ردهبندي دهدهي ديويي . اين ردهبندي پراستفادهترين نظام ردهبندي كتابخانهاي جهان به زبان انگليسي، تأليف ديويي، ملويل (1851-1931)، كتابدار نامي امريكايي است كه نخستين بار در سال 1876 منتشر شد.
تاريخچه. در ميان نظامهاي نوين ردهبندي كتابشناختي و كتابخانهاي، طرح ردهبندي دهدهي ديويي مشهورترين و متداولترين آنها بهشمار ميرود. ملويل ديويي، مبتكر اين طرح، هنگام تحصيل در كالج امهرست (1870-1874)، در كتابخانه آنجا به كار پرداخت. وي از همان آغاز، به مشكلات و نارساييهاي ردهبنديهاي موجود پيبرد. پس از بررسي وضعيت سازماندهي كتابخانههاي مختلف كه بر پايه نظامهاي ردهبندي آن زمان صورت پذيرفته بود، نسبت به عدم كارآيي آنها اطمينان يافت (239:27). سپس درصدد برآمد كه نظامي را پي افكند كه استفاده از آن آسان باشد، مشكل تغييرات مداوم را كه ناشي از روشهاي متداول بود حل كند، و كاربرد جهاني آن ممكن باشد (18: ج 7، ص 145). با اين هدف، شالوده طرح ردهبندي دهدهي وي ريخته شد. پس از آنكه پيشنويس طرح آماده گرديد، ابتدا در سال 1873 در كتابخانه كالج امهرست مورد استفاده قرار گرفت و سپس ويرايش اول آن با عنوان >طرح ردهبندي و نمايه موضوعي براي فهرستنويسي و تنظيم كتابها و جزوات يك كتابخانه< بدون ذكر نام مؤلف، شامل دوازده صفحه فرانما، كه در آن ده رده اصلي با استفاده از نشانه عددي بهصورت دهدهي تقسيم شده و در 1000 مقوله (از 000 تا 999) جاي گرفته بود، همراه با هجده صفحه نمايه موضوعي، جمعاً در چهل و چهار صفحه، مشتمل بر ديباچهاي كوتاه حاوي اصول ردهبندي ديويي در 1876 منتشر شد (9:13).
ساختار ساده تقسيمات موضوعي و نشانه عددي اين ردهبندي از موفقيت آن بشارت ميداد، و در مدت كوتاهي با اقبال كتابخانهها روبهرو شد. استقبال اوليه از آن تا حدّ زيادي ناشي از پاسخگويي آن به نيازهاي عملي كتابداران بود (131:17-132). اين طرح، در مقايسه با شيوههاي ردهبندي متداول آن زمان، پيشرفت عمدهاي در زمينه ردهبندي محسوب ميشد. هنگامي اين طرح ارائه گرديد كه بسياري از كتابخانهها كتابهاي خود را فقط بر اساس قطع يا مشخصه ساختگي ديگري ردهبندي ميكردند (145:23).
ويرايش دوم اين طرح با تحولات مهمي در 1885 منتشر شد. والتر استانلي بيسكو ، دستيار ديويي، در تدوين اين ويرايش سهم بزرگي داشت. اين ويرايش، در مقايسه با ويرايش اول، از تفصيل قابل ملاحظهاي برخوردار بود، زيرا بخش مقدماتي آن به 66 صفحه، فرانما به 180 صفحه، و نمايه به 60 صفحه افزايش يافته بود (144:11). در ويرايش دوم، در ردههاي 500 (علوم)، 800 (ادبيات)، و 900 (تاريخ) گسترشهاي مفصلي پديد آمد؛ تقسيمات فرعي استاندارد در آن ظاهر شد؛ دستورالعملهاي شمارهسازي با وضوح بيشتري ارائه گرديد؛ امكان تركيب شمارهها ـ كه در ديباچه ويرايش نخست به آن اشاره شده بود ـ از طريق ارائه دستورالعملهاي تقسيمبندي برخي شمارهها شبيه تقسيمات شمارههاي ديگر تحقق يافت؛ پس از رقم سوم علامت مميّز بهكار رفت؛ و نمايه موضوعي الفبايي آن به نمايه موضوعي نسبي تغيير نام داد (14:8). در اين ويرايش، جابهجاييهايي نيز در انتقال موضوعها از شمارهاي به شمارههاي ديگر صورت پذيرفت، و در واقع طرح شمارهسازي ويرايشهاي آتي ريخته شد. تأكيد ديويي بر "تماميّت شمارهها" ـ يعني ثابت ماندن نسبي شمارهها در ويرايشهاي بعدي ـ نيز در اين ويرايش مطرح گرديد. ديويي خود به اين نكته واقف بود كه تغييرات طرح در ويرايشهاي مختلف مطلوب كتابداران نخواهد بود. از اين رو، در مقدمه ويرايش دوم، شمارهها را تثبيتشده اعلام كرد و خاطر نشان ساخت كه از آن پس فقط در موارد ضروري گسترشهاي لازم بهعمل خواهد آمد، اما به هر حال، جابهجايي محدود خواهد بود. خطمشي "تماميّت شماره" يا "ثبات شمارهها" بهعنوان عاملي مؤثر، تغييرات و جابهجاييها را در ويرايشهاي آتي به حداقل رساند. با اين همه، بهمنظور پاسخگويي به پيشرفتهاي نوين دانش، برخي تغييرات اجتنابناپذير مينمود (219:9). در واقع، بسياري از تدابير ساختاري كه بهصورت ويژگيهاي دائمي نظام ردهبندي دهدهي ديويي درآمدهاند، در ويرايش دوم شكل گرفتند، و بهجرأت ميتوان گفت كه ردهبندي نوين با همين ويرايش آغاز ميشود (146:11).
چاپهاي بعدي ردهبندي، عمدتاً، بر اساس چارچوب اصول ويرايش دوم گسترش يافت و در هر چاپ جديد در زمينه تقسيمات فرعي هر رده سعي شده است كه به سودمندي عملي در برابر نظريه و دقت فلسفي اولويت داده شود (2:22). ديويي خود نظارت بر تجديد نظر در طرح ردهبندياش را تا ويرايش سيزدهم، يعني تا زمان مرگش در 1931، برعهده داشت (219:9). از ويرايش دوازدهم به بعد مسئوليت انتشار آن برعهده مؤسسه فارست پرس وابسته به باشگاه ليك پلاسيد ، كه ديويي پيشتر آن را بهمنظور پيشرفت تعليم و تربيت تأسيس كرده بود، واگذار گرديد (125:2؛ 12: ج7، ص141). استقرار بخش ردهبندي دهدهي در كتابخانه كنگره در دهه 1930، بهمنظور حصول اطمينان از كاربرد هماهنگ اين ردهبندي، در تمركز امور فهرستنويسي و ردهبندي نقش بارزي ايفا كرد (132:17). برخورداري از امكانات اين كتابخانه از جنبههاي گوناگون در ارتقا و ترويج اين ردهبندي مؤثر بوده است. در واقع، از سال 1930 شمارههاي ديويي بر بسياري از برگههاي چاپي كتابخانه كنگره ظاهر شده است (84:8).
