پرش به محتوای اصلی

دايرة المعارف كتابداري و اطلاع‌رساني(نسخه آزمایشی)

برو به جستجو
آ
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
  
دايرة المعارف كتابداري و اطلاع‌رساني(نسخه آزمایشی) > صفحات دايرة المعارف > تهران، كتابخانه‌هاي  

تهران، كتابخانه‌هاي

بازگشت به فهرست مقالات ت

 

تهران، كتابخانه‌هاي. استان تهران در قسمت شمالي مركز ايران قرار دارد و از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از شرق به استان سمنان، و از غرب به استان قزوين محدود است. مساحت اين استان 18956 كيلومتر مربع و جمعيت اين استان (طبق آمار سال 1375) در حدود 11200000 نفر و مساحت آن 18956كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 65 درصد در شهرها و 35 درصد در روستاها سكونت داشته‌اند.

استان تهران داراي 10 شهرستان، 35 شهر، 29 بخش، 93 دهستان، و 3383 آبادي است. مركز اين استان شهر تهران است و ديگر شهرهاي آن آبعلي، دماوند، ري، شميران، فيروزكوه، كرج، و ورامين است (2: 3، 35، 36).

تاريخچه. تهران، برخلاف بيشتر شهرهاي بزرگ ايران، پيشينه دراز و قابل توجهي ندارد. نام تهران از دو بخش "ته" به‌معناي گرم، و "ران" - كه پسوند جايگاه است - تركيب شده و احتمالا در روزگاران كهن، قشلاق مردمي بوده كه تابستان‌ها را در شميران (جاي سرد) ييلاق مي‌كرده‌اند. كهن‌ترين منبعي كه از تهران ياد كرده فارسنامه ابن بلخي (پيش از 510 ق.) است كه، در آن روزگار، تهران را روستاي كوچكي دانسته است. در سال‌هاي 617 و 621 ق.، كه مغولان ري را ويران و مردم آن را قتل عام كردند، تهران به‌جاي شهر ازميان‌رفته ري سر برآورد. اين شهر در دوران صفويه به‌تدريج رو به آباداني گذاشت و در 1200 ق. كه آقا محمدخان قاجار (1193 - 1211 ق.) سرسلسله قاجاريان، در اين شهر تاجگذاري كرد پايتخت ايران گرديد (8: ج 5، ص 176، 177). برخلاف تهران، ري از شهرهاي باستاني ايران است كه پيشينه آن به دوران مادها مي‌رسد. ري در دوران قبل و بعد از اسلام از شهرهاي آباد و مهم ايران بوده است. اين شهر، در خلال سال‌هاي 18 تا 24 ق. توسط سپاه اسلام فتح شد و از مراكز مهم تشيع در ايران محسوب مي‌گرديد و مورد توجه خاص سلسله شيعي آل بويه (322-447 ق.) بود (11: ج 1، ص 1143-1144). وجود وزراي دانشمند و فرهنگ‌دوست اين سلسله، همچون ابن‌عميد (     - 360 ق.) و صاحب‌بن عبّاد (326-385ق.)، باعث شكوه و رونق فرهنگي اين شهر گرديد و علما و دانشمندان زيادي با تشويق و حمايت آن دو، به تأليف، تصنيف، و فعاليت‌هاي علمي پرداختند (3: ج 4، ص342).

هرچند ري پس از حمله سلطان محمود غزنوي (387-421 ق.) دچار آسيب فراواني گرديد، از آن پس و تا حمله مغول، اين شهر همچنان اعتبار و اهميت ويژه‌اي داشت و توصيف كتابخانه‌هاي مهم و معتبر آن در كتاب‌هاي تاريخ و سفرنامه آمده است (1: ج 1، ص 357).

در دوره صفويه، توجه خاصي به اماكن مقدس مذهبي و از جمله آستانه‌ها گرديد. اموال و موقوفات زيادي به آنها اختصاص يافت و پادشاهان و بزرگان صفوي مجموعه‌هاي ارزشمندي وقف آستانه‌ها كردند. شاه عباس اول صفوي در 1037 ق. تعداد 119 جلد كتاب نفيس وقف آستانه حضرت عبدالعظيم (ع) كرد كه سه جلد از آنها بر جاي مانده است (1: ج 1، ص 357). در دوره قاجار (1210-1344 ق.) كه تهران به‌عنوان پايتخت كشور انتخاب شد آستانه حضرت عبدالعظيم (ع)، مورد توجه خاص پادشاهان و بزرگان اين سلسله قرار گرفت و اهميت روزافزوني يافت. ميرزا محمدتقي نوري، كه در حدود 1230 ق. از كتابخانه آستانه ديدن كرد، آن را كتابخانه‌اي بزرگ و معتبر دانسته كه در محل فعلي كفش‌كن ايوان بزرگ قرار داشته است. در سال 1324 ش.، كتابخانه‌اي در شرق امامزاده حمزه تأسيس شد كه تا 1339 ش. داير بوده است. در ارديبهشت همان سال، كتابخانه‌اي در دو طبقه در جنوب امامزاده حمزه ساخته شد. كهن‌ترين قرآن خطي موجود در اين كتابخانه، به خط نسخ و ثلث، در 940 ق. تحرير يافته است و همچنين كهن‌ترين سند رسمي، فرمان شاه طهماسب اول صفوي (930-984 ق.)، درباره اوقاف و توليت آستانه حضرت عبدالعظيم (ع) است (1: ج 1، ص 357).

