Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ب

 

بهاي كتاب. قيمت يا بهاي كتاب، چه از حيث معنوي و چه به لحاظ مادي، از ديرباز مورد توجه بوده و كتاب با توجه به شرايط فرهنگي، سياسي، و اقتصادي قيمت مي‌يافته است. آگاهي ما از قيمت كتاب در جوامع باستاني بسيار اندك است و نمي‌توان حدّ تقريبي قيمت كتاب در دوران باستان را حدس زد (6: 128-130؛ 63:10). با اين همه، احتمال مي‌رود كه نرخ كتاب در جوامع باستاني، به‌سبب كم بودن توليد مواد و ابزارهاي نگارشي، گران بوده باشد. از تمدن مسيحي در سده 10م. گزارش شده است كه كُنتس آنژو براي كاتب نسخه‌اي در وعظ و خطابه، 200 رأس گوسفند، 3 كيل گندم، و تعدادي پوست سمور حق‌الزحمه داد؛ و در فرانسه در قرن 14م.، يك نسخه از كتاب دعا به 200 فرانك طلا خريده شد (10: 122-123).

برخلاف بهاي گزاف كتاب در تمدن‌هاي يوناني، رومي، و مسيحي غربي؛ در تمدن اسلامي، بهاي كتاب وضعي متعادل‌تر داشته است. زيرا در تمدن اسلامي، نخست اينكه در قرن‌هاي اوليه هجري بازار كتاب‌فروشان (سوق‌الوراقه) پديدار شد تا جايي كه گفته‌اند در حدود سال 278 ق. در بغداد بيش از يكصد كتابفروشي وجود داشته است (245:17؛ 530:8)، ديگر آنكه مراكز متعددي در زمينه نسخه‌نويسي و نشر كتب فعاليت داشته‌اند. نه تنها ورّاقان، بلكه نسخه‌نويسان دربارها، كاتباني كه توسط دانشمندان براي نسخه‌نويسي و تكثير نسخ آثارشان كار مي‌كردند، و هم نسخه‌نويسي در مراكز آموزشي و مذهبي، سبب تكثير و نشر نسخه‌هاي فراوان از آثار مكتوب در تمدن اسلامي شده است (1: ج 9، ص 283؛ 4: ج 4، ص 146؛ 2: 165؛ 16: ج 3، ص 151). سيوطي اشاره دارد كه در خزانه كتب فاطميان در مصر، از تاريخ طبري 1200 نسخه و از كتاب العين خليل‌بن احمد، سي دوره (12: ج 1، ص 87) وجود داشته است. روشن است كه وجود نسخه‌هاي عديده از يك اثر مي‌توانسته بر بهاي كتاب در جهان اسلام تأثير بگذارد و مانع از گراني و فزوني قيمت كتاب شود.

البته بهاي كتاب در جهان اسلام، در نخستين قرون هجري، بي‌ترديد زياد بوده، زيرا كاتبان از نوشت‌افزار گران، براي كتابت استفاده مي‌كرده‌اند. جاحظ اشاره دارد كه به‌سبب آنكه كاتبان در سده‌هاي نخست هجري از نوشتن بر كاغذ اكراه داشتند و از پوست به‌جاي كاغذ استفاده مي‌كردند، خواه ناخواه، قيمت كتاب گران بوده است (7: ج 1، ص 252-253).

در اينكه آيا در تمدن اسلامي، كتابفروشان و خريداران كتاب برپايه قاعده و معيارهاي مشخصي نسخه‌هاي كتاب را قيمت‌گذاري مي‌كرده‌اند اطلاعي در دست نيست. از آنجا كه ابن اِخْوَه  (648-729 ق.) در معالم‌القرة في احكام‌الحسبة به مقررات حسبت جميع اهل حرفه‌ها و پيشه‌هاي موجود توجه داده است و به مقررات كتابفروشان اشاره‌اي ندارد، حاكي از آن است كه در زمينه كتابفروشي و قيمت كتاب در روزگار او، هنوز بي‌رويّگي و گران‌فروشي رواج نداشته است. بايد در نظر داشت كه در جهان اسلام ـ همچون امروز ـ بيشتر كساني كه به خريد كتاب مي‌پرداخته‌اند از بضاعت چنداني برخوردار نبوده‌اند. به همين سبب، در زمينه كار كتابفروشان و قيمت كتاب، تخلف و فزون‌طلبي‌هاي مادي به‌ندرت وجود داشته و اگر مواردي رخ مي‌نمود، به‌سرعت زبانزد اهل كتاب مي‌شده و راه‌حلي مي‌يافته است.