ويرايش چهاردهم نيز همان خطمشي ويرايش چاپهاي پيشين را دنبال كرد. گسترشهاي لازم در آن ادامه يافت، ولي ساختار اساسي ردهبندي بهجز تغييراتي اندك، دست نخورده باقي ماند (219:9). اين ويرايش كه در 1942 انتشار يافته بود، بهسبب مشكلات فراوان ويرايش پانزدهم كه در1951 منتشر شد، مدت چندين سال بهعنوان ويرايشي استاندارد باقي ماند. ويرايش پانزدهم بهسبب نارساييهاي متعدد، همگام نبودنش با پيشرفتهاي نوين دانش، و نيز نمايه ابتكاري ناموفق آن مورد انتقاد شديد قرار گرفت (9: 219-220؛ 328:29). ويرايش شانزدهم با تفصيل بيشتر، و با تأكيد بر نظم دقيق سلسله مراتبي و استفاده بيشتر از تمهيدات شمارهسازي، براي نخستين بار در دو جلد (فرانما و نمايه) در 1958 به طبع رسيد (12: ج 7، ص 133-134). ويراستاري اين چاپ تا چاپ نوزدهم را بنجامين كاستر برعهده داشته است. ويرايش هفدهم كه مهمترين ويژگياش تأكيد بر هماهنگي، پيشبيني پذيري، و اصل سلسله مراتب بود، با تكيه بر تداوم ويژگيهاي مثبت ويرايش شانزدهم، و نيز افزايش امكانات گسترش نشانهها از طريق تمهيدات شمارهسازي، در 1965 منتشر شد. در اين ويرايش جدول تقسيمات جغرافيايي ظاهر گرديد (12: ج 7، ص 134-135). از آن پس ويرايشهاي هجدهم تا بيست ويكم جملگي با تأكيد بر برآوردن نيازهاي جامعه بينالمللي استفادهكنندگان يكي پس از ديگري عرضه گرديد.
بنيادها. از نظر ديويي، دانش به عنوان واحدي كلي تلقي ميشود و به نُه رده اصلي تقسيم ميگردد. طرح ردهبندي وي نيز به استثناي رده آثار كلّي كه با سه صفر (000) مشخص ميشود، فقط نُه رده اصلي دارد: فلسفه (100)، دين (200)، علوم اجتماعي (300)، زبان (400)، علوم (500)، فنون (600)، هنرها (700)، ادبيات (800)، و تاريخ و جغرافيا (900). هر رده به ده رده فرعي، و باز مجدداً به ده رده فرعيتر، و سپس بهصورت اعشاري به ده رده فرعيتر ديگر و الي آخر تقسيم ميشود. اين تقسيمات تا آنجا ادامه مييابد كه گسترش دانش بشري در هر زمينه ايجاب كند. مثلاً رده 500 (علوم) به رده فرعي 580 (علوم گياهي)، و مجدداً به رده فرعيتر 581 (گياهشناسي)، و باز به رده فرعيتر از 581 (فيزيولوژي گياهي) تقسيم ميشود. البته در تاريخچه ردهبنديهاي كتابخانهاي نظم دهدهي با ردهبندي ملويل ديويي آغاز نميشود و او خود نيز هرگز چنين ادعايي نداشته است. در 1583 نيز نوعي نظام عددي دهدهي توسط دانشمندي به نام لاكروا دو من براي سازماندهي مجموعه كتابخانه هانري سوم، پادشاه فرانسه، ابداع شد. طرح ناتانيل شورتلف نيز كه در 1586 با عنوان >نظام دهدهي براي تنظيم و اداره كتابخانهها< منتشر شد، نظمي مشابه نظم طرح دومن داشت (119:23-120).
ديويي به اين واقعيت پيبرده بود كه وقتي ارقام عربي بهصورت تقسيمات دهدهي براي شناسايي محتوا و شكل اثر بهكار رود، گسترش نامحدود يك رده و نمايش سلسله مراتب موضوعات وابسته امكانپذير خواهد بود. مأخذ طرح نشانهگذاري او كاملاً شناخته نيست، اما اين احتمال وجود دارد كه وي از ويليام توري هريس ، فيلسوف و مربي امريكايي، كه از ارقام عربي براي نشان دادن ردههاي فهرست كتابخانه مدرسه دولتي سن لوئيز استفاده كرده بود، متأثر شده باشد. بهعلاوه، ياكوب شوارتز ، كتابدار كتابخانه كارآموزان نيويورك ، نيز از ارقام اعشاري براي نشان دادن تقسيمات فرعي درون يك رده استفاده كرده بود. اين تمهيدات دوگانه، يعني ارقام عربي هريس از يك سو و تقسيمات فرعي اعشاري شوارتز از سوي ديگر، ممكن است بر طرح ديويي تأثير گذاشته باشد. اين احتمال نيز وجود دارد كه ديويي خود مبتكر طرح نشانهگذاري خويش باشد (136:11).
كاربرد رشتههاي دانش ـ ادبيات، تاريخ، فيزيك، جامعهشناسي، و جز آن ـ در ردهبنديهاي متداول، بهمنظور تعيين ردههاي اصلي، در قرن نوزدهم بسيار متداول بوده است. اين رشتهها بهطور سنتي ردههاي اصلي هر نظام ردهبندي را تشكيل ميدادند، لذا تنظيم طرح ديويي بر مبناي رشتههاي مرسوم، امري غيرعادي تلقي نميشود (11: 142؛ 9:21). تقسيمات ردههاي اصلي و فرعي در واقع بيشتر برمبناي رشتههاي دانش، و نه موضوع، صورت گرفته است. از اين رو، موضوعي واحد در اين طرح ممكن است در بيش از يك محل ردهبندي شده باشد.
ديويي در واقع نُه رده اصلي ردهبندي خود را بهعنوان طرحي براي تنظيم مجموعه نُه كتابخانه تخصصي تلقي ميكرد. در نتيجه، كل طرح وي را ميتوان حاصل پيوند نُه ردهبندي تخصصي دانست (141:2). در ترتيب ردههاي اين طرح، ديويي اذعان ميداشت كه از طرحهاي ناتاله باتتساتي <نظام جديدي براي فهرستنويسي...< ، يا كوب شوارتز، و ويليام توري هريس الهام گرفته است. البته ميزان تأثير باتتساتي و شوارتز روشن نيست، اما شباهت طرح ديويي با طرح هريس آشكار است (120:23). هريس طرح خود را كه در واقع معكوسشده و گسترشيافته طرح ردهبندي فرانسيس بيكن (1605 م.) بود، بهمنظور تنظيم فهرست كتابخانه مدرسه دولتي سن لويي در 1870 ابداع كرد. در ردهبندي بيكن، دانش به سه مقوله اساسي (تاريخ، شعر، و فلسفه) كه به سه نيروي ذهني انسان مربوط ميشوند، تقسيم ميگردد. در واقع، نظم ردههاي ديويي در سطح كلي مبتني بر عكس مقولات بيكن، و در سطح متوسط بر اساس مفاهيم قرن نوزدهم است. اما در سطوح خاص، بهعلت رشد پيوسته آن بر اساس انتشارات جاري، معمولاً از نظريههاي علمي و آموزشي معاصر پيروي ميكند (12: ج 7، ص 128).
ويژگيها. مشخصههاي ردهبندي ديويي را ميتوان در شش مقوله زير بررسي كرد :
1. نشانه. در طرح ديويي، سادهترين نماد ممكن، يعني ارقام عربي، براي نشانه بهكار رفته كه قابل فهمترين روش بيان نظم است. اين نشانه ميتواند تا بينهايت گسترش يابد، بدون آنكه وضع موضوعاتي را كه قبلاً ردهبندي شدهاند مختل سازد. بهعلاوه، ارقام عربي فراسوي موانع زباني هستند، و توالي عددي واضح آنها موجب تسهيل نظم در قفسهها يا سياهههاي چاپي يا الكترونيكي ميگردد (1:10). به عبارت ديگر نشانه ساده دهدهي، خود علتي بارز براي اقبال به اين ردهبندي بوده است، چون در حكم زباني بينالمللي و قابل درك توسط همه ملتهاست.