كتابخانه‌هاي شخصي و خانداني. بر اساس منابع تاريخي، كهن‌ترين كتابخانه شخصي استان، متعلق به ابن‌عميد (   -360 ق.) در ري بوده است. وي، علاوه بر مجموعه ارزشمندي كه خود فراهم كرده بود، مجموعه 15000 جلدي كتابخانه حبشي‌بن معزالدوله (    -369 ق.)، از امراي آل بويه را به همراه كتاب‌هاي جلدنشده فراوان او مصادره كرد (15: ج 8، ص 152؛ 17: 781) كه ابن مسكويه  (    - 421 ق.) به مدت هفت سال سمت كتابداري كتابخانه او را برعهده داشت (3:  ج 4، ص 342؛ 4: ج 1، ص 56). گويند هنگامي كه تركان خراساني خانه‌اش را غارت كردند و او از اين امر آگاهي يافت، نخستين پرسش او اين بود كه كتابخانه چه شد، و چون اطلاع يافت كه به كتاب‌ها آسيبي نرسيده است به از دست رفتن تمام اموالش اهميتي نداد و گفت "هر چيزي عوض دارد جز كتابخانه". چون وي درگذشت، كتابخانه او به‌تملك فرزندش ابوالفتح ذوالكفايتين در آمد (17: 782؛ 26: ج 2، ص 8).

صاحب‌بن عبّاد نيز - چنان‌كه خود مي‌نويسد - در كتابخانه شخصي‌اش در ري، 117000 جلد كتاب نفيس داشته است. هنگامي كه نوح‌بن منصور ساماني (365-387ق.) از او دعوت كرد تا براي تصدي وزارت وي به خراسان برود، در مقام پوزش برآمد و نوشت كه "حركت من به بخارا زحمت و تكليف زياد دارد؛ زيرا حمل و نقل كتابخانه‌ام تنها 400 شتر لازم دارد" (15: ج 8، ص 153؛ 17: 783). چنان‌كه از قراين تاريخي بر مي‌آيد، صاحب پس از آنكه توفيق يافت ابوالفتح ذوالكفايتين را از صحنه سياست و وزارت براند، اموالش را مصادره كرد و كتابخانه ارزشمند وي را به كتابخانه خود انتقال داد. گويند فهرست كتاب‌هاي كتابخانه صاحب ده جلد بوده است (15: ج 8، ص 152-153؛ 17: 783).

رستم‌بن شهريار (379 ق.-    )، از امراي آل بويه، نيز كتابخانه معتبري در ري داشته است. ابن اسفنديار (      -613ق.) كه در دستگاه رستم خدمت مي‌كرد، پس از كشته شدن رستم در طبرستان، به ري گريخت و مدت‌ها در كتابخانه او پنهان بود و از مجموعه آن استفاده مي‌كرد. اين كتابخانه تا حمله مغول به ري (617 ق.) وجود داشته است (26: ج 2، ص 22، 23).

عبدالجليل قزويني (504-585 ق.) در كتاب النقض خود، ضمن برشمردن كتابخانه‌هاي شخصي شيعيان، به "كتب‌خانه صاحبي" در ري نيز اشاره مي‌كند (17: 786، 787). شرف‌الدين محمد، معروف به "نقيب‌النقباي ري" (قرن 6 ق.)، از دانشمندان زمان خود و ممدوح ابوالحسن بيهقي بود و عبدالجليل قزويني نيز كتاب النقض خود را به خواهش او تأليف كرد. به گفته بيهقي، وي كتابخانه نقيب‌النقبا را به هنگام اقامتش در ري ديده و از آن سود جسته است (17: 787).

در دوره قاجاريان، و پس از آنكه تهران به‌عنوان پايتخت كشور برگزيده شد، دولتمردان دانشور، علما، دانشمندان، هنرمندان، و صنعتگران را به اين شهر آوردند و كتابخانه‌هاي متعددي از جمله كتابخانه‌هاي خانداني، مدارس ديني، مساجد، و سپس مؤسسات آموزشي نوين پديد آمد. ميرزا عبدالوهاب نشاط (1175-1244 ق.) منشي اديب و شاعر قاجار، مجموعه قابل توجهي داشته كه خط و امضاي وي بر پشت اغلب آنها بوده است كه پس از مرگ وي، اين مجموعه نيز پراكنده شد. عبدالله منشي طبري (   -1280ق.)، نويسنده دانشمند شرح قاموس، كتابخانه ارزشمندي داشت كه پس از مرگ وي پراكنده گرديد (26: ج 2، ص 166، 167، 176). محمودميرزا قاجار (1214-1280 ق.)، شاهزاده فاضل و اديب قاجار، كتابخانه معتبري داشته كه ميرزا ابوالحسن نهاوندي، متخلص به "اميد"، سال‌ها كتابدار آن بود. از جمله نسخه‌هاي نفيس آن ديوان صائب تبريزي به خط شاعر بود كه هم‌اكنون جزو مجموعه خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي است (26: ج 2، ص 172).

