Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ج

 

جامعيت[1]  و مانعيت[2] . اين دو اصطلاح به مقياس‌هايي اطلاق مي‌شود كه عمومآ به‌منظور ارزيابي عملكرد كاوش نظام‌هاي بازيابي اطلاعات به‌كار مي‌رود. جامعيت به معناي توانايي نظام در بازيابي مدارك مرتبط و مانعيت به معناي توانايي نظام در كنار گذاشتن مدارك نامرتبط است. اين هر دو براي بيان قابليت نظام در تصفيه اطلاعات به‌كار مي‌رود و، از طريق آن، توانايي نظام در بازيابي آنچه مي‌خواهيم و كنار گذاشتن آنچه با نياز ما سازگار نيست سنجيده مي‌شود. اين مقياس‌ها در جدول 1 آمده است.

در بيشتر نظام‌هاي بازيابي اطلاعات، هنگامي كه كاوش صورت مي‌گيرد مجموعه مدارك به دو بخش تقسيم مي‌شود: مداركي كه با راهبرد كاوش به‌كاررفته براي جست‌وجو در نظام منطبق بوده و بازيابي شده‌اند (a+b) و كليه مداركي كه با اين راهبرد همسو نبوده و در نتيجه بازيابي نيز نشده‌اند (c+d). اين تقسيم‌بندي دوگانه را مي‌توان نوعي پيش‌بيني تناسب نظام دانست. نظام، به تعبيري، پيش‌بيني مي‌كند كه مداركي مرتبط و مدارك ديگري نامرتبط‌اند. بدين ترتيب، مدارك مرتبط را بازيابي مي‌كند و مدارك نامرتبط را كنار مي‌گذارد.

 

 

جدول 1. مقياس‌هاي سنجش عملكرد بازيابي

تعداد مدارك

 

مرتبط

 

نامرتبط

 

كل

 

بازيابي‌شده

 

a

 

b

 

a+b

 

بازيابي‌نشده

 

c

 

d

 

c+d

 

كل

 

a+c

 

b+d

 

a+b+c+d

 

 

تقريبآ در همه موارد، تعداد مدارك بازيابي‌شده در هر كاوش از كل تعداد مدارك موجود در نظام كمتر است. به بيان ديگر، تقريبآ در همه كاوش‌ها a+b كمتر از  c+dاست و تعداد مدارك بازيابي‌نشده بسيار است.

جنبه ديگر جدول 1 مربوط به تصميم‌گيري درباره تناسب مدرك با نياز استفاده‌كننده است. در كاوش كامل، كليه مدارك موجود در پايگاه اطلاعاتي كه استفاده‌كننده آنها را مرتبط ارزيابي مي‌كند، بازيابي مي‌شود  (a+c)و مداركي كه مرتبط نمي‌داند بازيابي نمي‌شود (b+d). در اين وضعيت، همساني كاملي ميان ارزيابي‌هاي استفاده‌كننده در مورد مدارك مرتبط و پيش‌بيني‌هاي تناسب نظام حاصل مي‌گردد و مي‌توان گفت كه اين كاوش صددرصد جامعيت و مانعيت را كسب كرده است.

اگر بخواهيم جامعيت و مانعيت را در قالب جدول فوق بيان كنيم، بدين صورت خواهد شد :

×100a+ca = كل تعداد مدارك مرتبط موجود در مجموعهتعداد مدارك مرتبط بازيابي‌شده = نسبت‌جامعيت

 

×100 a+ba =  كل تعداد مدارك بازيابي‌شدهتعداد مدارك مرتبط بازيابي‌شده = نسبت مانعيت

 

نسبت مانعيت را مي‌توان نوعي عامل هزينه‌بر شمرد، چون وقت استفاده‌كننده يك عامل هزينه‌بر به‌شمار مي‌رود. براي تفكيك مدارك مرتبط از به‌عنوان نامرتبط در يك كاوش كاوشي با 75 درصد جامعيت و 50 درصد مانعيت به‌مراتب مؤثرتر از جامعيت 75 درصد و مانعيت 25 درصد است.

