قمري به بعد عربي مآب بوده‌اند و دانش زبان عربي را نوعي فضيلت محسوب مي‌داشته‌اند، اين همه سبب شده است كه انجامه‌نويسي در نسخه‌هاي فارسي شديداً صبغه عربي پيدا كند، به‌طوري كه از سده هشتم قمري به بعد در نسخه‌هاي خطي فارسي، به‌ندرت انجامه‌هايي مي‌يابيم كه سراسر به فارسي نوشته شده باشد. در موارد زيادي، انجامه‌هاي نسخه‌هاي فارسي دو زبانه است، يعني آميزه‌اي از فارسي و عربي، و در مواردي نيز كلاً به زبان عربي است.

در ميان انجامه‌هاي نسخه‌نويسان آثار فارسي، گاه به انجامه‌هايي برمي‌خوريم كه نسخه‌نويس به هيچ روي به قواعد قالبي و كليشه‌اي در حوزه انجامه‌نويسي توجه نداشته و مطابق با ذوق و استعدادهاي فرهنگي ـ زباني خود به نوشتن انجامه پرداخته است.

 

 

 

 

 437_11.jpg

 

  

تصوير 11. نمونه انجامه فارسي

مأخذ: نسخه ترجمان البلاغه رادوياني

 

 

 

 

 437_12.jpg

 

 

 

تصوير 12. نمونه انجامه‌اي ذوقي

مأخذ: انجامه نسخه‌اي از منطق الطير عطار نيشابوري

 

اين نوع انجامه كه متضمن بيشترين نكته‌هاي موجود در انجامه‌هاي نسخ خطي است، به زبان فارسي و منظوم بوده و براي نسخه اثري منظوم فراهم شده است. انجامه تصوير 12 حكايت از توانايي‌هاي نسخه‌نويس دارد. هر گاه اين نسخه با ديگر نسخه‌هاي موجود از منطق‌الطير عطار نيشابوري مقايسه شود، دقيقاً توانايي‌هاي كاتب روشن مي‌شود (12: 384-390).

نخستين بهره‌اي كه مي‌توان از انجامه‌هاي نسخه‌هاي خطي كسب كرد، ميزان علاقه و پيوند ذوقي و علمي كاتب با اثري است كه به كتابت آن اهتمام كرده است (8: 95-96). بر اثر بررسي و سنجش علاقه كاتب نسبت به اثر مورد نظرش، مي‌توان سطح دقت او را در كتابت نسخه يك اثر دريافت و اين نكته‌اي است كه به لحاظ نسخه‌شناسي تطبيقي و تصحيح انتقادي متون، حائز اهميت بسيار است. علاوه بر آن، هريك از نشانه‌هايي كه در انجامه‌هاي نسخ خطي مجال طرح مي‌يابند، به لحاظ نسخه‌شناسي، كتاب‌شناسي، و زمينه‌هاي گونه‌شناسي زبان، و نيز به جهت پي بردن به نام آبادي‌هاي منطقه در خور تأمل و سزاوار بررسي‌اند.

زمان و تاريخ كتابت نسخه، انجامه را به حيث سندي، در خور تأمل مي‌كند و به اعتبار آن، نسخه را كه انجامه مورَّخ دارد، در حوزه نسخه‌شناسيِ تاريخي، مقبول مي‌نمايد و قُرب و بُعد زماني نسخه را با اصل مسودّه مؤلف تعيين مي‌كند. همين‌طور، وجود نشانه مكان در انجامه، هويت اثر را روشن مي‌سازد، و اين همه سودمندي كه انجامه نسخ خطي متضمن آنهاست، در تصحيح متون، محقق را به نقد و بررسي علمي آثار پيشينيان رهنمون مي‌گردد. البته عنصر مكان در انجامه نسخه خطي، به اعتبار پژوهش‌هاي جغرافيايي و نيز گونه‌شناسي تاريخي زبان هم حائز اهميت است. نام و نشان مكان‌ها و آبادي‌ها در انجامه‌هاي نسخ خطي ـ كه در قلمرو ايران نسخه‌برداري شده‌اند ـ مي‌تواند محقق را در تهيه فرهنگ تاريخي آبادي‌هاي ايران ياري دهد؛ همچنان كه محقق زبان‌شناس مي‌تواند تأثير گونه‌هاي فارسي كاتبان را بر نسخه‌هاي فارسي پيش از سال 800 ق. ـ كه زبان فارسي داراي گونه معيار نبوده است ـ از طريق عنصر مكان در انجامه‌هاي نسخه‌هاي كهن فارسي بررسي كند.