كتابخانه سيف‌الدوله سلطان محمدميرزا، در قرن 13 ق.، بسيار نفيس و به نوشته ناسخ‌التواريخ تا سال 1288 ق. داير بوده است. اعتضادالسلطنه، از شاهزادگان دانشمند قاجار و رئيس مدرسه دارالفنون، كتابخانه معتبري داشت كه بخشي از مجموعه آن، پس از مرگ وي، به كتابخانه مدرسه عالي سپهسالار انتقال يافت (12: ج 1، ص 711؛ 26: ج 2، ص 172)؛ بهمن‌ميرزا قاجار (    -1301ق.)، مجموعه‌اي نفيس داشته كه بسياري از نسخه‌هاي آن به كتابخانه مجلس شوراي ملي داده شد. فرهادميرزا معتمدالدوله (1233-1305 ق.)، از  شاهزادگان دانشمند قاجار، كتابخانه معتبر و نفيسي داشت كه همگي داراي امضا و تاريخ خريد بود. مجموعه وي پس از مرگش پراكنده شد. بعضي از نسخه‌هاي كتابخانه وي هم‌اكنون در كتابخانه و موزه ملي ملك، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، و بسياري از كتابخانه‌هاي شخصي در داخل و خارج كشور موجود است (26: ج 2، ص 168)؛ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه   (1259-1313 ق.)، وزير دانشمند انطباعات ناصري، و مؤلف و سرپرست آثار ارزشمند مرجع، كتابخانه گرانقدري داشته كه شامل 4000 جلد كتاب خطي و چاپي به زبان‌هاي فارسي، عربي، تركي، و فرانسوي بوده است كه بخش قابل توجهي از مجموعه اين كتابخانه، پس از مرگ او، توسط ذكاءالملك فروغي و سردار اسعد بختياري خريداري گرديد (5: ج 3، ص 53؛ 26: ج 2، ص 170). عبدالصمدميرزا عزالدوله نيز شيفته كتاب بود و نسخه‌هاي خطي نفيس و كمياب را به بهايي گران از سراسر جهان خريداري مي‌كرد؛ نسخه اصلي ديوان ابن يمين و نسخه مصوّر شاهنامه كه در زمان شاه طهماسب اول صفوي (930-984 ق.) نوشته شده از جمله نفايس آن بود. ميرعلي شيرازي، ملقب به "شمس‌الادبا"، سال‌ها سمت كتابداري كتابخانه عزالدوله را برعهده داشت (26: ج 2، ص 172، 173)؛ ميرزا تقي لسان‌الملك، ملقب به "سپهر" (1207-1297 ق.)، مورخ نامدار دوره قاجار و مؤلف ناسخ‌التواريخ، كتابخانه نفيسي داشته كه، پس از مرگش، اغلب كتاب‌هاي او پراكنده گرديد؛ رضاقلي‌خان هدايت (1215-1288 ق.)، مورخ نامدار ديگر دوره قاجار و مؤلف روضه‌الصفا، مجموعه خطي ارزشمندي داشته كه تا اواخر سلطنت احمدشاه قاجار (1327 ق. - 1304 ش.) نگهداري مي‌شد، اما بعدآ متفرق گرديد و بخشي از آن به خارج از كشور انتقال يافت؛ كتابخانه اميرنظام گرّوسي (1236-1317 ق.)، كه شهرت و اعتباري داشت، در اواخر عمر وي به گرّوس منتقل شد (26: ج 2، ص 177)؛ و حاج علي كني (1226-1306 ق.)، عالم معروف و مقتدر تهران، كتابخانه قابل توجهي داشت كه پس از او در ميان خانواده‌اش بر جاي ماند (26: ج 2، ص 174).

از ديگر كتابخانه‌هاي مهم شخصي اين استان در دوران قاجار و پهلوي مي‌توان از كتابخانه مهندس‌الممالك غفاري (1260-1333 ق.)، كتابخانه سردار كبير جمشيد، كتابخانه ظهيرالدوله (1281-1342 ق.) كه پس از بمباران مجلس (1326 ق.) به‌غارت رفت، كتابخانه سلطان‌المحققين، كتابخانه شيخ عبدالحسين تهراني (     - 1286 ق.)، كتابخانه سيدنصرالله تقوي (1245-1326)، كتابخانه نصرالله بدر (قرن14 ق.) - كه از جمله نسخه‌هاي نفيس آن كتاب‌العين خليل بن احمد (قرن 2 ق.) بود - كتابخانه شريعت سنگلجي (     - 1323)، شامل مجموعه كتاب‌هاي كلام شيعه و اهل سنّت، كتابخانه فخرالدين نصيري اميني (1289 -    )، و كتابخانه عبدالحسين تيمورتاش (1260-1312 ش.) نام برد (26: ج2، ص 174-202). در دهه‌هاي اخير نيز صدها نفر از محققان و نويسندگان، برحسب تخصص و علايق شخصي خويش، كتابخانه‌هاي معتبر و ارزشمندي شامل كتاب‌هاي خطي و چاپي فارسي، عربي، و زبان‌هاي اروپايي براي خود فراهم آورده‌اند كه به‌عنوان نمونه مي‌توان از كتابخانه محيط طباطبايي، كتابخانه محمد مشكوه، كتابخانه محدّث ارموي، كتابخانه مرتضي مدرسي چهاردهي، كتابخانه اغرار ثقفي، كتابخانه مدرس رضوي، كتابخانه آيت‌زاده مازندراني، كتابخانه دكتر صحت، كتابخانه اديب برومند، كتابخانه مجتبي مينوي، كتابخانه سيدعزيزالله طباطبايي، و كتابخانه ركن‌الدين همايونفرخ نام برد (26: ج 2، ص 202-211). بعضي از اين افراد در زمان حيات خود، مجموعه‌هايشان را به كتابخانه‌هاي بزرگ دانشگاهي، عمومي، يا تخصصي هديه كردند كه، برحسب وصيّتشان، بر اين كتابخانه‌ها وقف گرديد يا توسط اين قبيل كتابخانه‌ها خريداري شد.