مبناي ده، كه ويژگي نخست نظام ارقام عربي محسوب ميشود، ويژگي عمده ردهبندي دهدهي ديويي نيز محسوب ميگردد (226:9). جايگاه دوم در نشانه، مبيّن مفهوم بخش است. در اين جايگاه، رقم صفر (0) براي آثار كلي هر رده اصلي و ارقام 1 تا 9 براي ردههاي فرعي بهكار ميرود. بهطور مثال، شماره 500 براي آثار كلي در زمينه علوم محض و شمارههاي 510 تا 590 براي بخشهاي علوم بهكار رفته است. هر بخش، به نوبه خود، به ده قسمت تقسيم ميگردد كه با رقم سوم نشانه بيان ميشود. نشانه مميّز همواره پس از رقم سوم ظاهر ميگردد و بهدنبال آن تقسيمات دهدهي تا آنجا ادامه مييابد كه تقسيمات علم مربوط ايجاب ميكند. علامت مميّز بهعنوان تنها علامت نشانهگذاري، ضمن حفظ سادگي نشانه، چگونگي نظم ردهها را آشكار ميسازد (2:10). نشانه دهدهي بدون انديشه و تأمل لازم درباره مزايا و معايب آن، در مقايسه با نشانههاي حرفي يا نشانههاي مركّب از حرف و عدد، اختيار نشده است. اين نشانه به سه علت مرجّح شمرده شده است: الف) با سرعت بيشتري ميتوان آن را يادداشت كرد؛ ب) در نوشتن آن احتمال اشتباه كمتر است؛ و ج) آن را آسانتر از تركيبات حرفي ميتوان به خاطر سپرد (66:22).
هدف ديويي از كاربرد نشانه دهدهي اين بود كه همپايگي و وابستگي موضوعهاي را آشكار كند. گرچه نشانه نميتواند اهميت و ارزش موضوعي را نشان دهد، قادر است پايگاه و موقعيت نسبي هر موضوع را در ميان ساير موضوعهاي در جهان دانش به نمايش بگذارد (2:10). نشانه ميتواند گستره و ژرفاي هر موضوع و رابطه آن را با موضوعهاي سمت چپ و سمت راستش در قفسه نيز نشان دهد. بهعلاوه، نشانه سلسله مراتبي ميتواند طرح ديويي را براي عمليات ماشيني بسيار سازگار كند. اين خصوصيات، بهويژه، كاوش پيوسته رايانهاي را آسان ميسازد. كاوشگر با كم يا زياد كردن يك رقم به شماره ردهبندي، ميتواند دامنه جستوجو را محدود كند يا گسترش دهد (2:10). اين نشانه بهرغم برخي محدوديتهاي مبناي دهدهياش، تاكنون بسيار كارآمد بوده است.
2. ساختار سلسله مراتبي. در اين ردهبندي، هم موضوع و هم نشانه، ساختاري سلسله مراتبي دارند؛ بهطوريكه آنچه در مورد موضوعي معيّن صادق باشد، بر اجزاي آن نيز صدق ميكند. در واقع، با تقسيم ردههاي اصلي به ردههاي فرعي و فرعيتر و ايجاد سطوح مختلف تقسيم، هر سطح تقسيم كه به تبع از نظام نشانهاي بهصورت دهدهي تقسيمبندي ميشود، تابع سطح مافوق خود محسوب ميگردد. به اين ترتيب، ساختار سلسله مراتبي منطقي و سادهاي شكل ميگيرد كه از كل به جزء ادامه مييابد. به عبارت ديگر، طرح ديويي نمودار جهان دانش را در نظامي سلسله مراتبي، از كليترين موضوعهاي تا جزئيترين آنها، ترسيم ميكند.
بهطور كلي، نظم در ردهبندي ديويي نخست برحسب رشته، سپس بر اساس موضوع همراه با سطوح مختلف تقسيمات فرعي موضوعي، پس از آن بر حسب ويژگيهاي جغرافيايي و زماني، و نهايتاً برحسب شكل ارائه موضوع است. در اين ترتيب، استثناهايي در ردههاي ادبيات (800) و كليات (000) وجود دارد. در رده ادبيات، ترتيب آثار ادبي نخست برحسب رشته (ادبيات)، سپس برحسب زبان اصلي، آنگاه برحسب شكل ادبي، و سرانجام، برحسب زمان نگارش است. در رده كليات، برخي مقولهها از جمله دايرهالمعارفهاي عمومي (030)، پيايندها (050)، روزنامهها (071-079)، مجموعهها، و نشريات عمومي سازمانهاي عمومي (061-068) نخست برحسب شكل، سپس برحسب زبان يا مكان، طبق آنچه در فرانما معيّن شده است، مرتب ميشوند. از آنجا كه اين موارد كلي درباب موضوعي خاص بحث نميكنند، در نظم آنها هيچ ملاك موضوعي منظور نشده است. رده 800 و بخشهاي فوق از رده 000 گاه ردههاي شكلي نيز ناميده ميشوند (225:9-226).
ساختار سلسله مراتبي در نشانه ردهبندي نيز متبلور است. نشانه با بيان وابستگي ميان هر واحد دانش و عناصر تابعهاش، نظم سلسله مراتبي ردهبندي را نشان ميدهد. در واقع، طول شمارهها، سلسله مراتب نشانهها را بيان ميكند.
خاصيت سلسله مراتبي نشانه، اين امكان را براي اين نظام فراهم ميسازد كه هم در ردهبندي تفصيلي و هم در ردهبندي كلي به آساني بهكار رود و سازماندهي مجموعهها را در كتابخانههاي بزرگ و كوچك، تخصصي و عمومي، و با قفسههاي باز و بسته امكانپذير سازد (12: ج 7، 130).
3. تمهيدات يادسپاري. يكي از ويژگيهاي بارز نشانه ردهبندي ديويي خصوصيت يادسپاري آن است. در واقع، كاربرد ياديارهاي متعدد در تقسيمات فرعي گوناگون در سراسر طرح ردهبندي ديويي از ويژگيهاي اين طرح محسوب ميشود (139:2). به عبارت ديگر، در اين ردهبندي مفاهيم يكسان در ردههاي مختلف با شمارههاي يكسان نشان داده ميشود. براي نمونه، هرجا كه تقسيمات جغرافيايي بهكار ميرود انگاره منظم و آشناي ارقام مشاهده ميگردد. بهطور مثال، فرانسه با نشانه 4 مشخص شده است. اين رقم در شمارههاي مربوط به اين كشور پيوسته تكرار ميشود؛ مانند 944 تاريخ فرانسه؛ 4/914 جغرافياي فرانسه؛ 440 زبان فرانسوي؛ 4/554 زمينشناسي فرانسه؛ 194 فلسفه فرانسوي؛ و 074 روزنامههاي فرانسه. همچنين در رده ادبيات، رقم 1 مبيّن شكل ادبي شعر است، از اين رو، 811 به شعر امريكايي، 821 به شعر انگليسي، 831 به شعر آلماني، و 841 به شعر فرانسوي اختصاص يافته است. اين ويژگي به خواننده كمك ميكند تا شمارههاي ردهبندي را تشخيص دهد و آنها را بهآساني به خاطر سپارد (228:9).
نشانههاي اين ردهبندي از طريق تشابه ارقام در برخي ردههاي همخانواده نيز داراي خاصيت يادسپاري است. بهطور مثال، شمارههاي 913-914 براي جغرافياي كشورهاي مختلف بهكار ميرود. تقسيمات اين مجموعه از شمارهها بر مبناي تقسيمات شمارههاي 940-999 كه براي تاريخ همان كشورها منظور شده است، شكل ميگيرد. با اندكي دقت در شمارههايي چون 955 تاريخ ايران و 5/915 جغرافياي ايران اين نتيجه حاصل ميگردد كه شماره پايه براي تاريخ كشورهاي مختلف رقم 9، و شماره پايه براي جغرافياي آنها را دو رقم 91 تشكيل ميدهد. به عبارت ديگر، براي تعيين شمارههاي تاريخ و جغرافياي كشورهاي مختلف كافياست كه به اين ارقام شمارههاي نواحي جغرافيايي آن كشورها افزوده شود.
