Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ب

 

برنامه دسترسي جهاني به انتشارات[1] . هدف از اين برنامه، فراهم‌آوردن شرايط دستيابي به مواد منتشر شده در مقياسي گسترده براي استفاده‌كنندگان در هر زمان و مكان و به هر شكلِ مورد نياز است. مواد منتشر شده در اين برنامه، نه تنها منابع چاپي، بلكه مواد ديداري و شنيداري و انتشارات الكترونيكي را نيز در برمي‌گيرد. براي دستيابي به اين هدف، برنامه دسترسي جهاني به انتشارات بر آن است كه فرآيند دسترسي به انتشارات را در كليه سطوح از محلي تا بين‌المللي، از مدارس ابتدايي تا مراكز تحقيقاتي و نيز در كليه مراحل از انتشار مواد جديد تا حفظ نسخه‌هاي گذشته، از طريق ايفاي نقشي سازنده و رفع موانع موجود، ارتقا بخشد. برنامه دسترسي جهاني به انتشارات تلاش دارد تا دسترسي مناسب به اطلاعات كتابشناختي انتشارات را با دسترسي به اصل انتشارات همگام سازد (7:ج 58، ص 325ـ326).

مشكلي كه همواره كتابداران با مفهوم دسترسي جهاني به انتشارات داشته و هنوز نيز با آن مواجه‌اند ناشي از ماهيت اين برنامه است. كتابداران بر ضرورت توسعه مجموعه كتابخانه‌ها و امانت بين‌كتابخانه‌اي به خوبي واقف‌اند، اما براي آنها درك مفهوم كلي دسترسي، به‌ويژه هنگامي كه مقوله‌هاي ديگري نظير نشر و فروش كتاب، فراهم‌آوري، و نگهداري براي استفاده‌هاي آينده مطرح مي‌شود، بسيار دشوار است. در مقابل، مفهوم كنترل كتابشناختي جهاني[2]  از مقبوليت بيشتري در ميان كتابداران برخوردار است. در واقع آنها به خوبي ضرورت استانداردسازي و كنترل اطلاعات كتابشناختي را مي‌دانند. شايد اين موضوع به اين دليل است كه بسياري از كتابداران تحقّق برنامه دسترسي جهاني به انتشارات را در امانت بين‌كتابخانه‌اي مي‌دانند. بنابراين، شايد بتوان چنين استنباط كرد كه هنوز در ذهن بسياري از كتابداران مفهوم دسترسي جهاني به انتشارات برابر با امانت بين‌كتابخانه‌اي است؛ و از اين‌رو، بايد تلاش بسياري براي ارائه تصويري روشن و شفاف از دسترسي جهاني به انتشارات صورت گيرد (7: ج 58، ص 325 ـ 326).

ضرورت دسترسي. دسترسي به اطلاعات عنصري اساسي براي توسعه نيروي انساني است و بدون دسترسي مناسب به اطلاعات، كه اغلب از طريق انتشارات مختلف صورت مي‌گيرد، امكان توسعه اقتصادي كاهش مي‌يابد. بدين ترتيب، توسعه شرايط اجتماعي از طريق دسترسي گسترده به مواد منتشر شده صورت مي‌گيرد. بدون شك چنين مسئله‌اي در مورد توسعه علمي و فني نيز صادق است. توسعه فردي در آموزش، نوآوري، و انگيزه‌هاي معنوي بدون دسترسي به مواد منتشر شده حاصل نمي‌گردد. اغلب بخش‌هاي جامعه نياز به اطلاعات صحيح، مفيد، و بهنگام دارند. دسترسي به اطلاعات براي توسعه در بسياري موارد مانند بهبود وضعيت سواد، آموزش‌هاي رسمي و غيررسمي، بهداشت، مسكن، تغذيه، روش‌هاي كشاورزي، فرايندهاي صنعتي توليد محصولات، تصميم‌گيري‌ها، و تنظيم سياست‌هاي دولتي در سطوح محلي و بين‌المللي اهميت بسيار دارد (:7 ج 58، ص 326-327).