خطيب بغدادي در شرح حال فراء مي‌گويد: آن‌گاه كه وي تأليف كتاب المعاني  را به سرانجام رساند، نسخه صحيح و مضبوط آن به‌دست كتابفروشان افتاد. آنان نسخه آن اثر را از دسترس دوستداران و مشتاقان آن دور نگاه مي‌داشتند و فقط در ازاي عرضه‌داشت هر پنج برگ آن براي نسخه‌برداري يك درهم از مشتاقان آن كتاب مي‌گرفتند. اين سوءاستفاده كتابفروشان سبب شد كه مشتاقان آن كتاب به مؤلف آن ـ يعني فراء ـ شكايت بردند. فراء به كتابفروشان توصيه كرد كه از اين بي‌انصافي دست بردارند، اما آنان سفارش او را نپذيرفتند و از نياز مردم به آن كتاب همچنان بهره‌برداري كردند تا آنگاه كه فراء به مشتاقان كتاب مورد بحث قول داد تا تحرير گسترده‌تر كتاب المعاني را فراهم كند. سپس فراء جلسه‌اي گذاشت و يكصد ورق از كتاب المعاني را براي خواستاران به صورت مفصل‌تر املا كرد. چون كتابفروشان از اين موضوع آگاه شدند، به نزد فراء آمدند و توافق كردند تا در ازاي قرار دادن هر دو ورق كتاب المعاني براي نسخه‌برداري، يك درهم بگيرند (9: ج 14، ص 150).

اين مسئله نه تنها حاكي از آن است كه گاه قيمت كتاب، به‌سبب نياز و علاقه مردم به آن، از سوي كتابفروشان گران مي‌شده است؛ بلكه اين نكته مهم را هم تأييد مي‌كند كه مؤلف يا صاحب اثر مي‌توانسته است در اندازه بهاي اثرش دخالت كند. با اين همه، اشاراتي كه در زمينه بهاي كتاب در دوران عباسيان در متون و نگارش‌هاي عربي و فارسي آمده است از آن حكايت دارد كاتبان و كتاب‌فروشان مي‌توانسته‌اند از آن طريق امرار معاش كنند و گاه، حتي پول‌هاي چشمگيري به‌دست آورند. در مورد يحيي بن محمد ارزني ـ كه مردي خوش‌خط و تندنويس بود ـ آورده‌اند كه عصرها به بازار كتابفروشان بغداد مي‌رفت و از كتاب الفصيح نسخه‌اي مي‌نوشت و آن را به نيم دينار مي‌فروخت و خرج زندگي خود را فراهم مي‌كرد (16: ج 2، ص 34-35). از قول ابوعلي حسن بن شهاب عكبري هم نقل كرده‌اند كه وي از راه نسخه‌نويسي و فروش آنها بيست و پنج هزار درهم به‌دست آورده بود (369:11).

با وجودي كه اين‌گونه اشارات را در منابع و مآخذ كهن فراوان مي‌توان يافت و بهاي نسخه‌هاي بعضي از آثار پيشينيان نيز مشخص است، اما اين همه نمي‌تواند دليلي باشد كه قانون و قاعده‌اي معين و نظام‌مند در زمينه قيمت كتاب در جهان اسلام وجود داشته است. قدر مسلم اين است كه بهاي كتاب در سراسر جهان اسلام بسته به شرايطِ عرضه و تقاضا بوده است؛ چنان‌كه در زمان ابوعلي‌بن الهيثم، وي سه نسخه از كتاب‌هاي اقليدس، متوسطات، و مجسطي را به 150 دينار مصري فروخت (155:15). در همان ايام، در بازار وراقان بخارا، بيان اغراض ارسطو در مابعد الطبيعة ابونصر فارابي را ـ كه دلاّل كتاب براي فروش عرضه كرده بود - به سه درهم مي‌فروختند و كسي نمي‌خريد و حتي ابن‌سينا نيز آن را از روي اكراه به اين بها خريداري كرد (558:15؛ 164:2).

درست است كه در جهان اسلام شرايط عرضه و تقاضا را بهاي كتاب معين مي‌كرده است، اما مسائل ديگري هم در تعيين و تشخيص قيمت كتاب اثر داشته است. از جمله اين مسائل رواج عام مطالب فرهنگي در مكان‌ها و زمان‌هاي مختلف بوده است. مثلاً در روزگار تيموريان، كه موضوع ادب و تاريخ همه‌پسندتر بود، كتاب‌هاي مربوط به اين حوزه‌ها نيز خواهان بيشتري داشت و بهاي آن هم بيشتر بود. به‌رغم آن، در عصر صفويه، كه معارف اهل ولايت از جمله علايق مردم ايران بود، آثار مذهبي و عقيدتي مورد توجه بيشتري بود و اين نوع كتاب‌ها نيز بهاي بيشتري داشت. اين نكته را مي‌توان از تعداد نسخه‌هاي استنساخ‌شده در عصر تيموري و صفوي به‌خوبي دريافت.

