Skip Ribbon Commands
Skip to main content
سایت دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی
    آ         الف       ب       پ       ت       ث       ج       چ       ح       خ       د       ذ       ر       ز       ژ       س       ش       ص       ض       ط       ظ       ع       غ       ف       ق       ک       گ       ل       م       ن       و       ه       ی    

بازگشت به فهرست مقالات ر

 

رَنْگهْ نويسي. اين مفهوم در لغت به‌معناي نوشتن با رنگ (مركّب‌هاي رنگين) است و در عُرفِ خوشنويسان، خوشنويسي با مركّب‌هاي الوان يا طلا (زر) و نقره (سيم) حلّ يا محلول لاجورد، سيْلُو و ژنگار (زنگار) را مي‌گفته‌اند. خطاط يا كاتبي كه با انواع مركّب‌هاي رنگين مأخوذ از نباتات و معدنيات كتابت مي‌كرده، به‌عنوان "رنگه‌نويس" و خط او نيز "خط رنگه" يا "خط رنگي" ناميده مي‌شده است (1: 374؛ 4: 667).

رنگه‌نويسي در تاريخ خوشنويسي پيشينه‌اي ديرينه ندارد، بلكه از سده 9 ق. در نزد خوشنويسان شناخته شده است. البته در نوشتن سرفصل‌ها و عنوان‌هاي نسخه‌هاي خطي و هم در كتابت سرسوره‌ها و اسماي حُسني در نسخه‌هاي قرآن، از ديرباز نوشتن با مركّب‌هاي الوان مانند سفيداب، سيْلُو شنگرف، زر و سيم محلول، و آب زعفران معمول بوده است؛ اما در سده 9 ق. بعضي از مُصحف‌نويسان در كتابت نسخه‌هاي قرآن به تنوع و تفنن در رنگ مركّب توجه كردند و نسخه‌هايي از قرآن مجيد كتابت شد كه در هر صفحه آنها سه سطر به‌صورت جَلي و گُنده مي‌آمد و اين سه سطر را خوشنويسان با استفاده از مركّب‌هاي الوان، مانند زر محلول، محلول لاجورد، و نقره حل‌شده مي‌نوشتند.

بي‌گمان اين نوع نسخه‌هاي قرآن ـ كه در عرف نسخه‌شناسان معاصر به قرآن سه خطي شهرت يافته است ـ انگيزه كتابت با مركّب‌هاي الوان يا رنگه‌نويسي را در عصر تيموريان ايجاد كرده و در عصر صفوي بر رونق و گستره آن افزوده است؛ تا جايي كه خوشنويساني چون مولانا علي رستم و سليم نيشابوري ـ كه بيشتر با مركّب الوان كتابت مي‌كرده‌اند ـ با شهرت رنگه‌نويس شناخته شده بودند (3: 272؛ 70:2).

رنگه‌نويسي در قلمرو خوشنويسي كاري دشوار بوده است؛ زيرا نوشتن با محلول زر، نقره، لاجورد، سيلو، و ژنگار، به‌سبب وجود براده‌هاي فلزي و معدني در اين نوع از محلول‌ها، كه بر شَقّ و قَطَّ قلم‌ني تأثير مي‌گذاشته، از عهده همه خوشنويسان برنمي‌آمده است. دليل اينكه رنگه‌نويسي در حوزه چند سطر از نسخه‌هاي قرآني و يا نوشتن قطعه‌ها و رُقعه‌هاي خط ـ كه داراي دو تا چهار سطر بوده‌اند ـ محدود مي‌شده نيز ناشي از دشواري در رنگه‌نويسي بوده است.

كاغذي كه رنگه‌نويس از آنها استفاده مي‌كرده، به‌لحاظ رنگ، با كاغذ روشن و نيم‌رنگ ديگر كاتبان تفاوت داشته، به‌طوري كه خوشنويس در رنگه‌نويسي عموماً از كاغذهايي كه داراي رنگ‌هاي تيره و تاريك بوده استفاده مي‌كرده است؛ زيرا مركّب‌هاي الوان، خاصّه محلول زر و سيم، بر اين گونه كاغذ، بيشتر قابل رؤيت بوده و به چشم مي‌آمده است؛ چنان‌كه شاعري گفته است: رنگ‌هايي كه تيره‌رو باشد/ خطِ رنگي در او نكو باشد (1: 374).

رنگه‌نويسي امروزه نيز، مانند گذشته، در ميان خوشنويسان رواج دارد؛ با اين تفاوت كه خوشنويس امروزي به‌جاي مركّب‌هاي الوان نباتي و معدني، از جوهرهاي رنگين استفاده مي‌كند كه عاري از هرگونه براده و ذره‌هاي مركّب الوان پيشين است. به همين سبب، رنگه‌نويسي معاصر به دشواري رنگه‌نويسي گذشته نيست.

 

مآخذ: 1) بخاري، محمد. "فوايد الخطوط"، در نجيب مايل هروي. كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1372، ص 355-456؛ 2) عالي افندي، مصطفي بن احمد. مناقب هنروران. ترجمه توفيق ه  . سبحاني. تهران: سروش، 1369؛ 3) گواشاني هروي، دوست محمد. "ديباچه". در نجيب مايل هروي. كتاب آرايي در تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1372، ص 257-276؛ 4) مايل هروي، نجيب. كتاب‌آرايي در تمدن اسلامي: مجموعه رسائل در زمينه خوشنويسي، مركب‌سازي،... . مشهد: آستان قدس رضوي، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1372.

 نجيب مايل هروي

 

بازگشت به فهرست مقالات ر