Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ج

 

جَدْوَل (نسخه‌شناسي). اين كلمه در لغت به معناي جوي آب است و در اصطلاحِ كتاب‌آراييِ سنتي به خط‌هايي مي‌گفته‌اند كه بر چهار طرف صفحه كشيده مي‌شده به آن‌گونه كه انجامه‌هاي اين خط‌ها با هم تلاقي داشته و عمومآ حد فاصل متن و حاشيه صفحه بوده است. بيت زير معناي لغوي واصطلاحي جدول را نشان مي‌دهد: جدولش چون چهار جوي بهشت / فيض بخش از چهار سوي بهشت (1: 77).

جدول‌هاي صفحات كتاب را عموماً تذهيب‌كاران و بعضاً جلدسازان جلدهاي روغني و ضربي ـ كه با تذهيب آشنا بوده‌اند مي‌كشيده‌اند كه اصطلاحاً از آنان به‌عنوان جدول‌كِش ياد مي‌شده است (6: ذيل "جدول"؛ 7: 113). جدول‌كش، نخست نقش خط‌هاي جدول را توسط آلتي خاص بر روي كاغذ مي‌گذارده با اين روش كه ذريعه مسطر ابريشمي (يا نخي)، بر اثر فشار آن بر كاغذ، نقش خطوط را بر كاغذ مي‌گذاشته، يا توسط ستاره جدول نقش خطوط جدول را بر كاغذ تعبيه مي‌كرده است. اين نقش، خطوط را كه در واقع پيش طرح جدول بوده، جدول مسطِر مي‌ناميده‌اند:

خامه چون سازد حديث ريزش دستش رَقَم/ مي‌شود در جدول مسطر روان آب طلا (4: ج 1، ذيل "جدول"؛ 5: 464؛ 6: ذيل "جدول"). پس از آنكه صفحه كاغذ توسط كاتب تحرير مي‌شده، جدول‌كش نقش ضربي خطوط (يا جدول مسطر) را با زر حل (آب طلا) پوشش مي‌داده است. البته جدول‌كشان علاوه بر آب طلا، از رنگ‌هاي تهيه شده از لاجورد، نقره و الوان سيلو، شنگرف، سفيداب، و سياهي نيز در جدول‌كشي استفاده مي‌كرده‌اند؛ اما در جدول‌هاي تزييني بيشتر با محلول نقره و زر عمل مي‌كرده‌اند (11: 5-161). به اين مناسبت است كه تعبيراتي چون جدول زر و جدول سيم در ادب فارسي شيوع يافته است: گر رقص كند چو ذره افشان طلا/ يا آب صفت روان شود جدول زر (8: 128)؛ زخطّ سبزه خاكش لوح تعليم/ كشيده جوي آبش جدول سيم (667:1).

جدول‌كشي صفحات كتاب در تاريخ كتاب‌آرايي سنتي از پيشينه ديرينه ـ كه عمر آن را همسان عمر كتاب‌پردازي نشان دهد ـ برخوردار نبوده است. نسخه‌شناسي تاريخيِ نسخه‌هايِ خطي فارسي و عربي حاكي از آن است كه حتي در سده 7 ق. نيز بيشترين نسخه‌ها بدون جدول فراهم مي‌آمده است. برخي نسخ خطي قرآن مجيد به قلم ياقوت مستعصمي موجود است كه در اواخر نيمه نخست يا اوايل نيمه دوم سده 7 ق. كتابت شده و داراي جدول است (48:10، تصوير 19). البته در مورد جدول همين نسخه‌ها نيز مي‌بايست احتياط كرد، زيرا احتمال دارد كه اين نسخه‌ها، به‌جهت شهرت و اهميت خط ياقوت مستعصمي در جهان اسلام، بعد از سده 7 ق. جدول‌كشي شده باشد، به‌ويژه كه جدول اين نسخه‌ها بسيار پخته و هنرورانه فراهم آمده و به كار جدول‌كشان هنرمند پس از قرن 7 ق. شبيه است. نسخه مكتوب 581 ق. از ذخيره خوارزمشاهي، محفوظ در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي ـ كه داراي جدول‌هاي غيردقيق و غيرهنري است (3) ـ هم نمي‌بايست همزمان با كتابت نسخه جدول‌كشي شده باشد، زيرا ضلعي از جدول كه انجامه‌هاي سطرها را احاطه مي‌كند، عموماً يك يا نصف حرف از حروف انجامه‌هاي سطور را قطع كرده و آنها را بيرون از جدول باقي گذارده است. اين روش جدول‌كشي با اسلوب كار جدول‌كشان ـ كه نخست صفحات كتابت را با جدول مسطر، جدول‌بندي مي‌كرده‌اند و سپس كاتب به كتابت مي‌پرداخته است ـ مغايرت دارد و عموماً در نسخه‌هايي كه حروف يا كلمه‌هايي از جدول بيرون افتاده‌اند، جدول آنها يقيناً در دوره‌هاي بعد از دوره كتابت آنها ترسيم شده است.

