Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ب

 

 بايسنغر. غياث‌الدين بايسنغر، معروف به بايسنغر ميرزا و ملقب به بايسنغر بهادرخان، سومين پسر شاهرخ (850-807ق.) سلطان قدرتمند تيموري است. به تصريح بيشتر مورخان دوره تيموري، تولد او در 21 ذيحجه 799 ق. و در شهر هرات بوده است (6: ج 3، ص 140؛ 7: ج 3، ص 468؛ 10: ج ،2 ص 522؛ 11: ج 2، ص 657؛ 15: ج 6، ص 499).

برخي نيز تولد وي را 802 ق. ذكر كرده‌اند (9: 194) كه صحيح نيست. منشأ اين اشتباه به دولتشاه سمرقندي باز مي‌گردد و محققاني نظير ادوارد براون، بازيل گري، و مهدی بیانی نيز به او استناد كرده‌اند (8: 264).

در ميان فرزندان شاهرخ، بايسنغر به همراه دو برادر بزرگ‌تر خود، ابراهيم سلطان و الغ بيگ، كه اولي در فارس حكومت داشت و ديگري در سمرقند، آوازه و شهرت بيشتري يافتند. اين مسئله نه به‌سبب زمامداري و حكومت اين سه تن بلكه عمدتاً مربوط به ادب‌دوستي و هنرپروري آنها بود. علاوه بر آن كه هر سه برادر از علم و هنر بي‌بهره نبودند، الغ بيگ رياضيدان و منجمي برجسته به‌شمار مي‌رفت و بايسنغر و ابراهيم سلطان از خوشنويسان بنام عصر خود محسوب مي‌شدند.

زبده‌التواريخ، مطلع سعدين و مجمع بحرين، و بعضي ديگر از متون تاريخي عصر تيموري، به دفعات از بايسنغر و نقش او در اوضاع سياسي روزگار و جنگ‌ها و نبردهاي وي سخن گفته‌اند. علاقه و ذوق هنري بايسنغر نيز مورد اشاره همه مورخان قرن 9 ق. و سده‌هاي بعد بوده است. در ايران نيز به‌سبب وجود سه شاهكار معنوي، بايسنغر شناخته‌شده‌تر از ديگر شاهزادگان تيموري است. نخست شاهنامه معروف به بايسنغري، كه به خط جعفر تبريزي رئيس كتابخانه بايسنغر بوده و در حال حاضر در موزه كاخ گلستان نگهداري مي‌شود. كتابت اين شاهكار بي‌نظير به‌دستور بايسنغر در سال 829 ق. آغاز گرديد و در سال 833 ق. به پايان رسيد. تعداد صفحات آن 346 و ابيات آن بيش از 58000 است. جلد شاهنامه بايسنغري از نوع سوخت، و قوام‌الدين تبريزي، از جلدسازان مشهور آن دوران، سازنده آن بوده است (1: 201؛ 46:5). تذهيب و تصوير اين اثر در اوج هنرهاي نسخه‌پردازي است. تعداد تصاوير، 21 و تعداد تذهيب‌ها 11 عدد است. مقدمه‌اي كه بر اين اثر نوشته شده اشتباهات متعددي دارد كه با واقعيات تاريخي منطبق نيست. از جمله عنصري و فردوسي را معاصر رودكي مي‌داند (201:1). خانبابا بياني با برشمردن چند دليل، حافظ ابرو (763-834 ق.) مورخ سرشناس عصر تيموري، را نويسنده اين مقدمه مي‌پندارد (2: 157-182).

اثر هنري ديگري كه از بايسنغر برجاي مانده كتيبه‌هاي ايوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد است كه مزيّن به آيات قرآن به خط اوست. اين آيات توسط بايسنغر نوشته شده و سپس به‌دست قوام‌الدين شيرازي (قرن 9 ق.) بر كاشي انتقال يافته است. در سال 1807 ق. و پس از وقوع زلزله در شهر مشهد، بعضي از اين كاشي‌ها به‌دستور شاه سليمان صفوي (1077-1105 ق.) ترميم گرديد.

قرآن مشهور بايسنغري، كه در موزه قرآن آستان قدس رضوي نگهداري مي‌شود، اثر نفيس ديگري است كه به بايسنغر منسوب است (196:9).

در سال 823 ق. بايسنغر به‌همراه پدرش شاهرخ عازم نبرد با قرايوسف تركمان در آذربايجان گرديد و پس از شكست‌دادن وي و فتح تبريز به هرات بازگشت (7: ج 3، ص 605). در همين سال، بايسنغر كتابخانه باشكوه خود را در باغ سفيد هرات بنا نهاد (:15 ج 6، ص 261). "باغ سفيد" نام مجموعه‌اي از كاخ‌ها و تفرجگاه‌هايي بود كه شاهرخ در ذيقعده 813 ق. تأسيس كرده بود (6: ج 3، ص 204). رياست اين كتابخانه را جعفر تبريزي برعهده داشت كه در همان سال پس از فتح تبريز همراه بايسنغر به هرات آمده بود.

