Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ح

 

حاجي خليفه، مصطفي بن عبدالله. وي دانشمند، تاريخنگار، و كتابنامه‌نويس سرشناس ترك در قرن يازدهم، نامش مصطفي و نام پدرش عبدالله بود (5: ج 21، ص 401). ميان علما به كاتب چَلَبي و بين "اهل ديوان" (دربار و دولت) به حاجي خليفه شهرت داشت (6: ج 6، ص 432). سبب ناميده شدنش به كاتب، اشتغالش به نوشتن دفاتر دولتي، و علت پيدا كردن عنوان چلبي، درجه فضل و معلوماتش بود؛ زيرا كه در قرن نهم هجري، اين عنوان به‌معناي سرور، به علما و فضلا اطلاق مي‌شد (2: ج 1، ص "ح").

پدرش ابتدا در "سراي" (دربار) خدمت مي‌كرد و سپس وارد فوج سِلَي‌دار (سلاحدار) سپاه عثماني شد (6: ج 6، ص 432). مصطفي در 1017 ق. در استانبول به دنيا آمد و از پنج شش سالگي به تحصيل پرداخت (7: ج 4، ص 760). در چهارده سالگي، به‌ياري پدرش وارد فوج سِلَي‌دار شده و در اداره "محاسبه آناطولي" (به سمت منشي) مشغول به كار شد و در آنجا قواعد حساب و خط سياق را فراگرفت (6: ج 6، ص 432). به گفته خودش (در فذلكه)، از عيسي قريمي (اهل شبه جزيره كريمه[1] ) قرآن و تجويد آموخت و نزد الياس خوجه كتاب‌هاي تصريف و عوامل را خواند و از بوگري[2]  احمد چلبي خوشنويسي ياد گرفت. مصطفي در فاصله سال‌هاي 1033-1045 ق.، تقريباً پيوسته، همراه لشكريان عثماني در جنگ‌هاي مرزهاي شرقي آناطولي بود كه از آن جمله است: جنگ‌هاي عثماني با ايران، لشكركشي عثماني‌ها به همدان در 1038 ق.، محاصره بغداد در 1040 ق.، و جنگ سال‌هاي 1043-1045 ق. به فرماندهي سلطان مراد ]چهارم[ (1: ج 1، ص 825).

در اثناي اين لشكركشي‌ها، در سال 1035 ق.، در راه بازگشت از بغداد، پدرش در موصل درگذشت و مصطفي همراه يكي از بستگان پدرش به دياربكر رفت و به خدمت اداره "مقابله سواري" آنجا در آمد. در سال 1038 ق.، در استانبول، در جلسات درس قاضي‌زاده شركت جست و سخت تحت تأثير او قرار گرفت (6: ج 6، ص 432). ساير استادان او اعرج مصطفي، كُرد عبدالله، ]كِچي[ محمد، و ولي افندي از مشاهير عصر بودند كه مصطفي نزد آنان ادبيات السنه ثلاثه (تركي، فارسي، و عربي)، فقه، حديث، تفسير، و منطق آموخت و نزد دانشمندي فِلِمِنâكي (هلندي‌تبار) رياضيات، جغرافيا، و ساير فنون را فراگرفت (3: ج 5، ص 3806). در سال 1043 ق.، هنگامي كه سپاه عثماني در حلب مشغول گذراندن زمستان بود، به زيارت حج رفت و در بازگشت، در دياربكر با علما و فضلاي آنجا مصاحبت و مباحثه كرد (6: ج 6، ص 432-433).

در سال 1047 ق. به استانبول بازگشت. در اين هنگام، از خويشاوندي ارثيه زيادي به او رسيد كه همه را صرف خريد كتاب كرد، و در همان زمان ازدواج كرد (5: ج 21، ص 401). حاجي خليفه تدريس نيز مي‌كرد، از جمله به فرزند خود و مولانا محمد فرزند احمد رومي كتاب شرح‌الكشّاف را در هندسه و ]الطريقه[ المحمديه را در هيئت، درس مي‌داد و قواعد استخراج تقويم را از زيج مي‌آموخت (6: ج 6، ص 433). در 1058 ق.، به‌سبب تأليف تقويم‌التواريخ  به سمت خليفه دومي (معاون دومي) ترفيع داده شد (6: ج 6، ص 433). او بيشتر آثارش را پس از اين تاريخ تأليف كرد، از جمله ترجمه‌هايي از متون لاتيني به تركي كه به‌ياري شيخ محمد اخلاصي ـ مهتدي (مسيحي اسلام‌آورده) فرانسوي ـ انجام داد (7: ج 4، ص 760).