با اين همه، مي‌توان بر پايه تاريخ كتاب‌آرايي و نسخه‌شناسي تاريخيِ ادعا كرد كه اهميت جدول‌كشي از سده 8 ق. در ميان كتاب‌پردازان و نسخه‌آرايان ايراني و عربي، مسئله‌اي شناخته شده بوده است و نسخه‌هاي مُجَدْوَلِ خمسه نظامي گنجوي (12)، و نسخه مكتوب 789 ق. از الاغراض‌الطبيه سيد اسماعيل جرجاني (2)، حكايت از تداول اين آگاهي در نزد كتاب‌پردازان و نسخه‌نويسان اين سده دارد. اما بايد گفت كه بيشترين نسخه‌هاي خطي قرن هشتم هجري ـ كه مجدول‌اند ـ داراي جداولي عادي، ساده، و بي‌پيرايه هستند. در سده 9 ق.، بر اثر علاقه تيمورزادگان به كتاب و كتاب‌آرايي؛ مذهبان، كتاب‌آرايان، و نقاشان با آشنايي بيشتر به آرايه‌هاي كتاب، مسئله جدول‌بندي صفحات نسخه‌ها را رونق دادند و تعالي بخشيدند و در سده 10 ق. اين امر، به عنوان يكي از هنرهاي مشخص در قلمرو كتاب‌آرايي، مجال طرح يافت و كساني چون محمد امينِ جدول‌كش مشهدي در اين زمينه نامبردار بودند (113:7؛ 11: 148).

از سده 9 ق. كه جدول از جمله آرايه‌هاي مسلّم در نسخه‌آرايي تلقي شد، انواع و گونه‌هاي مختلف آن توسط كتاب‌آرايان رواج يافت كه متداول‌ترين گونه‌هاي آن عبارتند از: 1) جدول دَوَله، كه جدول اول نيز ناميده‌اند، به اين صورت نقش مي‌شده است كه جدول‌كش نخست خطي باريك مي‌كشيده و در پشت آن خطي ضخيم‌تر ترسيم مي‌كرده و آن‌گاه اين دو خط را مهره مي‌زده و سپس در دو جانب خط ضخيم، دو خط به غايت باريك، با سياهي ـ كه اصطلاحاً به آن تحرير مي‌گفته‌اند ـ مي‌كشيده و سپس روي جدول را لاجوردكاري مي‌كرده است (5: 486؛ 537:9). ظاهراً نام اين نوع جدول از شكل آن، كه مانند رَسَن يا ريسمان (دَوال) بوده، اخذ شده است؛ 2) جدول مثنّي (يا دوگان)، كه در آن، نخست دو خط با زر محلول، موازي و برابر هم مي‌كشيده‌اند و سپس بر روي آنها مهره مي‌زده و هريك از دو خط طلا را توسط دو تحرير با سياهي محاط مي‌كرده و سپس اطراف آن را خطي لاجوردâ اندود مي‌كشيده‌اند (9: 537؛ 11: 148). اين‌گونه جدول از متداول‌ترين و گويا زيباترين جدول‌هاي معمول در قلمرو كتاب‌آرايي عصر تيموري، صفوي، و پس از آن محسوب مي‌شده است. چنان‌كه جامي در توصيف آن گفته است: آن دو خط كز رُخَش هويدا بود / گوئيا جدولي مثّنا بود. كه كشيده از شفق دبير سپهر/ رَقَم، آن را به لوح صفحه مهر (1: 232)؛ 3) جدول سه تحرير، كه سه خط تحرير در اين جدول اثري زيبايي بخش داشته و عموماً پس از خط اول جدول كه به زر بوده، دو تحرير در دو جانب آن مي‌كشيده و سپس خطي از لاجورد ترسيم مي‌كرده و جانب بيروني آن را نيز با سومين خط تحرير مي‌آراسته‌اند (537:9؛ 11: 148)؛ 4) زنجيره، كه با چندين خط نسبتاً پهن كشيده مي‌شده و جدول‌كش در فاصله‌هاي معيّن روي هر خط حلقه‌هايي زنجيرگونه ترسيم مي‌كرده و هر ضلع جدول را به ظاهر مانند يك رشته زنجير فراهم مي‌آورده است. اين نوع جدول در نسخه‌آرايي كتاب كمتر به‌كار مي‌رفته و بيشتر براي قطعه‌هاي خط و نقاشي از آن استفاده مي‌شده است؛ زيرا جدول پهن و تُنُكِ زنجيره‌اي همانند قاب عكس مي‌نموده و بر زيبايي قطعه‌هاي خط و نقاشي مي‌افزوده است (7: 139، 141؛ 43:10، 55، تصاوير 12 و 33).