ضرورت وجود برنامه. دسترس‌پذيركردن انتشارات هدف اصلي ناشران، كتابفروشان، و كتابداران است؛ اما پراكندگي در زنجيره نشر، وجود برنامه‌اي مشخص را ضروري مي‌سازد و وجود چنين برنامه‌اي مستلزم همكاري كلّيه ناشران، كتابفروشان، نهادهاي مسئول خدمات اشتراك منابع، عرضه‌كنندگان و توليدكنندگان پايگاه‌هاي اطلاعاتي، كتابخانه‌ها، و تمام عواملي است كه در امر اطلاع‌رساني فعاليت دارند. تقاضا براي انتشارات بنا به عوامل مختلف در حال افزايش است. پيشرفت‌هاي قابل توجه در زمينه كنترل كتابشناختي كه خود به‌طور گسترده‌اي امكان آگاهي از انتشارات را افزايش مي‌دهد، از عوامل اصلي در جهت دسترسي جهاني به انتشارات به شمار مي‌آيد. علاوه بر اين، پيشرفت سريع نظام‌هاي اطلاع‌رساني نظير خدمات آگاهي‌رساني جاري و كتابشناسي‌هاي پيوسته سبب افزايش تقاضا براي دسترسي به انتشارات شده است. در اين ميان، حجم فزاينده‌اي از انتشارات به‌طور مستمر به صورت‌هاي گوناگون ارائه مي‌شود، يعني انتشارات بيشتري به روش‌هاي مختلف در دسترس تعداد بيشتري از استفاده‌كنندگان قرار مي‌گيرد كه خود اهميت وجود برنامه‌اي معيّن را نمايان‌تر مي‌سازد (7: ج 58، ص 327).

نيازهاي اساسي برنامه دسترسي جهاني به انتشارات. در دسترس قراردادن همه انتشارات براي كليه علاقه‌مندان دست نيافتني است، اما هر كوششي در جهت بهبود اين وضع گامي مؤثر خواهد بود. دسترسي مؤثر به منابع، هنگامي حاصل مي‌شود كه نيازهاي اطلاعاتي مردم و ابزارها و مجراهاي دسترسي مورد ارزيابي قرار گيرد. اين امر در واقع نخستين و اساسي‌ترين شرطي است كه كلّيه اصول برنامه دسترسي جهاني به انتشارات به آن وابسته است. براي رويارويي با چنين چالشي، برنامه‌هاي نشر در هر كشور بايد به نحو مناسب‌تري با نيازهاي مردم چه در سطح ملي و چه بين‌المللي منطبق شود و مجراهاي مناسبي براي فروش كتاب ايجاد گردد، يا اينكه روش‌هاي موجود، به منظور تضمين در دسترس قرار دادن سريع منابع براي متقاضيان، توسعه يابد. كتابخانه‌ها و ديگر نهادهاي مرتبط نيز بايد سياست‌ها و رويّه‌هاي مؤثري را براي فراهم‌آوري مواد از طريق خريد، مبادله، اهدا، و جز آن براي پاسخگويي به نيازهاي جاري و آتي تنظيم كنند. كتابخانه‌ها مسئوليت تعيين سياست‌ها و رويّه‌هاي كارآمد براي عرضه انتشارات را به صورت نسخه اصلي يا تكثيري برعهده دارند. عرضه بين‌المللي اطلاعات تنها از طريق همكاري‌هاي بين‌المللي و سياست‌هاي مناسب ميسر مي‌گردد و براي دستيابي به اين هدف، هر كشور بايد متكفّل نگهداري مستمر از حداقل يك نسخه از منابع منتشر شده خود باشد. از سوي ديگر، برنامه دسترسي جهاني به انتشارات نياز به قانون مناسبي براي واسپاري مواد دارد و لازم است كه حداقل يك كتابخانه در هر كشور كليه انتشارات ملي را نگهداري كند. اين امر، به نوبه خود، سبب قبول مسئوليت كامل براي فراهم‌آوري انتشارات ملي مي‌گردد تا از طريق امانت، تكثير، و حفاظت از كليه انتشارات ملي بتوان به نيازهاي جاري و آتي استفاده‌كنندگان داخلي و خارجي پاسخ گفت. براي تحقق اين برنامه، متخصصان و ساير نيروهاي كتابخانه‌ها بايد نقش فعالي را در فراهم‌آوري اطلاعات به منظور استفاده از فن‌آوري‌هاي نوين اطلاعاتي براي رسيدن به اهداف برنامه برعهده گيرند (7: ج 58، ص 327-328).

