Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

 بازگشت به فهرست مقالات ج

 

 

جاينامه[1] . اين اصطلاح به‌معناهايي چون فهرست يا فرهنگ جغرافيايي (6: ج 1، ذيل "واژه")، فهرست الفبايي نام‌هاي جغرافيايي كه نوع، محل، و نام را مشخص مي‌كند (5: ج ،12 ص 356)، فرهنگ الفبايي نام اماكن با اطلاعات توصيفي (3: ج 7، ص 478)، و فرهنگ جغرافيايي كه در آن ويژگي سياسي و طبيعي سرزمين‌ها به‌صورت الفبايي فهرست شده باشد آمده است (4: ج 11، ص 220).

جاينامه نوعي فرهنگ جغرافيايي است كه در آن مشخصات سياسي و طبيعي جاهايي مانند كشورها، شهرها، رودخانه‌ها، كوه‌ها، بيابان‌ها، سدها، جزيره‌ها، و جز آن به‌صورت الفبايي آمده و گاه با اطلاعات توصيفي و آماري همراه است. جاينامه‌ها ممكن است محلي، ملي، يا بين‌المللي باشند و اطلاعات پايه اجتماعي، اقتصادي، و جغرافيايي را نشان دهند، يا به‌صورت فرهنگ ساده الفبايي، اطلس، يا دايره‌المعارف عرضه شوند.

در سال 1967، همايش استانداردسازي نام‌هاي جغرافيايي سازمان ملل، واژه جاينامه را به‌عنوان فهرست الفبايي اسامي جغرافيايي كه ويژگي و نوع اماكن را مشخص مي‌كند پذيرفت. در سال 1960، همايش ديگري در همين سازمان كشورهاي جهان را موظف به تهيه جاينامه جغرافيايي ملي كرد. چون نام‌هاي استانداردشده ملي مورد قبول نهادهاي بين‌المللي است توليد جاينامه ملي در همه كشورها ضروري به‌نظر مي‌رسد.

پيشينيه تهيه فرهنگ الفبايي اماكن، به قرن‌هاي نخستين ميلادي باز مي‌گردد. بطلميوس (قرن 2 م.) در كتاب خود به نام >جغرافيا<، زمين و شهرها و كوه‌ها و درياها و جزيره‌ها و رودها و چشمه‌هايي را كه در آن است توصيف كرده است؛ از شهرهاي مسكوني و بلاد قابل كشت و زرع ياد كرده؛ و شماره اين‌گونه شهرها را در زمان خود 4500 دانسته و نام آنها را برحسب اقليم‌ها ذكر كرده است (1: 249). در قرن ششم ميلادي فرهنگ نام اماكن اتنيكا[2]  توسط جغرافيداني از اهالي رم شرقي به نام استفان بيزانسي[3]  تهيه شد كه بخشي از آن هنوز باقي است (4: ج 11، ص 220).

يكي از نخستين جاينامه‌ها به‌شكل امروزي در سال 1552 با نام >راهنماي راه‌هاي همه نقاط كشور پادشاهي فرانسه<[4] توسط شارل استين[5] ، نويسنده و ناشر فرانسوي (1504-1564 م.)، تهيه شد. در قرن هفدهم، اين واژه به روزنامه‌نويس و كسي كه براي مجله يا روزنامه‌اي كار مي‌كرد گفته مي‌شد. در سال 1703م. يك روزنامه‌نويس و مورخ انگليسي به نام لارنس ادواردز[6]  (1670-1703 م.) فهرست جغرافيايي تهيه كرد (3: ج 7، ص 478). جاينامه‌هاي قديمي حاوي اطلاعات ارزشمند تاريخي هستند، ليكن بسياري از جاينامه‌هاي سده‌هاي 17 و 18م. اشتباه‌هاي فاحش دارند. در سال 1850 شخصي به نام الكساندر كيت جانستون[7] ، نخستين جاينامه جامع خود را به نام >فرهنگ جهان<[8]  كه نوعي جاينامه عمومي جهاني بود تهيه كرد (5: ج 12، ص 356).