كتابخانه‌هاي مدارس ديني. عبدالجليل قزويني (504-585 ق.)، در كتاب النقض، از هشت مدرسه نام مي‌برد كه همه آنها كتابخانه‌هايي آراسته به انواع كتاب داشته؛ از جمله مدرسه سيد تاج‌الدين‌محمد كيسكي يا گيلكي، كه در زمان طغرل سلجوقي (429-455 ق.) بنا شده بود، مدرسه شمس‌الاسلام حسكا بابويه، كه در آن نماز جماعت، قرائت قرآن، مجلس وعظ وفتوا و مانند آن برقرار بوده است، و مدرسه‌اي كه ميان آن دو مدرسه وجود داشته و متعلق به سادات كيكي بوده و به خانقاه زنان شهرت داشته است. از ديگر مدارس به مدرسه فقيه علي جاسبي در كوي اصفهانيان، مدرسه خواجه عبدالجبار مفيد كه چهارصد طلبه در آن مشغول به تحصيل فقه و كلام بودند، مدرسه كوي فيروز، و مدرسه خواجه امام رشيد رازي نزديك دروازه جاروب بندان كه بيش از دويست طلبه در آن به تحصيل اشتغال داشتند مي‌توان اشاره كرد. قزويني همچنين از خانقاه‌هايي چون خانقاه اميراقبالي و خانقاه علي عثمان نام مي‌برد كه پيوسته منزل سادات عالم زاهد و متدين بوده و كتابخانه‌هاي عظيم و شايان توجهي داشته است (17: 774، 775؛ 26: ج 2، ص 24، 25).

از ديگر كتابخانه‌هاي معتبر قرن 5 و 6 ق. مي‌توان كتابخانه مدرسه رضويه در ورامين، مدرسه وزانيان، كه باني آن وزين‌الملك ابوسعد هندوي قمي (     -598ق.) بود، كتابخانه مدرسه زيديان، كتابخانه مدرسه قطب‌الدين راوندي (   -573ق.)، كتابخانه سلطان محمد سلجوقي (498ق.-   )، و مدرسه كوي فيروزه از بناهاي پادشاهان سلجوقي را نام برد (26: ج 2، ص 67). پس از حمله مغول، ري به‌كلي ويران گرديد و از آن پس نشاني از وجود كتابخانه در اين شهر در دست نيست. در زمان فتحعلي شاه قاجار (1212-1250 ق.) مساجد و مدارس زيادي در تهران، پايتخت قاجاريان، ساخته شد كه از جمله آنها مدرسه دارالشفا بود كه كتابخانه آن توسط ميرزا ابوالحسن جلوه (1238-1314ق.) بنا گرديد (26: ج 2، ص 168). در سال 1240ق. فخرالدوله حاكم مرو، در تهران مدرسه‌اي ساخت كه نخست به نام وي مدرسه فخريه و سپس به مدرسه مروي شهرت يافت. در نخستين سال‌هاي تأسيس، در كتابخانه آن بيش از دوهزار جلد كتاب خطي وجود داشت كه نسخه مصوّر و نفيس خمسه نظامي، اثر كمال‌الدين بهزاد (     -844/855 ق.)، از جمله آنها بوده است (15: ج 8، ص 171؛ 26: ج 2، ص 171). كتابخانه مدرسه صدر تهران كه در 1230 ق. بنا گرديد و كتابخانه مدرسه عالي سپهسالار كه پس از مرگ ميرزا حسين‌خان سپهسالار (1298 ق.) تأسيس شد، در نخستين سال‌هاي فعاليت آن، حدود چهارهزار جلد كتاب داشت كه قسمت مهمي از آن، مجموعه شخصي اعتضادالسلطنه (1234-1298 ق.) بود. اين كتابخانه حدود 4160 جلد نسخه خطي دارد كه فهرست آن در 3 جلد چاپ شده است (10: 53؛ 15: ج 8، ص 172؛ 18: 174-177؛ 24: 174-177). مدرسه دانگي (تأسيس 1289 ق.)، مدرسه شاهزاده (تأسيس 1300 ق.)، و مدرسه كاظميه (تأسيس 1302 ق.) نيز هريك كتابخانه مستقل و قابل توجهي داشته است (26: ج 2، ص 213).پس از انقلاب اسلامي، مدارس ديني متعددي در تهران و شهرهاي ديگر استان تأسيس گرديد كه اطلاع دقيقي از تعداد و كتابخانه‌هاي متعلق به آنها در دست نيست.

كتابخانه ملي. در سال 1268 ق. كتابخانه دارالفنون - همزمان با تأسيس مدرسه دارالفنون - احداث، و در سال 1314 ق. كتابخانه ديگري به نام كتابخانه ملي ايران، در جنب اين كتابخانه بنا شد. اين دو كتابخانه در سال 1326 ق. در هم ادغام شد و با نام كتابخانه عمومي معارف آغاز به‌كار كرد.

كتابخانه ملي، عنواني بود كه در سال 1316 ش. رسمآ به اين كتابخانه داده شد. بنابراين، پيشينه آن با درنظر گرفتن مجموعه اوليه، به بيش از 143 سال، و رسمآ به 63 سال مي‌رسد. در طول اين مدت، كتابخانه با عنوان‌هاي گوناگون از جمله: كتابخانه ملي فرهنگ، كتابخانه معارف، كتابخانه فردوسي، و كتابخانه ملي تهران ناميده شد.