اهداف. اهداف برنامه دسترسي جهاني به انتشارات عبارتند از: 1) تضمين امكان بيشترين دسترسي به مواد انتشاراتي به هر شكل، براي استفاده‌كنندگان بالقوّه در هر كجا و در هر زمان كه مورد نياز باشد؛ 2) تشخيص محدوديت‌هاي دسترسي به انتشارات، تشويق و پشتيباني به منظور بهبود وضع موجود دسترسي در كليه سطوح از محلي تا بين‌المللي، و همه مراحل از انتشار مواد جديد گرفته تا نگهداري نسخه‌هاي گذشته (25:2).

دستيابي به اهداف برنامه دسترسي جهاني به انتشارات، نياز به پذيرش مسئوليت از سوي دولت‌ها، انجمن‌هاي حرفه‌اي، ناشران، كتابفروشان، و اطلاع‌رسانان با توجه به نكات زير دارد :

الف. نقش دولت‌ها. توسعه كتابخانه‌ها به نفع دولت‌ها و اغلب در كنترل آنهاست. كتابخانه‌ها مانند ديگر بخش‌هاي جامعه، كه سبب حفظ منافع ملي مي‌شوند، بر جريان اطلاعات در جامعه تأثير مي‌گذارند. سياست‌هاي دولت تأثير مستقيم بر فرايند تهيه مواد در كتابخانه‌ها و ديگر خدمات وابسته در سطح ملي دارد و تخصيص بودجه مي‌تواند بر گسترش و كارآيي خدمات نقشي تعيين كننده داشته باشد. بنابراين، پيشرفت اساسي تنها با تعهد و همكاري قاطعانه دولت‌ها حاصل مي‌شود. در واقع، اين وظيفه دولتهاست، كه با ارائه سياست‌هاي اطلاع‌رساني مناسب و نيز حمايت‌هاي مالي و سازماني مطلوب، متضمن فعاليت‌هاي كاربردي در همه سطوح باشند.

ب. مسئوليت انجمن‌هاي حرفه‌اي. انجمن‌ها مي‌توانند، از طريق همكاري با يكديگر، به بهبود ارائه خدمات توسط دولت‌ها، ناشران، كتابفروشان، كتابخانه‌ها، و ديگر نهادهاي مسئول كمك كنند.

ج. مسئوليت ناشران، كتابفروشان، و اطلاع‌رسانان. تنظيم و اجراي طرح‌ها در سطح ملي، منطقه‌اي، يا محلي به فعاليت گسترده ناشران، كتابفروشان، و اطلاع‌رسانان نياز دارد؛ زيرا اين عوامل نهايتاً موجب بهبود فرايند دسترسي به اطلاعات خواهند شد. ناشران، كتابفروشان، و اطلاع‌رسانان، بايد از دانش و تجربه خود براي تعيين سياست‌هايي كه به اجرا درمي‌آيد استفاده كنند و به شناسايي مشكلات و ارائه راه‌حل‌هاي عملي براي آنها بپردازند، و از طريق ارتباطي كه با استفاده‌كنندگان دارند مي‌توانند سياست‌ها و رويّه‌هاي خود را ارزيابي كنند و پيشنهادهاي اساسي درباره سياست‌هاي تعيين شده و نيز راه‌حل‌هاي مناسب را ارائه دهند (7: ج 58، ص 328-329).

