Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    
 

بازگشت به فهرست مقالات ر

 

روباكين، نيكولا آلكساندرويچ[6] . وي نويسنده بزرگ روس، كتابشناس، و آغازگر نظريه "خواندن"، در اوايل 1862 در اورانين‌باوم[7] ، شهر مركزي كوچكي نزديك سن پترزبورگ، زاده شد. پدرش فردي درستكار، مهربان، مذهبي، و بسيار مورد علاقه مردم و بيش از 20 سال شهردار بود. پدر نيكولا به تحصيل و گرايش‌هاي سياسي او توجهي نداشت، اما مادرش اهل مطالعه بود و نيكولا را نيز به خواندن كتاب و مطالعه در حوزه علوم تشويق مي‌كرد.

در سال 1874 خانواده نيكولا از اورانين‌باوم، كه مدرسه متوسطه‌اي نداشت، به سن پترزبورگ نقل مكان كردند. در آغاز،روباكين پس از گذراندن امتحاني موفقيت‌آميز، براي تحصيل در مدرسه متوسطه پذيرفته شد، اما وي مدرسه را دوست نداشت و گرايش او به سمت مطالعه در علوم و ادبيات بود؛ به‌طوري كه يكي از معلمانش اظهار داشت كه او مي‌تواند نويسنده شود. در سال 1875، مادر نيكولا نخستين كتابخانه عمومي را در سن پترزبورگ تأسيس كرد و نيكولا كه 13 سال داشت نخستين كتابدار اين كتابخانه شد. دو سال بعد (1877)، نخستين فهرست كتابخانه كه مبتني بر 1500 عنوان كتاب بود توسط روباكين تدوين شد. وي از سنين جواني نوشتن را آغاز كرد. در سال 1878، زماني‌كه پانزده ساله بود، مقاله‌اي در مجله >خواندني‌هاي كودكان<[8]  منتشر كرد و بدين ترتيب نخستين حقوق خود را نيز در ازاي آن دريافت داشت. اين كار موجب بهبود شأن و مقام او نزد پدرش گرديد و سبب شد تا از آن پس با مشغله او به‌عنوان محقق و نويسنده مخالفت نكند. روباكين، از سال 1879، بي‌وقفه مي‌نوشت. وي به سبك و سياق خاصي كه در بسياري از كتاب‌ها و رساله‌هاي او مشهود است وفادار ماند.

در اين دوره، بيش از 80 درصد مردم روسيه بي‌سواد بودند و روشنفكران در بحث‌هاي ادبي براي روشنگري مردم شركت مي‌كردند. كلاس‌هاي بزرگ كارگري براي ارتقاي دانش آن طبقه تأسيس شد. روباكين به‌دقت مواد خواندني اين كلاس را مطالعه مي‌كرد و نخستين كسي بود كه به نيازهاي آنان در خواندن پي برد. بسياري از پژوهش‌هاي روباكين بر اصول خودآموزي مبتني است (61:1).

در 1881، وي پس از فراگيري آموزش زبان لاتيني و يوناني، آزمون ورودي دانشگاه در رشته زيست‌شناسي را با موفقيت گذراند، بدون آنكه مانعي براي علاقه او به رشته‌هاي هنر، حقوق، و ادبيات ايجاد كند.

در 1884 به عضويت سازمان انقلابي در آمد و متعاقب آن براي مدت يك سال بازداشت شد و آموزش براي او ممنوع گرديد. همين امر او را به نوشتن بيشتر واداشت. از سال‌هاي 1887 تا 1892 به نوشتن مقاله‌ها و كتاب‌هايش ادامه داد. در حالي‌كه بر كار كارگران پدرش در يك كارخانه كوچك كاغذسازي نظارت داشت، به آنها خواندن و نوشتن آموخت. كتاب‌ها و مقاله‌هايي در حوزه علوم به آنها امانت مي‌داد و پس از پايان ساعات كار كارخانه، در آنجا مجالس ادبي تشكيل مي‌داد. در 1891، به ابتكار روباكين موزه آموزشي سيّار تأسيس شد؛ كه در آنجا نيز مانند كتابخانه، نمونه‌هايي از منابع تاريخ طبيعي، كاني‌شناسي، و زمين‌شناسي، تجهيزات فيزيكي، و مواد شيميايي به استفاده‌كنندگان امانت داده مي‌شد. بعدها فردي ثروتمند، به نام كومتزه پانينا[9] ، به حمايت از انديشه‌هاي روباكين برخاست و ساختماني جديد و مجهّز به آزمايشگاه، رصدخانه، و تالار سخنراني در اختيار وي قرار داد.