در ويرايشهاي پيشين، تمهيدات يادسپاري بيشتر در تقسيمات شكلي، جغرافيايي، زبانها، و ادبيات كاربرد داشت؛ اما با افزايش طبيعت تحليلي ـ تركيبي نظام ردهبندي، ياديارها نيز كاربرد گستردهتري يافت (228:9) و براي ساير جنبههاي نظام ردهبندي نيز بهكار رفت. شمارهگذاري يكسان براي مفاهيم يكسان، هم براي ردهبند و هم براي جوينده كمك سودمندي محسوب ميشود. بهعلاوه، اين شيوه در تبديل طرح از نظامي شمارشي به نظامي تحليلي ـ تركيبي بسيار مؤثر بوده است، زيرا در هر شماره عناصر متعددي را ميتوان فوراً جدا كرد و مورد شناسايي قرار داد.
4. ويژگي چهريزهاي و تركيبي. اين ردهبندي در ابتدا نظامي شمارشي محسوب ميشد و در آن، همه موضوعهاي در فرانما ذكر ميگرديد. با ارائه جدول تقسيمات فرعي در ويرايش دوم و نيز امكان تقسيمبندي برخي شمارهها مانند تقسيمات برخي ديگر در همين ويرايش، در واقع تركيب شمارهها، يا به عبارت ديگر شمارهسازي، از ويرايشهاي نخست آن بهصورت محدودي معمول شده بود (228:9). بر اساس اصل شمارهسازي در ردهبندي ديويي، تقسيمبندي يك شماره اصلي بر اساس تقسيمات شمارههاي ديگر امكانپذير ميگردد. بدين ترتيب، ضمن اجتناب از حجيمتر شدن فرانما، برخي جنبههاي خاص مشترك ميان موضوعها يا وابستگيهاي ميان آنها نشان داده ميشود. اين خصوصيت مهم ردهبندي ديويي بعدها هسته اصلي توسعه ردهبنديهاي چهريزهاي را تشكيل داد (208:28). در سالهاي اخير، بهويژه تلاشهاي مجدّانهاي بهعمل آمده است تا اين ردهبندي از نظامي شمارشي به نظامي تحليلي ـ تركيبي بدل شود. استفاده بيشتر از چهريزهنماها و تركيبات نشانهاي كاربرد اين ردهبندي را آسان ميسازد و امكانات بيشتري را براي بازيابي ماشيني اطلاعات فراهم ميكند (6:10). بهمنظور پاسخگويي به نيازهاي ردهبندي موضوعات پيچيده روزافزون، ويراستاران ويرايشهاي اخير بيش از پيش به قابليتهاي ردهبندي چهريزهاي پي بردهاند.
بهدنبال جدول تقسيمات فرعي استاندارد (جدول 1)، كه از ويرايش دوم كاربرد پيدا كرده بود، در ويرايش هفدهم جدول تقسيمات جغرافيايي (جدول 2) ظاهر شد، و سپس در ويرايش هجدهم پنج جدول كمكي ديگر به آن افزوده شد. اين جدولها عبارت بود از جدول تقسيمات فرعي ادبيات (جدول 3)، كه تركيبات لازم را براي ادبيات زبانهاي مختلف امكانپذير ميكرد؛ جدول تقسيمات فرعي زبانها (جدول 4)، كه تركيبات لازم را براي زبانهاي مختلف ممكن ميساخت؛ جدول گروههاي نژادي، قومي، و ملي (جدول 5)، كه براي نشان دادن ارتباط موضوع با اين گروهها منظور شده بود؛ جدول زبانها (جدول 6)، كه براي نشاندادن زبان ارائه يك اثر تدوين گرديده بود؛ و جدول اشخاص (جدول 7)، كه براي بيان خصوصيات گوناگون گروههاي اشخاص در نظر گرفته شده بود. افزايش اين جدولها همراه با ارائه دستورالعملهاي شمارهسازي بيشتر، راه را براي تبديل اين ردهبندي به نظامي چهريزهايتر هموار كرد و اين گامي بزرگ بهمنظور تقويت طبيعت تحليلي ـ تركيبي و توان ردهبندي ديويي براي ردهبندي موضوعات چندجنبهاي محسوب ميشد (3:10). اين خطمشي در ويرايشهاي بعدي نيز دنبال گرديد، و آنها با برخوردار شدن مقولههاي بيشتري از نشانههاي چهريزهاي، بيش از پيش به نظامي چهريزهاي بدل شدهاند. ردهبندي ديويي در شكل كنوني، بهويژه پس از انتشار ويرايش بيستويكم، در حد فاصل ميان نظامهاي ردهبندي شمارشي و تحليلي ـ تركيبي قرار ميگيرد. به عبارت ديگر، نظامي نيمه تحليلي ـ تركيبي بهشمار ميرود (3:10).
واقعيت اين است كه چهريزهايتر شدن ردهبندي و كاربرد چهريزهنماها و تركيبات نشانهاي امكانات بيشتري را براي بازيابي ايجاد ميكند. به عبارت ديگر، با در دسترس بودن عناصر معنيدار و با تأمين امكان دستيابي به جنبههاي مختلف ارائهشده در شمارههاي كامل و امكان تركيب قسمتهاي مختلف شماره از هر كجاي ردهبندي، كارآيي بازيابي موضوعي را ميتوان افزايش داد (41:20).
5. انعطافپذيري. ساختار ردهبندي ديويي چنان است كه بهآساني ميتوان در آن به گسترش موضوعهاي قديمي و جايابي براي موارد جديد پرداخت. اين ردهبندي، با تعديل عمق سلسله مراتب، نيز ميتواند از عهده سازماندهي واحدهاي اطلاعاتي خُرد و كلان برآيد. بهوسيله نشانه دهدهي و با رعايت سطوح مختلف تفصيل با توجه به نيازهاي موجود، ميتوان ردهبندي را گسترش داد يا آن را خلاصه كرد. اين ميزان از انعطافپذيري، آن را براي سازماندهي مجموعه انواع كتابخانهها، از كتابخانههاي ملي بزرگ گرفته تا كتابخانههاي كوچك روستايي و آموزشگاهي، مناسب ميسازد. به بياني ديگر، اين ردهبندي بهسبب برخورداري از راهكارهاي گوناگون و گسترشهاي تقريباً نامحدود در شمارهسازي، ميتواند از عهده سازماندهي همه عناويني كه ممكن است درباره موضوعي معيّن توسط كتابخانه بزرگي دريافت شود برآيد (345:29).
هرچند ردهبندي ديويي در ابتدا بهعنوان نظامي براي ردهبندي مجموعه كتابهاي يك كتابخانه تدوين شده بود، اكنون بهصورتي تحول يافته كه قادر است از عهده سازماندهي بسياري از انواع گوناگون مواد كتابخانهاي از قبيل كتاب، پيايند، مواد غيرچاپي، كتابشناسيهاي ملي در شكلهاي مختلف، و اطلاعات الكترونيكي نيز برآيد (4:10).
سازگاري با هرگونه جرح و تعديل و انطباق، از ويژگيهاي بارز اين نظام است. در واقع، ويژگيهاي ساختاري، نشانهها، و انعطافپذيري اين ردهبندي موجب سازگاري آن در ابعاد مكاني، زماني، و فرهنگي شده است. از لحاظ مكاني، در بسياري از كشورها بهمنظور برآوردن نيازهاي ملي، جرح و تعديلهايي در آن صورت گرفته و گسترشهاي لازم بهعمل آمده است. از لحاظ زماني نيز اين ردهبندي از اواخر قرن نوزدهم تا پايان قرن بيستم و عصر الكترونيك توان و پويايي خود را حفظ كرده است. از لحاظ فرهنگي نيز اين ردهبندي با بسترهاي فلسفي و زبانيِ كاملاً متفاوت سازگاري نشان داده است (4:10-5).