اساسنامه كتابخانه ملي، كه در 16 آبان 1369 به تصويب رسيد، اين كتابخانه را مؤسسه‌اي آموزشي (علمي)، تحقيقاتي، و خدماتي دانسته كه زير نظر مستقيم رياست جمهوري انجام وظيفه مي‌كند و هدف آن گردآوري، حفاظت، سازماندهي، و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مكتوب و غيرمكتوب در ايران، ايرانيان خارج از كشور، يا مباحث ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي است (25: 426).

هسته اوليه مجموعه كتابخانه ملي را كتاب‌هاي كتابخانه عمومي معارف، كه شامل تعداد 16306 جلد كتاب خطي و چاپي بوده، تشكيل مي‌دهد كه در سال 1315 ش. به كتابخانه ملي منتقل شد. قديمي‌ترين كتاب‌هاي چاپي اين كتابخانه رساله جهاديه، اثر قائم‌مقام فراهاني به تاريخ 1234 ق.، و كتاب‌هاي قانون، و نجات ابوعلي سينا به زبان عربي است كه در سال 1593 م. در ايتاليا به چاپ رسيده است (25: 426-427).

طبق آمار سال 1378، كل مجموعه كتابخانه ملي در حدود 1460000 منبع شامل كتاب، نشريه، جزوه، نقشه، تمبر، اسلايد، عكس، پوستر، و جز آن بوده است (16: 19).

مجموعه اين كتابخانه از طريق قانون واسپاري، خريد، هديه، و وقف فراهم مي‌شود (16: 20). كتابخانه ملي ايران، در حال حاضر، در پنج ساختمان جدا و دور از هم فعاليت مي‌كند و ساختمان جديد آن در زميني به وسعت 90000 متر مربع  در حال احداث است كه ظرفيت 7000000 منبع در آن پيش‌بيني شده است (25: 427).

كتابخانه‌هاي عمومي. كتابخانه شخصي معروف و معتبر و بي‌نظير صاحب‌بن عبّاد (326-385 ق.) در ري، كه به گفته وي 117000 جلد كتاب داشته، در زمان خود وي "وقف عام" بوده و "دارالكتب" ناميده مي‌شده است. اين كتابخانه در جريان حمله ويرانگرانه سلطان محمود غزنوي به ري در 420ق. آسيب فراوان ديد. به نوشته مجمل‌التواريخوالقصص "... ]سلطان محمود[ بسيار دارها بفرمود زدن و بزرگان ديلم را بر درخت كشيدند و بهري را در پوست گاو دوخت و به غزنين فرستاد و تعداد پنجاه خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه از سراهاي ايشان بيرون آورد و زير درخت‌هاي آويختگان بفرمود سوختن ...". پس از سوزاندن كتاب‌هاي مربوط به عقايد و آراي شيعيان و معتزله، هنوز اين كتابخانه چنان عظمتي داشته كه ابوالحسن بيهقي (490-565 ق.) مي‌نويسد: "كتابخانه را پس از سوزانده شدن به دستور سلطان محمود ديدم و مي‌توانم بر صعوبت حمل و نقل آن از ري به بخارا و صحت نظر صاحب‌بن عبّاد كه گفت حمل كتاب‌ها براي وي دشوار است گواهي دهم" (17: 784؛ 26: ج 2، ص 9-10). چنان‌كه عبدالجليل قزويني در كتاب النقض يادآور شده، اين كتابخانه تا زمان حيات وي همچنان فعاليت داشته است (26: ج 2، ص 9-10).

از قرن 7 ق. تا اوايل قرن 14 ق. از وجود كتابخانه‌هاي عمومي اطلاعي در دست نيست. در خلال سال‌هاي 1316 تا 1322 ق.، ميرزاحسين خازن لشكر در جنب مدرسه و مسجدي كه خود او در نزديكي ارك تأسيس كرده بود، كتابخانه‌اي با مجموعه وقفي تأسيس كرد كه مديريت آن برعهده حاج ميرزاحسن شريعتمدار بود.

در سال 1322 ق.، اديب‌الممالك فراهاني قرائت‌خانه مظفري را به‌منظور "تعليم و استفاده عمومي" علاقه‌مندان و افراد كم‌بضاعت تأسيس كرد. اندكي پس از پيروزي جنبش مشروطه در 1324 ق.، روزنامه‌هاي متعددي در تهران انتشار يافت كه با استقبال فراوان خوانندگان روبه‌رو گرديد. قرائت‌خانه اسلاميه، كه از آن جمله بود، پس از صدور فرمان مشروطيت و صرفآ به‌منظور مطالعه روزنامه‌ها به‌همت سيد حسين رزّاز تجريشي در 1324 ق. تأسيس شد. پس از آن نيز قرائت‌خانه وطنيه در 1325 ق. گشايش يافت كه سال بعد، بر اثر بمباران مجلس، تاراج گرديد (6: 668، 669، 674).