تاريخچه. منشأ برنامه دسترسي جهاني به انتشارات را مي‌توان در سي و نهمين نشست سالانه ايفلا در سال 1973 جست‌وجو كرد. موضوع اصلي اين نشست "كنترل كتابشناختي جهاني" بود. در خلال اين نشست، مفهوم كنترل كتابشناختي جهاني مطرح گرديد و به عنوان هدف اصلي فعاليت بخش‌ها و كميته‌هاي ايفلا تعريف گرديد. ضرورت ايجاد نظامي جهاني براي تبادل اطلاعات كتابشناختي، يك سال بعد، در برنامه اصلي ايفلا مورد تأكيد قرار گرفت. در حالي كه مسائل مرتبط با دسترسي به كنترل كتابشناختي جهاني، در كنفرانس 1973 ايفلا مطرح گرديد، دونالد آركيوهارت[3]  براي نخستين بار اين موضوع را مورد بحث قرار داد كه اگر دسترسي به اطلاعات وجود نداشته باشد كنترل كتابشناختي جهاني عملاً بي‌ثمر خواهد بود و دستيابي مناسب به اطلاعات كتابشناختي بايد با دستيابي مناسب به اصل انتشارات همسو و همگام باشد. در واقع، مفهوم مشخص دسترسي جهاني به انتشارات توسط آركيوهارت ارائه گرديد و چنين توصيه‌هايي رسماً در چهلمين اجلاس سالانه ايفلا در سال 1974 در واشنگتن كه موضوع اصلي آن "برنامه‌ريزي براي كتابخانه‌هاي ملي و بين‌المللي"[4]  بود به تصويب رسيد و مفهوم دسترسي جهاني به انتشارات به‌طور روشن به عنوان بهبود فرايند امانت بين كتابخانه‌اي و ارائه خدمات به استفاده‌كنندگان تشريح شد. در سال 1974 نياز به اين طرح و شناخت آن توسط "كميته امانت بين‌المللي"[5]  مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه آن اين بود كه در هر برنامه‌ريزي ملي و بين‌المللي، دسترسي به انتشارات بايد به عنوان اصلي مهم در نظر گرفته شود و هدف نهايي آن نيز بايد اين باشد كه تمام افراد جهان بتوانند براي استفاده از انتشارات، در هر زمان و مكان، به نسخه اصلي يا تكثيري آن دسترسي يابند (11: 144). اين طرح رسماً مورد قبول يونسكو قرار گرفت و اين سازمان در سال 1979-1980 بودجه آن را پذيرفت و پشتيباني خود را از طريق تشكيل "كنفرانس بين‌المللي دسترسي جهاني به انتشارات"[6]  و تعدادي برنامه پژوهشي اعلام داشت. در سال 1980، "دفتر بين‌المللي دسترسي جهاني به انتشارات"[7]  رسماً تشكيل شد و در بخش امانت كتابخانه ملي انگلستان مستقر گرديد. در سال 1982 بيش از 200 نفر از 70 كشور در همايش بين‌المللي دسترسي جهاني به انتشارات كه زير نظر يونسكو و ايفلا در پاريس تشكيل شده بود شركت كردند. "دفتر دسترسي جهاني به انتشارات" در بخش امانت كتابخانه ملي انگلستان زير نظر موريس لاين طرح كلي برنامه را ارائه داد و مسائل اين طرح مورد بررسي قرار گرفت (1:11-2). در فوريه سال 1983 همايش دسترسي جهاني به انتشارات، توسط ايفلا و با حمايت مالي يونسكو در بخش امانت كتابخانه ملي انگلستان برگزار شد و نمايندگان كشورهاي مختلف، يونسكو، و دفتر بين‌المللي ايفلا در اين همايش شركت كردند. در جلسات متعدد اين همايش، جنبه‌هاي مختلف اين برنامه و اهميت شناخت جهاني آن و برگزاري سمينار منطقه‌اي و محلي جهت پيشبرد هدف‌هاي اين برنامه مورد بحث قرار گرفت و از آن زمان، همايش‌ها و نشست‌هايي درباره عوامل مؤثر بر اجراي برنامه دسترسي جهاني به انتشارات در سطح ملي و بين‌المللي با مباحثي از قبيل ميزان نياز به منابع غير ملي، ميزان پاسخگويي مجموعه‌هاي ملي به نيازهاي پژوهشي، وضعيت كتابخانه‌هاي ملي براي پاسخگويي به نيازهاي ملي، كارآيي نظام كتابخانه‌هاي مختلف (عمومي، دانشگاهي، و پژوهشي)، قانون واسپاري، همكاري بين كتابخانه‌اي در سطح ملي و ايجاد تسهيلات لازم براي برقراري نوعي همكاري با ديگر كشورها، و مانند آن ادامه دارد (7: ج 58، ص 333).