6. نمايه نسبي. نمايه نسبي بهصورت مفصّل و مشروح تدوين شده و تنظيم آن الفبايي كلمه به كلمه است. دليل اين نامگذاري نقش نمايه در نسبت دادن موضوعها به رشتههاست. به گفته سه يرز "نسبي صرفاً به اين معناست كه ارتباط و نسبت هر موضوع در نمايه با موضوع (يا رده يا بخش) كليتر نشان داده ميشود يا بعد از هر واژه شناسه جنبهها و ابعاد يك موضوع مشخص ميگردد" (2: 139-140).
نمايه نسبي اين ردهبندي كه در ويرايش اول فقط داراي 18 صفحه بود، در ويرايش بيستويكم به 899 صفحه افزايش يافته است. موضوعها كه در فرانما در ميان رشتهها پراكندهاند، در نمايه نسبي به ترتيب الفبايي تنظيم شده و در ذيل هريك، اصطلاحاتي كه آن موضوع را به رشتههاي مربوط نسبت ميدهد قرار گرفتهاند. اين نمايه از ويژگيهاي بارز ردهبندي ديويي محسوب ميشود كه براي سهولت استفاده از فرانما تدوين شده، و به قولي از بدو انتشار طرح ديويي، قلب آن بهشمار ميرفته است (12: ج 7، ص 130). نمايه نسبي نخستين نمونه از اين نوع محسوب ميشود كه براي يك طرح ردهبندي كتابخانهاي بهكار ميرود (75:22). ديويي خود اين نمايه را برجستهترين ويژگي ردهبندي دهدهي ميدانست و از آن بهعنوان "بزرگترين خدمت خود در زمينه ردهبندي مجموعه كتابخانهها" ياد ميكرد (139:2).
از نمايه نسبي فقط بهعنوان ابزار راهنما و وسيله بازيابي استفاده ميشود. بهسبب محدوديتهايي كه اين نمايه دارد، امكان ارائه توالي سلسله مراتبي موضوعات در آن نيست. بهعلاوه، ممكن است همه جنبههاي يك موضوع را لزوماً نشان ندهد؛ از اين رو، هرگز نميتواند جايگزين فرانما شود. به همين سبب، شماره بازيابيشده در نمايه را ـ بهمنظور حصول اطمينان از صحت آن، آگاهي از موقعيت آن در سلسله مراتب، و دسترسي به دستورالعملهاي احتمالي ـ حتماً بايد در فرانما جستوجو كرد. اينكه نمايه ساير طرحهاي ردهبندي كلي، كم وبيش از اين نمايه تأثير پذيرفتهاند بر اعتبار آن ميافزايد (153:23).
روزآمدسازي. بقاي هر نظام ردهبندي در وهله اول در گرو همگامي كامل آن با پيشرفتهاي علمي و هماهنگي آن با نيازهاي استفادهكنندگان آن است. همين اصل، تجديد نظرهاي لازم را در هر نظام ردهبندي اجتنابناپذير ميسازد. در هر ويرايش، همه قسمتهاي فرانما و كليه جدولها مورد بررسي مجدد قرار ميگيرد و برحسب نياز تجديد نظرهاي لازم در سراسر طرح بهعمل ميآيد (221:9). در تدوين ويرايشهاي جديد، ضمن روزآمدسازي ردهبندي به موازات پيشرفت دانش، سعي ميشود سياست "تماميّت شمارهها" در حد منطقي رعايت گردد (220:9). بهعلاوه، منابع و نيروهاي بسياري بهمنظور رشد مداوم آن به عنوان ابزاري جهاني صرف ميشود، و براي رفع گرايش امريكايي آن، از لحاظ ساختار و واژگان، اهتمام جدي بهعمل ميآيد (5:10). ويرايشهاي اخير آن در فاصلههاي تقريباً 7 تا 10 سال انتشار يافته است، و تغييرات مابين ويرايشها در نشريه >ردهبندي دهدهي ديويي: يادداشتها، و تغييرات< منعكس ميشود.
در هر ويرايش، دامنه تجديد نظر در هر رشته در وهله نخست با توجه به دو نياز صورت ميگيرد: جايابي براي موضوعات جديد و رفع مشكلات موجود. زمينههاي جديد علمي، تحولات اجتماعي و سياسي، و واژگان منسوخ و نارسا ايجاب ميكند كه ردههاي موجود روزآمد شوند. در تجديد نظر در هر زمينه با كاربرد چهريزهنماهاي بيشتر و تركيبات نشانهاي، سعي بر آن است كه طرح براي موضوعهاي پيچيده و محيطهاي اطلاعاتي نوين سازگارتر شود (605:10). اما واقعيت اين است كه تجديد نظر در طرح ديويي ـ در مقايسه با تجديد نظر در ساير طرحهاي ردهبندي چونردهبندي كولن، ردهبندي دهدهي جهاني (يو.دي.سي.)، و حتي ردهبندي كتابخانه كنگره ـ نسبتاً محافظهكارانه صورت ميگيرد. در اين تجديد نظرها مشكل دگرگونيهاي بنيادي در نشانهها از يك سو و هماهنگي نظام با پيشرفتهاي دانش از سوي ديگر همواره در نظر گرفته ميشود (153:23).
تجديد نظر در اين ردهبندي به سه روش انجام ميشود: كامل، گسترشي، و عادي. تجديد نظر كامل هنگامي صورت ميپذيرد كه ساختار اصلي يك رشته چنان منسوخ شده باشد كه ديگر با اطلاعات جاري سازگار نباشد، كاربرد آن با دشواري صورت گيرد، يا ترتيب ردهها غيرمنطقي باشد. در تجديد نظر كامل جاي مناسب براي موضوعهاي جديد تعيين ميشود و غالباً تغييراتي در نظم اتصالي و چگونگي تقسيم ردهها اعمال ميگردد. در تجديد نظر گسترشي، طرح اصلي فرانما براي تقسيمات يك شماره حفظ ميشود، ولي پارهاي يا بسياري از تقسيمات فرعي مورد تجديد نظر قرار ميگيرد و براي موضوعات جديد گسترشهايي به عمل ميآيد. سومين روش، تجديد نظر عادي است كه دائماً اعمال ميگردد (6:10). درج موضوعات جديد، تجديد سازمان موضوعاتي كه نابجا قرار گرفتهاند، حذف تمهيدات دوگانه، روزآمد كردن، و تصحيح واژگان در طرح و نمايه، در شمار اين تجديد نظرها قرار ميگيرند. همچنين، در اين تجديد نظرها در مواردي كه از تقسيمات فرعي موجود بهندرت استفاده ميشود، اين تقسيمات حذف و موضوعات فرعي در موضوعات كليتر ردهبندي ميشود.