مسئله صحت متن و مندرجات كتاب نيز از جمله مسائلي است كه بر بهاي نسخ كتاب در جهان اسلام مؤثر بوده است. نسخ كتابي كه مقابله و سماع مي‌شد يا يكي از دانشمندان آن را عَرْض‌ مي‌داد، هم متقاضي بيشتر و هم بهاي بيشتري داشت. به همين سبب، در تاريخ فرهنگ، اسلام، مؤلفان و دانشمندان تا سده 8 ق. خود به كتابت و نسخه‌نويسي مي‌پرداختند. دانشمندي كه به نسخه‌نويسي اهتمام نمي‌كرد، حتي دانش و علم او از اعتبار لازم برخوردار نبود (14: 295-296). دوستداران كتاب نيز به نسخه‌هايي كه صحت متن آنها روشن بود، علاقه بيشتري نشان مي‌دادند و براي اين دسته از نسخه‌ها بهاي بيشتري نيز مي‌پرداختند. گفته‌اند كه وقتي الحكم عباسي در پي تهيه نسخه‌اي صحيح و مضبوط از الأغاني بود، مبلغي بالغ بر هزار دينار به ابوالفرج اصفهاني پرداخت تا نسخه‌اي از اثرش را براي او فراهم كند (4: ج 4، ص  146).

ابن جماعه بسيار كوشيد مجموعه‌اي از آثار مؤلفان را ـ كه به خط خود آنان بود ـ تهيه كرد. پس از شهرت اين مجموعه، كتابدوستان به او مبلغ‌هاي گزافي مي‌دادند تا از روي نسخه‌هاي او نسخه‌نويسي و نسخه‌برداري كنند (3: ج 1، ص 39؛ 5: ج 6، ص 312).

هنري بودن، مُذَهّب بودن، و خوش‌خط بودن نسخه‌ها نيز بر بهاي آنها تأثير مي‌گذاشته است. پديده نفاست هنري كه از اواخر سده 7 ق. به‌طور محدود در زمينه كتاب در تمدن اسلامي آغاز شد، از نيمه دوم سده 9 ق. به اوج كمال رسيد. نسخه‌هايي از كتاب‌هاي مورد توجه كه در ادوار مختلف توسط خوشنويسان مشهور استنساخ مي‌شد و، به اهتمام مذهبان و صورتگران، تذهيب و نقاشي مي‌گرديد با بهاي گزاف فروخته مي‌شد (74:13).

گفتني است كه بهاي كتاب در جهان اسلام هرگز در جايي از نسخ كتاب‌ها ثبت نمي‌شده است. اين نكته شايد ناشي از جهان‌بيني مسلمانان بوده و، در حوزه فرهنگ و معنويت، عنصر مادي ارزش و مجال طرح نمي‌يافته است. نمونه زير كه نوعي از تملك‌هاي كتاب است دقيقاً روشن مي‌دارد كه چرا در تاريخ تمدن اسلامي بهاي كتاب در هيچ جايي از كتاب انعكاس نيافته است. اينكه در برخي تملك‌نامه‌هاي متأخر در نسخه‌هاي خطي، مالك به بهاي خريد كتاب مورد نظرش اشاره دارد، به هيچ روي اصل مورد بحث را مخدوش نمي‌كند.

نمونه تملك (نسخه درر الدقائق، محفوظ در كتابخانه آستان قدس رضوي به شماره 10953)

"كيف اقول هذا في ملكي وللّه مُلك السّموات و الارض. تحفه روزگار بوقلمون/ چند روزي به عاريت با ماست. بر پشت هر كتاب ز هر اسم محضري است /  كاين نسخه‌هاي عاريه هر دم ز ديگري است".