به هر حال، هريك از عناصر انجامه‌هاي نسخ خطي را مي‌توان به حيث نشانه‌هاي بارز در نسخه‌شناسي آن نسخه‌ها به‌كار گرفت. در نسخه‌هايي كه كاتب در انجامه‌اش واژه‌هاي "لنفسه" يا "علي يد صاحبه و كاتبه" را ضبط كرده، حاكي از آن است كه نسخه‌نويس نسخه را براي استفاده شخصي خود استنساخ كرده و تا جايي كه خواسته و توانسته، متن را فشرده و كوتاه نوشته است. بررسي نسخه‌هايي كه در انجامه آنها الفاظ مورد اشاره ثبت شده است نشان مي‌دهد كه اين نسخه‌ها را نبايد نسخه‌هاي جامع و كامل يك اثر تلقي كرد (13: 225؛ 244:12).

گاه در انجامه‌هاي نسخ خطي به عناصري بر مي‌خوريم كه به لحاظ كتاب‌شناسي اثر، و نيز به اعتبار شناسايي مؤلف اثر، بسيار سودمند و باارزش مي‌نمايد. در انجامه نسخه مجمع البحرين چنين آمده است:

و فَرَغَ ِمنْ تحريرِ هذا الكتابِ الكثيرِ الفوائدِ العزيزِ العوائِد الذي صَنّفَهُ مولانا الامام المعظم، افتخارُ افاضلِ الحكماءِ و العلماءِ في زمانهِ، شمس‌الملّهِ و الدينِ ابراهيم المُحتَسب با برقوه رحمه‌الله عليه (505:1).

آگاهي‌هايي كه كاتب در انجامه اين نسخه درباره مؤلف مجمع‌البحرين عرضه داشته يكي از منابع موثق موجود در خصوص مؤلف آن كتاب است كه نه تنها ارزشيابي اثر مورد نظر را از سوي كاتب در بردارد، بلكه حاكي از پايه دانش و شغل مؤلف نيز هست.

 

 

 

 

 

 437_13.jpg

 

  

تصوير 13. نمونه انجامه ناظر بر مؤلف

 

انجامه تصوير 13 مربوط به نسخه مفاتيح‌الاعجاز في شرح گلشن راز اسيري لاهيجي (محفوظ در كتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد، به شماره 351) است كه در آن از سفر مؤلف به مكه در 882 ق. سخن رفته، و هم درباره تصحيح كاتب متن اثر در همان سال در زبيد، زير نظر مؤلف گزارش شده است. اين همه آگاهي كه از انجامه‌هاي نسخ خطي حاصل مي‌شود، نشان از ارزش و سودمندي انجامه دارد. اهميت فراواني كه انجامه نسخه خطي در تاريخ نسخه‌نويسي و نسخه‌شناسي داشته است، سبب جعل انجامه‌هاي نسخ خطي نيز شده و انجامه‌هاي مزوَّر در تاريخ نسخه‌نويسي به‌وجود آمده است.