چنان‌كه در پيش اشاره شد، هر دو نسبت جامعيت و مانعيت ميزان انطباق ارزيابي‌هاي كاربر از تناسب مدرك و پيش‌بيني تناسب نظام را مشخص مي‌سازد. در كاوش كامل، اين دو كاملا بر هم منطبق است. البته چنين كاوش‌هاي دقيقي به‌ندرت رخ مي‌دهد. اما تلاش بر آن است كه انطباق مقطعي ميان مجموعه a+c و مجموعه  a+bبه‌وجود آيد. در نمودار 1 كل مجموعه به‌صورت مستطيل پيوسته و مدارك بازيابي‌شده به‌صورت مستطيل خط‌چين نشان داده شده است. در كاوشي فرضي، اما كاملا نمونه، بيشتر مدارك مرتبط ـ نه همه آنها ـ بازيابي و بيشتر مدارك نامرتبط ـ نه همه آنها ـ كنار گذاشته شده است (4: ج 23، ص 170-173).

مرتبط نامرتبط

 

 

 309_2.jpg

 نمودار 1. نتايج كاوش نمونه در نظام بازيابي

 

افزون بر دو مقياس جامعيت و مانعيت، كه مقياس‌هاي سنجش عملكرد نظام‌هاي بازيابي اطلاعات محسوب مي‌شود، در برخي متون به مقياس‌هاي ديگري اشاره شده كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:

1. اُفت[3]  كه عبارت است از احتمال اينكه يك مدرك

بازيابي‌شده نامرتبط باشد، كه بر اساس جدول 1 چنين خواهد بود :

 

            b+d b   =  كل مدارك نامرتبط  مدارك بازيابي‌شده نامرتبط = اُفت

 

2. شمول[4]  كه به‌معناي نسبت مجموعه مدارك (پايگاه اطلاعاتي) است كه پرسش بدان مي‌پردازد و فرمول آن بر اساس جدول 1 چنين است:

 

             a+ca+b+c+d = كل مدارك موجود در نظام  كل تعداد مدارك مرتبط  = شمول

 

3. اختلال[5]  كه عبارت است از نسبت مدارك بازيابي‌شده نامرتبط (:5 165)، و فرمول آن چنين است :

 

a+bb =  كل تعداد مدارك بازيابي‌شده  تعداد مدارك بازيابي‌شده نامرتبط  = اختلال

 

 

رابطه جامعيت و مانعيت. اساسآ دو مقياس جامعيت و مانعيت در روند كاوش نتيجه معكوس دارند؛ يعني هر تلاشي كه در جهت افزايش جامعيت صورت گيرد ناگزير باعث كاهش مانعيت مي‌گردد، و هر قدر مانعيت به سطح مطلوب سوق داده شود از جامعيت كاسته مي‌شود.

عملكرد مطلوب يك نظام عبارت است از: 1= مانعيت = جامعيت؛ يعني بازيابي كليه مدارك مرتبط بدون وجود مدارك نامرتبط.

مانعيت

 309_3.jpg

 

 

 نمودار 2. جامعيت و مانعيت در يك كاوش

 

از جهت ديگر، منحني جامعيت و مانعيت مي‌تواند نمايشگر عملكرد نظام با توجه به ماهيت پرسش مربوط به كاوش باشد. سؤال بسيار خاص عملكرد را در بالاي منحني و سؤال بسيار عام عملكرد را در پايين منحني نمايش مي‌دهد (5: 168-169).

سنجش جامعيت و مانعيت. سنجش مانعيت براي يك كاوش به‌سهولت انجام مي‌گيرد، اما اندازه‌گيري جامعيت به‌سادگي مقدور نيست. به‌طور مثال، در جدول 2 كه با نتايج فرضي كامل شده است؛ بعضي از نتايج مستقيمآ در جدول قابل مشاهده است، و برخي ديگر از طريق همكاري درخواست‌كننده قابل حصول است، و برخي فقط قابل برآورد است.