دسترسي جهاني به انتشارات و موضوعات خاص. به منظور اجراي بهتر برنامه دسترسي جهاني به انتشارات، به مباحث خاص ديگري نيز توجه شده است كه مهم‌ترين آنها چنين‌اند: 1) حفاظت از مالكيت معنوي آثاري كه در دسترس خوانندگان سراسر جهان قرار مي‌گيرد، از مباحث مهم برنامه دسترسي جهاني به انتشارات است. در اين ميان برخي قوانين محدودكننده مي‌تواند سبب توقف جريان اطلاعات گردد كه در واقع مغاير با اهداف برنامه دسترسي جهاني به انتشارات است؛ 2) نيازهاي معلولان مي‌بايست به روش‌هاي خاصي مورد توجه قرار گيرد و بي‌توجهي به اين مشكلات در واقع ناديده گرفتن اهداف برنامه دسترسي جهاني به انتشارات است. به همين منظور، اين برنامه با بسياري از سازمان‌ها نظير بخش كتابخانه‌هاي نابينايان ايفلا[8]  و اتحاديه نابينايان اروپا[9]همكاري داشته است؛ و 3) انواع انتشارات دولتي غالباً موادي مهم براي كتابداران و استفاده‌كنندگان محسوب مي‌شود و دسترسي مناسب به اين مواد از اهميت خاصي برخوردار است (7: ج 58، ص 341-343).

برخي دشواري‌هاي اجراي برنامه در ايران. مهم‌ترين مشكلات اجراي برنامه دسترسي جهاني به انتشارات در ايران عبارتند از :

1. عدم اجراي قانون واسپاري انتشارات در ايران. در سال 1365، بخشنامه‌اي از سوي نخست‌وزير وقت صادر شد كه طبق آن كليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات دولتي، و نهادهاي انقلاب اسلامي مكلف شدند دو نسخه از آثاري را كه منتشر مي‌كنند بلافاصله پس از انتشار به كتابخانه ملي ايران ارسال دارند (1:3)؛ اما اين قانون ضمانت اجرايي لازم را نيافت و، در نتيجه، آنچه از انتشارات دولتي طي ساليان در كتابخانه ملي گردآمده، بيشتر جنبه اتفاقي و غيررسمي داشته است؛ و عمدتاً از طريق مكاتبه، روابط غيررسمي، و ارسال نامنظم انتشارات دولتي از جانب ناشران به مجموعه افزوده شده است. قانون حق مؤلف در ايران، براي نخستين بار در سال 1348 تحت عنوان "قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنّفان و هنرمندان" در ايران به تصويب رسيد كه از وضع اين قانون تا به حال بيش از سي سال مي‌گذرد. علاوه بر اين، قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتي در سال 1352 تصويب شد كه در واقع متمّم قانون حمايت حقوق مؤلفان، مصنفان، و هنرمندان بود؛ ولي اين قوانين هم ضمانت اجرايي جدّي را نداشته است (2: 107-112). ايران تاكنون به هيچ يك از قراردادهاي بين‌المللي حق مؤلف نپيوسته است. در مورد واسپاري آثار غيرمكتوب به كتابخانه ملي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوّبه‌اي را در ارديبهشت 1378 به تصويب رئيس‌جمهور رساند كه طبق آن كليه توليدكنندگان دولتي و غيردولتي آثار غيرمكتوب موظفند دو نسخه از آثار خود را به كتابخانه ملي تحويل دهند و، در مقابل، كتابخانه ملي موظف است هر اثر را ذيل نام پديدآورنده به ثبت برساند. اين مصوّبه شامل آثار غيرمكتوبي نمي‌شود كه صرفاً براي پخش از صدا و سيما يا سينماها توليد شده است (1).

