Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ب

 

بورستين، دانيل ژوزف[1] . وي نويسنده امريكاي شمالي و دوازدهمين كتابدار كتابخانه كنگره، به‌عنوان استاد، محقق، و مورّخ از شهرت ملي و جهاني برخوردار بود و داراي سبك نگارش گيرا و عقايد نو و بحث‌انگيز بود.

بورستين در اول اكتبر 1914 در آتلانتاي جورجيا چشم به جهان گشود و در اوكلاهما پرورش يافت. در سال 1930 وارد دانشگاه هاروارد شد و با نوشتن سرمقاله‌هايي در مجله <سرخ هاروارد>[2] به عضويت انجمن ملي افتخار پذيرفته شد (هر دانشجويي كه در دوره‌هاي تحصيل دانشگاهي امريكا موفق به گرفتن امتياز علمي مي‌شد به عضويت اين انجمن، كه در سال 1776 تأسيس گرديده بود، در مي‌آمد). پايان‌نامه دوره كارشناسي او درباره كتاب <سقوط و انحطاط امپراتوري رم> [3]اثر گيبون، جايزه بودوين[4]  را كسب كرد و در 1934، با درجه ممتاز، از دانشگاه فارغ‌التحصيل شد.

وي به‌عنوان دانشجوي بورسيه رُدس (از بورس‌هاي دانشگاه آكسفورد) سه سال در رشته حقوق كالج باليول آكسفورد انگليس به تحصيل پرداخت و در آنجا در دو رشته كارشناسي حقوق قضايي (1936) و كارشناسي حقوق مدني (1937) به مقام اول دست يافت. در سال 1937 به‌عنوان دانشجوي بورسيه استرلينگ در دانشكده حقوق دانشگاه ييل به امريكا بازگشت، در 1940 به دريافت درجه دكتراي علوم قضايي نايل آمد، و در سال 1942 به كانون وكلاي ماساچوست راه يافت. در اين اثنا، وي به تدريس تاريخ و ادبيات امريكا در هاروارد اشتغال داشت و در سال 1941، نخستين كتاب خود را به نام <علم اسرارآميز حقوق>[5]  منتشر كرد. شهرت او به‌عنوان محقق و نويسنده در طول 25 سال به‌تدريج فزوني يافت. سرانجام استاد برجسته تاريخ امريكا در دانشكده پريستون و استرلينگ مورتن شيكاگو شد.

در بيشتر آثار بورستين موضوعات معيّني مورد بررسي قرار مي‌گيرد. انديشه اصلي، منحصر به فرد بودن ايالات متحده است. اين انديشه در كتاب <دنياي گمشده توماس جفرسوت>[6]  (1948) و <ماهيت سياست‌هاي امريكايي>[7](1953) مطرح شد كه در مجموعه سه‌جلدي او تحت عنوان <امريكايي‌ها>[8]  (1958-1974) كاملاً پرداخته شد و به دريافت دو جايزه و يك نشان نايل گرديد. رويكرد بورستين به اين انديشه، غالباً او را به تمجيد از روح جسارت و تهورِ متبلور در تاريخ امريكا و تحسين فرصت‌هاي بي‌سابقه‌اي كه زاييده دموكراسي امريكايي است وامي‌داشت. محافظه‌كاران اين روحيه را مي‌ستودند، درحالي‌كه آزاديخواهان اغلب در تفسيرهاي او ترديد مي‌كردند و او را، به‌دليل سرپوش گذاشتن بر برخي رويدادهاي هولناك تاريخ امريكا، و كوچك شمردن قدرت ايدئولوژي، مورد انتقاد قرار مي‌دادند.

در كتاب <تصوّر>[9]  (1962)، بورستين اظهار مي‌كند كه رسانه‌هاي گروهي با جعل وقايع و ايجاد توهمات، امريكايي‌ها را از حقيقت رويدادهاي ملي محروم مي‌كنند. وي در مقاله‌اي تحت عنوان <بربرها از ديدگاه جديد>[10]  تفاوت بين اختلاف نظر و مخالفت را بيان مي‌كند. بورستين معتقد است كه اختلاف نظر روش سازنده‌اي براي اصلاح جامعه از درون است و حال آنكه مخالفت مخرّب رأي اكثريت، كه عامل ضروري براي انسجام ملي است، به‌شمار مي‌رود. وي از دسته دوم به‌سبب كند كردن روند پيشرفت جامعه به‌جاي سرعت بخشيدن به آن ايراد مي‌گرفت و علناً به دانشجويان ضدجنگ تظاهركننده دانشگاه شيكاگو در سال 1968 انتقاد داشت. اين نظرها و اعمال تأثير اندكي بر محبوبيت بورستين در نزد منتقدان ليبرال گذاشت.