پايگاه اطلاعاتي كه در جدول 2 نشان داده شده داراي 500000 مدرك است و در كاوشي فرضي كه صورت گرفته 50 مدرك بازيابي شده و 950,499 مدرك بازيابي نشده است. به‌منظور يافتن نسبت مانعيت در اين كاوش بايد دريابيم كه چه تعداد از 50 مدرك مرتبط است. اين نسبت را مي‌توان از طريق ارائه مدارك به درخواست‌كننده و تقاضاي ارزيابي ارتباط مدرك با نيازهايش به‌دست آورد. هرگاه فرضآ درخواست‌كننده فقط 10 مدرك را مربوط بداند، نسبت مانعيت 5010 يا 20 درصد است.

 

 تصویر

 

 نمودار .3 منحني جامعيت و مانعيت

 

جدول 2. ارزيابي استفاده‌كننده در مور دارتباط مدرك با درخواست

 

وضعيت

 

مرتبط

 

نامرتبط

 

كل

 

بازيابي‌شده

 

10

 

40

 

50

 

بازيابي‌نشده

 

5

 

449945

 

499950

 

كل

 

15

 

499985

 

500000

 

 

تعيين نسبت جامعيت كار ساده‌اي نيست. براي اين منظور بايد مشخص كرد كه چه تعداد از مدارك بازيابي‌نشده در كاوش با درخواست كاوشگر مرتبط است. فقط يك راه براي تعيين دقيق جامعيت در يك كاوش وجود دارد و آن بررسي يكايك مدارك بازيابي‌نشده است و اين امر به‌جز در مورد وضعيت‌هاي آزمايشي بسيار كوچك مقدور نيست.

از آنجا كه تعيين جامعيت مطلق عملا ميّسر نيست، معمولا به برآورد جامعيت بسنده مي‌شود. يكي از روش‌هاي مطلوب، براي اين منظور، مبنا قرار دادن زيرمجموعه‌اي از مدارك نظام است كه مرتبط تشخيص داده شده است (نمودار4).

براي هر تقاضا، مجموعه "ك" شامل مجموعه مدرك "الف" است كه پرسشگر آنها را مشاهده مي‌كند و با نياز خود مرتبط مي‌داند. به عبارت ديگر، مجموعه "الف" همان مجموعه a+c (جدول 1) است. بدين ترتيب، مي‌توان برآورد جامعيت را برمبناي زيرمجموعه "الف 1" از مجموعه "الف" انجام داد. زيرمجموعه "الف 1" شامل تعداد مداركي است كه با تقاضا مرتبط و در نظام موجود است.

 

 

 

 309_5.jpg

 

نمودار 4. برآورد جامعيت برمبناي زيرمجموعه

مدارك مرتبط موجود در نظام

 

اين زيرمجموعه مي‌تواند شامل مدارك مرتبطي باشد كه توسط پرسشگر، پيش از كاوش، مرتبط شناخته شده؛ يا شامل مداركي باشد كه از طريق كاوش موازي در يك يا چند نمايه (به‌طور مثال، چاپي) صورت گرفته و توسط پرسشگر مرتبط شناخته شده است؛ و يا مي‌تواند با تركيبي از اين دو منبع حاصل گردد. در هر حال، نتيجه آن است كه نسبت جامعيت كاوش بر مبناي تعداد مدارك زيرمجموعه "الف 1" صورت گرفته كه بازيابي مي‌شود. فرض كنيم زيرمجموعه "الف "1 شامل سه مدرك مرتبط و موجود در مجموعه است. در نتيجه كاوش، دو مدرك از سه مدرك بازيابي مي‌شود و بنابراين، جامعيت كاوش 66 درصد خواهد بود. در مورد كاوش فرضي جدول 2، تعداد 10 مدرك مرتبط بازيابي شده است. برآورد جامعيت نشان مي‌دهد كه 10 مدرك حدودآ 66 درصد از كل مدارك مرتبط در نظام است. بنابراين، برآورد تعداد مدارك مرتبط شامل 5 مدرك است. زيرمجموعه "الف 1" مبناي جامعيت است كه از طريق آن مي‌توان نسبت جامعيت يك كاوش را برآورد كرد. روشن است كه با مبناهاي بسيار كوچك اطمينان آماري كمتري در مورد برآورد جامعيت يك كاوش به‌دست مي‌آيد (4: ج 23، ص 176-177).