اما نخستين كتابخانه عمومي به سبك جديد در تهران كتابخانه مركزي پارك شهر بود كه در سال 1341 گشايش يافت و، تا سال 1370، داراي مجموعه‌اي در حدود 79000 جلد، 860,10 نفر عضو، و 37 كارمند بوده است. سپس كتابخانه‌هاي ديگري در سراسر شهرستان‌هاي اين استان داير گرديد، كه كتابخانه حسينيه ارشاد (داراي مجموعه 89055 جلدي، با 25000 نفر عضو، و 22 كارمند)، كتابخانه عمومي شهر ري (تأسيس 1346، با مجموعه 20000 جلد، 1222 نفر عضو، و 5 كارمند)، كتابخانه عمومي كرج (تأسيس 1346، با مجموعه 23000 جلد، 1060 نفر عضو، و 3 كارمند)، كتابخانه عمومي فيروزكوه (تأسيس 1351، با مجموعه 8000 جلد، 129 نفر عضو، و 3 كارمند)، كتابخانه عمومي فشم (تأسيس 1358، با مجموعه 5000 جلد، 1400 نفر عضو، و 5 كارمند)، كتابخانه عمومي مهرشهر (تأسيس 1360، با مجموعه 10000 جلد، 1060 نفر عضو، و 3 كارمند)، و كتابخانه عمومي ورامين (تأسيس 1363، با مجموعه 8000 جلد، 1056 نفر عضو، و 5 كارمند) از آن جمله‌اند (13: 285-328). برخي كتابخانه‌هاي عمومي فعّال در شهر تهران عبارتند از: كتابخانه عمومي شهيد باهنر (تأسيس 1343)؛ كتابخانه عمومي شهيد چمران (تأسيس 1345)؛ و كتابخانه عمومي شهيد دستغيب (تأسيس 1347) (13: 285-328).

در سال 1378، تعداد 71 واحد كتابخانه عمومي در اين استان وجود داشته كه داراي مجموعه‌اي در حدود 1000000جلد كتاب، با 137817 نفر عضو، و 419 كارمند بوده است (9: 1)؛ افزون بر آن، تعدادي كتابخانه عمومي (وابسته به جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران) نيز با 8000 جلد كتاب، و 2800 نفر عضو در استان فعاليت داشته است (20: 34). در همين سال، تعداد كتابخانه‌هاي مساجد استان نيز به 178 واحد رسيده كه مجموعه‌اي بالغ بر 440000 جلد كتاب، با 55000 نفر عضو، و 318 كارمند را شامل مي‌شده است (1: 21).

در سال 1344، بخش كودكان كتابخانه‌هاي عمومي كشور به‌صورت مستقل به كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان سپرده شد. اين كتابخانه‌ها زير نظر معاونت پژوهشي كانون قرار داشت و از فعاليت‌هاي مختلف اين كتابخانه‌ها، برگزاري نمايشگاه‌ها، شركت در مسابقات جهاني، آموزش هنرهاي تجسمي و نمايشي، آموزش معارف اسلامي، كوهنوردي، و جز آن است. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از سال 1366 از طريق واحد پستي و واحدهاي سيّار روستايي، به كتاب‌رساني و ترويج فرهنگ مطالعه ميان كودكان و نوجوانان پرداخته است (25: 436).

نخستين كتابخانه كودكان و نوجوانان استان تهران، در سال 1352 در شهر تهران تأسيس شد. اين كتابخانه‌ها در ساير شهرهاي استان از جمله كرج (تأسيس 1353)، دماوند (تأسيس 1355)، هشتگرد (تأسيس 1356)، فيروزكوه (تأسيس 1358)، ورامين (تأسيس 1373)، لواسان (تأسيس 1375) و اسلامشهر (تأسيس 1376) نيز فعاليت داشته‌اند كه تا سال 1378، تعداد 50 واحد از آنها در حدود 400000 جلد كتاب، با 35000 نفر عضو، و 270 كارمند داشته است (22: 1، 3، 4).

كتابخانه‌هاي دانشگاهي. نخستين كتابخانه دانشگاهي اين استان در سال 1313 ش. در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران گشايش يافت. اين كتابخانه، در سال 1370، داراي مجموعه‌اي در حدود 150000 جلد كتاب و 14 نفر كارمند بوده است (7: 58).

از ديگر كتابخانه‌هاي دانشگاهي وابسته به دانشگاه تهران مي‌توان از كتابخانه دانشكده فني (تأسيس 1313، با مجموعه 20000 جلد، و 7 نفر كارمند)، كتابخانه دانشكده الهيات (با مجموعه 25000 جلد، و 4 كارمند)، كتابخانه دانشكده حقوق و معارف اسلامي (تأسيس 1318، با مجموعه 125000 جلد و 13 كارمند) نام برد (7: 58-61، 64).

كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، نيز از قديمي‌ترين كتابخانه‌هاي دانشگاهي تهران است كه با اهداي 1329 نسخه خطي محمد مشكوه در اواخر سال 1328ش. بنيان يافت و ساختمان جديد آن، در سال 1349، در 9 طبقه افتتاح شد. مجموعه كتاب‌هاي چاپي اين كتابخانه در پايان سال 1376 به 321574 جلد رسيده كه از اين تعداد در حدود 15000 جلد آن نسخه خطي بوده است. قديمي‌ترين اثر در مجموعه كتاب‌هاي چاپ سنگي و ناياب اين كتابخانه متعلق به 115 سال پيش است (25: 427-428).

تعداد كل كتابخانه‌هاي وابسته به اين دانشگاه (طبق آمار سال 1370)، 24 واحد بوده كه داراي 900000 جلد كتاب و نشريه، و 235 نفر كارمند بوده است (7: 57-64).

