Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ت

 

تندنويسي[1]. اين مفهوم به روش نوشتن سريع از طريق جايگزين كردن نشانه‌ها، كوته‌نوشت‌ها، يا نمادها به‌جاي حروف، كلمات، يا عبارات اطلاق مي‌شود. برابرنهاده‌هاي ديگر تندنويسي، كوته‌نويسي[2]، تندنگاري[3]، و كوته‌نگاري[4] است. چون تندنويسي بايد بسيار سريع انجام شود، تندنويس قادر است به ثبت خلاصه مذاكرات حقوقي، اظهارات دادگاه‌ها، يا املاي متن مكاتبات تجاري بپردازد. به‌علاوه، تندنويسي در طي قرون به‌عنوان ابزاري فرهنگي به‌كار رفته است: جرج برناردشاو نمايشنامه‌هاي خود را تندنويسي مي‌كرد؛ ساموئل پيپز خاطرات خود را به اين روش مي‌نوشت؛ خطابه سيسرو، موعظه‌هاي مارتين لوتر، و نمايشنامه‌هاي شكسپير نيز همگي به‌صورت تندنويسي‌شده برجاي مانده‌اند.

تاريخچه. در طي قرون، تندنويسي با نظام‌هاي مبني بر نشانه‌هاي نوشتاري (املاي معمولي)، آواشناسي (آواهاي واژه‌ها)، و نمادهاي اختياري همانند دايره‌اي كوچك در دايره‌اي بزرگ‌تر، براي نشان دادن عبارت دور جهان، نوشته شده است.

بيشتر مورخان مراحل آغازين تندنويسي را به گزنفون، مورخ يوناني، كه براي نوشتن خاطرات سقراط از نوعي روش كهن يوناني استفاده مي‌كرد، مربوط مي‌دانند. در آغاز، تندنويسي در امپراتوري رم كاربرد عام يافت. ماركوس توليوس تيرو، برده آزادشده و آموزش‌ديده‌اي كه عضوي از خانواده سيسرون به‌شمار مي‌رفت، يادداشت‌هاي تيروني، يعني اولين نظام تندنويسي لاتيني، را ابداع كرد. اين ابداع، كه در سال 63 ق.م. رخ داد، هزاران سال دوام يافت. سپس تيرو لغتنامه تندنويسي را نيز گردآوري كرد. از ميان نخستين نويسندگان ورزيده تندنويسي مي‌توان امپراتور تيتوس، ژوليوس سزار، و شماري از اسقف‌ها را نام برد. با شروع قرون وسطي در اروپا، چون تندنويسي با سحر و جادو ارتباط يافت، از ميان رفت.

توماس بكت، اسقف اعظم كانتربري (1170-1180 م.)، پژوهش در مورد شيوه تندنويسي تيرو را ترغيب كرد و از قرن پانزدهم، با كشف لغتنامه يادداشت‌هاي سيسرون و نيز زبور، نوشته‌شده به روش تندنويسي تيروني، در صومعه بنديكتن، تمايل تازه‌اي در به‌كارگيري اين شيوه به‌وجود آمد. تيموتي برايت در 1588 م. روشي انگليسي را كه دربرگيرنده خطوط راست، دايره‌ها، و نيم‌دايره‌ها بود طراحي كرد. روش تيرو شامل نشانه‌هاي منحني بود كه بر اساس نوشتار معمولي پايه‌ريزي شده بود. روش برايت، كاراكتري[5] (هنر كوتاه، تند، و رمزنويسي به‌وسيله نشانه) خوانده شد.

در قرن هفدهم چهار ابداع‌كننده مهم تندنويسي ظهور كردند: جان ويلز كه پدر تندنويسي نوين به‌شمار مي‌رفت؛ توماس شلتون كه روش او توسط ساموئل پيپز، براي نوشتن خاطرات معروفش مورد استفاده قرار گرفت؛ جرميا ريچ كه اين هنر را نه فقط با انتشار روش خود، رواج داد، بلكه با نگارش زبور و عهد جديد به اين روش تندنويسي عموميت بخشيد؛ و ويليام ميسون كه روش او براي ثبت موعظه‌ها و ترجمه كتاب مقدس در سال‌هاي بعد از تحولات اروپا به‌كار رفت. روش ميسون بعدها مورد قبول واقع شد و روش رسمي مجلس بريتانيا گرديد. در سده‌هاي بعد چندين روش ديگر نيز ابداع شد، اما عمر بيشتر آنها كوتاه بود. يكي از موفق‌ترين اين روش‌ها روش تندنويسي انگليسي ساموئل تيلور بود كه در سال 1786 بر پايه يكي از نمونه‌هاي پيشين ابداع گرديد. روش تيلور در زبان‌هاي فرانسوي، اسپانيايي، پرتغالي، ايتاليايي، سوئدي، آلماني، هلندي، مجارستاني، و ديگر زبان‌ها مورد قبول واقع شد.