عوامل مؤثر بر جامعيت و مانعيت. كل‌نگري[6]  و جزءنگري[7]  در نمايه‌سازي دو عامل اساسي است كه بر مقياس‌هاي جامعيت و مانعيت اثر مي‌گذارند:

الف. كل‌نگري. در اين نگرش، شناسايي كليه موضوع‌هاي مجزاي مورد بحث مدرك در عمليات نمايه‌سازي مدّ نظر است. به‌طور مثال، هرگاه مدركي درباره شش موضوع
(الف، ب، ج، د، ه ، و) باشد و هر شش موضوع در مرحله تحليل مفهومي نمايه‌سازي درنظر بوده و به‌وسيله تركيب‌هاي مختلف واژه‌هاي نمايه‌اي بيان شده باشد، مي‌توان گفت كه در نمايه‌سازي اين مدرك خاص، رعايت كل‌نگري شده است. بدين‌ترتيب، هرگاه نمايه‌سازي كل‌نگر در سطح عالي انجام گيرد، جامعيت افزايش مي‌يابد. كل‌نگري و پيامد آن، يعني جامعيت، موجب كاهش عملكرد مانعيت مي‌گردد. اين امر به دو دليل اتفاق مي‌افتد؛ يكي به‌سبب آنكه اگر در هر مدركي كليه موضوع‌ها را درنظر بگيريم در جريان نمايه‌سازي عنوان‌هاي متعددي خواهيم داشت كه فقط بخش اندكي از مدرك بدان پرداخته و در نتيجه، هنگام بازيابي آنها نيز، علي‌رغم كمي اطلاعات، مدارك بازيابي مي‌شوند. دوم آنكه با افزايش كليدواژه‌هاي نمايه‌اي، در مرحله كاوش، همارايي كاذب[8]  رخ مي‌دهد و سرانجام رو به كاهش مي‌گذارد (66:3-67).

ب. جزءنگري. برخلاف آنكه قابليت‌هاي جامعيت يك نظام از طريق سياست‌گذاري در باب كل‌نگري نمايه‌سازي سنجيده مي‌شود، مانعيت يك نظام كاملا قائم به توانايي زبان نمايه‌سازي براي توصيف دقيق مفاهيم است.