كتابخانه مركزي دانشگاه صنعتي اميركبير (تأسيس 1337، با 35000 جلد كتاب، و 32 كارمند)؛ كتابخانه مركزي دانشگاه الزهراء (تأسيس 1343، با 80000 جلد كتاب، و 23 كارمند)؛ كتابخانه مركزي دانشگاه شهيد بهشتي (تأسيس 1349، با 250000 جلد كتاب، و 54 كارمند)؛ و كتابخانه دانشگاه صنعتي شريف (با 12000 جلد كتاب و 37 كارمند) از كتابخانه‌هاي دانشگاهي معتبر اين استان به‌شمار مي‌روند (:7 54، 75، 79، 97، 99). كتابخانه دانشگاه علامه طباطبايي نيز (طبق آمار سال 1376) مجموعه‌اي در حدود 60000 جلد كتاب، و 20 كارمند داشته و كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي (با مجموعه 20000 جلد، 1300 نفر عضو، و 10 كارمند)، كتابخانه دانشكده اقتصاد (با مجموعه 36000 جلد، 2000 نفر عضو، و 10 كارمند)، و كتابخانه دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي (با مجموعه 30000 جلد، 1800 نفر عضو، و 7 كارمند) وابسته به آن بوده است (20: 37).

كتابخانه‌هاي تخصصي. در اين استان، كتابخانه‌هاي تخصصي متعددي كه وابسته به سازمان‌ها هستند مي‌توان يافت كه برخي از مهم‌ترين آنها در اينجا مورد اشاره قرار مي‌گيرد. كتابخانه انستيتو پاستور ايران در سال 1298 ش. تأسيس شد. اين كتابخانه در سال 1370، داراي 1000 جلد كتاب و 2 كارمند بوده و از كتابخانه‌هاي تخصصي قديمي اين استان محسوب مي‌شود (7: 12). در سال 1309 نيز كتابخانه مؤسسه علمي رازي كرج با مجموعه‌اي در حدود 6000 جلد و 9 نفر كارمند افتتاح گرديد، و، به دنبال آن، كتابخانه‌هاي ديگري در ساير شهرستان‌هاي استان تشكيل شد، كه كتابخانه موزه ملي ايران (تأسيس 1316)، كتابخانه بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران (تأسيس 1340)، كتابخانه مركز آمار ايران (تأسيس 1344)، و كتابخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگي (تأسيس 1347) در زمره اين كتابخانه‌ها هستند (7: 11، 16؛ 20: 47، 228، 238). كتابخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در سال 1347 تأسيس شد كه تا سال 1370 داراي 37000 جلد كتاب و نشريه و 5 كارمند بوده است (7: 262). در سال 1353 كتابخانه سازمان انرژي اتمي ايران (با مجموعه 73500 جلد و 26 كارمند) و نيز در همان سال كتابخانه سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران (با مجموعه 20000 جلد و 10 كارمند) گشايش يافت (7: 159، 204). از ديگر كتابخانه‌هاي تخصصي قابل ذكر در اين استان مي‌توان از كتابخانه سازمان بهزيستي كشور (با مجموعه 14000 جلد، 1200 نفر عضو، و 6 كارمند)، كتابخانه وزارت كشاورزي (با مجموعه 21000 جلد، 700 نفر عضو، و 79 كارمند) و كتابخانه مركزي نهاد رياست جمهوري (با مجموعه 30000 جلد، و 10 كارمند) نام برد (20: 38، 47-49).

كتابخانه مركز اسناد انقلاب اسلامي در سال 1360 تأسيس شد. مجموعه اين كتابخانه در سال 1379، بالغ بر 32000 جلد كتاب و 6000 نسخه نشريه ادواري بوده است. بخش آرشيو اين مركز نيز به جمع‌آوري، نگهداري، و سازماندهي اسناد تاريخي در موضوع انقلاب اسلامي و اسناد مربوط به سال‌هاي پس از 1300 ش. مي‌پردازد (25: 437).

كتابخانه مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي همزمان با تأسيس اين مركز، در سال 1362، بنياد گرديد. اين كتابخانه، امروزه بزرگ‌ترين و معتبرترين كتابخانه تخصصي كشور به‌شمار مي‌رود كه به‌منظور تدوين دايره‌المعارف بزرگ اسلامي فراهم آمده است. تعداد كارمندان اين كتابخانه در 1378، بالغ بر 39 نفر و منابع كتابخانه در پايان سال 1379 به اين شرح بوده است: كتاب‌هاي چاپي (فارسي، عربي، و زبان‌هاي اروپايي) 362152 جلد كه از اين تعداد 8955 جلد آن عكسي و 1799 جلد آن خطي است. نشريات ادواري 2065 عنوان است كه شامل 1198 عنوان فارسي، 400 عنوان عربي و 512 عنوان به زبان‌هاي اروپايي است. علاوه بر اين، كتابخانه داراي 1169 حلقه ميكروفيلم، 3929 قطعه عكس و اسلايد، 187 عدد سي. دي.، و حدود 10000 برگ سند تاريخي است (18: 1؛ 23: 846).