از آنجا كه نسخه‌هاي اصل و نفيس ـ يعني نسخه‌هايي كه به خط مؤلف يا به خط كاتبان مشهور و سرشناس تهيه مي‌شده ـ مورد توجه اهل فرهنگ و دوستداران كتاب و كتابفروشان بوده است، مسئله انجامه مزوَّر يا انجامه جعلي در تاريخ نسخه‌نويسي سابقه‌اي ديرينه دارد (12: 47-49؛ 11: 569؛ 4: ج1، ص 323). به همين سبب كاتبان و نسخه‌نويسان محتاط مي‌كوشيده‌اند تا عنصر زمان (تاريخ كتابت) را در انجامه نسخه مكتوب خود، هم با حروف و هم با عدد ثبت كنند (4: ج 1، ص 56)؛ زيرا انجامه‌اي كه متضمن دو صورت شناساندن زمان بوده از جعل و تزوير در امان مي‌مانده است. با اين همه، كم نبوده‌اند كاتباني كه به انجامه‌نويسي نپرداخته و به بازنويسي انجامه نسخه منقولٌ عنه اكتفا مي‌كرده‌اند. به اين جهت است كه گاه از يك اثر مؤلف در فهرست‌هاي نسخه‌هاي خطي چندين نسخه اصل گزارش شده است، در حالي كه اين نسخه‌ها هيچ گونه نسبتي با نسخه اصل ندارند و صرفاً انجامه نسخه اصل توسط كاتبان بازنويسي شده و به اين صورت شناسنامه نسخه‌هاي كذايي بي‌اعتبار گرديده است، زيرا انجامه نسخه خطي مبتني بر ارزش‌ها و فوايدي بوده كه در روزگار ما شناسنامه‌هاي نسخ چاپي به جاي آن نشسته است.

 

مآخذ: 1) ابرقويي، ابراهيم. مجمع‌البحرين. به كوشش نجيب مايل هروي. تهران: مولي، 1364؛ 2) ابن جماعه، محمدبن ابراهيم. تذكره السامع. حيدرآباد دكن: دايره‌المعارف العثمانيه، 1353 ق.= 1311؛ 3) بخاري، محمدبن محمد. المستخلص في ترجمان‌القرآن: "جواهرالقرآن". به كوشش مهدي درخشان. تهران: دانشگاه تهران، 1365؛ 4) بياني، مهدي. احوال و آثار خوشنويسان. تهران: علمي، 1363؛ 5) زين‌الدين، ناجي. مصور الخط العربي. بيروت :]بي‌نا[، 1400 ق.= 1358؛ 6) شاد، محمد پادشاه بن غلام محيي الدين. فرهنگ جامع فارسي ]آنندراج[، ذيل "انجامه"؛ 7) شهيد ثاني، زين‌الدين بن علي. منيه المريد. به كوشش رضاالمختاري. قم: مكتب الاعلام الاسلامي، مركز النشر، 1409 ق. = 1368؛ 8) شيمل، آنه ماري. خوشنويسي و فرهنگ اسلامي. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوي، 1368؛ 9) قفطي، علي بن يوسف. تاريخ الحكماء. به كوشش بهين دارايي. تهران: دانشگاه تهران، 1371؛ 10) قلقشندي، احمدبن علي. صبح‌الاعشي. مصر: وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامي، 1383 ق.= 1963 م.= 1341؛ 11) مايل هروي، نجيب. كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي. مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372؛ 12) همو. نقد و تصحيح متون. مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1369؛ 13) محمدبن منور. اسرارالتوحيد في مقامات الشيخ ابي سعيد. به كوشش محمدرضا شفيعي كدكني. تهران: آگاه، 1366؛ 14) مستقيم‌زاده. تحفه خطاطين. استانبول :]بي‌نا[، 1928 م.= 1307؛ 15) منشي قمي، احمدبن حسين. گلستان هنر. به كوشش احمد سهيلي خوانساري. تهران: منوچهري، 1366؛ 16) نجفي، محمدباقر. آثار ايران در مصر. كلن: آكادمي علوم اسلامي، 1989 م.= 1368؛ 17) هروي، موفق بن علي. الابنيه عن حقائق‌الادويه. به كوشش احمد بهمنيار. تهران: دانشگاه تهران، 1371.          

نجيب مايل هروي

 


 

[1]. Colophon

 

بازگشت به فهرست مقالات الف