به‌طور مثال، قرار است مجموعه مداركي كه در مورد بحث‌هاي مختلف نمايه‌سازي است نمايه شوند. يكي از موضوع‌هاي اصلي در اين مجموعه مدارك "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" است كه در نظام‌هاي فرضي الف، ب، و ج نمايه‌سازي مي‌شود. هرگاه، در نظام الف كه داراي 2000 واژگان نمايه‌اي است اين مجموعه مدارك مربوط به "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" نمايه‌سازي شود مي‌توان دقيقآ واژه‌هاي "روش‌هاي"، "نمايه‌سازي"، و "دستي" را وارد كرد؛ و اگر در نظام ب كه داراي 1000 واژه است نمايه‌سازي شود ناچار بايد فقط واژه‌هاي "روش‌هاي" و "نمايه‌سازي" را به‌عنوان واژه‌هاي نمايه‌اي انتخاب كرد. سرانجام در نظام ج كه داراي 500 واژگان است فقط لفظ "روش‌ها" را به‌عنوان خاص‌ترين جزء مي‌توان درنظر گرفت. در نتيجه، هنگامي كه تقاضايي براي جست‌وجو در نظام الف در مورد "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" عنوان مي‌شود، مي‌توان عنوان را به‌دقت همان‌گونه كه در هنگام نمايه‌سازي وارد شده، كاوش كرد؛ و مي‌توان انتظار داشت كه بيشتر مدارك بازيابي‌شده مرتبط با موضوع باشد. از سوي ديگر، نسبت جامعيت كاوش احتمالا پايين خواهد آمد، زيرا نظام، مداركي را كه شامل اطلاعات مفيدي در مورد موضوع است ناديده خواهد گرفت؛ به‌طور مثال، با پرسش دقيق براي مجموعه مداركي كه با "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" ارتباط دارد، در بازيابي، دو دسته مدرك از دست خواهد رفت: 1) مداركي كه با "روش‌هاي نمايه‌سازي" به‌طور كلي مرتبط است و شامل اطلاعات اساسي و پايه در مورد "روش‌هاي نمايه‌سازي" است. اين مدارك تحت واژه "روش‌هاي نمايه‌سازي"، نمايه مي‌شود؛ و 2) مداركي كه با "روش‌هاي نمايه‌سازي دستي" مرتبط است، اما تحت واژه‌هاي مترادف يا تركيب واژه‌ها مي‌آيد، مانند "شيوه‌هاي نمايه‌سازي دستي" يا "فنون نمايه‌سازي دستي" (3: 68-69).

 

روش‌هاجامعيت بيشتر، مانعيت كمتر

 

 

 

 

روش‌هاي نمايه‌سازي

 

 

 

 

روش‌هاي نمايه‌سازي دستي جامعيت كمتر، مانعيت بيشتر

 

كاهش جامعيت و مانعيت. كاهش اين دو مقياس ممكن است به‌علل گوناگون پيش آيد. در باب كاهش جامعيت مي‌توان موارد زير را برشمرد: الف) جامع نبودن روش‌هاي گوناگون در بازيابي؛ ب) بسيار خاص بودن راهبرد كاوش؛ و ج) بسيار عام بودن راهبرد كاوش. در مورد كاهش مانعيت مواردي چون: الف) كل‌نگري در نمايه‌سازي؛ ب) همارايي كاذب، روابط نادرست اصطلاحات، و ابهام متن؛ و ج) عدم جامعيت كاوش، عدم مانعيت كاوش، و ساختار نادرست كاوش بولي مصداق دارد (1: 222-229).

 

 

افزايش جامعيت و مانعيت. معمولا در نمايه‌سازي تدابيري براي به حد مطلوب رساندن سطح جامعيت و مانعيت انديشيده مي‌شود. در واقع، افزايش ميزان رده‌هاي موضوعي مدرك، تعريف وسيع واژه‌ها از تدابير اصلي در جهت افزايش جامعيت به‌شمار مي‌آيد و به‌طور اخص و به‌منظور ارائه روش‌هاي علمي‌تر مي‌توان از كنترل مترادف‌ها و شبه‌مترادف‌ها، كنترل صورت كلمات، پيوندهاي سلسله مراتبي، و خوشه‌بندي (از حيث ميزان همايندي دو يا چند واژه در يك مدرك) اشاره كرد (نمودار 5).

 


 

 309_6.jpg

 

 

نمودار 5. نمونه كنترل مترادف

 

براي افزايش مانعيت نيز تدابير گوناگوني وجود دارد. كاهش ميزان رده‌هاي مدرك، محدود كردن تعريف واژه، از بارزترين روش‌هاي مطلوب‌سازي مانعيت به‌شمار مي‌آيد. مشخصآ همارايي، توزين[9]  يا تعيين درجه اهميت يك واژه در

موقعيت‌هاي مختلف، پيوند واژگان[10]  كه رابطه ميان واژه‌هاي خاص را مشخص مي‌سازد اما به كيفيت رابطه اشاره‌اي ندارد، و شاخص‌هاي نقش[11]  يا شاخص‌هاي ارتباطي كه توسط نمايه‌ساز به اصطلاحات خاص براي نشان دادن نقش دقيق يا كاركرد آن واژه در يك مدرك مشخص داده مي‌شود، به‌طور كلي از ابزارهاي افزايش ميزان مانعيت به‌شمار مي‌آيد.