قرن نوزدهم به‌سبب افزايش دانش اجتماعي و نياز به اطلاعات جغرافيايي در تجارت بين‌المللي، دوره توسعه و تكامل جاينامه‌هاست. البته در اين ميان، جاينامه‌هاي بي‌محتوايي نيز در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به‌چاپ رسيد. در سال  1905>جاينامه تلفظ‌دار ليپينكات<[9] كه از معروف‌ترين جاينامه‌هاي بين‌المللي به زبان انگليسي است با 80000 مدخل چاپ شد. در سال  1952>جاينامه جهاني كلمبيا<[10]  با حدود 160000 مدخل منتشر گرديد (3: ج 7، ص 478؛ 7:7).

بزرگ‌ترين جاينامه يك‌جلدي به نام >نمايه تايم<[11]  در لندن در سال 1965 با 350000 مدخل چاپ شد. نيروي دريايي ايالات متحده براي نام‌هاي جغرافيايي جاينامه‌اي متجاوز از چند مجلد شامل 3 ميليون مدخل به چاپ رساند؛ كه البته اين رقم فقط شامل يك درصد نام‌هاي اماكن جغرافيايي جهان است.

از كتب قديم جغرافيايي كه به‌دست مسلمانان تدوين يافته‌اند و به‌نوعي در زمره جاينامه‌ها مي‌توانند قرار گيرند، كتاب‌البلدان يعقوبي در قرن 3 ق.، المسالك في معرفه‌الممالك اثر ابوعبدالله محمدبن احمدالجيهاني در قرن 3 و 4 ق. كه بعدها به‌دست ابن‌فقيه تلخيص گشت و با نام كتاب‌البلدان مشهور شد، الاقاليم اصطخري در قرن 4 ق.، و به‌ويژه معجم‌البلدان ياقوت حموي در قرن 7 ق. شايان ذكر هستند (2: 253-259). معجم‌البلدان فرهنگي جغرافيايي است و نخستين كتاب مرجع جغرافيايي در جهان اسلام محسوب مي‌شود. اين كتاب بر اساس نظم الفبايي ترتيب يافته است و علاوه بر شرح و تفصيل درباره شهرها و ايالت‌ها و ذكر تاريخ آن شهر يا ناحيه، به ذكر پاره‌اي اطلاعات درباره زندگي دانشمندان و مردان نامداري كه از آن محل برخاسته‌اند نيز مي‌پردازد (2: 259-260). از جاينامه‌هاي معاصر فارسي نيز مي‌توان موارد زير را برشمرد :فرهنگ جغرافيايي ايران (آبادي‌ها) (تأليف 1330)؛ فرهنگ آبادي‌هاي ايران (تأليف 1339)؛ دايره‌المعارف جغرافيايي جهان (تأليف 1355)؛ فرهنگ جغرافيايي آبادي‌هاي كشور (تأليف 1361)؛ گيتاشناسي كشورها: جغرافياي طبيعي، سياسي، اقتصادي و تاريخي (تأليف 1362)؛ و كشورهاي جهان از آرژانتين تا يونان (تأليف 1365) (2: 278-280).

 

مآخذ: 1) دو وو، بارون كارا. متفكران اسلام. ترجمه احمد آرام. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1359. نقل در مرادي، نورالله. مرجع‌شناسي: شناخت خدمات و كتاب‌هاي مرجع.  تهران: فرهنگ معاصر، 1376؛ 2) مرادي، نورالله. مرجع‌شناسي: شناخت خدمات و كتاب‌هاي مرجع. تهران: فرهنگ معاصر، 1376؛

 

3) "Gazetteer". Encyclopedia International, Vol.7, P.478; 4) "Gazetteer". Funk & Wagnalls New Encyclopedia, Vol.11, P. 220; 5) "Gazetteers". The Encyclopedia of Americana: International Edition, Vol.12, P.356; 6) The Oxford English Dictionary, Vol.1. S.V. "Gazetteers"; 7) Seltzer, Leon E. The Columbia Lippincott Gazetteer of the World. New York: Columbia University Press, 1966. 

                فرشته سپهر

 

 

 



 

[1]. Gazetteer

[2]. Ethnika

[3]. Stephonus Bysantinus

[4]. La Guide des Chemis Pour after et Rerenien partousles Pays et Contrees du Royaume de France

[5]. Charles Estienne

[6]. Lawrence Edwards

[7]. Alexander Keith Johnston

[8]. Dictonary of the World

[9]. Lippincott Pronouncing Gazetteer

[10]. Clombia Lippincott Gazetteer

[11]. Time Index

 

بازگشت به فهرست مقالات ج