منتقداني كه شهادت او را در سال 1953 برابر كميته بررسي فعاليت‌هاي غيرامريكايي به‌ياد مي‌آورند به‌خاطر دارند هنگامي كه كميته از عضويت او در حزب كمونيست امريكا در سال‌هاي 1938 و 1939 سؤال كرد، او شور جواني و اميد نابجا را مقصر دانست، اميد به اينكه اتحاد جماهير شوروي بتواند يهودستيزي را در آلمان نازي متوقف كند. اما پيمان عدم تجاوز ميان آلمان و شوروي در سال 1939، او را براي هميشه از كمونيسم منزجر كرد.

در سال 1969، بورستين شيكاگو را به قصد احراز مديريت موزه ملي تاريخ و فن‌آوري در موسسه اسميت سونيان ترك كرد و با تلفيق نمايشگاه‌هاي چاپ، عكاسي، و تاريخ پست، طبقه كاملي را به نمايشگاه "وسايل ارتباطي" اختصاص داد. سپس در بخش مركزي نمايشگاه "گزارش خبري" را داير كرد و به مرمت سالن هنرهاي سكه‌شناسي و نشان‌ها پرداخت و آن را "تالار پول و نشان" نام نهاد. وي اسميت سونيان را به برپايي نمايشگاه دويست‌ساله‌اي از تنوع جامعه امريكايي با عنوان "ملت ملت‌ها"[11]  ترغيب كرد، به بهبود سياست و روش‌هاي تهيه مجموعه موزه همت گماشت، و محققان را به مطالعه اهداف موزه تشويق كرد. او خدمات عمومي موزه را با بازسازي اداره قديمي و همچنان فعال موسسه پست اسميت سونيان توسعه داد و به تهيه توافقنامه‌اي با انتشارات مك گروهيل مبني بر سرمايه‌گذاري و اداره كتابفروشي مبادرت كرد. در سال 1973 به‌عنوان تاريخ‌نويس ارشد انتخاب شد و، در نتيجه، وقت بيشتري براي تحقيق و تأليف در اختيار داشت.

در بهار 1975، جرالد آر فورد بورستين را به‌عنوان كتابدار كتابخانه كنگره و نامزد جانشين مامفورد معرفي كرد. خبر نامزدي بورستين به‌سختي در اذهان جا افتاد، و با آنكه بسياري از افراد بانفوذ كنگره، وي را دقيقاً به‌سبب صلاحيت علمي و تمايل به ارائه بهترين‌هاي فرهنگ امريكا به خوانندگانش حمايت كردند، گروه‌هاي بانفوذي هم بر او خرده گرفتند. به بيان انجمن كتابداران امريكا، "بورستين به‌عنوان يك مدير از تجربه چنداني برخوردار نيست، درحالي‌كه كتابخانه كنگره به يك كتابدار متخصص با درك دنياي كتابداري نياز دارد". اعضاي شوراي مركزي كاركنان فدرال؛ فدراسيون كاركنان ايالت‌ها، استان‌ها و شهرهاي امريكا؛ و كاركنان سياه‌پوست كتابخانه كنگره اعتراض كردند كه گذشته بورستين نشان مي‌دهد او براي انجام هرگونه اقدام مثبتي ضعف دارد.

بورستين جسورانه و بي‌پرده به همه اعتراض‌ها پاسخ داد، بر تصميم خود مبني بر اينكه قصد دارد يك كتابدار تمام‌وقت بماند پافشاري كرد، و اظهار داشت كه احتمالاً به تحقيق و تأليف در اوقات فراغت ادامه خواهد داد. واكنش نمايندگان كنگره نشان داد كه از طرفي اظهارات بورستين كاملاً قانع‌كننده بوده است و از طرف ديگر توانايي‌هاي او متناسب با استنباط آنان از كتابدار كتابخانه كنگره است. كميته قوانين و امور اداري مجلس سنا، متفقاً، بورستين را به تالار مجلس سنا معرفي كردند و در آنجا وي بي‌درنگ در 26 سپتامبر 1975 به‌عنوان دوازدهمين كتابدار كتابخانه تأييد شد.