 

 

 

 

 

 

ابزارهاي افزايش مانعيت اساسآ باعث افزايش حجم واژگان در نمايه مي‌شود. براي نمونه، در توزين به جاي داشتنِ يك واژه، پنج واژه داريم كه با ارزش‌هاي مفهومي ِ متفاوت در موقعيت‌هاي مختلف حضور دارند كه اين خود موجب افزايش حجم واژگان مي‌گردد (:2 181).

تأثير واژگان بر جامعيت و مانعيت. واژگان برحسب مقيّد يا طبيعي بودن بر اين دو مقياس تأثير دارد. عناصر متن آزاد (به‌جز عناوين)، غالبآ طولاني‌تر از مجموعه‌اي از واژه‌هاي نمايه‌اي تعيين شده است. اين امر موجب افزايش جامعيت و كاهش مانعيت مي‌گردد. معمولا در متن آزاد، حشو بيشتر است و احتمال اينكه واژه‌اي خاص يافت شود نيز بيشتر است. با اين حال، روش‌هاي گوناگوني براي نمايش يك موضوع در پايگاه‌هاي اطلاعاتي تمام‌متن وجود دارد كه نيل به جامعيت بيشتر را مشكل مي‌سازد.

واژه‌هايي با مفهوم عام، كه بيشتر در واژگان كنترل‌شده ظاهر مي‌گردد و ممكن است در متن به‌صورت ضمني آمده باشد نيز جامعيت را افزايش مي‌دهد. پيوند ميان واژه‌هايي كه از لحاظ معناشناختي با هم مرتبط‌اند در تشكيل واژگان كنترل‌شده با ساختار مناسب نقش عمده‌اي دارد.

از سوي ديگر، در متن آزاد معمولا واژگان خاص‌تر است و در نتيجه مانعيت را افزايش مي‌دهد، ليكن تنوع روش‌هاي ارائه مفاهيم، نيل به جامعيت بالا را در كاوش‌هاي "مفهومي" عام مشكل مي‌سازد. در كاوش‌هايي از اين نوع، واژه‌هاي‌كنترل‌شده نسبتآ عام‌تر مرجح است.

عوامل مؤثر بر هر دو مقياس. عناصر برگرفته از متن آزاد هميشه روزآمدتر است. براي يافتن موضوعي بسيار جديد در نظام واژگان كنترل‌شده ممكن است لازم شود كاوشگرواژه‌هاي متعدي را آزمايش كند (كاهش مانعيت) و نيز ممكن است در مورد آن موضوع چيزي نيابد (كاهش جامعيت). متخصصان اطلاع‌رساني كه با واژگان كنترل‌شده كاملا آشنا هستند از اين ابزار بهتر استفاده مي‌كنند، و حال آنكه استفاده‌كننده نهايي با زبان طبيعي مدرك مورد نظرش آشناتر است و بهتر كار مي‌كند.

يكي از مطالعات انجام‌شده در زمينه مقايسه متن كامل، چكيده كردن و نمايه‌سازي بر اساس واژگان كنترل‌شده مربوط به تنوپير[12]  در سال 1984 است. مهم‌ترين نتيجه تحقيق وي اين

بوده است كه كاوش با واژه‌هاي كنترل‌شده، مداركي را بازيابي مي‌كند كه در كاوش متن كامل بازيابي نمي‌شود و بالعكس.

در تحقيق ديگري، مارتين به اين نتيجه رسيده است كه عنصر زبان طبيعي پايگاه اطلاعاتي شامل تك‌واژه‌هايي است كه توسط رايانه از عناوين و چكيده‌ها استخراج و سپس ويرايش شده تا واژه‌هاي غيراطلاعاتي حذف و واژگان با حذف املاهاي متفاوت و صورت‌هاي مختلف كلمات مناسب گردد (2: 208، 212).