انقلاب صنعتي نياز به تندنويسان را در تجارت به ارمغان آورد. چون استفاده از روش‌هاي هندسي متداول، نياز به سطح بالاي تحصيلات و آموزش‌هاي طولاني داشت، نياز به روشي كه براي آموزش آسان‌تر باشد احساس مي‌شد. فرانس زاور گابلز برگر آلماني (1789-1849) استفاده از روش‌هاي هندسي را رها كرد و روش ساده استفاده از نشانه‌هاي داراي انحنا را توسعه داد. روشي كه او هنر گفتار ـ نشانه[6] مي‌ناميد، بر پايه نشانه‌هاي نوشتاري لاتيني بنا شده بود؛ و گرچه فوق‌العاده نبود، در طرح كلي نظم، آراستگي، و زيبايي داشت. اين روش خود موفقيتي كسب كرد و در سوئيس، اتريش، اسكانديناوي، فنلاند، و روسيه گسترش يافت. آساني اين روش، آن را به امر ساده‌اي در ترجمه به زبان‌هاي ديگر تبديل كرد و در سال 1928 روش ملي ايتاليا گرديد.

روش‌هاي نشانه‌اي نوين. سر ايزاك پيتمن[7] (1813-1897) معلمي كه از اصلاح شيوه نوشتار حمايت مي‌كرد، به‌سبب مشاركتش در تندنويسي توسط ملكه ويكتوريا، صاحب عنوان رسمي شد. پيتمن روش تندنويسي تيلور را آموخت و ضمن توجه به نقاط ضعف آن، روش خود را با تركيب نوشتار و آوا، طراحي كرد، و اين همان اصولي است كه وي در ارتباط با نوشتار معمولي آوايي، مورد حمايت قرار داد. او روش خود را در كتابي با عنوان >كوته‌نويسي... <[8]در سال 1837 انتشار داد. اين روش 25 نشانه همخواني، 24 نشانه دو همخواني، و شانزده نشانه واكه‌اي داشت. به همين صورت، آواهاي مربوط، با نشانه‌هاي مربوط نشان داده مي‌شد، و ضمن اينكه به‌تدريج چرخش‌هاي قلم حذف مي‌گرديد، كوچك‌ترين نشانه‌ها براي كوچك‌ترين آواها به‌كار مي‌رفت و تك‌نشانه‌ها براي نشان دادن همخوان‌هاي تك، مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در ابتدا، اصل طرح بيان واكه‌هاي محذوف يعني نوشتن واژه در بالا، رو، يا زير خط نوشتار تا درس‌هاي بعدي حفظ و سپس نظريه مربوط ارائه مي‌گرديد. آن‌گاه وضعيت قرار گرفتن نخستين درس معرفي مي‌شد.