تحولات ويرايشهاي اخير (ويرايشهاي 18 تا 21)، نمايانگر رشد فزايندهاي در جهت هماهنگي اين ردهبندي با پيشرفتهاي علمي و نيز بينالملليتر شدن آن است. در اين ويرايشها سعي بر آن بوده است كه گرايش غربي ردهبندي تا حد امكان كاهش يابد. ويراستاران اين ويرايشها نيز از اصل توجه به نيازهاي جامعه بينالمللي استفادهكنندگان غافل نبودهاند. از جمله در ديباچه ويرايش هجدهم تأكيد شده است كه فرايند توجه به مباحث غيرغربي، كه با ويرايش شانزدهم آغاز شد، همچنان ادامه دارد (14: ج 1، ص 9)، و در مقدمه ويرايش نوزدهم تصريح شده است كه در تدارك هر ويرايش، نيازهاي كشورهاي ديگر، هم از جهت تفصيل و هم از لحاظ نظم، بايد كاملاً درنظر گرفته شود (15: ج 1، ص XX III). در ديباچه ويرايش بيستويكم نيز خاطر نشان شده است كه احساس مسئوليت نسبت به نيازهاي ساير كشورها و مجموعههايي كه حاوي مواد غيرمسيحي و غيرغربي هستند، سياست هميشگي اين ردهبندي بوده است، و مهمتر اينكه حساسيت نسبت به مسائل فرهنگي و اجتماعي ساير ممالك، كارآيي جهاني ردهبندي را افزايش ميدهد (16: ج 1، ص X-III).
ويرايش خلاصه. بهمنظور پاسخگويي به نيازهاي مجموعههاي كوچك، ويرايش خلاصهاي با عنوان >خلاصه ردهبندي دهدهي و نمايه نسبي براي كتابخانهها< همزمان با انتشار ويرايش پنجم متن كامل آن در 1894 منتشر شد (346:29) و از آن پس نيز در پي انتشار هر ويرايش جديد از متن كامل، ويرايش خلاصهاي نيز منتشر گرديد. تا ويرايش خلاصه نهم، شمارهها، در مجموع، صورت كوتاهشده شمارههاي ويرايش كامل بودند. در اين ميان، فقط در ويرايش دهم شمارهها بيشتر صورت جرح و تعديلشده شمارههاي متن كامل را داشتند تا صورت كوتاهشده آن را. ويرايش يازدهم مجدداً بهصورت ويرايش خلاصه واقعي از ويرايش كامل نوزدهم در 1979 منتشر شد (220:9). ويرايش دوازدهم نيز بهصورت خلاصه واقعيِ ويرايش كامل بيستم در 1990 نشر يافت (346:29). اكنون ويرايش خلاصه به چاپ سيزدهم رسيده است، و اين چاپ كه در 1997 منتشر شد، مبتني بر ويرايش كامل بيستويكم است (16: ج 1، ص XI).
ويرايش خلاصه از همان ابتدا با هدف سازماندهي مجموعههاي غيرتخصصي و كوچك تا ميزان 20000 جلد، كه معمولاً در كتابخانههاي عمومي و آموزشگاهي كوچك يافت ميشود، تدوين گرديد (346:29). تعداد مدخلهاي آن در مقايسه با متن كامل بسيار اندك است، و همه قسمتهاي آن در يك مجلد قرار دارند. با توجه به هماهنگي شمارههاي ردهبندي در ويرايش خلاصه با شمارههاي متن كامل، هرگاه مجموعههاي كوچك رشد كنند، ميتوان بهجاي شمارههاي پيشين از شمارههاي ويرايش كامل استفاده كرد.
انتشار نخستين ويرايش الكترونيكي اين ردهبندي بهصورت صفحه فشرده نوري بر اساس ويرايش بيستم آن در ژانويه 1993، و سپس انتشار دومين ويرايش الكترونيكي در 1994، دستاورد بزرگي براي اين ردهبندي محسوب ميشد (38:20). نسخه الكترونيكي با برخورداري از امكانات جديد، تسهيلات بيشتري براي كاربرد ردهبندي در اختيار استفادهكننده قرار ميدهد و مشكلات شمارهسازي را بهكمك تمهيدات گوناگون تبيين ميكند.
ترجمههاي فارسي. خلاصههايي از اين ردهبندي به فارسي نيز ترجمه و منتشر شده است كه بهترتيب عبارتاند از :طبقهبندي اعشاري، ترجمه علياكبر جانا (تهران: شوراي كتاب كودك، 1343)؛ طبقهبندي اعشاري ديويي و فهرستنسبي، ترجمه علياكبر جانا (تهران: دانشگاه تهران، 1348)، كه اثر اخير ترجمه و اقتباسي از ويرايش هشتم خلاصه اصلي ديويي (1958) است؛ ردهبندي دهدهي ديويي و فهرست نسبي، ترجمه و تلخيص فرنگيس اميد (تهران: انجمن كتابداران ايران، 1350)، كه ترجمه كوتاهي از ويرايش دهم خلاصه اصلي ديويي (1971) است؛ خلاصه ردهبندي دهدهي ديويي و نمايه نسبي، ترجمه ابراهيم عمراني، ويراسته پوري سلطاني (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1372-1378، 2 ج)، كه بر مبناي ويرايش دوازدهم خلاصه اصلي ديويي (1990) است. ترجمه اخير با تفصيل و دقت بيشتري تهيه شده و ميتواند پاسخگوي نيازهاي سازماندهي مجموعه كتابخانههاي عمومي كوچك و كتابخانههاي آموزشگاهي باشد. در اين اثر، به اقتضاي نياز كتابخانههاي كشور، گسترشهايي از موضوعهاي مربوط به ايران و اسلام اعمال شده، و در مواردي نيز كه بهنظر ميرسيده در كتابخانههاي ايران كاربردي ندارند، حذفهايي صورت گرفته و در مواردي نيز تغييراتي نسبت به متن اصلي بهعمل آمده است (5: ج 1، ص سيزده).
نگرشها. مزايا و معايب ردهبندي دهدهي ديويي، و نيز اعتبار و عموميت آن، سبب شده است كه بيش از هر اثر ديگر در حوزه كتابداري و اطلاعرساني نقد و بررسي شود، سنجشهاي دقيقي درباره آن به عمل آيد، و كتابها و مقالات گوناگوني درباره آن تأليف گردد. در واقع، در پرتو استفاده گسترده از اين طرح در هزاران كتابخانه سراسر جهان، نارساييهاي آن دقيقاً مورد بررسي قرار گرفته و آرا و نظرهاي منتقدان و صاحبنظران براي داوري علاقهمندان انتشار يافته است.
يكي از انتقادهاي جدّي به ردهبندي ديويي در زمينه ناديده گرفتن اصل سهولت عمل در طرح اين نظام است كه در آن جنبههاي عملي گاه تحتالشعاع مسائل فلسفي و ذهني قرار گرفته است (53:3). اين مسئله سبب ترتيب نامناسب در ردههاي اصلي اين ردهبندي شده است. علت اين امر را در پيروي طرح ديويي از طرح ردهبندي هريس ميدانند. همانگونه كه اشاره شد، طرح هريس در اصل معكوسشده ردهبندي فرانسيس بيكن است كه مبناي تقسيم معارف را در قواي ذهني كه مركز علم است ميداند. البته، ردهبندي بيكن پيشتر نيز تأثير قابل ملاحظهاي بر ردهبنديهاي كتابخانهاي و دايرهالمعارفي داشته و در اهميت آن گفته شده كه از همه نظريههاي ردهبندي پيش از خود چه در اصول و چه در فروع پيشرفتهتر بوده است (80:24). اما مقايسه اجمالي تقسيمات بيكن با ترتيب ردههاي اصلي ردهبندي ديويي، حاكي از جدايي چشمگير و اعتراضبرانگيز جامعهشناسي از تاريخ، و نيز جدايي زبان از ادبيات، در ردهبندي ديويي است؛ و اين نشان ميدهد كه ديويي در مبناي فلسفي ردهبندي خود قائل به جرح و تعديل چنداني نبوده است (26: ج 1، ص 38). در اين زمينه، وليچ نيز، ضمن انتقاد از نظم ردهها، آن را ناشي از نگرش جهاني اواخر قرن نوزدهم ميداند و ميافزايد كه اختصاص فقط يك رده اصلي براي هريك از دو رشته علوم و فنآوري، موجب تراكم شمارهها در اين دو رده و در نتيجه طولاني شدن شمارهها و نيز جدايي علوم اساسي از كاربردهاي عملي آنها شده است (208:28).