2. روز آمد نبودن انتشار كتابشناسي ملي. كتابشناسي ملي ايران از نظر زمانِ انتشار، روزآمد نيست؛ در صورتي كه طبق استانداردهاي يونسكو و ايفلا بايد حداقل هر سه ماه يك بار منتشر گردد. كتابشناسي ملي ايران كه مي‌بايست از سال 1316 تدوين و منتشر مي‌شد، نخستين بار در سال 1343 يعني با بيست‌و هفت سال تأخير، انتشار يافت. اين نوع ديركردها تا به امروز نيز ادامه دارد. پوشش انتشاراتي كتابشناسي ملي، تنها شامل كتاب‌ها و جزواتي است كه در سال‌هاي 1342 به بعد به كتابخانه ملي رسيده است و در برگيرنده تمام انتشارات ايران نيست. از سوي ديگر، فهرستگاني كامل و منسجم نيز در ايران تهيه نشده كه آثار موجود در كتابخانه‌هاي ايران را پوشش دهد زيرا همواره ضوابط متفاوتي بر آنها حاكم بوده و از الگوي يكساني تبعيت نكرده است.

3. واردات و صادرات كتاب و مطبوعات در ايران. ورود كتاب، نشريات و مجلات علمي، پژوهشي، و آموزشي توسط دستگاه‌هاي دولتي كاملاً آزاد است، مشروط به اينكه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منع نگرديده باشد. ورود كتاب توسط پست يا همراه مسافر اگر صرفاً در حد مصرف شخصي باشد و، به تشخيص ارزيابان گمرك، داراي تصاوير مستهجن و خلاف شرع نباشد و همچنين ورود متون پزشكي و نقاشي مورد نياز دانشجويان رشته‌هاي مربوط بدون كسب اجازه از وزارتخانه پيشگفته بلامانع است. ترخيص كتب به‌صورت تجاري در هر مورد منوط به كسب اجازه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. صادرات كتاب تا ميزان يك تن بدون در نظر گرفتن سقف ريالي آزاد است، به جز موارد خاصي مانند نسخ خطي و آثار هنري كشور كه خروج آنها جرم محسوب مي‌شود و پيگرد قانوني دارد (2: 107-112).

طرح‌هاي كاربردي. طرح‌هاي كاربردي وابسته به برنامه‌هاي دسترسي جهاني به انتشارات را مي‌توان به اجمال چنين برشمرد:

1. ارسال بين‌المللي اسناد و مدارك "طرح واچر"[10] .اين طرح كه از طرف دفتر ايفلا به مرحله اجرا درآمد، به موازات اجراي طرح ارسال بين‌المللي امانت بين‌كتابخانه‌اي پيشرفت كرد و، در تلاشي جدي، برخي موانع و تنگناهاي مؤثر در امانت بين‌كتابخانه‌اي كه نشأت گرفته از مشكلات عديده‌اي مانند بروز مشكلات مالي اجراي طرح بين كتابخانه‌ها بود، مرتفع گرديد. در حال حاضر، طرح اسناد و مدارك ايفلا، به نوعي روش ارسال عمومي براي اجراي امانت بين كتابخانه‌اي در ميان كشورهاي جهان تبديل شده است. در ژانويه ،1995 تبادل اسناد و مدارك آغاز شد، و در پايان سال دوم، تعداد 98 كتابخانه از نوزده كشور جهان به يكديگر پيوستند. ديري نپاييد كه اين تعداد نيز افزايش يافت و در حال حاضر بالغ بر 150 كتابخانه در سي كشور مختلف جهان طرح ارسال اسناد و مدارك را پذيرفته و در آن سهيم هستند (8).