چند ماهي از كتابدار شدن بورستين نگذشته بود كه گروه ويژه‌اي را براي بررسي اهداف، سازماندهي، و برنامه‌ريزي كتابخانه تعيين كرد و هشت گروه مشاور نيز براي آنها در نظر گرفت تا فعاليت‌هاي كتابخانه را بررسي و اصلاحاتي را پيشنهاد كنند. يك سال بعد، گروه‌ها گزارش خود را ارائه دادند. در اين اثنا، بورستين با پيش‌بيني مسير حركت آينده خود و با استفاده از اعتقادات و نفوذ ارتباطات علمي خويش، اقداماتي را انجام داد. او به‌سرعت درهاي جلوي كتابخانه را گشود، امكان دسترسي مستقيم عموم مردم را به تالار بزرگ (جايي كه مراسم تحليف را به‌جاي آورده بود) فراهم كرد، و غرفه راهنما را جايگزين دفتر نگهباني كرد. وي جدول برنامه‌ها را در مقابل كتابخانه در ميدان نپتون قرار داد و براي پذيرايي از بازديدكنندگان و كاركنان در هنگام نهار، برنامه رويدادهاي فرهنگي را در نظر گرفت. او همچنين امكان دستيابي بيشتر به كاركنان بخش مرجع را براي استفاده‌كنندگان تالار مطالعه اصلي و گنبدي كتابخانه فراهم آورد و اعضاي برجسته جوامع فرهنگي، انتشاراتي، و علمي را به صَرف شام‌هاي رسمي در تالار بزرگ دعوت كرد تا از حمايت آنان به‌عنوان نمايندگان تام‌الاختيار كتابخانه كنگره برخوردار شود. براي مشاوره درباره گسترش ارتباط با دنياي علمي، شوراي محققان را تشكيل داد و در سال 1977 نيز براي جلب توجه بيشتر به نقش كتاب در فرايند ارتباطات، كنگره را متقاعد ساخت تا اجازه تأسيس مركز كتاب را به كتابخانه بدهد و از زمان تأسيس اين مركز، برنامه‌ها و همايش‌هاي گوناگوني ترتيب داد. ميان‌پرده‌هاي تلويزيوني تحت عنوان "بيشتر درباره آن بخوانيم" را بعد از برنامه‌هاي ويژه تلويزيوني سي.بي.اس. تهيه كرد، شخصيت كارتوني شبكه اي.بي.سي. به نام اُ.جي. ريدمور را حمايت كرد، بررسي‌يي تحت عنوان "كتاب‌ها تفاوت را ايجاد مي‌كنند" انجام داد، و پست ايالات متحده را به انتشار تمبر يادبود به مناسبت تجليل از "جمعيت خوانندگان كتاب" در سال 1984 ترغيب كرد.

بورستين، همچنين، راه دسترسي به موجودي كتابخانه را با تبليغ آن به‌منزله "دايره‌المعارف چندرسانه‌اي" و ايجاد انواع خدمات كتابخانه‌اي براي آشنايي كاربران با كليه محمل‌هاي اطلاعاتي متحول ساخت. وي مجموعه عظيم هنرهاي نمايشي را به مركز كِندِي در واشنگتن منتقل كرد، با توجه به موجودي كتابخانه به افتتاح نمايشگاه‌هاي سيّار اقدام كرد، و به فهرست انتشارات كتابخانه كنگره افزود. اين همه، بعضي از طرح‌هاي او رد شد. به او اجازه داده نشد مجموعه حقوق كنگره را در يك بخش موضوعي جاي دهد و توصيه او مبني بر انتقال مجموعه زبان‌هاي خارجي كتابخانه به مراكز پرجمعيت محلي در سراسر كشور نيز مقبول نيفتاد. او از آن بيم داشت كه به ارزش كتابخانه به‌عنوان مركزي كه هرگونه اطلاعاتي را دربر مي‌گيرد لطمه وارد شود.

بورستين در سال 1987 از كتابخانه كنگره بازنشسته شد و پست سردبير عالي "دابل دي اَند كمپاني"[12]  را پذيرفت.

با آنكه برخي سبك مديريت او را خودخواهانه مي‌دانند. با انتشار خبر نامزدي او اعتراض‌ها ديگر جايي براي مطرح شدن نداشت و او توانست با تمام محافل علاقه‌مند به كتابخانه كنگره ارتباط برقرار كند. علاوه بر اين، وي گزارشي از وضعيت مؤسسه ارائه داد و روابط جديدي با محققان، رهبران فرهنگي، و بخش‌هاي گوناگون صنعت ارتباطات برقرار كرد.

            وين اِي. ويگاند[13]  (WELIS)

                 ترجمه ويدا بزرگ‌چمي

 

[1]. Boorstin, Daniel Joseph

[2]. Harvard Crimson

[3]. Decline and Fall of the Roman Empire

[4]. Bowdoin prize

[5]. Mysterious Science of the Law

[6]. Lost World of Thomas Jefferson

[7]. Genius of American Politics

[8]. Americans

[9]. Image

[10]. New Barbarians

[11]. Nation of Nations

[12]. Doubleday and Company

[13]. Wayne A. Wiegand

 

بازگشت به فهرست مقالات ب