توزيع نامتناسب شمارهها ميان موضوعهاي مختلف، كه سبب شده به بعضي از آنها شمارههاي طولاني اختصاص يابد، مورد اعتراض قرار گرفته است. از جمله، به عقيده فيليپس ، بسياري از موضوعاتي كه در روزگار ديويي داراي اهميت بودند و از بخشهاي اصلي نشانه برخوردار شدند، همپاي ساير موضوعها پيشرفت نكردهاند و موضوعهايي كه در آن زمان نسبتاً بياهميت بودند، امروزه به شاخههاي بسيار تخصصي و فني بدل شدهاند (67:22). فيليپس در تأييد نظر خود ميافزايد كه براي بسياري از شاخههاي مهم دانش از جمله مكانيك، كانيشناسي، و بهداشت در تقسيمات صدگانه نخست، جايي منظور نشده است. در همين تقسيمات، برخي موضوعهاي كمدامنه مانند منطق (160) از همان ظرفيت نشانهاي موضوعهاي مفصلي چون اقتصاد (330) برخوردارند.
تأكيد ردهبندي ديويي بر جنبههاي مختلف فرهنگي و اجتماعي غربي، كه بهويژه در تخصيص شمارههاي متعدد به مباحث غربي و مسيحي تبلور مييابد، و نيز نگاه گذراي آن به مباحث مربوط به ساير كشورها و فرهنگها از نقاط ضعف مهم ديگر آن محسوب ميشود. در تأييد اين مطلب، چان ميگويد كه گرايش به انگارههاي انگلو ـ امريكن، بهويژه در ردههاي 900 (تاريخ و جغرافيا) و 800 (ادبيات)، كاملاً آشكار است و در رده 200 (دين) تأكيد بر مذهب پروتستان ديده ميشود (229:9). هرچند در ويرايشهاي اخير، روند بينالمللي كردن ردهبندي با هدف برآوردن نيازهاي جامعه بينالمللي استفادهكنندگان آغاز شده است، روشن است كه اين روند خود محدوديتهايي نيز دارد. به اعتقاد سويني ، واقعيت اين است كه بازتاب جهانبيني غربي در ويرايشهاي انگليسي ردهبندي اجتنابناپذير است و سازگار كردن آن با نظام اجتماعي يا فرهنگيِ كاملاً متفاوت بسيار مشكل مينمايد. وي در همين حال ميافزايد كه اين نقص از طريق گسترشها و تدابير مجازي كه در اين ردهبندي پيشبيني شده تا حدّ زيادي قابل جبران است (62:25).
مبناي دهدهيِ نشانه موضوع از جمله ديگر مشخصات مورد انتقاد اين ردهبندي بوده است، اينكه علوم مختلف همواره بهصورت دهدهي تقسيم شوند با هيچ منطقي سازگار نيست. به نوشته چان مبناي دهدهي پذيرندگيِ نظامِ نشانهاي را محدود ميكند، زيرا سبب ميشود كه در هر مرحله از تقسيم، امكان جايابي فقط براي نُه موضوع همپايه مقدور باشد (229:9). اما در مقابل به نظر رانگاناتان "مؤثرترين و پايدارترين كمك ديويي به فلسفه ردهبندي كتابخانهاي نمايش قابليت پذيرندگي مطمئن نشانه بهوسيله طرح ساده نشانه دهدهي بوده است" (157:23).
امتياز كاربرد گسترده اين ردهبندي را برخي منتقدان به عوامل ديگري نسبت ميدهند. از جمله ريستيوس ردهبندي ديويي و ردهبندي كنگره را بهترين ردهبنديهاي موجود در جهان نميشناسد، بلكه عوامل جامعهشناختي را سبب كاربرد گسترده آنها ميداند. به گفته وي، "اين ردهبنديها بهطور وسيعي بهكار ميروند، فقط به اين علت كه كتابخانههاي ديگر آنها را بهكار ميبرند" (115:6).
در مقابل انتقادها، برخي نيز بر قابليتهاي برجسته آن تأكيد دارند و بر ويژگيهاي پايدار آن صحّه ميگذارند. به گفته فرمونت رايدر، سرگذشتنگار ديويي، بهترين ويژگي ردهبندي ديويي "سادگي طرح" آن بوده و علاوه بر آن، نشانه گسترشپذير و روش نسبي آن در سازماندهي كتابها، آن را مورد توجه بسيار قرار داده است (141:2). سهيرز شايستگيهاي بزرگ اين نظام را در سادگي و جذابيت نشانه، كاربرد آسان، و اعمال تجديد نظرهاي منظم آن دانسته است (143:23).
در حقيقت، با پذيرش ردهبندي ديويي بهعنوان پايه و اساس ردهبندي دهدهي جهاني در 1895 توسط مؤسسه بينالمللي كتابشناسي ، كاربرد جهاني آن آغاز شد (362:4).
تدوين طرح ردهبندي دهدهي جهاني متأثر از خصوصيات ردهبندي ديويي بوده كه از طريق تعديل و گسترش آن صورت گرفته است (145:2).
كومارومي ويراستار ويرايش بيستم اين ردهبندي، اشاره ميكند كه هرچند ميان ويرايش دوم تا كاربرد نظاميافته تركيبها، چهريزهها، و آرايهها در ردهبندي رانگاناتان فاصله زماني طولانييي وجود دارد، اين تمهيدات جملگي ريشه در كار ديويي دارد (146:11). به اين ترتيب، وي ديويي را مبتكر ردهبندي چهريزهاي و الهامبخش رانگاناتان در تدوين نظام ردهبندي كولن ميداند. در هر ويرايش ردهبندي ديويي، مقولههاي بيشتري از نشانههاي چهريزهاي برخوردار شده و اين ردهبندي بيش از پيش به نظامي چهريزهاي تبديل و توان آن براي ردهبندي موضوعهاي چندجنبهاي تقويت شده است. بهطوريكه امروزه، در آخرين ويرايشهاي آن بسياري از موضوعها را ميتوان از طريق تركيب يا شمارهسازي ردهبندي كرد. چان خاطر نشان ميسازد كه بهرغم دگرگونيهايي كه در طبيعت و كمّيت اطلاعات جهاني در طول بيش از يك قرن رخ داده، طرح ديويي كه در ابتدا براي سازماندهي مجموعه كتابخانه كوچك دانشكدهاي تدوين شده بود، اكنون چنان رشد يافته است كه ميتواند مخزن عظيم منابع اطلاعاتي همه جهان را سامان بخشد (1:10).
قابليتهاي اين نظام بهعنوان يكي از ابزارهاي بازيابي در محيطهاي پيوسته نيز روز به روز آشكارتر ميگردد. سونگ در بررسي خود امكان تجزيه خودكار شمارههاي ردهبندي ديويي و كاربرد اين روش را در بازيابي اطلاعات مورد بررسي قرار داده و به اين نتيجه رسيده است كه شمارههاي تركيبي اين ردهبندي قابل تجزيه به صورت خودكار هستند. وي كاربرد اين روش را بهويژه در بازيابي اطلاعات در محيطهاي پيوسته بسيار مؤثر ميداند (263:7، 271). ميچل نيز به تجربههاي جديدي اشاره ميكند كه از كاربرد اين ردهبندي براي سازماندهي سايتهاي شبكه جهاني وب حكايت دارد (13:19).
نظام ردهبندي ديويي، در حال حاضر، در بيش از 200000 كتابخانه در 135 كشور جهان بهكار ميرود (61:25)، به بيش از 30 زبان ترجمه شده (16: ج 1، ص XXXI)، و از مجموع 108 كتابشناسي ملي كه در 1996 مورد بررسي قرار گرفته، 55 كتابشناسي، يعني نزديك به 60 درصد آنها، بر اساس ردهبندي ديويي تنظيم شده است (86:1).