هدف اين طرح آن است كه تا حد امكان استفاده از "پول واقعي"[11] ، هنگامي كه ارزش كمّي براي انجام امانت بين‌كتابخانه‌اي قائل مي‌شوند، حذف شود. نظام اسناد و مدارك به گونه‌اي عمل مي‌كند كه آن دسته از كتابخانه‌هايي كه متقاضي پرداخت مالي متمركز هستند بتوانند حساب اعتباري خريد اسناد و مدارك را به ارزش 8 دلار امريكا براي هر نوبت استفاده از اسناد در اختيار داشته باشند. سپس مدارك استفاده شده به جريان مي‌افتد و براي بهره‌برداري‌هاي ديگر كتابخانه‌هاي عضو، امانت بين‌كتابخانه‌اي مهيا مي‌شود. هرگاه اسناد و مدارك توسط يكي از كتابخانه‌هاي پشتيباني‌كننده دريافت شد، اندكي بعد و هنگامي كه از سوي كتابخانه ديگري در همان زمينه موضوعي، اسناد و مداركي درخواست شود، آن كتابخانه مي‌تواند دوباره از آن اسناد و مدارك استفاده كند. به كمك اين روش، اسناد و مدارك هميشه در حال امانت هستند و هيچ‌گاه از ارزش و اعتبار آنها كاسته نمي‌شود (8؛ 60:10). اين طرح سبب شده است كه روند ارسال اسناد و مدارك در سطح جهان، به‌ويژه براي كشورهاي توسعه نيافته كه قدرت مالي اندكي دارند، ساده‌تر شود.

2. برنامه كپي اسمارت[12] . اين برنامه يكي ديگر از طرح‌هايي است كه مورد حمايت كميسيون اروپايي است و در فوريه سال 1998 به اتمام رسيده است. اين نظام را مي‌توان به سه بخش تقسيم كرد: الف) مسئولان حفظ حق مؤلف[13] . پشتيباني كننده اطلاعات اين امكان را در اختيار دارد تا زمينه كاربرد زبان متداول و كنترل مواد را ايجاد كند. به‌طور مثال، گاه ممكن است مسئولان حفظ حقوق بخواهند اثري را كه در دسترسشان قرار گرفته تكثير يا بخش‌هايي از آن را كم يا زياد كنند، و يا مايل باشند استفاده‌كنندگان تجاري را بر دانشجويان ترجيح دهند؛ ب) توزيع‌كنندگان[14] . اين عوامل نيز مطابق دستورالعمل مربوط به مسئولان حفظ حقّ مؤلف[15] ، پرونده‌اي را تشكيل مي‌دهند و كارت هوشمند[16]  براي استفاده‌كننده صادر مي‌كنند كه حاوي اطلاعاتي از قبيل نوع استفاده‌كننده (تجاري يا دانشگاهي) و طريقه پرداخت هزينه‌هاست؛ ج) استفاده‌كنندگان نهايي. اين افراد داراي كارت هوشمند خواهند بود كه جزئيات مقدار اعتبار و ميزان كاهش آن را نشان مي‌دهد (15:4).

3. طرح كُپ آرمز[17] . پيشرفت‌هاي مهمي در زمينه اشاعه  اطلاعات الكترونيكي در مقايسه با مواد كاغذي حاصل شده است. اين پيشرفت‌ها حاكي از كاهش ذخيره‌سازي اطلاعات درخواستي در منطقه‌اي خاص و بالابردن سرعت امانت‌دهي اسناد و مدارك در فواصل مكاني گسترده است. با تدابير ويژه اشاعه اطلاعات، ساختارهاي الكترونيكي پيش‌بيني شده اين امكان را در اختيار استفاده‌كنندگان قرار مي‌دهند كه بر عوامل فيزيكي نظير فاصله مكاني فائق آيند. براي سرمايه‌گذاري در اين زمينه مسئله حق مؤلف بايد تضمين شود و نظام بايد به گونه‌اي عمل كند كه حمايت و اطمينان لازم حاصل گردد و در عوض براي جبران استفاده از منابع، به شيوه‌اي مناسب حقوق مؤلف به‌طور قانوني رعايت شود. راه‌حل مناسب، در بسياري موارد، اجراي نظام مديريت حق مؤلف الكترونيكي (آرمز)[18]است كه تحت نظارت و سرپرستي اداره حقّ مؤلف كتابخانه بريتانيا و كاركنان دفتر دسترسي جهاني به انتشارات ايفلا انجام مي‌گيرد. هدف اين نظام آن است كه كارآيي و اثربخشي آرمز به گونه‌اي باشد كه حاميان حق مؤلف را تشويق و ترغيب به ذخيره‌سازي آثارشان و انتقال آنها به صورت الكترونيكي كند و شرايط افزايش ارائه خدمات پشتيباني در هر جا و به هر فرد را به نحو احسن فراهم سازد.