اصل ثبت و درج قيمت كتاب بر نسخه‌هاي آن، اصلي فرنگي است كه با ورود چاپخانه به جهان اسلام و مشرق‌زمين راه يافته و در نخستين كتاب‌هايي كه در مصر و شبه قاره هند و سپس در تركيه و ايران به چاپ سنگي رسيده‌اند، بهاي كتاب به‌عنوان يكي از عناصر نسخه‌شناسي انعكاس يافته است. در چاپ‌هاي سنگي، بهاي كتاب را بيشتر در پايين روي جلد (طبله يا دفته نخست آن) چاپ مي‌كرده‌اند. جالب است كه بعضي از ناشران چاپ سنگي بهاي كتاب‌هاي در دست انتشار را نيز به‌صورت پيش‌فروش بر پشت جلد يا صفحات بدرقه كتاب‌هاي چاپ‌شده آگهي مي‌كرده‌اند. مالكِ كتب خانه نظامي در دهلي، در 1332 ق. در پشتِ جلدِ كاغذيِ چاپ سنگيِ ديوان نهايه‌الكمال امير خسرو دهلوي، آگهي نشر شرح حكمه‌الاشراق را درج كرده و قيمت آن را براي خريداران با تعبير "پيشكشي خريداران" مطرح داشته است.

در روزگار ما بهاي كتاب به بهاي ابزار و خدمات چاپ و نشر وابسته است و عموماً بر مبناي واحد صفحه، قطع، و جلد نرم و سخت كتاب تعيين مي‌شود. بهاي كتاب با عدد و واحد پول رايج، عموماً، در قسمت پايين پشت جلد (طبله يا دفته دوم) به‌صورت زركوب يا كوبيده ثبت مي‌شود و اگر جلد داراي روكش باشد، بهاي كتاب را در قسمت پايين لبه برگردان اول كتاب، مي‌نويسند. عده‌اي از ناشران نيز بهاي كتاب را در صفحه شناسنامه كتاب، پس از مشخصات كتابشناسي درج مي‌كنند.

 

مآخذ : 1) ابن اثير، علي‌بن محمد.  الكامل في‌التاريخ. ليدن: 1871 م. = 1288 ق.؛ 2) ابن جماعه، محمدبن ابراهيم. تذكرة السامع و المتكلم في ادب العالم و المتعلم. بيروت: دارالكتب العلميه، ]بي‌تا[؛ 3) ابن حجر عسقلاني، احمدبن علي. الدرر الكامنة في اعيان المائه الثامنه. حيدرآباد دكن: دايره‌المعارف العثمانيه، 1348؛ 4) ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد. العبر و ديوان المبتدي و الخبر. بولاق :]بي‌نا[، 1284 ق.؛ 5) ابن عماد، عبدالحي بن احمد. شذرات الذهب. بيروت: دارالاحياء التراث العربي، ]بي‌تا[؛ 6) استيپچويچ، الكساندر. كتاب در پويه تاريخ . ترجمه حميدرضا آژير؛ حميدرضا شيخي. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1373؛ 7) جاحظ، عمروبن بحر. الرسائل. به كوشش عبدالسلام هارون. بيروت: دارالكتب العلميه، ]بي‌تا[؛ 8) حتي، فيليپ خوري. تاريخ عرب. ترجمه ابوالقاسم پاينده. تهران: آگاه؛ سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1366؛ 9) خطيب بغدادي، احمدبن علي. تاريخ بغداد. بيروت: دارالكتب العلميه، 1349 ق.= 1309؛ 10) دال، سوند. تاريخ كتاب از كهن‌ترين دوران تا عصر حاضر. ترجمه محمد علي خاكساري. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372؛ 11) سمعاني، عبدالكريم بن محمد. الانساب. چاپ عكسي به كوشش دي. اس. مارگليوث. لندن: ]بي‌نا[، 1912 م. = 1331 ق.؛ 12) سيوطي، عبدالرحمن‌بن ابي بكر. المزهر. به كوشش نصر هوريني. قاهره: دارالسعاده، 1315 ق.؛ 13) عالي، مصطفي‌بن احمد. مناقب هنروران. ترجمه توفيق ه  . سبحاني. تهران: سروش، 1369؛ 14) عش، يوسف. كتابخانه‌هاي عمومي و نيمه‌عمومي عربي در قرون وسطي (بين‌النهرين، سوريه، مصر). ترجمه اسدالله علوي. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372؛ 15) قفطي، جمال‌الدين علي. تاريخ الحكماء. به كوشش ليپرت؛ تصحيح و ترجمه بهين دارائي. تهران: دانشگاه تهران، 1371؛ 16) ياقوت حموي، ياقوت‌بن عبدالله. معجم الادباء. مصر: دار صادر، 1350-1357 ق. = 1308-1315؛ 15) يعقوبي، احمدبن اسحاق. تاريخ يعقوبي. ترجمه محمد ابراهيم آيتي. تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1366.

                نجيب مايل هروي

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ب