 

 

جدول 3. نتايج تحقيق تنوپر

  

مدارك

 

متن كامل

 

چكيده

 

واژگان كنترل‌شده

 

تعداد مدارك بازيابي‌شده (ميانگين)

 

8/17

 

4/2

 

1/3

 

مدارك بازيابي‌شده مرتبط (ميانگين)

 

5/3

 

0/1

 

2/1

 

جامعيت (در ارتباط با مجموع روش‌ها)

 

9/73

 

3/19

 

0/28

 

مانعيت

 

0/18

 

6/35

 

0/24

 

 

 

جدول 4. نتايج تحقيق مارتين

 

نوع واژگان

 

درصد جامعيت

 

درصد مانعيت

 

واژگان كنترل‌شده

 

56

 

74

 

زبان طبيعي

 

78

 

63

 

زبان طبيعي و واژگان كنترل‌شده

 

71

 

45

 

 

نياز استفاده‌كنندگان. درخواست‌كنندگان هميشه نياز به جامعيت ندارند. افراد گوناگون نيازهاي متفاوت دارند. حتي اهميت جامعيت و مانعيت براي فردي خاص در زمان‌هاي مختلف متفاوت است. از يك سو، تقاضاكننده‌اي كه به نگارش كتاب، تهيه مقاله، يا انجام طرح‌هاي پژوهشي بلندمدتي مشغول است، احتمالا خواستار جست‌وجوي جامعي (جامعيت بيشتر) است و مانعيت براي او كمتر اهميت دارد. چون مي‌خواهد مطمئن باشد كه هيچ مدرك مهمي را از دست نمي‌دهد. از سوي ديگر، استفاده‌كننده‌اي كه مي‌خواهد از خدمات اطلاع‌رساني صنعتي استفاده كند و احتياج به مقاله‌هاي جديدي در مورد موضوعي خاص دارد و سرعت تهيه آن نيز برايش حائز اهميت است، احتياج به جامعيت بالا ندارد، در عوض مانعيت در نتايج كاوش براي او مهم است. برخي افراد ممكن است تركيبي از هر دو را ترجيح دهند، اما افراد معمولا خواستار سطح "معقول" جامعيت و سطح "مقبول" مانعيت هستند.

يكي از محدوديت‌هاي نسبت جامعيت اين است كه فرض را بر آن مي‌گذارند كه كليه مدارك مرتبط بازيابي‌شده تقريبآ از ارزش يكساني برخوردارند. اين امر هميشه صادق نيست، در كاوشي كه 5 مدرك مرتبط بازيابي مي‌شود و 10 مدرك از دست مي‌رود (جامعيت 33 درصد)، ممكن است 5 مدرك بازيابي‌شده از حيث تناسب با نياز، بهتر از 10 مدرك بازيابي‌نشده باشد. به‌طور كلي، براي ارزيابي خدمات اطلاع‌رساني، نسبت جامعيت بايد به‌دقت و با احتياط به‌كار رود (4: ج 23، ص 178).

 

مآخذ.

1) Lancaster, F. W.; Fayen, E. G. Information Retrieval Online. LosAngeles: Mellville, 1973; 2) Lancaster, F. W. Indexing and Abstracting in Theory and Practice. London: Library Association, 1991; 3) Idem. Information Retrieval Systems: Characteristics, Testing and Evaluation. NewYork: John Wiley & Sons, 1989; 4) Idem. "Precision and Recall". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. 23, PP. 170-188; 5) Pouitt, A. S. Information Storage and Retrieval Systems: Origins, Development and Application. NewYork: John Wiley & Sons, 1989.

                علي‌اصغر شيري

 


 

[1]. Recall

[2]. Precision

[3]. Fallout

[4]. Generality

[5]. Noise

[6]. Exhustivity

[7]. Specificity

[8]. False coordination

[9]. Weighting

[10]. Interlocking

[11]. Role indicators

[12]. Tenopir

 

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ج