Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ر

 

روانشناسي خواندن. اين اصطلاح برابرنهاده كلمه Bibliopsychology (روان ـ كتاب ـ شناسي) است كه روباكين، نيكولا آلكساندرويچ1] ] در سال 1916 (68:3) براي مطالعه جنبه‌هاي روانشناختي خواندن ـ به‌ويژه در كتابخانه‌هاي عمومي ـ ابداع كرد (9:3)؛ و به دانشي اطلاق مي‌شود كه "خواندن" را با توجه به دو عامل "كتاب" (به‌عنوان موضوع خواندن) و "خواننده" (به‌عنوان فاعل خواندن) مورد مطالعه قرار مي‌دهد.

روانشناسي خواندن هم با نقد ادبي و هم با روانشناسيِ تربيتي متفاوت است. زيرا، در يك سو، منتقد ادبي كتاب را بدون در نظر گرفتن خوانندگان آن مطالعه مي‌كند؛ و در سوي ديگر، متخصص فنون خواندن مهارت‌هاي مطالعه را فارغ از كتاب‌هايي كه خوانده مي‌شود مورد بررسي قرار مي‌دهد.

به‌سبب همين عدم پيوند ميان فاعل خواندن و موضوع خواندن، روانشناسي خواندن را مي‌توان هم شاخه‌اي از روانشناسي و هم شاخه‌اي از علم كتابشناسي[2]  دانست. وابستگي به حوزه كتابشناسي را مي‌توان در نظريه‌هاي اتله، پل ماري گيسلن يافت. وي روانشناسي خواندن را زيرمجموعه‌اي از علم كتابشناسي مي‌داند و آن را "مطالعه برخورد ذهني ميان نويسنده و خواننده از طريق كتاب" تعريف مي‌كند (32:1).

قوانين روانشناسي خواندن. برخورد ذهني ميان نويسنده و خواننده به‌معناي انتقال ساده محتوا نيست، بلكه نظام پيچيده‌اي از فرافكني است كه مي‌توان آنها را تحت پنج قانون بيان كرد:

1. كتاب و عناصر آن، از جمله يكايك واژه‌ها، ابزارهاي انگيزش هستند كه در روان خواننده تجربه‌هايي خاص همان روان پديد مي‌آورند، و الزاماً همان تجربه‌ها را در روان ديگري ايجاد نمي‌كنند. كليه نهادهاي زبانشناختي فقط حالت ذهني را برمي‌انگيزند و انديشه‌اي را انتقال نمي‌دهند. معناي يك واژه و محتواي يك كتاب پديده‌هاي مجرّد روانشناختي هستند؛

2. كليه پديده‌هاي كلامي مبنايي زيست‌شناختي دارند و مبتني بر سلول‌هاي مغزي مربوط به حافظه هستند كه از ديرباز به امر ذخيره و نگهداري خاطرات پرداخته‌اند؛

3. از لحاظ اجتماعي، حافظه جمعي انسان متأثر از محيط، فرهنگ قومي، و مقاطع تاريخي خاصي است؛

4. هرچه تبادل ذهني ميان اسلاف دو فرد ـ يعني زمينه مشترك تفكّر، احساس، و الگوهاي رفتار ـ بيشتر باشد، تفاهم و ارتباط ذهني ميان آن دو فرد آسان‌تر ايجاد مي‌شود؛

5. از ديدگاه كتابداري، كتابي بيشترين تأثير را بر خواننده مي‌گذارد كه ساختار ذهني نويسنده آن مشابه ساختار ذهني خواننده باشد؛ به عبارت ديگر، هر دو از لحاظ روانشناختي به گونه واحدي تعلّق داشته باشند.

وجوه روانشناسي خواندن. روانشناسي خواندن را مي‌توان به وجوه يا بخش‌هاي زير تقسيم كرد: 1) وجه كلامي، كه به مطالعه پديدارهاي ناشي از اثرگذاري ذهني واژه‌هاي خاص مي‌پردازد؛ 2) وجه درون‌كلامي، كه روابط واژه‌ها را در متني واحد مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ 3) وجه فراكلامي، كه عبارات را به‌عنوان واحدهاي معني‌دار مطالعه مي‌كند؛ و 4) وجه جامعه‌شناسي خواندن، كه به مطالعه كتاب‌ها در بستر اجتماعي مي‌پردازد.

روش مطالعه روانشناسي خواندن. كتاب، نويسنده، و خواننده را مي‌توان پديده‌هايي دانست كه با دقتي نسبي قابل مطالعه هستند. به‌گفته روباكين "روانشناسي خواندن براي ادبيات، به‌منزله صوت‌شناسي براي موسيقي است".

فرايند خواندن كتابي خاص به‌وسيله خواننده‌اي خاص را مي‌توان جرياني قابل مشاهده و كنترل دانست. در اين روش، سرعت فرايند خواندن، با قرار دادن هر واژه در سطري مستقل، مهار مي‌گردد و از خواننده مي‌خواهند كه واكنش‌هاي خود را نسبت به هر واژه در مقوله روانشناختي خاصي ثبت كند يا از آن بگذرد. آنچه ذيل هر مقوله گرد آمده با هم جمع و سپس نسبت به كل سنجيده مي‌شود. نتايج به‌دست آمده را مي‌توان از يك سو درباره خواننده (اثرگذاري كتاب بر خواننده) و از سوي ديگر درباره كتاب (اثرپذيري خواننده از كتاب) مورد مطالعه قرار داد.

روانشناسي خواندن و كتابداري. با استفاده از روش مطالعه روانشناسي خواندن مي‌توان خوانندگان و كتاب‌ها را دسته‌بندي كرد. كار هدايت خواندن را مي‌توان از طريق ضبط رده يا مقوله روانشناسي خواندن در فهرستبرگه كتابخانه و كارت عضويت خواننده آسان‌تر كرد.

بدين ترتيب، فهرست مبتني بر اصول روانشناسي خواندن، دو و يا شايد سه نماد رده‌بندي را براي هر كتاب نشان مي‌دهد: يكي براي موضوع، ديگري براي گونه روانشناختي، و سومي براي نوع خواننده‌اي كه كتاب مي‌طلبد (مقدماتي يا پيشرفته).

مؤسسه بين‌المللي روانشناسي خواندن[3] . اين مؤسسه در سال 1916 تحت حمايت مشترك مؤسسه بين‌المللي كتابشناسي[4]  و مؤسسه ژان ژاك روسو[5]  و به سرپرستي نيكولا روباكين تأسيس گرديد و تا زمان مرگ روباكين در 1946 فعّال بود. اما پس از آن تعطيل شد و نوشته‌هاي وي به بخش نسخ خطي كتابخانه لنين در مسكو انتقال يافت.

روانشناسي خواندن امروزه چندان شناخته‌شده نيست و پژوهش چنداني در اين زمينه صورت نگرفته و آثار مربوط به آن از شمار اندكي مقاله و پايان‌نامه فراتر نمي‌رود (2: 432-435).

 

مآخذ :

1) Otlet, Paul. TraitÅ de Documentation, 1934; 2) Simsova, S. "Bibliopsychology". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. 2, PP. 432-435; 3) Idem. Nicholas Rubakin and Bibliopsychology. Translated by M. Mackee ; G. Peacock. Connecticut (U.S.A.): Archon Books and Clive Bingley LTD, 1968.

                عباس حُرّي

 

 

بازگشت به فهرست مقالات ر