مآخذ: 1) بل، باربارا. "نظام ردهبندي دهدهي ديوئي در كتابشناسيهاي ملي". ترجمه اشرفالسادات بزرگي، در گزيده مقالات ايفلا (چين: 25-31 اوت 1996). زير نظر عباس حرّي. به همت تاجالملوك ارجمند. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1376، ص 86-99؛ 2) تامپسون، جيمز. تاريخ اصول كتابداري. ترجمه محمود حقيقي. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1366؛ 3) حقيقي، محمود. "مروري بر ردهبندي نظري و ردهبندي عملي". كتابداري. س. دهم، 3-4 (1366): 53؛ 4) داونينگ، جوئل سي. "صدمين سال ديويي". ترجمه محمود حقيقي. نامه انجمن كتابداران ايران. س. نهم، 3 (پاييز 1355): 362؛ 5) ديويي، ملويل. خلاصه ردهبندي دهدهي ديويي و نمايه نسبي. ترجمه ابراهيم عمراني. ويرايش پوري سلطاني. تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1372-؛1378 6) ريستيوس، جرالد ج. اي. "جنبههاي جامعهشناختي ردهبندي". ترجمه محمود حقيقي، در گزيده مقالات ايفلا (كوبا 21-27 اوت 1994). زير نظر عباس حرّي. به همت تاجالملوك ارجمند. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1374، ص 105-116؛ 7) كيائوليو، سونگ "تجزيه شمارههاي تركيبي ردهبندي دهدهي ديويي". ترجمه عبدالحسين فرجپهلو، در گزيده مقالات ايفلا (چين: 25-31 اوت 1996). زير نظر عباس حرّي؛ به همت تاجالملوك ارجمند. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1376، ص 262-277؛ 8) مان، مارگارت. اصول فهرستنويسي و طبقهبندي. ترجمه هوشنگ ابرامي. تهران: مركز خدمات كتابداري، 1351؛
9) Chan, Lois Mai. Cataloging and Classification: An Introduction. New York: Mc Graw - Hill, 1981; 10) Idem. "Dewey Decimal Classification: Edition 21 and International Perspectives", Presented at IFLA General Conference (62 nd: 25-31 Aug. 1946: Peking). Classification and Indexing Group. Workshop on DDC: ed. 21 and International Perspectives. Peking: IFLA, 1996, PP.1-6; 11) Comaromi, John P. "The Foundations of the Dewey Decimal Classification: The First Two Editions", in Melvil Dewey: The Man and the Classification. Edited by Gordon Stevenson and Judith Kramer Greene. Albany, N.Y.: Forest Press, 1983, PP. 136-196; 12) Custer, Benjamin A. "Dewey Decimal Classification". Encyclopedia of Library and Information Seience. Vol.7, PP. 128-141; 13) Dewey, Melvil. A Classification and Subject Index for Cataloguing and Arranging the Book, and Pamphlets of a Library. Amherst, Mass., 1876, Facsimile Repr. Albany, N.Y.: Forest Press, 1976; 14) Idem. Dewey Decimal Classification and Relative Index. 18th. ed. edited by Benjamin A. Custer. Albany, N.Y.: Forest Press, 1971; 15) Idem. Dewey Decimal Classification and Relative Index. 19th. ed. Edited by Benjamin A. Custer. Albany, N.Y.: Forest Pross, 1979; 16) Idem. Dewey Decimal Classification and Relative Index. 21th. ed. edited. by Joan S. Mitchell. Albany, N.Y.: Forest Press, a Division of OCLC, 1996; 17) Halsey, Richards. "Introductory Remarks", in Melvil Dewey: The Man and the Classification. Edited by Gordon Stevenson and Judith Kramer Greene. Albany, N.Y.: Forest Press, 1983, PP. 131-132; 18) Linderman, Winifred B. "Dewey, Melvil". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. 7, P.145; 19) Michell, Joans. "DDC 21: An Introduction", Presented at IFLA General Conference (62 nd: 25-31 Aug. 1996: Peking). Classification and Indexing Group. Workshop on DDC: ed.21 and International Perspectives. Peking: IFLA, 1996, PP. 1-13; 20) Idem. "DDC 21 and beyond: the Dewey Decimal Classification Prepares for the Future". Cataloging and Classification Quarterly. Vol.21, No. 2 (1995): 38-41; 21) Needham, Christopher D. "Dewey Decimal Classification in Reclassification: Rationale and Problems. Edited by Jean M. Perreault. College Park: University of Maryland, School of Library and Information Services, 1968; 22) Phillips, W. Howard. A Primer of Book Classification. 5th. ed. London: Association of Assistant Librarians, 1961; 23) Sayers, W.C. Berwick. Sayers' Manual of Classification for Librarians. 5th. ed. by Arthur Maltby. London: Andre' Deutsch, 1975; 24) Shera, Jesse H. Libraries and the Organization of Knowledg. Edited and with an Introduction by D.J. Foskett. London: Crosby Lockwood, 1966; 25) Sweeney, Russell. "The International Use of the Dewey Decimal Classification". International Cataloguing and Bibliographic Control. Vol. 24, No.4 (Oct.ـ Dec. 1995): 61-62; 26) Tauber, Maurice F.; Wise, E. "Classification Systems", in The State of the Library Art. Edited by Ralph R. Shaw. New Bruswick, N.J.: Rutger State University, Graduate School of Library Service, 1960, Vol.1, P.38; 27) Thornton, John L. Selected Readings in the History of Librarianship. 2nd. ed. London: The Library Association, 1966; 28) Wellisch, Hans H.; Smiraglia, Richard P. "Classification". World Encyclopedia of Library and Information Services, PP.207-212; 29) Wynar, Bohdan S. Introduction to Cataloging and Classification. 8th. ed. by Arlene G. Taylor. Englewood: Libraries Unlimited, 1992.
محمود حقيقي
[1]. Universal Decimal Classification (UDC)
[2]. Paul Otlet
[3]. Henri Lafontaine
[4]. Brussels Expansion
[5]. Manuel du Repertoire Bibliographique Universel
[6]. Referativnyi Zhurnal
[7]. Hans H. Welliscn
[8]. Richard P. Smiragla
[9]. Dewey Decimal Classification (DDC)
[10]. Melvil Louis Dewey
[11]. Amherst College
[12]. Classification and Subject Index for Cataloguing andArranging the Books and Pamphlets of a Library
[13]. Walter Stanley Bisco
[14]. Relative Subject Index
[15]. Integrity of Numbers
[16]. Forest Press, Inc.
[17]. Lake Placid Club
[18]. Benjamin A. Custer
[19]. Lacroix du Maine
[20]. Nathanil B. Shurtleff
[21]. Decimal System for the Arrangement andAdministration of Libraries
[22]. William Torrey Harris
[23]. St. Louis Public School Library
[24]. Jacob Schwartz
[25]. Apprentices' Library of New York
[26]. Natale Battezzati
[27]. Nuovo Sistema de Catalogo Bibliographic Generala,1871
[28]. Francis Bacon
[29]. Mnemonics
[30]. Analytico - synthetic
[31]. Enumerative
[32]. Faceted classifications
[33]. Facet indicators
[34]. Dewey Decimal Classification: Notes and Changes (DC)
[35]. Citation order
[36]. Abridged Decimal Classification and Relative Indexfor Libraries
[37]. Wellisch
[38]. Phillips
[39]. Chan
[40]. Sweeney
[41]. Riesthus
[42]. Institute International de Bibliographie
[43]. Comaromi
[44]. Arrays
بازگشت به فهرست مقالات ر