كتابخانه‌هاي آموزشگاهي. در سال 1278 ق. نخستين مدرسه توسط اروپاييان در تهران تأسيس شد و در 1289 ق. نيز اولين مدرسه توسط مديران ايراني در تهران گشايش يافت (14: 289، 524). پس از جنبش مشروطيت، "قانون اداري وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه" در 28 شعبان 1328 ق. به تصويب رسيد. بر اساس ماده پنجم اين قانون تشكيل كتابخانه و مجموعه‌هاي علمي و تاريخي در مدارس از جمله وظايف اداره معارف بود (14: 251)، اما هيچ‌گونه اطلاعي از وجود نخستين كتابخانه‌هاي آموزشگاهي در استان در دست نيست.

تا پايان نيمه اول 1378، تعداد كل كتابخانه‌هاي آموزشگاهي استان تهران 3411 واحد بوده كه مجموعه‌اي در حدود 4700000 جلد كتاب داشته است (19: 1).

مآخذ: 1) "آستانه حضرت عبدالعظيم". دايره‌المعارف بزرگ اسلامي، ج 1، ص 357؛ 2) آمارنامه استان تهران 1375. تهران: سازمان برنامه و بودجه استان تهران، 1376؛ 3) "ابن عميد". دايره‌المعارف بزرگ اسلامي، ج 4، ص 342؛ 4) "ابن مسكويه". دايره‌المعارف بزرگ اسلامي، ج 1، ص 56؛ 5) "اعتمادالسلطنه". فرهنگنامه كودكان و نوجوانان، ج 3، ص 53؛ 6) انصاري، نوش‌آفرين (محقق). "كتابخانه‌هاي ايران از تأسيس دارالفنون تا انقلاب مشروطيت". آينده. س. دهم، 10 و 11 (بهمن 1363): 668-674؛ 7) تعاوني، شيرين (خالقي)؛ عزيزي، ايراندخت. راهنماي مراكز اسناد و كتابخانه‌هاي تخصصي، اختصاصي و دانشگاهي. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1370؛ 8) "تهران". دايره‌المعارف تشيع، ج 5، ص 176-180؛ 9) "خلاصه گزارش نيمه دوم 1378 كتابخانه‌هاي عمومي كشور". تهران: هيأت امناي كتابخانه‌هاي عمومي كشور، دبيرخانه، مديريت مطالعات و برنامه‌ريزي پژوهشي، 1378 (پلي كپي)؛ 10) رجبي، مهدي؛ ميرمحمد صادق، سعيد. "مسجد ومدرسه عالي شهيد مطهري". ماهنامه ديني، فرهنگي، اجتماعي مسجد. س. چهارم، 20 (خرداد و تير 1374): 53؛ 11) "ري". دايره‌المعارف فارسي ]مصاحب[، ج 1، ص 1143-1144؛ 12) سپهر، محمدتقي‌بن محمدعلي. ناسخ‌التواريخ. تهران: كتابفروشي اسلاميه، ]بي تا[؛ 13) شناسنامه كتابخانه‌هاي عمومي كشور. تهران: هيأت امناي كتابخانه‌هاي عمومي كشور، دبيرخانه، 1370؛ 14) قاسمي پويا، اقبال. مدارس جديد در دوره قاجاريه: بانيان و پيشروان. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1377؛ 15) "كتابخانه ابن عميد". دايره‌المعارف اسلاميه (ايران). ج 8، ص 152-153؛ 16) كتابخانه‌هاي ملي و بزرگ كشورهاي جهان: آمار و اطلاعات 40 كتابخانه ملي و بزرگ جهان در چند سال اخير. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1379؛ 17) كي‌منش، عباس. "كتابخانه‌هاي ايران در ادوار نخستين و ميانه تمدن اسلامي"، در ياد نامه شهيدي. تهران: طرح نو، 1374، ص 769-795؛ 18) "گزارش سالانه كتابخانه مركز در 1379". تهران: مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي، كتابخانه، 1379 (پلي كپي)؛ 19) "گزارش شماره 8: تعداد كل كتابخانه و كتاب در سطح مدارس كشور". تهران: وزارت آموزش و پرورش، [1378](پلي كپي)؛ 20) گزارش فرهنگي كشور، 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونت پژوهشي و آموزشي، مركز آمار و برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي فرهنگي و هنري، 1378؛ 21) "ليست كتابخانه‌هاي مساجد و امكانات موجود در آنها به تفكيك استان‌ها". تهران: ستاد عالي هماهنگي و نظارت بر كانون‌هاي فرهنگي و هنري مساجد، مديريت امور كتابخانه‌ها، 1378 (پلي كپي)؛ 22) "ليست مراكز ]كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان[ بر اساس استان‌ها". تهران: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، معاونت فرهنگي، 1377-1378 (پلي كپي)؛ 23) مجيدي، عنايت‌الله. "كتابخانه و مركز اسناد مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي"، در مجموعه مقالات كنگره بين‌المللي كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامي (21-23 شهريور 1374)، دفتر دوم: كتابخانه. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، ؛1379 24) "معرفي كتابخانه مركزي و مركز اسناد مدرسه عالي شهيد مطهري (2): بخش كتب خطي". رهنمون، 6 (پاييز 1372): 174-177؛ 25) نامجو، عباس. سيماي فرهنگي ايران. تهران: عيلام، 1378؛ 26) همايونفرخ، ركن‌الدين. كتاب و كتابخانه‌هاي شاهنشاهي ايران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره كل نگارش، 1346.

                محمدحسن رجبي؛ مهناز عليجاني

نام و نام خانوادگی ویرایشگر
 
آدرس پست الکترونیکی
 
توضیحات
 
آخرین اصلاح در 2007/12/05 05:42 ب.ظ  توسط مدیر محتوا