آثار. بعضي از آثار مهم حاجي خليفه به شرح ذيل است:1) فذلكه اقوال‌الاخيار في علم‌التاريخ و الاخبار يا فذلكه‌التواريخ، در تاريخ عمومي تا 1049 ق.، به زبان عربي؛ 2) فذلكه، سلسله وقايع تاريخ عثماني از سال 1000 تا 1065، به تركي. يغما در تاريخ خود از اين اثر بسيار استفاده كرده است؛ 3) تحفه‌الكبار في اسفارالبحار، تاريخچه نبردهاي دريايي عثمانيان تا 1067 ق.، به تركي. اين كتاب را جيمز ميچل[3]  در 1831 به انگليسي برگردانده است؛ 4) تقويم‌التواريخ، جدول وقايع تاريخي از خلقت آدم (ع) تا 1058. در سال 1697، رينالدو كارلي[4]  آن را به ايتاليايي ترجمه كرده است و ترجمه فارسي آن نيز اخيراً (تهران، 1376) منتشر شده است؛ 5) رونق‌السلطنه، برگزيده‌هايي از تاريخ قسطنطنيه، كه از لاتيني به تركي برگردانده شده است؛ 6) تاريخ فرنگي، اثر يوهان كاريون[5] ، ترجمه تركي كرونيكل[6] ؛ 7) ارشادالخيارا الي تاريخ‌اليونان و الروم و النصارا، تأليف مختصري بر اساس >اطلس مينور<[7] ؛ 8) سُلَّم‌الوصول الي طبقات‌الفحول، گزيده‌اي از زندگينامه‌ها به عربي، به ترتيب الفبايي؛ 9) جهان‌نما، در كيهان‌شناسي[8] ، ناتمام؛ 10) لوامع‌النور في ظلمه اطلس مينور، ترجمه تركي >اطلس مينور<؛ 11) الهام‌المقدس في فيض‌الاقدس، به تركي ] در شرايط نماز در قطبين[؛ 12) كشف‌الظنون عن اسامي‌الكتب و الفنون، به عربي، با مقدمه‌اي در اهميت طبقه‌بندي علوم، مشتمل بر 14500 عنوان به ترتيب الفبايي. فلوگل[9]  آن را به زبان لاتيني ترجمه و در هفت جلد چاپ كرده است (1835-1858، لايپزيك و لندن). اين كتاب را شرف‌الدين يالتقايا و كليسلي رفعت بيلگه در دو جلد به چاپ رسانده‌اند (استانبول،1941-1943). اين اثر يك بار در قم با مقدمه شهاب‌الدين مرعشي نجفي (1386 ق.) و بار ديگر در بيروت (1403 ق./ 1982 م.) به چاپ افست رسيده است؛ 13) تحفه‌الاخيار في الحكم و الامثال و الاشعار، گزيده‌اي از مطالب ادبي و فلسفي كه بيشترين بخش آن عربي و مقداري نيز به فارسي و تركي است؛ 14) دُرَرٌ منتثره و غُرَرٌ منتشره، مجموعه‌اي برگزيده از تراجم احوال؛ 15) دستورالعمل في اصلاح‌الخلل، رساله‌اي در علل مشكلات مالي دولت و راه‌هاي رفع آن؛ 16) رجم‌الرجيم بالسين و الجيم، مجموعه‌اي از مسائل غريبه فقهي و فتاواي نادر؛ 17) شرح بر تفسير بيضاوي؛ 18) حسن‌الهدايه، شرحي بر محمديه علي قوشچي؛ 19) جامع‌المتون مِن جلّالفنون، مجموعه علمي از متون متداول روز؛ 20) مختصر جامع‌المتون؛ و 21) ميزان‌الحق في اختيارالاحق، به تركي، ]در حل اختلافات مسالك [(7: ج 4، ص 761-762؛ 4: ج 3، ص 124).

حاجي خليفه در سال 1067 ق. به مرگ ناگهاني درگذشت و در محله زيرك استانبول، در حظيره‌اي كوچك، دفن شد. در سال 1332 ش./ 1952 م. مقبره‌اش را مرمت و سنگ قبر جديدي برايش تهيه كردند (5: ج 21، ص 401).

 

مآخذ: 1) "حاجي خليفه". دايره‌المعارف فارسي، ج 1، ص 825؛ 2) حاجي خليفه، مصطفي‌بن عبدالله. كشف‌الظنون عن اسامي‌الكتب و الفنون. بيروت: دارالفكر، 1402 ق. = 1982 م.؛ 3) سامي، شمس‌الدين. قاموس‌الاعلام. استانبول: مهران، 1306-1316؛ 4) طاهربك، بروسه‌لي محمد. عثمانلي مؤلفلري.استانبول: معارف عموميه، 1333-1342 ق.، چاپ دوم (افست)، آلمان غربي، 1971؛

5) "Kâtib Çelebi". Tϋrk Ansiklopedisi. Vol.21, P.401; 6) Orhan, Sâik GÖkyay."Kâtib Çelebi". Islam Ansik - lopedisi. Vol. 6, PP. 432-433; 7) Idem. "Kâtib Çelebi". The Encyclopaedia of Islam. Vol.4, PP. 760- 762.

 علي كاتبي


 

 


[1]. Crimee

[2].BÖgri

[3]. James Mitchell

[4]. Rainaldo Carli

[5]. Johan Carion

[6]. Chronicle

[7]. Atlas Minor

[8]. Cosmography

[9]. Flϋgel

 

بازگشت به فهرست مقالات ح