علاقه و اشتياق وافر بايسنغر به جمع‌آوري نسخه‌هاي نفيس از سراسر آسيا موجب گرديد كه، در مدت كوتاهي، آثار بسياري از پيشينيان كه از حمله مغول در امان مانده بود، با صرف هزينه‌هاي هنگفت خريداري و در كتابخانه جمع‌آوري شود (32:12). بخش ديگر مجموعه كتابخانه را كتاب‌هايي تشكيل مي‌داد كه در خود كتابخانه استنساخ گرديده بود. گزارش كار مفصلي كه جعفر تبريزي، رئيس كتابخانه، در رمضان 830 ق. به بايسنغر تحت عنوان "عرضه‌داشت" تقديم كرده است و هم اكنون در دانشگاه استانبول نگهداري مي‌شود، نام تعدادي از آثار درحال تدوين در كتابخانه را به‌همراه هنرمندان شاغل در كتابخانه به شرح زير آورده است: 1) شاهنامه فردوسي، يا همان بايسنغري، كه تا آن زمان سه جزء و نيم آن به پايان رسيده بود (48:5)؛ 2) گلستان سعدي به خط خواجه عطاء و با تصاويري از خليل نقاش و خواجه غياث‌الدين نقاش و تذهيب مولانا شهاب‌الدين مذهّب كه در حال حاضر در كتابخانه چستربيتي دوبلين نگهداري مي‌شود (153:4)؛ 3)ديوان خواجوي كرماني كه خواجه عطايي جدول‌هاي آن را كشيده و محمود مذهّب به تذهيب آن پرداخته است و در موزه هنرهاي زيباي پاريس نگهداري مي‌شود (42:4)؛ 4) نزهت‌الارواح كه جعفر تبريزي نوشتن آن را آغاز كرده بود (49:5)؛ و 5) تاريخ طبري كه مولانا قطب خوشنويس استنساخ آن را برعهده داشت (49:5).

آثار ديگري نيز از كتابخانه بايسنغر برجاي مانده است. از جمله نسخه‌اي از تاريخ سني ملوك‌الارض‌والانبياء تأليف حمزه‌بن‌حسن اصفهاني (280-360 ق.) در كتابخانه بريتانيا و ديگر دو صفحه بزرگ از مرقّع بهرام‌ميرزا صفوي در كتابخانه توپ كاپي سراي كه هر دوي اين آثار به خط جعفر تبريزي بوده و عبارت "برسم خزانه‌الكتب‌السطان‌الاعظم‌الاعدل‌الاكرم بايسنغر بهادرخان خلّداللّه تعالûي ملكه و سلطانه" در آنها نوشته شده است (3: ج 2، ص 1054؛ 14: 232).

بايسنغر در 7 جمادي‌الاول سال 837 ق. در باغ سفيد هرات و در كنار كتابخانه باشكوه خود درگذشت و در گورستان متعلق به مدرسه گوهرشاد هرات دفن گرديد. مرگ او بر اثر زياده‌روي در مصرف شراب بود. از وي سه پسر به نام‌هاي علاءالدوله، سلطان محمد، و ابوالقاسم بابر به‌جاي ماند كه هر يك حكومت كوتاه مدتي در برخي مناطق خراسان و ماوراءالنهر داشت (314:13).

 

مآخذ: 1) اديب برومند، عبدالعلي. "بايسنغري، شاهنامه". دانشنامه جهان اسلام. ج 2، ص 201-206؛ 2) بياني، خانبابا. "شاهنامه بايسنغري و حافظ ابرو مورخ دربار تيموري". بررسي‌هاي تاريخي. س. ششم، 3 (مرداد و شهريور 1350): 157-182؛ 3) بياني، مهدي. احوال و آثار خوشنويسان. تهران: علمي، 1363؛ 4) بينيون، لورنس؛ ويلكينسون، جفري؛ گري، بريل. سير تاريخ نقاشي ايراني. ترجمه محمد ايرانمنش. تهران: اميركبير، 1367؛ 5) پارساي قدس، احد. "سندي مربوط به فعاليت‌هاي هنري دوره تيموري در كتابخانه بايسنغري هرات". هنر و مردم. س. پانزدهم، 175 (ارديبهشت 1356): 43-50؛ 6) خوافي، احمدبن محمد. مجمل فصيحي. به كوشش محمود فرخ. مشهد: طوس، 1339؛ 7) خواندمير، غياث‌الدين بن همام‌الدين. حبيب‌السير في اخبار افراد بشر. به تصحيح محمد دبير سياقي. تهران: خيام، 1362؛ 8) دولتشاه، دولتشاه‌بن بختيشاه. تذكره‌الشعرا. به كوشش محمد رمضاني. تهران: كلاله خاور، 1335؛ 9) رومر، هانس روبرت. "بايسنغر". ترجمه عباس حُرّي. دانشنامه جهان اسلام. ج 2، ص 194-198؛ 10) شرف‌الدين علي يزدي. ظفرنامه: تاريخ عمومي مفصل ايران در دوره تيموريان. به اهتمام محمد عباسي. تهران: اميركبير، 1336؛ 11) عبدالرزاق سمرقندي، عبدالرزاق‌بن اسحاق. مطلع سعدين و مجمع بحرين. به تصحيح محمد شفيع. لاهور: چاپخانه گيلاني، 1949؛ 12) فكري سلجوقي، عبدالرئوف. خيابان. كابل: انجمن جامي، 1343؛ 13) قزويني، يحيي‌بن عبداللطيف. لبّالتواريخ. تهران: بنياد؛ گويا، 1363؛

14) Ferrier, Ronald W. The Arts of Persia. New Haven: Yale University Press, 1989 ; 15)  Irwin, Robert. Islamic Art. London: Laurenc King, 1997.

غلامرضا اميرخاني

                                                                   

 

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ب