در 1852، بن‌پيتمن، برادر ايزاك پيتمن، روش فوق را به امريكا برد و اين روش با چند تغيير جزئي به‌عنوان روشي بسيار گسترده در كانادا و ايالات متحده مورد استفاده قرار گرفت. در همه‌پرسي 1889 مشخص شد كه 98 درصد تندنويسان امريكا از روش ايزاك پيتمن يا يكي از گونه‌هاي اصلاح‌شده آن استفاده كرده‌اند. تندنويسي به‌روش پيتمن مورد پذيرش زبان‌هاي افريقايي، عربي، ارمني، هلندي، فرانسوي، گِيلي، آلماني، عبري، هندي، ايتاليايي، ژاپني، فارسي، اسپانيايي، و زبان‌هاي ديگر قرار گرفت. جان رابرت گريك ايرلندي (1867ـ 1948) شيوه تندنويسي تيلور را در ده سالگي نزد خود آموخت، سپس به خودآموزي روش تندنويسي پيتمن پرداخت اما ديدگاه‌ها، ابهام‌ها، و وضعيت آن را دوست نداشت. چندي بعد، در دوره‌هاي آغازين نوجواني، تاريخچه تندنويسي‌يي را كه توماس اندرسن عضو جامعه تندنويسان لندن نوشته بود مطالعه كرد. اندرسن اصول نظام مطلوب تندنويسي را فهرست كرده بود و معتقد بود كه هيچ‌يك از روش‌هاي دربردارنده اين اصول، از قبيل نشانه‌هاي مستقل براي واكه‌ها و همخوان‌ها، نوشتار تمام نشانه‌ها با ضخامت همانند، نوشتار همه نشانه‌ها بر روي يك خط نوشتاري، و اصول كوته‌نويسي، هماهنگ نيستند.

گريك هجده‌ساله بود كه روش خود را ابداع كرد. در 1888 در 21 سالگي آن را به‌شكل جزوه‌اي به‌نام Light-Line Phonograpy انتشار داد. روش گريك بيشتر روش تندنويسي داراي طرح‌هاي منحني‌دار، همراه با دايره‌ها، قلاب‌ها، و حلقه‌ها بود. اين روش بر اساس نشانه‌هاي بيضوي و تخم‌مرغي‌شكل و زاويه‌دار نوشتار معمولي بنيان گرفته و حركت آن منحني بود. ضمن اينكه در آن، زواياي باز با تركيب طبيعي خطوط حذف مي‌گرديد، واكه‌ها پيوسته مي‌شد، نقاط مهم از ميان مي‌رفت، و نوشتار عمودي بود يا در يك وضعيت قرار داشت.

در 1893، گريك روش خود را به ايالات متحده برد و از آن پس، روش وي به روش "تندنويسي گريگ" تبديل شد. اين ابداع‌كننده دريافت كه روش تندنويسي جز در شهرهاي ساحلي شرقي، در مناطق ديگر عملاً ناشناخته است. در آن زمان، دبيرستان‌ها شروع به تدريس تندنويسي كردند و گريك ضمن سفر به نواحي شمال مركزي ايالات متحده، غرب، و جنوب، روش خود را شناساند و با موفقيت آن را آموزش داد. روش گريك، به‌عنوان روش برجسته آموزش در ايالات متحده، جانشين روش پيتمن شد. اين روش در كانادا و نيز جزاير انگليس گسترش يافت. روش تندنويسي گريك به زبان‌هاي انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي، پرتقالي، عربي، روسي، ايتاليايي، تاگولوكي، ژاپني، تايلندي، چيني، ارس (گيلي اسكاتلندي)، اسپرانتو، و لهستاني چاپ شد.

نخستين و مهم‌ترين روش آلماني روش اشتولتز شري[9] بود. ويليام اشتولتز روش خود را همزمان با روش گابلز برگر و نيز با همان شيوه ابداع كرد. اندكي بعد روش‌هاي اشتولتز و شري به‌تدريج در هم ادغام شد و سپس به‌روش مهم آلمان و سوئيس تبديل گرديد. تندنويسي اشتولتز ـ شري با ديگر زبان‌ها همانند دانماركي، هلندي، فرانسوي، ايتاليايي، نروژي، لهستاني، روسي، و اسپانيايي نيز انطباق يافت.

در 1924، پس از دو دهه تحول و پيشرفت، روش نويني بر پايه روش‌هاي گابلز برگر و اشتولتز - شري به كمال رسيد. روش Deutsch Einheiskurzchift، با تجديد نظر در سال‌هاي 1936 و 1968، روش اصلي شد كه امروزه در آلمان و اتريش نيز به‌كار مي‌رود. تحرير تغييريافته‌اي از آن نيز در سال 1970 در آلمان شرقي شكل گرفت.

 (EBR)

ترجمه سعيد عريان

 



.[1] Shorthand

.[2] Stenography

.[3] Tachygraphy

.[4] Brachygraphy

.[5] Characterie

.[6] Speech - sign art

.[7] Sir Isaac Pitman

.[8] Stenographic Sound- Hand

.[9] Stolze Schrey

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ت