در سال 1891، روباكين رهبر "كميته مبارزه با بي‌سوادي" شد و سخنراني قابل توجهي درباره آموزش همگاني ايراد كرد كه موجب شهرت وي گرديد. در 1892، سازماندهي مجدد كتابخانه را برعهده گرفت، مجموعه‌اي از كتاب‌هاي علوم ـ به‌مفهوم جديد آن زمان ـ را گردآورد، و مجموعه‌اي از كتاب‌هاي مرجع را طبقه‌بندي كرد. وي معتقد بود كه "كتابخانه بايد تأثيرگذار باشد نه آنكه مانند فروشگاه كتاب آنها را فقط كنار يكديگر بچيند. كتاب يك مشاور، راهنما، و دوست است. كتاب را بايد به‌سوي خواننده گسيل داشت تا او را از انتظار برهاند". وي دو كتابخانه از بزرگ‌ترين كتابخانه‌هاي خصوصي روسيه را تأسيس كرد. كليه فعاليت‌هاي او در حوزه "آموزش علوم" و "نظريه خواندن" در كتابخانه‌ها متمركز بود. براي او بسيار مشكل بود كه خود را بدون كتابخانه تصور كند و حتي آنچه وي را از مراجعت به روسيه پس از انقلاب باز داشت، كتابخانه عظيمي بود كه در سوئيس بنا كرده بود. حكومت تزاري و نظام امنيتي روسيه نسبت به فعاليت‌هاي روباكين نظر مساعدي نداشت؛ لذا در سال 1895 به ريازان[10]  تبعيد شد. در سال 1900 مجموعه كتابخانه روباكين حدود 60000 جلد كتاب بود و هفت سال بعد به 130000 جلد كتاب رسيد. تنها ثروت روباكين كتاب‌هايي بود كه در طول سي سال جمع‌آوري كرده بود و بدون هيچ قيد و شرطي در اختيار مردم روسيه مي‌گذاشت. ناشران روسي و نويسندگان نسخه‌هاي اهدايي از نشريات خود را براي او مي‌فرستادند. روباكين چون پول نداشت، خود به‌ندرت كتاب مي‌خريد و انتظار داشت كتاب‌ها به او اهدا شود. در واقع، او مجموعه‌دار نبود، به قيمت و نادر بودن كتاب‌ها و توليد و صحافي آنها توجه نداشت، بلكه به محتواي آنها مي‌انديشيد. داوري او نسبت به يك كتاب به ميزان علاقه‌اش به آن كتاب بستگي داشت، حتي اگر فرسوده و پاره مي‌بود.

در فاصله سال‌هاي 1919-1920، روباكين مطالعاتش را در زمينه روان‌شناسي و زبان ادامه داد. وي سبكي در نگارش ابداع كرد كه روشن و عاري از واژه‌ها و اصطلاحات پيچيده يا خارجي بود، و بعدها به سبك روباكين شهرت يافت. روباكين با بيش از بيست هزار نفر از خوانندگان كتاب‌ها مكاتبه داشت، و همين تماس‌ها به او مجال مي‌داد تا اطلاعات كافي براي تنظيم نظريه‌اش در مورد "روانشناسي خواندن"[11]  گردآوري كند. روباكين به‌همراه دوستان خود فورل[12] ، كلاپارد[13] ، فرير[14] ، اتله، پل ماري گيسلن[15] ، و ديگران بخش "روان‌شناسي خواندن" را در مؤسسه ژان ژاك روسو[16]  در ژنو ايجاد كرد كه در سال 1922 به لوزان منتقل شد و به مؤسسه "روان‌شناسي خواندن" مستقر در كتابخانه روباكين مبدّل گرديد. در همان سال، وي دو جلد از كتاب >مقدمه‌اي بر روان‌شناسي خواندن<[17]  را منتشر كرد.

در جنگ جهاني دوم براي هميشه ارتباط روباكين با روسيه قطع شد و پس از آن، گرچه سالخورده و بيمار بود، هنوز به‌شدت كار مي‌كرد و بدون استفاده از هيچ تعطيلي، حتي روزهاي يكشنبه، زندگينامه خود را مي‌نوشت. تيره‌بختي كشورش براي او مايه رنج و عذاب بود و او فقط به عشق ارتباط دوباره با هموطنانش زنده بود. از سال 1942 به بعد، وي درصدد كمك به زندانيان روسي برآمد كه از آلمان فرار كرده و توسط مقامات سوئيسي توقيف شده بودند. بيش از ده هزار جلد كتاب از كتابخانه خود را به اردوگاه آنها فرستاد و به اين ترتيب كوشيد به آنها تسلّي دهد.

روباكين لذت شكست قطعي فاشيسم را تجربه كرد و با علاقه بسيار براي سرانجام بخشيدن به آخرين كتابش، يعني >روان‌شناسي خواندن<، تلاش مي‌كرد.

روباكين، در 23 نوامبر 1946 درگذشت. در 1948 مجموعه‌اي از كتاب‌هايش از لوزان به كتابخانه لنين در مسكو انتقال يافت و در محلي اختصاصي، به نام مجموعه روباكين، مستقر گرديد.

 

مأخذ:

Rubakin, A. N. "The Life of Nicholas Rubakin", in simsova, Silva. Nicholas Rubakin and Bibliopsychology. translated by M. Mackee; G. Peakak. Connecticut (USA): Archan Books and Clive Bingley LTD, 1968, PP. 58-67.

                ترجمه پروين احتشامي

            تلخيص و بازنگاري نرگس نشاط

 

 

 



[1]. Nicholas Rubakin

[2]. Bibliology

[3]. International Institute of Bibliopsychology

[4]. International Institute of Bibliography

[5]. Institute J.J. Rousseau

[6]. Rubakin, Nicholas Alexandrovich

[7]. Oranienbaum

[8]. Readings for Children

[9]. Comtesse Panina

[10]. Riazan

[11]. Bibliopsychology

[12]. Forel

[13]. Claparede

[14]. Ferriere

[15]. Paul Otlet

[16]. Institut J.J Rousseau

[17]. Introduction to Bibliopsychology

 

بازگشت به فهرست مقالات ر