طرح هماهنگي نظام مديريت حقوق پديدآورندگان آثار الكترونيكي (كُپ آرمز)، نقش مهمي را در همكاري به منظور سازماندهي و توسعه "آرمز" برعهده دارد و لزوم حركت به سوي ذخيره‌سازي اسناد و مدارك به صورت الكترونيكي را گوشزد مي‌كند(6). برخي اهداف اين برنامه عبارت است از: دستيابي به همه منابع منتشر شده در نظام رايانه‌اي، توسعه همكاري‌هاي بين‌كتابخانه‌اي، هماهنگي و اجراي سياست‌ها و استانداردهاي بين‌المللي در حوزه انتقال اسناد و مدارك، از ميان برداشتن موانع مؤثر بر سر راه دستيابي به منابع، انتقال فن‌آوري، تجزيه و تحليل روند اجراي طرح آرمز، و مشاوره حقوقي (3:9).

4. طرح كُپي كت[19] . اين طرح از جمله طرح‌هاي جديد كميسيون اروپاست كه به منظور يافتن راه اصلي براي استفاده راه دور از منابع آموزشي از طريق شبكه‌هاي رايانه‌اي عمل مي‌كند. هدف اين طرح، آموزش دوربرد و دسترسي به انتشارات براي اهداف آموزشي است (2:5-3).

 

مآخذ: 1) شوراي انقلاب فرهنگي. دبيرخانه. مصوبه جلسه 441 مورخ 21/2/78؛ 2) عبدلي، مهشيد. "بررسي امكانات پيوستن به برنامه دسترسي جهاني به انتشارات (UAP) در ايران". پايان‌نامه كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع‌رساني، دانشگاه آزاد اسلامي، 1375؛ 3) نخست‌وزيري. بخشنامه واسپاري نسخ رايگان به كتابخانه ملي، 1365؛ 4) "همكاري بين‌المللي: نقش دفاتر ايفلا براي دسترسي جهاني به انتشارات و امانت بين‌المللي". ترجمه عليرضا غلامي. فصلنامه پيام كتابخانه. س. نهم، 1 (بهار 1378):10-16؛

5) COPEARMS. [onـline] Available: http:// www. nic.bnc. ca/ifla/Copearms; 6) Cornish, Graham P. "Progress Report for the UAP Programme". 60th. IFLA General Conference- Conference Proceedings ـAug. 21-27, 1994; 7) Idem. "Universal Availability of Publication". Encyclopedia of Library and information science. Vol. 58, PP. 325-346; 8) Gould Sara; Watkins, Yady. "IFLA Programme for UAP & International Lending ."Journal of Librarianship and Information Science, Vol.30, No.3 (Sep. 1998); 9) "IFLA Programme for UAP to be Involved in COPEARMS Project". IFLA RSAO News Letter, Vol.7, No.2 (Dec. 1995): 5; 10) "IFLA Voucher Scheme - A UAP cor Programme Project". IFLA Journal, Vol. 21, No.1 (1995):60; 11) Line, Maurice B. "Universal Availability of Publication". Unesco Bulletine, Vol. 31 (May, Jun 1977): 144.

                مهشيد عبدلي

            بازنگاري داكا

 

 

[1]. Universal Availability of Publication (UAP)

[2]. Universal Bibliographic Control (UBC)

[3]. Donald Urquhart

[4]. National and International Library Planning

[5]. Committee on International Lending

[6]. International Congress on UAP

[7]. International Office for UAP

[8]. IFLA Section on Libraries for the Blind

[9]. European Blind Union

[10]. IFLA Voucher Payment Scheme for InternationalTransactions

[11]. Real Money

[12]. Copy Smart

[13]. Rights holder

[14]. Distributers

[15]. Copyright holder

[16]. Smart Card

[17]. COPEARMS (Co- Ordinating Project for Electronic Author᾽s Rights Management Systems)

[18]. Electronic Author᾽s Rights Management Systems(EARMS)

[19]. COPICAT (Copyright Ownership Protection inComputer)

 

 


 

بازگشت به فهرست مقالات ب