جدول‌كشي در تاريخ كتاب‌آرايي به نسبت كتاب‌هاي مختلف متفاوت بوده است. جدول‌هاي نسخ هنري و نفيس را عموماً با گونه‌هاي جدول مثني و سه تحرير تعبيه مي‌كرده‌اند و، در جدول‌هاي برخي نسخه‌هاي قرآني و مرقعات، بيشتر به گونه‌هاي جدول دوله و زنجيره‌اي توجه مي‌كرده‌اند. بيشتر آثار منثور را با يكي از اين‌گونه جدول‌ها مي‌آراسته‌اند و آثار منظوم را با جدول‌هاي دو ستوني، و حتي منظومه‌هاي بلندي همچون شاهنامه فردوسي، حديقه‌الحقيقه سنائي، و مثنوي مولوي را كه به‌صورت 4، 6، يا 8 ستوني تحرير مي‌كرده‌اند، طبيعتاً با جدول‌هاي 4، 6، يا 8 ستوني مي‌آراسته‌اند.

جدول‌كشي كه از اوايل سده 9 ق. صبغه هنري پيدا كرد، نه تنها بر زيبايي نسخه‌هاي آثار مكتوب تأثير گذارد، بلكه بر بافت خط كاتبان و خوشنويسان نيز مؤثر افتاد؛ زيرا كاتب و خوشنويس كه بر كاغذهاي داراي جدول مسطر مي‌نوشت، مي‌بايست بافت و اندازه‌هاي حروف را دقيقاً مورد توجه و دقت قرار مي‌داد تا آغاز و انجام سطرها و مصراع‌ها به‌صورتي نوشته شود كه به‌هيچ روي با جدول صفحات مماس نگردد يا از نقش جدول مسطر به در نرود؛ و اين همه، بر دقت در كتابت و خوشنويسي اثر گذاشت و خط را در كشيدگي و فشردگي حروف و به تعبيري در ساختارهاي بافتي آن استوارتر و سنجيده‌تر ساخت.

جدول‌كشي در تاريخ كتاب‌آرايي با ورود چاپ سنگي متوقف نشد به‌طوري كه در نسخه‌پردازي آثار مكتوب، براي چاپ سنگي نيز از سنّت جدول‌كشي مذهّبان جدول‌كش استفاده مي‌شد، با اين تفاوت كه پس از كتابت صفحات ـ كه البته بدون جدول مسطر بود ـ آنها را توسط خط‌كش با مركب و سياهي جدول مي‌كشيدند و به چاپ سنگي آن مبادرت مي‌كردند. در آستانه ورود چاپ سربي هم با ابزار فلزي چاپخانه‌ها جدول‌هاي ساده و يك خطي در كتاب آرايي كتب چاپي (خصوصاً كتاب‌هاي چاپ بولاق و استانبول) متداول بود كه با رشد و رواج چاپ ـ كه اندازه‌هاي متن و حاشيه صفحات را با ابزار چاپخانه‌اي و رايانه‌اي مي‌توان حفظ كرد ـ هنر جدول‌كشي در كتاب‌آرايي چندان ضروري تلقي نشد، مگر در نشر نسخه‌هاي قرآن و برخي كتب ادعيه و ادب كه، به‌صورت لوحي و كليشه‌اي، مُجَدْوَل و چاپ مي‌شود.

 

مآخذ: 1) جامي، عبدالرحمن بن احمد. هفت اورنگ.  به كوشش مرتضي مدرس گيلاني. تهران: سعدي، 1366؛ 2) جرجاني، اسماعيل بن حسن. الاغراض‌الطبيه. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1345؛ 3) همو. ذخيره خوارزمشاهي. به كوشش سعيدي سيرجاني. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1355؛ 4) جمال‌الدين انجو. حسين بن حسن . فرهنگ جهانگيري. ج 1. ذيل "جدول"؛ 5) حسين، سيد يوسف. رساله صحافي. نقل در مايل هروي، نجيب. كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372؛ 6) شاد، محمد پادشاه بن غلام محيي‌الدين. فرهنگ جامع فارسي ]آنندراج[ ذيل "جدول"؛ 7) عالي، مصطفي بن احمد. مناقب هنروران. ترجمه توفيق ه  . سبحاني. تهران: سروش (انتشارات صداو سيما)، 1369؛ 8) لساني شيرازي. مجمع الاصناف. نقل در گلچين معاني، احمد. شهر آشوب در شعر فارسي. تهران: اميركبير، 1349؛ 9) مايل هروي، نجيب. كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372؛ 10) المصرف، ناجي زين‌الدين. بدائع الخط العربي. بغداد: وزاره الاعلام، 1391 ق. = 1349؛ 11) منشي قمي، احمدبن حسين. گلستان هنر. به كوشش احمد سهيلي خوانساري. تهران: كتابخانه منوچهري، ]بي‌تا[؛ 12) نظامي، الياس بن يوسف. خمسه. با مقدمه جمال‌الدين شيرازيان، محمدتقي دانش پژوه. تهران: مركز انتشارات نسخ خطي، بنياد دايره‌المعارف اسلامي، 1368.

                نجيب مايل هروي